پایان نامه ارشد رایگان درباره 1382:

0 Comments

عرضه می دارد. دانش پزشکی از مدتی قبل این توان را پیدا کرد که به وسیله تلقیح مصنوعی بسیاری از نواقص و عیوب زن و را در تولید نسل جبران کند. این عمل (تلقیح مصنوعی) بدوا به منظور اصلاح نژاد و تکثیر نسل حیوانات اهلی به کار گرفته شده بود. اولین آزمایش را یکی از دانشمندان آلمانی به نام لدویگی جاکوبی در سال 1765 میلادی روی ماهی ها انجام داد. (صفایی، 1380: 99) و سپس در ایتالیا و بعدا در روسیه تلقیح مصنوعی روی حیوانات انجام گرفت و کم کم به انسان نیز تعمیم یافت. دانشمندان در سال 1799 در انگلستان، در سال 1866 میلادی در ایالات متحده آمریکا و در سال 1868 در فرانسه ودر بیمارستان زنان (نیویورک سیتی) آزمایش های خود را انجام دادند. ده سال بعد یکی ازدانشمندان فرانسوی گزارش داد از بین 72 زنی که تلقیح مصنوعی روی آنها انجام گرفته، 41 مورد پاسخ مثبت یافته و بارور گردیده اند. از آن سال ها به بعد این موضوع توجه علما و دانشمندان را به خود جلب کرد.
در سال 1914 میلادی یکی از اطبای انگلیسی مقیم مصر موسوم به دکتر جامیسون شنیده بود که در میان بدویان طریقه ای برای معالجه زنان عقیم وجود دارد که گاه منجر به آبستن شدن زن ها می شود و گاهی این گونه زنان می میرند. این اتفاق پزشک انگلیسی را به فکر فرو برد و در اثر بررسی های فراوان دریافت که زنان بدوی به قطعه ای از پشم حیوانات نظیر گوسفند افسون می خوانند و آن را به زن نازا می دهند تا به رحم خود بمالد و معتقد بودند که زن با این روش یا حامله می شود و یا می میرد.
این مطلب باعث شد که پزشک انگلیسی تحقیقات دقیقتری انجام دهد و سرانجام دریافت که زنان بدوی پشم را به نطفه مردان آغشته کرده و سپس آن را به زن عقیم می دهند تا آن را استعمال نماید که علاوه بر نطفه مقدار زیادی از میکروب های مضر موجود در پشم وارد رحم زن می گردید اگر آن زن دارای بنیه قوی بود در مقابل میکروبها مقاومت می کرد والا از پا در می آمد و می مرد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این موضوع دکتر جامیسون را به فکر انداخت که به وسیله تلقیح مصنوعی و از راه صحیح علمی کار صحرانشینان را انجام دهدو به وسیله آلات مصنوعی و لوله آزمایش، نطفه مرد را به رحم زن منتقل نماید. تا به این وسیله خانواده های فراوانی را که در اثر نداشتن فرزند، به متلاشی شدن تهدید می گردیدند نجات دهد. او در این مراحل گاهی به علت بی ثمر بودن اسپرم شوهر از نطفه مرد بیگانه استفاده می کرد.(میرهاشمی، 1382: 64)
رواج تلقیح مصنوعی در انگلستان و هجوم زنان بی فرزند به بیمارستن های لندن موجب شد که موضوع تلقیح مصنوعی در بین عوام انگلستان مطرح، وزیر بهداری استیضاح و دولت تخطئه گدد. علت مخالفت مجلس این بود که چرا این گونه افراد مانند اطفال قانونی، طبیعی و شرعی به ثبت می رسند و شناسنامه برای آنها صادر می شود با وجود اعتراض های مذکور از تلقیح مصنوعی جلوگیری نشد و امروزه در انگلستان اطفال ناشی از تلقیح مصنوعی به طور چشم گیر مشاهده می گردد.
