رشته مدیریت-دانلود پایان نامه درباره سایت های خبری

0 Comments

این است هنگامی که مجمع روحانیون مبارز در اقدامی صدرصدضد انقلابی برای اینکه ارزش خطبه های مقام معظم رهبری رااز فصل الخطایی بیندازد، اعلام کرد، روز شنبه بعداز نماز جمعه در میدان انقلاب تجمع خواهد داشت،از جمعیت 300-400 هزار نفری حاضر در راهپیمایی روز دوشنبه تنها حدود 15 هزار نفر در آن تجمع شرکت کردند؛ معلوم بود مابقی متنبه شده اند ومسیر خود را تغییر داده اند. چند روز بعد هم که هواداران برای تجمع در میدان بهارستان فراخوانی کردند حدود 4-5هزار نفر به آنها پاسخ دادند ودر نهایت برای فرا خوانی چند روز بعد در میدان هفت تیر فقط چند صد نفر حاضر شدند تا اینکه به مرور هر گونه تجمعی منتفی شد.از روز شنبه 30 خرداد به بعد این ارازل واوباش اجیر شده بودندکه بر اساس برنامه ودستور در تجمعات خشونت آمیز شرکت می کردند که در نهایت از آنها هم چیزی باقی نماندوسازمان آنها فرو پاشید.(همان:صص241-238).
حوادث پس از22 خرداد1388
جمعه پر شور 22خرداد ماه را می توان یکی از باشکوه ترین روزهای ملت ایران دانست که حضور چهل میلیونی مردم در انتخابات در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامی از عظمت مردمی ترین انقلاب تاریخ بشریت خبرمی داد.در حالی که به نظر می رسید فردای انتخابات سراسر ایران باید منتظر شکل گیری فضای شاد وپر شور ناشی از خلق این صحنه تاریخی باشد،متاٌسفانه حوادثی به وقوع پیوست که تا حدی توانست این جشن شادمانی بزرگ را تحت الشعاع قرارداده وکام ملت را تلخ کند.جریان مدعی قانون،که منطقا می بایست به نتایج انتخابات قانونی کشور پایبندباشد،بلوایی آفرید که به بخشی از ابعاد وزوایای آن می پردازیم.
ادعای پیروزی و تهدید نظام در صورت باخت
اولین گام دربرنامه تبلیغی جریان دوم خرداد در هنگام بر گزاری انتخابات ایجاد یک جنگ روانی واعلام زود هنگام پیروزی در انتخابات بود.دراین میان سایت های خبری متعدد این جریان همزمان به درج اخباری مبنی برپیش افتادن موسوی در انتخابات مشغول شدند.به عنوان نمونه سایت تابناک همسو با این جریان در مطلبی باعنوان “آراء خاموش به صحنه آمدند”می نویسد:
«مشاهدات وگفتگوی خبرنگار ایلنا با برخی از راٌی دهندگان حاکی از آن است که بسیاری از کسانی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 در انتخابات شرکت نکرده اند وبه راٌی خاموش تبدیل شده بودند،پس از 8سال در انتخابات شرکت می کنند.براساس این گزارش پیش بینی می شود نتیجه انتخابات در مناطق حومه شهر تهران بر خلاف برخی پیش بینی ها که از راٌی مطلوب کاندیدای خاصی حکایت می کرد،کاملا به نفع کاندیدای دیگری رقم بخورد»(سایت فردا،22/03/88:کد خبر84921).
آقای هاشمی رفسنجانی نیز به طور ابهام آمیز دغدغه خود رادر باره سلامت انتخابات اعلام کرد ودر هنگام راٌی دادن گفت«بسیار مهم است که این انتخابات به گونه ای برگزار شود که هیچ کس نتواند شبهه افکنی کند وهمه بپذیرند آنچه که از صندوق بیرون می آید همان باشد که مردم رأی دادند.»(سایت تابناک،22/03/88، کد خبر 51603) .
عفت مرعشی، همسر آقای هاشمی نیز پس از اینکه رأی خود را به صندوق انداخت،خطاب به مردم و خبرنگاران گفت«شما شاهد هستید که من راٌی خودنام میرحسین موسوی را نوشتم وامیدوارم که تقلبی صورت نگیرد که اگر این اتفاق بیافتد من در پل صراط از آنها نخواهم گذشت». وی سپس باحمله به دکتر احمدی نژاد گفت«امیدوارم احمدی نژاد ودوستان خوارجش از مردم پاسخ در یافت کنند». مرعشی ادعا کرد «اگر تقلب نشود،موسوی رئیس جمهور می شود،ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر اینگونه شود،مردم به خیابان ها می آیند واعتراض می کنند!»(سایت رجانیوز،22/03/88) .
اعلام نتایج و وضعیت “کما” برای جبهه دوم خرداد
اخبار اعلام شده، ستاد جنگ روانی دوم خرداد را برای لحظاتی به کما برده بود. محمدعلی ابطحی مشاور برجسته خاتمی وبه ظاهر حامی این روزهای کروبی در وبلاگش، وضعیت اردوگاه دوم خرداد را چنین توصیف می کند:«دیشب اما شب تلخ شوک آوری شد.خبرها،مثل چهار سال پیش با اعلام زودرس خبر گزاری فارس وکیهان شکل گرفت.اول باور کردنی نبود.کم کم که خبرها جلو رفت،خبرها داشت مثل یک کوه سنگین در برابر چشم کسانی که دیده بودند واقعیت این نیست ،رسمی می شد…این بار مسئله خیلی مهمتر از تقلب بود. خیلی ها اسم آن را کودتای سفید می گذارند.باستادهای مختلف در تماس بودم.مگر می شد خوابید؟دوباره رفتم پیش آقای کروبی یک بارش ساعت 2 بامدادبود.بادوستان مختلف در ستاد آقای موسوی صحبت کردم.همه شوکه بودند. هر وقت فرصت می کردم به فیس بوک وفرندهای نگران آنجا سر می زدم.دوستانی که این بار انتخاب کرده بودندونتایج رامی دیدند وداشتند دق می کردند،می خواستند حرف های امیدوار کننده بزنم .من هم از این خبرها نداشتم.شرایط سختی بود».( سایت وب نوشته ها،23/03/88) .
خروج از کما،سرآغاز اغاز اقدامات غیر قانونی بود که باهدف زیر سوال بردن انتخابات طراحی شده بود.
اتهام”تقلب”و آغاز”اردوکشی های خیابانی “برای ابطال انتخابات
درحالی که ملت آماده برگزاری جشن پیروزی به خاطر تحقق بزرگترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی ایران می شد،پروژه دیگری راکلیدخورد وآن زیر سؤال بردن انتخابات بود.در این مرحله بود که سناریوی ترویج اتهام تقلب در انتخابات واردوکشی خیابانی بایکدیگر پیوند خوردوکار به اجرای سناریوی نافرمانی مدنی کشیده شد.
اولین بیانه میرحسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده در ظهر روز شنبه 23خرداد 1388 صادر شد.دراین بیانیه-که آغازگرآشوب ها واغت
شاشات چند روزه در کشور بود-ضمن متهم کردن مسئولین انتخابات به شعبده بازانی که امانتدار نبوده وبرای حاکمیت دروغ واستبدادتلاش می نمایند،اعلام کرد که تسلیم این صحنه آرایی خطر ناک نخواهد شد و موج سبز(!؟) را ادامه خواهد داد. در بخشی از این بیانیه که ملامال از اهانت و اتهام علیه نظام اسلامی است آمده است:
«نتایجی که برای دهمین دوره ریاست جمهوری اعلام ش بهت آوراست. مردمی که در صف های طولانی اخذ راٌی شاهد ترکیب آرا بودند وخودمی دانندکه به چه کسی راٌی داده اند،باحیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات وصدا وسیما نگاه می کنند.آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه وتوسط چه کسانی ومقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.
اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود وتخلفات آشکار وفروان روز انتخاب هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم ومی بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وحاکمیت دروغ واستبدادنیست.
اینجانب طبق وظیفه شرعی وملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند مخاطره خواهم پرداخت وآثار نابودکننده آن رابر سرنوشت کشور توضیح خواهم دادوترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای مؤثر در نظام رابه توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند ودنیا وآخرت آنان رادر معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد».
همان روز موسوی در بیانیه دوم خود بر خلاف بیانه اول،درظاهر هوادارنش رابه آرامش دعوت کرد وچنین نوشت:«در عین حال قاطعانه از شما می خواهم هیچ فرد یاگروهی در معرض صدمه قرار نداده آرامش ومتانت خویش رااز دست ندهیدوهمگان درهرحال حساب خود رااز هر گونه رفتار خشونت آمیز جدا نمایند».
بلافاصله مجمع روحانیون مبارز که آبروی سیاسی خود راباپیروزی میرحسین گره زده بود به میدان آمد وبا صدور بیانیه ای سخن موسوی رامبنی برابطال انتخابات تکرار کرد:
«در این انتخابات صرف نظر از نتیجه ای که معلوم شد آنچه موجب تاٌسف ونگرانی بیشتر است اعمال نوعی مهندس آراء گسترده در این دوره است».
سازمان مجاهدین نیز با ورود به عرصه بیانیه نویسی، همسوی با موسوی ومجمع بیانیه ای شدیدالحن ومملواز تهمت وناسزا به دولت قانونی جمهوری اسلامی،با بهره گیری از تاکتیک فراربه جلو،مدعی وقوع انقلاب مخملین توسط مسئولین نظام گردید.
در فضای ایجاد شده آقای کروبی که کمترین آراء را کسب کرده بود، نیز مدعی شده و با بیانیه ای نتیجه انتخاب ملت را زیر سؤال برد و نوشت:
« من بار دیگر اعلام می کنم انتخاباتی که با حضور پر شکوه ملت ایران برگزار شد نباید وسیله سوء استفاده قرار گیرد و نتایج اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از آن فاقد و جاهت ملی و صلاحیت اجتماعی است و از این رو آقای محمود احمدی نژاد را رئیس جمهور ایرا نمی دانم».(24/3/88)،(جمعی از نویسندگان ،1389 :252) .
انتحار سیاسی
بیانیه شماره پنج میرحسین که صبح روز 30خرداد ماه در فردای بیانات رهبری معظم صادر گردید،نشان دادموسوی در مسیری خطرناک گام بر می داردکه آینده روشنی برای آن متصور نیست ومشاورین وی در اتاق جنگ روانی که اغلب آن رااعضای افراطی سازمان مجاهدین،حزب مشارکت ومجمع روحانیون تشکیل می دهند،به وی به عنوان گزینه ای یکبار مصرف می نگرند که تاریخ آن در این انتخابات به سر آمده است.موسوی دراین بیانه ضمن تن ندادن به مسیر مشخص شده توسط قانون اساسی،بازیرسؤال بردن شورای نگهبان،در برابررهنمودهای مهم رهبری انقلاب ایستاده ومی نویسد:
«اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن برآنچه در انتخابات گذشت مسئولیت آن را پذیرفته اند وبرای نتایج هر گونه تحقیق ورسیدگی بعدی حد تعیین کرده اند،به صورتی که این رسیدگی ها موجب ابطال انتخابات نشود ونتایج آن را تغییر ندهد،حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.ازما خواسته می شود که در این شورای نگهبان پیگری کنیم،حال آنکه این شورا در عملکرد خود چه قبل،چه حین وچه بعد از انتخابات عدم بی طرفی خود رابه اثبات رسانده است ونخستین اصل در هر داوری رعایت بی طرفی است.
اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم در خواست ابطال انتخابات وتجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بی طرفانه از طریق یک هیاًت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد،نه آن پیشاپیش امکان ثمر بخش بودن آن منتفی اعلام شود، یابا طرح احتمال خونریزی،مردم از هر گونه راهپیمایی وتظاهرات باز داشته شوند».
موسوی که همچنان براسب تندخویی وناسزاگویی سوار بود،در ادامه می نویسد:«آنچه این برادر شما در یافتن این راه حل های جدید،خصوصاً به جوانان عزیزتوصیه می کند این است که نگذارید دورغگویان ومتقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند ونااهلان ونامحرمان،میراث گرانقدر انقلاب اسلامی راکه اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند».
وی علی رغم توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی،برکشاندن هوادارانش به طور غیر قانونی در صحنه به منظور فشار بر نهادهای قانونی اصرارمی ورزید.
موسوی نشان دادکه بر خلاف پیش بینی های جریان افراطی دوم خردادکه خاتمی را عنصری مناسب برای تحقق اهداف این می دانستند،وی از ظرفیت های بیشتری برای ساختار شکنی وانتحار برخوردار است.
مجمع روحانیون مبارز وبزرگداشت حرکت مسلحانه منافقین در 30 خرداد
60
در این میان اقدام تاًمل برانگیز مجمع روحانیون مبارز نیز نقش بسزایی در تداوم اغتشاشات ودرگیری های بعد از نماز جمعه مقام معظم رهبری داشت طی این اقدام مجمع روحانیون روز سه شنبه (26/3/88)در خواست راهپیمایی را برای روز شنبه 30 خرداد(مصادف باسالروز آغاز حرکت تروریستی منافقین در سال 1360)از میدان انقلاب تامیدان آزادی،به فرمانداری تهران ارسال کرد. این در حالی بود که روز قبل از آن خبر گزاری ها از بر گزاری نماز جمعه تهران به امامت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای خبر داده بودند.
مردم ایران که دراین ایام سخت نگران وضعیت کشور بودند،همگی منتظر بودند تارهنمودهای رهبری رابه گوش جان بشوند در این میان خبر اقامه نماز جمعه به امامت ایشان،پایانی بود براین انتظار این بود که گروه ها وجریان های سیاسی نیز همسو با ملت به استقبال رهنمودهای حکیمانه رهبر معظم انفلاب بروندوتا بر گزاری نماز جمعه وشنیدن سخنان ایشان از هرگونه اقدام نسجیده دوری کنند،لیکن مجمع روحانیون مبارز در اقدامی مشکوک وپر ابهام،پیشاپیش برای روز شنبه –فردای بر گزاری نماز جمعه – در خواست راهپیمایی کرد.
پخش این خبر از شکل گیری سناریویی جدید خبر می داد واین بار بازیگر صحنه گروهی بود که خود را وابسته به خط امام ونزدیکترین گروه به اندیشه های امام(ره)معرفی می نمود. روز پنج شنبه مجمع روحانیون ضمن تاکید بردر خواست پیشین حتی گسترش سطح آن،برای برگزاری راهپیمایی وتجمع در شهرها ومیادین سراسر کشوردر خواست مجوز کرد.این کار که توسط کار شناسان سیاسی اقدامی فتنه انگیزانه وبه قصد تحت الشعاع قرادادن سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در نماز جمعه تهران،ارزیابی می شد،در کارنامه مجمع مدعی خط امام وولایت مطلقه فقیه،ثبت گردید.
تعلل چند ساعته ومشکوک دبیر مجمع روحانیون در لغو راهپیمایی 30خردادبدون وجود کوچکترین توجیه را هرگز نمی توان در شکل گیری آشوب های آن روز نادیده گرفت؛تعللی که موسوی خوئینی ها،خاتمی ودیگراعضای این مجموعه را از شکایت خانواده های کشته شدگان،مجروحین ومالباختگان در امان نگه نخواهد داشت.
بیانه لغو تجمع غیر قانونی مجمع روحانیون که ساعت ها معطل امضای دبیر مجمع ماند،را شاید بتوان تلاش برای خالی کردن شانه از بار مسئولیت وپیامدهای آشوب خیابان آزادی تلقی کرد.
البته تکلیف این نوع رفتارهای مشکوک،پیش از این از سوی رهبر معظم انقلاب مشخص شده بود.ایشان در جمع نماز گزاران میلیونی تهران بابیان اینکه «اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون رازیر پا بگذارند،خواسته یا ناخواسته،مسئول خون ها،خشونت ها وهرج مرج ها خواهند»،تکلیف فرماندهان آشوب را به وضوح روشن کرده بودند.
ماجرای این روز پر تاًسف در تاریخ انقلاب اسلامی بار دیگر به طور وارونه در بیانیه شماره شش (31/3/88)موسوی به تصویر کشیده شد.وی به جای ابراز برائت از اغتشاشات غیر قانونی از خبر دلخراش شهادت گروهی دیگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخیر ابراز تاسف کرد؛بدون آنکه مشخص کند این کشته شدگان چه کسانی بودند.
موسوی در ادامه بیانیه ضمن دعوت به پرهیز از خشونت،نیروهای انتظامی را خطاب قرار داده می گوید:«در عین حال از نیروهای نظامی وانتظامی انتظاردارم نگذارند خاطرات این ایام لطمه های جبران ناپذیر به روابط آنها ومردم بزند».
همدردی با خانواده های کشته شدگان این اغتشاشات،پایان بخش این بیانیه موسوی است.خاتمی نیز دراین میان به پشت گرمی موسوی ومجمع به صحنه آمد وبا صدور بیانه ای مشابه که حکایت از تدوین همه آنها توسط مرکزی واحد داشت،به دفاع از اغتشاشات پرداخت وچنین نوشت:«ضرب وجرح وارعاب که نمونه تاٌسف آوران رادر روز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *