پایان نامه ارشد رایگان مدیریت : علامه طباطبایی

:86).
صرفه‌جویی در فکر و عمل:عادتها وسایلی هستند که بدان واسطه ما ابناء نوع بشر قادریم در فکر است و در عمل خود صرفه‌جویی کنیم، به عبادت بهتر با اندیشه و تقلای کمتر نتایج بزرگتری را عاید خود سازیم. جیمز ، اشاره کرده است که عادات موجب صرفه‌جویی در صرف انرژی و نیرو می‌شود . مگر وقتی که ما در حال فکرکردن و راه رفتن هستیم هم انرژی مصرف می‌کنیم . مگر وقتی که دارید راه می‌روید فکر می‌کنید و قدم برمی‌دارید؟ در صورتی که به هنگام یادگرفتن هر چیزی که هنوز به صورت او عادت درنیامده است احتیاج زیادی به تمرکز فعالیت ذهنی داریم که به هر حال قسمتی از نیروی ما را تلف می‌سازد . یک نکته هست که بسیاری از مردم به اهمیت آن توجه زیادی ندارند و آن این است که خود زندگی کردن هم درباره چیزی است که باید یاد گرفت تا عادت بشود و به عبارت دیگر به صورت یک نوع مهارت در بیاید ، مگر نه آن است که ما در برابر زندگی عکس‌العمل‌هایی از خود بروز می‌دهیم و این عکس‌العمل ها رفته‌ رفته عادت و ملکه ما می‌شود و به صورت عادت زندگی ما تجلی می‌کند ؟ این عادات آنگاه وسائل زیستی ما می‌شوند، وسایلی که ما را به هدف می‌رسانند و یا از رسیدن بدان بازمی‌دارد . ( پور باقر ، 1375 : 427-428)، (گودرزی، 1377 : 87) ، (عطاران،1371: 320) .
تطبیق فرد با محیط :عادت بیش از پیش شخص را با محیط خود وفق داده (انس گرفتن ) یا با کار خود منطبق می‌سازد (صمدی ، 1374 : 128) با عادت کردن فرم خود را با شرایط محیطی سازگار می‌کند (گودرزی، 1377 :87)
پیش‌بینی:دیگر از فواید عادت قدرت پیش بینی است ، بنابه نظر برکلی از عادت پیش‌بینی به وجود می‌آید موقعی که از راه تجربه می‌دانیم چگونه معانی به هم مربوطند، نه فقط می‌توانیم حدس بزنیم ، بلکه قادریم پیش گویی ‌های مسلم درباره معانی، که اگر در فلان وضعیت قرار می‌گرفتیم برای ما محسوس بود ؛بنابراین بر حسب عقیده برکلی بین تصورات ما چیزی غیر از (هم وجودی) و (توالی ثابت) که برای ما از راه تجربه به دست می‌آید وجود ندارد و چون برای ما عادت شود به مثابه اصول ناظمه وجود ما می‌گردد . (پیشین: 32 ).
مفید ساختن تجربه :دیوید هیوم در بررسی فواید عادت می‌گوید : عادت بزرگ‌ترین راهنمای زندگی است ، تنها همین اصل است که تجربه را برای ما مفید می‌سازد و ما را وادار می‌کند که منتظر دنباله وقایعی مشابه با آنچه که در گذشته برایمان اتفاق افتاده باشیم . بدون اثر عادت شناسایی امور دیگری به استثناء آنچه که فوراً و اناً در حواس و حافظه ما خطور می‌کند غیرممکن بوده و توانایی این که وسایل را با مقاصد وفق دهیم برای ما میسر نخواهد بود و همچنین قادر نخواهیم بود قوای طبیعی خود را برای ایجاد اثر مطلوب به کار ببریم (پیشین: 32)
عامل پیشرفت و ترقی:به هر حال عادت را نمی‌توان مشمول بد بینی های روسو و کانت قرار داد ، زیرا نه تنها کشنده حریت و مانع پیشرفت نیست ، بلکه آزادیبخش و عامل ترقی نیز می‌باشد ،درست است که عادت با تعبیری حافظه گذشته می‌باشد ،اما به واسطه صفت خود به خودی که پیدا کرده وسیله پیشرفت و ترقی نیز می‌باشد ، برخلاف کانت وروسو موجود هر قدر مختار تر باشد بیشتر استعداد کسب عادت خواهد داشت (سیاسی، 1345 :412-414).
لایب نیتز در اهمیت عادت اشاره می‌کند که زمان پر است از آثار گذشته و آنچه قبلاً ادراک شده تشکیل پایه و مایه نفسانیت و افعال آینده را می‌دهد از همین جهت است که حکما عادت را درنوعی حافظه می‌دانند یعنی ما می‌توانیم با آموختن چیزهای تازه هرروز بر این سرمایه بیفزاییم بنابراین سرمایه مزبور که همان عادت تحمیل شده است ، شرط تربیت و ترقی خواهد بود (گودرزی، 1377: 88) .

 
 
از بررسی فواید عادت از جنبه‌های مختلف به این نتیجه می‌رسیم که عادت به طور کلی دارای آثار مثبتی به شرح زیر است :1-آسان کردن عمل و ایجاد تمایل 2-افزایش حجم کوشش‌های انسان 3-صرفه‌جویی در فکر و عمل 4-تطبیق فرد با محیط 5-قدرت پیش بینی 6-مفید ساختن تجربه
مضرات رویکرد عادتی :
غیرقابل درک نمودن ارزش‌ها :یکی از جنبه‌های منفی عادت (روانی ) این است که ارزش‌ها را غیرقابل درک می کند ، یعنی که در نتیجه حصول نسبیت روحی و معنوی اکثراً ارزش حقیقی اشیا و موجودات وارزش مطلق هرچیزی و هر نعمتی بر ما مجهول می‌ماند، به همان لحاظ است که عموماً ارزش‌ها و ارزیابی ها نیز بر روی نسبیت صورت می‌گیرد و لذا درک ارزش و اهمیت نعمت‌های موجود در شرایط عادی برای ما غیرممکن است . مگر در لحظات خاص محرومیت و فقدان آنها ، چون عادت و اثرها را تخفیف داده و ظاهراً از بین می‌برد و لذا ارزش‌ها را پوشیده و درک ارزش مطلق اشیا و موجودات و موضوعات را غیرممکن می‌سازد و از این‌روست که برای موجودات و اشیا هرگز نمی‌توان ارزش حقیقی تعیین کرد ( اردوبادی ، جلد اول :61و 62)
معطل ماندن نیروی اندیشه (تفکر) :برخی بر این باورند که انجام امور عادتی منجر به تعطیل فعالیت‌های عقلانی می‌گردد . در مورد این اثر عادت بیش از آثار دیگر آن باید بررسی کرد ،زیرا اکثریت قریب به اتفاق مخالفین عادت از این ناحیه به عادت می‌تازند و آثار حتی مثبت آن را نادیده می‌گیرند . برای توضیح بیشتر این مسئله به نظر اندیشمند گرانقدر جهان اسلام استاد شهید مطهری اشاره می‌کنیم:
ایشان در برابر مخالفین نظریه عادت که می‌گویند : انسان باید کاری بکند که چیزی برایش به صورت عادت در بیاید، و به آن‌ انس بگیرد به طوری که ترک کردنش برایش دشوار باشد، و کار را نه به حکم عقل و اراده انجام دهد، بلکه به حکم عادت، می‌فرماید: این نکته البته به صورت کلی درست است ، ولی دلیل نمی‌شود که عادت مطلقاً بد باشد ، چون عادت بر دو قسم است: یک سلسله عادات قعلی است و یک سلسله عبادات انفعالی است . عادات فعلی آنها است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجی قرار نمی‌گیرد، بلکه کاری در اثر ممارست و عادت شدن بهتر انجام می‌دهد ، هنرها عادات است و تمام فنون عادات است ، بسیاری از ملکات نفسانی عادات فعلی است مثل خود شجاعت اما چرا در اینجا به این‌طور عادت‌ها ایراد امثال کانت وارد نیست ؟ چون خاصیت این عادات در آن نیست انسان خوی می‌گیرد ، بلکه خاصیت این عادت ها فقط از این جهت که انسان تا وقتی عادت نکند اراده‌اش در مقابل حرکات، که در جهت خلاف است ، می‌باشد ولی وقتی به آنها عادت نکند اراده‌اش در مقابل محرکات ، که در جهت خلاف است ، می‌باشد ولی وقتی به آن‌ها عادت کند قدرت مقاومت پیدا می‌کند . اما در مقابل عادات انفعالی آن‌هایی است که انسان تحت تأثیر یک عامل ، عامل خارجی آن را انجام دهد، مثل سیگار کشیدن عادات انفعالی معمولاً حالت انس برای انسان ایجاد می‌کنند و انسان را اسیر خود می‌کنند (مطهری، 1380: 53-57)
از بین بردن قابلیت انعطاف فرد :

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی دیگر از مضرات عادت است که ممکن است قابلیت انعطاف فرد را از بین برده او را به موجودی تبدیل کند که از قوه ابتکار و ابداع عاری بوده و فقط می‌تواند در مقابل شرایط معین مقاومت کرده عکس‌العمل‌های معینی از خود بروز دهد ، این خصوصیات انسانی در ضمن آگهی و تبلیغات بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد ، صاحبان کالا سعی می‌کنند به هر نحو که شده افراد را به استفاده از کالای مخصوصی عادت دهند چرا که می‌دانند که پس از مدتی مصرف آن کالا از طرف مشتریان فعلی اتوماتیک وار انجام گرفته و احتیاجی به تبلیغ جدید نخواهد بود . به‌طورکلی پدیده عادت که در افراد دیده می‌شود، در جامعه نیز موجود و به صورت حس محافظه‌کاری درمی‌آید ، اجتماعات آداب و رسوم خاص خود را به افراد تحمیل می‌کنند ( صناعی ، 1376 :44-45)
مزاحمت عادت: گاه حرکات و روش‌های ناسودمندی که در تمرین‌های سابق آموخته ایم ، مزاحم آموختن کار تازه می‌شود ، در امور فکری نیز مزاحمت عادت دیده می‌شود مثلاً تمایل داریم راه‌حل‌هائی که سابقاً برای مسائل دیگر در پیش می‌گرفته ایم به وضع جدید منتقل کنیم و چون ممکن است اغلب این راه‌حل‌ها مناسب نباشد در حقیقت آنچه سابق آموخته و بدان خو گرفته‌ایم ، مزاحم آموختن جدید ما می‌شود ( صناعی ، 1376 : 216 ). عادت ارزش معانی و اثرات معنوی آنها را نیز در انسان تقلیل می‌دهد و این یکی از بزرگ‌ترین علل و عواملی است که مانع مکاشفه و سیر ارتقاء معنوی در انسان می‌گردد (گودرزی، 1377 :90 – 95 ).
به نظر می‌رسد در مورد نقش عادت در تربیت دینی نمی‌توان به طور کلی حکم کرد ،به‌گونه‌ای که به کلی آن را کنار گذاشت ، زیرا به چند دلیل، مثبت بودن رویکرد عادت را در تربیت دینی می‌تواند توجیه کند :
بسیاری از رفتارها از این طریق یاد گرفته می‌شود . این مسئله آن‌چنان اهمیت دارد که در روان‌شناسی، مکتبی معروف به مکتب سلوک یا رفتارگرایی به وجود آمد و تمام یادگیری ها انسان را در سایه آن توجیه کرد . البته این مکتب به دلایل بسیاری مورد انتقاد قرار گرفت و به جای آن دیدگاه‌های دیگری ارائه گردید که بهتر می‌تواند فرایند یادگیری انسان را توجیه وتفسیرکند ، اما این مسئله به معنی آن نیست که نقطه نظرهای آن به کلی غلط بوده ، هیچ یک از انواع یادگیری های انسان را نمی‌تواند توجیه کنید . دیدگاه رفتارگرایی هم تا اندازه‌ای می‌تواند بخشی از یادگیری های انسان را توجیه کند و هم در زندگی فردی و اجتماعی انسانی کاربرد دارد (کریمی ، 1385 : 70-73) .
بنابراین با چشم پوشیدن از مبانی انسان شناختی و نیز مفروضات اساسی و لوازم این دیدگاه ، به‌طورکلی می‌توان گفت که برخی از یادگیری های انسان از طریق شرطی شدن و یا عادت انجام می‌گیرد دکتر شریعتمداری در این مورد می‌گوید :
انسان ،مسائل بسیاری را از این طریق می‌آموزد مثلاً نام اشیا از این طریق به کودکان یاد داده می‌شود در ابتدا کلماتی را که کودکان می‌شنوند برای آنها معنا ندارند ، اما مجاورت این کلمات با اشیا با حرکات معین سبب می‌شود که آنها نام این‌گونه اشیاء یا حرکت را بیاموزند … انسان نه تنها اسامی اشیاء را بدین طریق می‌آموزد ، بلکه امکان دارد از همین طریق معلومات خود را کسب کند از باب مثال، کودکی با استعداد عنوان شعری و ادبیات آن را به اصطلاح فرامی‌گیرد یا حفظ می‌کند ؛در ابتدا عنوان شعر، مطلبی را در ذهن کودک متبادر نمی‌کند ،اما تکرار عنوان و مجاورت آن با ابیات معین ،سبب می‌شود که به محض ذکر عنوان ،کودک ابیات را بخواند (شریعتمداری، 1366: 85)
البته در اینجا قرار نیست از نظریه رفتارگرایی دفاع شود ، بلکه منظور ، یادآوری این نکته است که در برخی موارد عادت کردن، مفید و حتی لازم است . به همین دلیل، اگر در فلسفه تربیتی بپذیریم که در مواردی لازم است کودک رفتارهایی را فرا گیرد و مطابق آن عمل کند ، به نظر نمی‌رسد در بهره گرفتن از رویکرد رفتارگرایی اشکالی وجود داشته باشد . برای مثال ، راست‌گویی و صداقت یا کمک به ضعفا و نیازمندان با بهره گرفتن از اصول رفتارگرایی به کودک آموخته شود و او به راست‌گویی و صداقت عادت کند. در این زمینه علی (ع) فرمودند که پیامبر (ص) هرروز بخشی از اخلاق خود را به من یاد می‌داد و به من امر می‌کرد که از آن پیروی کنم پیامبر رفتاری را نشان می‌دهد و از علی می‌خواهد که از آن پیروی کند تا به صورت عادت نیک برای او درآید (نهج‌البلاغه: 406)
گفتنی است بر اساس فلسفه تربیتی اسلامی ، مربی و بخصوص پدر و مادر در فرایند تربیتی موضع و جایگاه خنثی ندارند و درباره ارزش‌هایی که تربیت شوند ه کسب می‌کنند نمی‌توانند بی‌طرف باشند براساس این فلسفه ، خلقت و زندگی انسان در این جهان توأم با مسئولیت و آمادگی برای ابدیت و رستگاری جهان دیگر است و هر انسانی نه‌تنها در قبال زندگی خود بلکه در قبال دیگران نیز تکلیف و مسئولیت دارد . بنابراین مربی نمی‌تواند منتظر باشد که کودک ، خود چه چیزی را خواهد پسندید و به چه چیزی خواهد رسید وی مسئولیت دارد انسان‌های دیگر از جمله تربیت شونده را به مسیری هدایت کند که هدف خلقت است ، نه آنچه پسند و خواست‌های او به آن تعلق می‌گیرد .
در تربیت دینی تنها بر رویکرد عادت نباید تکیه کرد ، زیرا ممکن است نقش تخریبی داشته باشد ، ولی قرار نیست تربیت تنها بر مبنای این رویکرد انجام شود ،بلکه در کنار آن باید ابعاد دیگر انسانی از جمله نیرو و توان ارادی انسان نیز تقویت گردد و قدرت تفکر و اندیشه و نیز دایره شناخت و معرفت
فرد گسترش پیدا کند . با توجه به این نکته است که مرحوم علامه طباطبایی، می‌گوید:
مربی ‌بایستی توانمندی عقل نظری را به سطحی برساند که متربی مسائل مربوط به مبدأ و معاد و انسان و ارتباط انسان با مبدأ و معاد را درک و هضم کند در فهم قرآن اختلاف ظاهری بین آیات را برطرف نماید و با استنطاق آن ، پرسش‌های فراروی دین را در هر عصری پاسخ گوید . وظیفه مربی در ارتباط با عقل عملی این است که آن را به سطحی برساند که مصالح و مفاسد احکام عبادی و اجتماعی را تشخیص دهد و رابطه آنها را با حقایق دینی درک کند و در حد ممکن از راز تشریع آنها مطلع شود (المیزان). حکمای مسلمان نیز به همین دلیل استدلال نمودن با کودک را بی‌ثمر و عقیم داشته ،دوره کودکی را تنها مرحله عادت دادن کودک به آداب می‌شمردند و ارائه دلیل به نماز هایی که از روی عادت گذارده می‌شود نه تنها انسان را از پلیدی ها دور نمی‌کند که در بسیاری مواقع مایه غفلت نمازگزار و اغفال دیگران می‌شود . در این زمینه قرآن به پیامبر دستور می‌دهد که « وامر اهلک بالصلوه واصطبر علیها » به خانواده‌ات فرمان بده تا نماز بخوانند و بر نماز ایستادگی و پافشاری کن ( طه ،132)
علی در هشت سالگی ایمان آورد و از همان زمان نماز را به پا داشت . ایشان تحت تربیت پیامبر اسلام ( ص) به آن‌ عادت داده شد (سبحانی ، 1372 : 243-245)
اما آن حضرت تنها به این مقدار بسنده نکرد . بلکه معرفت و اراده‌اش را نیز تقویت کرد و تا آنجا پیش رفت که فرمود: «اگر در کودکی می‌مردم و وارد بهشت می‌شدم ناخشنود بودم، زیرا درآن ‌صورت نمی‌توانستم خدایم را بشناسم » ( کنزالاعمال ،ح36472) : یا در دعای کمیل می‌فرماید: « خدایا ! گیرم که آتش جهنم را تحمل کنم ،اما چگونه دوری تورا تحمل کنم؟»
عادت به رفتارهای دینی تنها بعد اثباتی ندارد ؛بلکه بعد نفی کنندگی آن نیز اندازه کافی دارای اهمیت است . به عبارت دیگر، انسان فطرتاً موجودی است که عادت ، جزء لاینفک زندگی و حیات وی به حساب می‌آید و در هر صورت ، انسان به رفتارهایی عادت می‌کند . حال اگر این رفتار دینی و هنجاری باشد ،چنان که پدر و مادر زمینه اش را فراهم کرده باشند ، به همان رفتارها عادت خواهد کرد و اگر پدر و مادر زمینه‌ عادت‌های هنجاری را فراهم نکرده باشند وی به اعمال و رفتارهای دیگر عادت خواهد کرد ؛زیرا این گونه نیست که اگر رفتارهای دینی و هنجاری در کار نباشد ، انسان معطل بماند و به چیزی عادت نکند بلکه