در پاره ای از کشورها تلاش بر این بود که از اشاعه این رویه غیر طبیعی جلوگیری به عمل آید. در کشور ایتالیا و در شهر واتیکان، پاپ رهبر کاتولیک های جهان تلقیح مصنوعی را تحریم کرد ولی بعضی از کشورهای اروپایی و آمریکایی تلقیح مصنوعی را مباح دانستند. امروزه در ممالک متحده آمریکا با وجود مخالفت های فراوان، تلقیح مصنوعی رواج دارد و پزشکان فرانسه در صورت توافق زن و شوهر اقدام به تلقیح مصنوعی می نمایند.
در احکام اسلامی موضوع تلقیح مصنوعی به ترتیبی که امروزه از جهت علمی و عملی مطرح است، سابقه نداشتهاست بنابراین، عنوان تلقیح مصنوعی را در متون و منابع اسلامی و در اخبار و احادیث صدر اسلام نمی توان یافت تا به صورت منصوص مستندی در تایید یا رد آن ارائه کرد ولی در زمینه حامله شدن زن از زن دیگر به وسیله مساحقه و همجنس بازی که بعضا این عمل باعث حامله شدن زن مورد مساحقه می شده و همچنین در زمین عمل ناشی از تفحیذ که سبب حامله شدن زن می گردید مصادیق و احکامی را می توان ارائه کرد که با تلقیح مصنوعی مشابهت دارد (میرهاشمی، 1382: 65)
بند دوم: صورت های مختلف تلقیح مصنوعی
الف: تلقیح مصنوعی از طریق زوجین
در این شیوه، ‌ترکیب اسپرم شوهر و تخمک زن صورت می پذیرد. لکن این امر به علت وجود امراض یا عیوبی از راه طبیعی و مجرای اصلی ناممکن شده است لذاترکیب در بیرون از مهبل در داخل دستگاههای پزشکی و آزمایشگاهی صورت می گیرد و در داخل مهبل یا رحم کاشته می شود و رحم آن را می پذیرد و رشد می دهد تا به صورت نوزادی در آید.
به نظر می رسد که این شیوه از نظر اکثر علما بلکه قریب به اتفاق ایشان اشکالی ندارد، ‌زیرا دلیلی بر حرمت آن نداریم و اصل برائت شرعی و عقلی در موردآن جاری می شود. به شرط آنکه در گرفتن منی از مرد جهات شرعی رعایت شود؛ به این معنی که این کار به سبب انجام عمل حرام واقع نشود، مثل استمناء یا لمس عورت مرد و نگاه به آن از طرف کسانی که این کار برای آنان حرام است، مثل پرستار وغیره.
زیرا هیچ عنوانی از عنوان های حرام از قبیل زنا، ریختن نطفه در رحم حرام یا جای دادن نطفه در چنین رحمی را در بر ندارد البته در همین جا باید گفته شود که تلقیح جزء گرفته شده از مردو جزء بوجود آمده در رحم زن در خارج رحم نیز همین حکم را دارد و جایز است و به همان دلایلی که گفته شد، اشکالی در آن نیست. در شیوه یاد شده همه احکام مترتب بر یک اولاد پاک از قبیل، نسب، ارث و محرم بودن در این جا تحقق دارد، هر چند شکل گرفتن جنین در رحم زن از راه آمیزش طبیعی صورت نپذیرفته باشد.
تلقیح نطفه مرد به زوجه اش بدون اشکال جایز است، اگر چه احتراز از حصول مقدمات حرام واجب است، ‌مثل اینکه تلقیح کننده بیگانه باشد یا تلقیح مستلزم نگاه کردن به آنچه که نظر به آن جایز نیست شود. پس اگر فرض شود که نطفه به صورت حلالی خارج شده و زوج آن را به زوجه اش تلقیح نماید و از آن فرزندی پیدا شود فرزند آنها می باشد همان طور که به جماع متولد شده باشد. بلکه اگر تلقیح از نطفه مرد به زوجه اش به صورت حرام واقع شود، کما اینکه بیگانه تلقیح نماید یا منی را به طرز حرام در آورد فرزند، فرزند آنها می باشد، اگرچه به جهت ارتکاب حرام گنهکار می باشند. (موسوی الخمینی، ‌1380: 471)
فتاوای آیات عظام، سید محمدرضا موسوی گلپایگانی، شیخ یوسف صانعی، محمد مومن، محمد یزدی و سیدمحمد صادق روحانی این نظریه را تایید می کند. (صمدی اهری، 1382: 100)
ب: انتقال جنین از رحمی به رحم دیگر
این صورت خود دارای صور مختلف و شقوقی است

شق اول: این است که زن و شوهر از نظر بیولوژیکی و ژنتیکی قادرند صاحب فرزند شوند، یعنی بدن مرد قادر است اسپرم بسازد و زن نیز تخمک تولید کند ولی زن به علت نقص ارگانیک بدن از جمله دیابت یا تالاسمی نمی تواند جنین را در رحم رشد و پرورش دهد که این حمل بعد از مدتی سقط می شود و حاملگی ناقص می ماند. با پیشرفت علم پزشکی این مشکل تا اندازه ای مرتفع گردیده است. به این صورت که گاهی اسپرم و تخمک را از زوج و زوجه(زن وشوهر) می گیرند و بعد از تلقیح به همسر دوم (دیگر) یا کنیز این مرد که نزدیکی با او برای این مرد حلال است، ‌تزریق می کنند. این مورد مثل صورت اول حلال و فرزند فرزند آنان است. لیکن باید توجه داشت که مادر اصلی صاحب تخمک است.
شق دوم این است که ترکیب را به زنی تزریق می کنند که نزدیکی با او مرد حرام است. و به آن رحم اجاره ای یا اصطلاحا عاریه گفته می شود. (میرهاشمی، 1382: 68)
از رهبر معظم انقلاب سوال شده است بعضی از بیماران زن به علت اشکال در ساختمان رحم قادر به نگهداری جنین در رحم خود نمی باشند آیا این امکان هست که جنین را به رحم زن دیگری وارد نمایند تا در آنجا پرورش یابد و پس از به دنیا آمدن به والدین اصلی خود بازگردانده شود؟ در واقع در این مدت جنین در یک رحم اجاره ای به سر می برد.
مقام معظم رهبری می فرمایند: حکم تکلیفی مساله بیان شد (اگر مستلزم لمس و نظر حرام نباشد) در مورد الحاق فرزند، اگر نطفه زوجین منشاء طفل باشد، او ملحق به زوجین است. (محمدزاده، 1375: 116)
قبل از این مساله از ایشان سوال شده: چنانچه جنینی در حالت علقه یا مضغه به رحم زن دیگری منتقل شود فرزند متعلق به زن اولی است یا دومی؟ و بر فرض اولی، ‌زن دوم در موارد غیر هم جنس محرم است یا خیر؟
پاسخ فرموده اند: اگر از رحمی به رحم دیگر انتقال یابد، ‌ملحق به صاحب رحم اولی و گرنه ملحق به صاحب رحم دومی است.
سوال دیگر: در صورتی که بعد از دمیده شدن روح، جنین به رحم زن دیگری منتقل شود فرزندتعلق به زن اولی دارد یا دومی، و بر فرض اولی، زن دوم در موارد غیر هم جنس محرم است یا خیر؟
جواب: فرزند در فرض مذکور ملحق به زن اولی است و بر زن دوم محرم نیست
شق سوم: در صورت دوم این است که تخمک زن دیگر به همسر تزریق می شود. مثلا زن اوول و تخمک ندارد و تخمک را از زن دیگر می گیرند و به این زن تزریق می کنند و شوهرش از راه شرعی با او آمیزش می کند. برخی گفته اند از روایاتی که در مورد قسم دوم ذکر شد ( تلقیح نطفه مرد به رحم زن نامحرم بدون آمیزش ) استفاده می شود که انعقاد نطفه از منی مرد و تخمک زنی نامحرم، حرام است. زیرا اگر چه این روایات در مورد نهادن منی را در رحم زنی نامحرم است. لکن پس از القاء خصوصیت از نطفه مردی که با اوول زنی نامحرم آمیخته شده که در روایات این کار تحریم شده بود و تعدی از این مورد به موردی که مرد منی خود را به رحم زوجه اش منتقل نماید، می توان در حرمت شق سوم به این روایات استدلال کرد.
چون اولا – در این قسم نیز در نهایت، انعقاد و باروری از ترکیب نطفه های مرد و زن نامحرم است. در پاسخ گفته شده این مطلب به تنهایی موجب القاء خصوصیت از روایات نمی شود. چون ممکن است از نهاده شدن نطفه نامحرم در رحم زن وضعیتی دست دهد که در موقع نهاده شدن نطفه شوهرش با نطفه زنی دیگر در رحمش چنان چیزی پدید نیاید. ثانیا – با انتقال تخمک در رحم همسر می توان تخمک را عضو و جزء بدن همسر دانست. (حرم پناهی، 1376: 149).
ج: انتقال جنین
بند اول: جواز یا حرمت انتقال جنین از نظر قانونی
در زمینه جواز یا عدم جواز انتقال جنین به رحم زن بیگانه که غالبا رحم مورداجاره واقع می شود در قانون مدنی ایران با سایر قوانین حکم صریحی وجود ندارد ولی از آنجا که در برابر ضوابط عقلی و اصول حقوقی اگر امری را قانون منع نکرده باشد مباح است از آنجا که کلیه اعمال و اقدامات انسانها در صورتی که با اخلاق حسنه و نظم عمومی مخالفت نداشته باشد و در قانون نیز به ممنوعیت آن تصریح نشده باشد جایز است در موضوع مورد بحث نیز نظر به اینکه انتقال جنین به رحم بیگانه یا اجاره ای برای رفع مشکلات خانواده های علاقه مند به فرزند که قادر نیستند به طور عادی و طبیعی و به وسیله مقاربت صاحب فرزند شوند، مفید و موجب استحکام روابط خانوادگی و تداوم آن خواهدشد. و اخلاق عمومی نیز با آن مخالفت ندارد و نظام جامعه نیز متزلزل نمی گردد. لذا می توان گفت قانونا این اقدام جایز است و اساتید و اندیشمندان حقوق نیز در ایران نسبت به موضوع نظر موافق دارند. (صمدی اهری، ‌1382: 126)
بند دوم: جواز یا حرمت انتقال جنین از نظر شرعی
انتقال جنین به رحم بیگانه از جمله مسائل جدیدی است که از مدت پیدایی آن در جهان کمتر از ربع قرن می گذرد این امر خود صوری را متصور است
صورت اول: زن و مرد سالم هستند مرد اسپرم می سازد و زن تخمک آزاد می کند. لکن از نظر نقص ارگانیکی یا مریضی یا تالاسمی نمی تواند جنین را نگه دارد که دو حالت دارد
حالت اول: این جنین به زنی که محرم این مرد است و آمیزش با وی برای مرد منع شرعی ندارد، انتقال داده می شود که در این صورت دلیلی بر حرام بودن آن نیست. طبق نظر اکثر علما بلکه قریب به اتفاق خواه این زن صاحب تخمک باشد یا همسر دیگر او و یا کنیز او باشد چرا که در تمام این صورتها مرد نطفه خود را در رحمی قرار داده که برای او حلال است نه حرام و در جایی آن را کاشته که بر خلاف دستور خداوند نیست. و زن هم نطفه شوهر و یا زوج خود را حمل کرده است بنابراین دلیلی بر حرام بودن آن نیست.
حالت دوم – آن است که جنین به زنی منتقل می شود که آمیزش با او بر این مرد حرام است. از آنجا که تلقیح مصنوعی و انتقال جنین به رحم زن دیگر از مسائل جدید و نوع پا بوده وتازه مطرح شده است در این زمینه نظرات فقیهان و حقوقدانان حاضر به نتیجه ی قطعی نرسیده است لذا بحث در هر دو نظریه مهم به نظر می رسد. (میرهاشمی، 1382: 69).
بند سوم: نظر موافقان فقهی انتقال جنین
آنها که نظر موافق دارند، در انتقال جنین به رحم بیگانه چنین استدلال کرده اند که حفظ جنین چه در دستگاه مصنوعی و چه در رحم، ولو در رحم بیگانه واجب است، اگر وجوب آن احراز نشود لااقل جواز آن احراز می گردد.
جنین را نباید از بین برد، ‌بنابراین انتقال آن به رحم بیگانه منعی ندارد زیرا دلیلی بر حرمت آن در شرع وجود ندارد و حتی بر زن زناکار حرام است که جنین بوجود آمده را سقط کند. با عدم دلیل برحرمت انتقال جنین به رحم بیگانه، برابر اصل حلیت واصل برائت حکم بر جواز آن می شود و حتی اگر نطفه مردی با نطفه حیوانی یا با ماده گیاهی به جای تخمک زن ترکیب شود و عمل زیست شناسی و بیولوژیکی در این زمینه نیز توقیفی به دست آورد انتقال این گونه جنین به رحم بیگانه نیز ممنوعیت شرعی ندارد. و در موردآنها نیز برائت شرعی و عقلی جاری می شود اگر چه رعایت احتیاط موجب حفظ تحصیل واقع می شود بدون استناد آن به شارع در همه موارد نیکو است اما در کتاب و سنت عموماتی است که برخی از آنها به گونه ای بر حرمت این قسم دلالت دارد که شایسته بررسی است. (حرم پناهی، 1376: 147)
در این خصوص نیز آیات عظام نظرات و فتاوای خود را چنین ابراز فرموده اند:
از جمله آیه الله محمد تقی بهجت در پاسخ به این سوال که انتقال جنین یا نطفه به رحم اجنبیه چه حکمی دارد؟ فرموده اند که مانعی ندارد اگر همراه با امر حرام شرعی نباشد(صمدی اهری، 1382: 132)
آیه الله محمد یزدی می فرمایند: گرفتن اسپرم و اوول، ترکیب آن دو در خارج و کاشتن آن در رحم زن بیگانه اعم از اینکه شوهر دار باشد یا نباشد جایز است و عنوان حرام بر آن صدق نمی کند زیرا جای دادن جنین در رحم زنی بیگانه، نه مصداق زناست، نه مصداق ریختن نطفه در رحمی که بر مرد حلال نیست و نه مصداق جای دادن نطفه در چنین رحمی زیرا روایات رسیده در این باب تنها به آمیزش نامشروع نر دارند.
در هر یک از دو فرض یاد شده فرزند از آن مرد و زنی است که اسپرم و اوول از آنها گرفته شده است. نه از آن زنی که جنین را در رحم او جای داده اند یا از آن شوهر آن زن.
دلیل این حکم نیز آن است که ملاک نسب تنها جنینی است که از دو جزء متعلق به مرد و زن پدید آمده است. برای نمونه فرزند زن و مرد زناکار در عرف، فرزندآنها شمرده می شود و برخی از احکام شرعی همانند نطفه و حضانت نیز مشروط بر اینکه مرد معلوم و نسبت طبیعی فرزند به او نیز به طریقی همانند ارتباط نداشتن زن با غیر او محرز باشد بر آن مترتب شده است. ( یزدی، ‌1375: 102)
بند چهارم: نظر مخالفان فقهی انتقال جنین
آنها که نظر مخالف دارند یعنی آنها که حکم به حرمت انتقال جنین به رحم بیگانه می دهند، به این آیات و روایات استناد می کنند:
قل للمومنات یغضضهن من ابصارهن و یحفظن فروجهن

آیه مومنان را سفارش به بستن چشمهایشان از حرام و حفظ فروجشان کرده است. از این آیه چنین استبناط می شودکه زن حق ندارد فرج و آلت تناسلی خود را در معرض پزشک یا متخصص زنان قرار دهد. به این ترتیب، تلقیح جنین از طریق پزشک در رحم زن حرام است. و اگر گفته شود چنانچه شوهر زن به چنین اقدامی دست زند، مشکل حرمت برداشته خواهد شد.
اشکال این استدلال از نظر بعضی صاحبنظران این است که مقصود از حفظ عضو یاد شده، حفظ آن از دیگران است، نه حفظ از هر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *