بر خلاف تلاش جدی خیلی از متخصصین، بحث ها در رابطه با ابعاد QOL بر قوت خود باقیه. به طور عمومی پایه تئوریکی کمی واسه ابعاد کیفیت زندگی هست(رخشنده رو و غفاری،۱۳۸۶). هر چند بر ابعاد جسمی، روانشناختی و اجتماعی توافق عمومی هست بعضی محققان ابعاد بیشتری رو شناسایی کرده ان(رحیمی،۱۳۸۲). فینشتاین(۱۹۸۷) اخطار داره که عقیده کیفیت زندگی یه نوع چتری شده که تعداد زیادی شاخصهای جور واجور رو برخلاف اینکه استفاده کننده می خواد تمرکز کنه، مورد بحث قرار میده(هولزمن،۱۹۹۵: ۵۴).

توافق

کیفیت زندگی عمومی دارای چهار بخشه. اولین بخش: مهارتهای رفتاریه(فرد در بخش سلامت خود و استفاده مناسب از زمان و رفتارای اجتماعی چقدر خوب عمل می کنه) که از راه استانداردهای اجتماعی مورد قضاوت قرار می گیرن.

دومین بخش: کیفیت محیطیه که از راه معیارهای شخصی مثل آب و هوا و کیفیت مسکن مورد قضاوت قرار میگیره. بخش سوم: کیفیت زندگی درک شده که به طور کاملً ذهنی بوده و نشون دهنده آزمایش خود فرد از سلامتی، خونواده، مسکن، محیط دور و بر، به کار گیری اوقات بیکاری، دوستان و بقیه بخش های زندگیه. بخش چهارم: سلامت روانشناختیه که جنبه کلی از سلامت روان رو در بر می­گیرد و شامل مفاهیمی چون افسردگی، وضعیت احساسات مثبت و رضایت کلی از زندگیه.

افسردگی

تعاریف تک بعدی واسه کیفیت زندگی اکثراً شامل اون تعاریفی می شه که معنی سلامتی رو به عنوان هم معنی با معنی کیفیت زندگی گفتن. به طور مثال میکالوس از آثار گویات و همکارانش یاد می کنه که در اون معنی کیفیت زندگی رو تک بعدی مورد امتحان قرار دادن، اونا کیفیت زندگی رو روی یه پیوستار به عنوان یه بعد گفتن. مرگ و میر در اول خط و با ۰/۰  و سلامتی کامل با ۰/۱ نشون داده شده. در جایی دیگه کیفیت زندگی منحصراً طبق رضایت تعریف شده. ریجسکی و میکالوس، هم امتحان تک بعدی کیفیت زندگی رو به کار بردن و هم چند بعدی. به طور مثال طبق رضایت از زندگی کلا، یا اینکه رضایت رو با بخش های خاص از زندگی به طور جداگونه مورد توجه قرار دادن. یکی از عام ترین سنجشها بوسیله آندروس و وایت نی انجام شد که شامل یه سوال به تنهاییه: کلا چه احساسی از زندگی تون دارین؟ و به صورت طیف لیکرت از رضایت کامل تا نارضایتی از کیفیت زندگی مورد امتحان قرار می گیرد (Galloway,2005:136).

کامینز (۲۰۰۲) کیفیت زندگی رو سازه ای می دونه که دارای دو محور عینی و ذهنیه، هر محور برآیند هفت بخش رفاه مادی، سلامتی، تولید کننده بودن، صمیمیت، ایمنی ، اجتماع نگری، و رفاه هیجانیه. بخش های عینی شاخصای مربوط به فرهنگ رفاه عینی رو شامل می شه و بخش های ذهنی در برگیرنده وجه رضایت مندی از شاخصای عینی طبق اهمیتیه که فرد واسه اونا قائله. (به نقل از نائینیان،۱۳۸۸: ۱۲۰)

بر این اساسه که تحقیقات گذشته بیشترً در تعاریف خود در مورد کیفیت زندگی، دچار اختلاف در مورد عینی یا ذهنی بودن شدن. راه و روش عینی (لی، ۱۹۷۴؛ موریس، ۱۹۷۹؛ ویلیامز، ۱۹۷۹، ۱۹۸۵، به نقل از لی، ۲۰۰۶) کیفیت زندگی رو به عنوان مواردی رو و مربوط به استانداردهای زندگی می دونه. این موارد می تونه سلامت جسمی، شرایط شخصی (از جمله ثروت و شرایط زندگی)، ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی و یا دیگه عوامل اجتماعی و اقتصادی باشه. در مقابل، راه و روش ذهنی (کمپبل، ۱۹۸۰؛ هدی و ورینگ، ۱۹۸۸؛ اسکالاک، ۱۹۹۰، ۱۹۹۴، ۱۹۹۶؛ نوردنفلت، ۱۹۹۳، به نقل از لی، ۲۰۰۶) کیفیت زندگی رو هم معنی شادی یا رضایت فرد در نظر می گیرد. این دید بر عوامل شناختی در آزمایش کیفیت زندگی تأکید می کرد. در نوسان بین دو راه و روش عینی و ذهنی، یه دیدگاه کل نگر (فلس و پری، ۱۹۹۵، ۱۹۹۶؛ رنویک و براوان، ۱۹۹۶) به وجود اومد. این دیدگاه کیفیت زندگی رو یه پدیده چندبعدی می بینه و هر دو عامل عینی و ذهنی رو درنظر میگیره. (رحیمی،۱۳۸۷: ۷۶)

اقتصادی

در مورد اولین بعد کیفیت زندگی، یعنی «سلامت جسمی»، دلایل نشون می دهد که وضعیت سلامتی فرد به طور بزرگی تحت اثر محرکای اجتماعیه (هاوس و همکاران، ۱۹۹۴؛ به نقل از ویکرما و همکاران، ۲۰۰۱). زیست شناسا نشون دادن که شرایط محیطی استرس زا اثر مستقیمی بر سلامتی از راه تولید بیش از اندازه کورتیزول و بعد اون مریضی فشار خون، ایجاد مشکل در سیستم ایمنی بدن، مشکلات تنفسی و سرماخوردگی های طولانی می شه (گروه انتشارات سلامت دانشکده پزشکی هاروارد، ۱۹۹۸، هربرت و همکاران، ۱۹۹۴، به نقل از ویکرما و همکاران، ۲۰۰۱؛ سانیک، ۱۹۹۹؛ دلونگیس، فولکمن، و لازاروس، ۱۹۹۸، کوهن، تیرل، و اسمیت، ۱۹۹۱، به نقل از سانیک، ۱۹۹۹).

در مورد بعد دیگه کیفیت زندگی، یعنی «ارتباطات اجتماعی»، لونبچ (۲۰۰۴) نشون میده که اهداف و انتظارات مادران، رفتارای اجتماعی فرزندان رو پیش بینی می کنه. هم اینکه، ارتباطات والد- فرزندی، پیش بینی کننده قوی ارتباطات و حساسیتای اجتماعی فرزندانه. دلایلی هم در تأکید اثر تجارب اولینه زندگی ر رشد اجتماعی بعدی وجود دراد (موس، ۱۹۸۳؛ راتر، ۱۹۸۰؛ به نقل از تیلور، ۱۹۹۸).

محققان آثاری رو بررسی کردن تا معنی کیفیت زندگی رو طبق نگرشای تعریفی نسبت به اون اصطلاح تشخیص بدن، در حالیکه یه سری های دیگه یه مجموعه مدلهایی از معنی کیفیت زندگی تعریف کردن که در اون نگرشها درمیون یه چارچوب نظری یا مفهومی با هم ترکیب می شن. تلاش هایی در جهت اثبات رویکردهای تعریفی کیفیت زندگی از مدلهای متفاوت وجود داشتن که سه مورد از اونا در جدول زیر نشون داده می شه: ۱- میبرگ  ۲- هاس  ۳-کارشناسان سازمان بهداشت جهانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول:۲-۲ رویکردهای تعریف از دیدگاه میبرگ، هاس و کارشناسان سازمان بهداشت جهانی

می برگ (۱۹۹۳)هاس (a1999)گروه سازمان بهداشت جهانی
۱احساس رضایت از زندگی کلاآزمایش از کیفیت الان زندگی فرداز دید ذهنی یعنی با درک فردی انجام می شه
۲ظرفیت ذهنی واسه آزمایش زندگی فردی رضایت و یا چیزایی دیگهچند بعدیچند بعدی
۳یه بیان قابل قبول از سلامت احساسی، اجتماعی، ذهنی و یا جسمی که بوسیله افراد مورد مراجعه تعیین می شهارزش ثابت و متغیرشامل درک فردی از ابعاد مثبت و منفی
۴یه آزمایش عینی بوسیله بقیه که شرایط زندگی فردی مناسبه یا تهدید آمیزترکیبی از شاخصای عینی و ذهنی
۵بیشتر پایایی بوسیله شاخصای ذهنی که بوسیله افراد قادر به خود آزمایش مورد امتحان قرار میگیره

Haas (1999)a, p. 733, Meeberg (1993), p. 33 and The WHOQOL Group (1995), p. 1405.

فرانس ۱۹۹۶ با بررسی مقالات و تحقیقات انجام شده در رابطه با کیفیت زندگی، از نظر مفهومی کاربرد این اصطلاح رو رو در شش بخش ۱- زندگی عادی ۲- مطلوبیت اجتماعی ۳- خوش حالی         ۴-رضایت از زندگی ۵- رسیدن به اهداف شخصی و ۶- استعدادهای ذاتی شناسایی و دسته بندی می کنه که در جدول (۲-۳) ، این بخش ها به عناصر موثر مربوط به هرکدوم آورده شده. (غفاری و امیدی، ۱۳۸۸: ۸)

 

 

 

جدول : ۲-۳- بخش های جور واجور استفاده معنی کیفیت زندگی از دیدگاه فرانس

معنی بخش کاربردعناصر موثر در معنی سازی
زندگی عادیتوان تأمین نیازای اساسی و حفظ سلامتی/ دقیق شدن و فوکوس کردن بر تواناییای کارکردی
مطلوبیت اجتماعیتوانایی فرد به خاطر ایجاد یه زندگی به درد بخور اجتماعی/ اجرای نقش موثر در جامعه / برخورداری از موقعیت مناسب شغلی
خوش حالیتعامل میان احساس هیجان و افسردگی / متأثر از عوامل داخلی و خارجی / موقتی و کوتاه مدت
رضایت از زندگیآزمایش مثبت فرد از کیفیت زندگی خود / معطوف به تواناییای شخص / رضایتمندی در زمینه های مختلفی چون عشق، ازدواج، روابط دوستانه، اوقات فراغت، شغل و…
رسیدن به اهداف شخصیتوان فرد در رسیدن به اهداف / رضایت شخصی ، خود باوری و رضایتمندی موقع مقایسه خود با بقیه/ دست کم شکاف میان موقعیت واقعی و انتظارات فرد
استعدادهای ذاتیتواناییا و استعدادهای فیزیکی و ذهنی بالفعل و بالقوه فرد (به طور ذاتی)

 

بر اساس گفته شالوک، ابعاد کیفیت زندگی به یه سری از عوامل برگشت داره که احساس بهزیستی شخصی رو به وجود میارن (شالوک، ۲۰۰۴: ۲۰۵).

به باور بعضی از محققان تعداد ابعاد مورد بررسی کیفیت زندگی خیلی مهم نیس، بلکه چیزی که اهمیت حیاتی داره توجه به این مطلبه که هر مدل پیشنهادی واسه امتحان کیفیت زندگی، باید بتونه نیاز به داشتن یه چارچوب چند بعدی رو تشخیص بده و به این که چه چیزایی واسه مردم در تعیین کیفیت زندگی شون مهمه توجه کنه و شاخصای اساسی هر بعد رو در کنار بقیه ابعاد در کل نماینده معنی کاملی از کیفیت زندگی بدونه. بر خلاف اختلافات نظری فراوون، تحلیل اخیری که به وسیله شالوک (۲۰۰۴) انجام شده، نشون دهنده اون هستش که توافق زیادی در مورد هشت بعد مرکزی در امتحان کیفیت زندگی میان محققان هست. اون این نتیجه رو با در نظر گرفتن تحلیل ۱۶ مطالعه چاپ شده درباره کیفیت زندگی به دست آورده. در تحقیقات مورد بررسی شالوک، ابعاد هشتگانه نامبرده از راه ۱۲۵ شاخص مورد امتحان قرار گرفتن. این ابعاد به ترتیب عبارتند از:

  1. روابط بین شخصی ۲٫ پذیرش و ادخال اجتماعی                 ۳٫ رشد فردی
  2. احساس بهزیستی فیزیکی ۵٫ حق تعیین سرنوشت خود     ۶٫ احساس بهزیستی مادی
  3. احساس بهزیستی احساسی و          ۸٫ حقوق.

در کنار ابعاد کیفیت زندگی، شاخصای اصلی امتحان این معنی باید به عنوان رفتارها، ادراکات یا شرایط مخصوص هر بعدی در نظر گرفته شن تا نشون دهنده احساس بهزیستی فرد در هر بعد خاص و در آخر کل ابعاد باشن.

جدول ۲-۴- شاخصای کیفیت: تحلیل محتوای ابعاد مورد نظر محققان در امتحان کیفیت زندگی

بعدتعداد شاخص
روابط بین شخصی۱۵
پذیرش و ادخال اجتماعی۱۴
رشد فردی۱۳
احساس بهزیستی فیزیکی۱۳
حق تعیین سرنوشت خود۱۲
احساس بهزیستی مادی۱۲
احساس بهزیستی هیجانی۸
حقوق۶
محیط زیست (مسکن/اقامت/شرایط زندگی)۶
خونواده۵
تفریح و اوقت فراغت۵
امنیت/ ایمنی۴
رضایت۳
شأن و احترام۲
معنویت۲
محله و همسایگی۲
خدمات و حمایتا۱
اندازه بیان وجود۱
مسئولیت پذیری مدنی۱

منبع: (شالوک، ۲۰۰۴)

به باور شالوک، شاخصای تشکیل دهنده هر بعد باید دارای ویژگیای زیر باشن:

  1. از نظر کارکردی با بعد مربوط در رابطه باشن.
  2. چیزی که رو که مورد نظره، مورد امتحان بذارن (دارای روایتی باشن).
  3. از ثبات نسبی در بین محققان و تحقیقات جور واجور بهره مند باشن (پایایی داشته باشن).
  4. تغییرات رو خوب مورد امتحان بذارن (از حساسیت پذیری زیادی بهره مند باشن).
  5. تغییرات رو فقط در بخش مربوط به هر بعد خاص سبک سنگین کنن (تخصصی باشن).
  6. از نظر وقتی، هزینه ای و توان محقق قابل اجرا باشن (قابل استطاعت باشن).
  7. از راه طولی قابل آزمایش باشن.
  8. از نظر فرهنگی حساس و دقیق باشن (شالوک، ۲۰۰۴: ۲۰۷).

از سال ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۴ میلادی، بیشتر از ۲۰۹۰۰ مقاله که اصطلاح کیفیت زندگی رو در عنوان خود داشتن، در میدون بین المللی به چاپ رسیدن. در تحلیلی که شالوک و وردوگو (۲۰۰۲) براساس مطالعه ۹۷۴۹ چکیده مقاله، ۲۴۵۵ مقاله و ۸۹۷ مطالعه عمیق مقاله با بهره گرفتن از دقیق ترین معیارها (با در نظر گرفتن مبنای تجربی و به کار گیری برگشت نویسندگان به یک یا چند بعد خاص کیفیت زندگی) انجام دادن، سه مورد از عادی ترین شاخصا در هر کدوم از ابعاد هشتگانه تشکیل دهنده معنی کیفیت زندگی مشخص شدن. این شاخص ها در جدول ۲ به همراه بعد مربوطه شون فهرست شدن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول۲- ۵-  شاخصا و توصیف کننده های اصلی هر کدوم از ابعاد هشتگانه کیفیت زندگی

ابعاد هشتگانه کیفیت زندگیشاخص و توصیف کننده
احساس بهزیستی هیجانیEmotional Well-being

 

۱)ارضا (رضایت، خلقا، لذت)۲)مفاهیم مربوط به خود (هویت، خودارزشمندی، عزت نفس)

۳)از دست دادن استرس (پیش بینی پذیری، کنترل)

روابط بین شخصیInterpersonal Relations۱)کنشای دوطرفه (شبکه های اجتماعی، تماسای اجتماعی)۲)ارتباطات (خونواده، دوستان، همسالان)

۳)حمایتا (احساسی، فیزیکی، مالی، بازخورد)

احساس بهزیستی مادیMaterial Well-being۱)پایگاه مالی (درآمد، سود)۲)وضعیت اشتغال (وضعیت کار، محیط کاری)

۳)مسکن (نوع اقامت، مالکیت)

رشد فردیPersonal Development۱)آموزش (نتیجه های کار، پایگاه تحصیلی)۲)لیاقت فردی (شناختی، اجتماعی، عملی)

۳)کارکرد (موفقیت، نتیجه کار، مفید بودن)

احساس بهزیستی فیزیکیPhysical well-being۱)سلامت (کارکردی، نشونه های مریضی، تناسب اندام، تغذیه)۲)فعالیتهای جسمی زندگی روزانه (مهارتای مراقبت از خود، جنب و جوش)

۳)فراغت (تفریح، سرگرمیا)

حق تعیین سرنوشت خودSelf-determination۱)استقلال/ کنترل شخصی (نبود وابستگی)۲)اهداف و ارزشای شخصی (آرزوها، انتظارات)

۳)انتخابا (فرصتا، گزینه ها، ترجیحات)

پذیرش و ادخال اجتماعیSocial Inclusion۱)مشارکت و ترکیب در اجتماع۲)نقشای اجتماعی (کمک کننده، داوطلب)

۳)حمایتای اجتماعی (شبکه های پشتیبانی، خدمات)

حقوقRights۱)حقوق بشر (احترام، شأن، برابری)۲)حقوق قانونی (شهروندی، برخورداری، فرایندی)

منبع: (شالوک، ۲۰۰۴: ۲۰۶)

اون طور که از فحوای کلام محققین این بخش برمیاد بیشترً بر دو بعد اصلی در کنار بقیه ابعاد واسه کیفیت زندگی تأکید می شه این دو بعد عبارتند از بعد روانی و بعد اجتماعی:

– بعد روانی کیفیت زندگی

به نظر روان شناسا اولین عامل تعیین کننده در مطالعه کیفیت زندگی، بررسی نگاه فرد نسبت به زندگیه. در این مورد، سطح امتحان در اندازه خرد قرار داره و طبق طبقه بندی های رایج در عمومیت شاخصای ذهنی طبقه بندی می شه. خیلی از نظریه پردازان بر اندازه احساس بهزیستی فرد در زندگیش به عنوان عامل تعیین کننده در نگاه فرد به زندگی تأکید کرده ان. واقعا، از جمله عواملی که به مدت خیلی از طرف روان شناسا به عنوان مشخصات تعریف کننده احساس بهزیستی یا خوشبختی ارائه شدن، میشه به معیارهایی مثل دوست داشتن بقیه، لذت بردی از زندگی، یا شناخت خود اشاره کرد. اما تعریف جدیدی که داینر (۲۰۰۴: ۳۴) واسه احساس بهزیستی، ارائه میده، شامل اینه که افراد خودشون از زندگی خود آزمایش مثبتی داشته باشن. این تعریف ذهنی از احساس بهزیستی به باور ایشون، تعریفی مردم محوره؛ چون از خود فرد خواسته می شه که زندگیش رو آزمایش کنه و شخیص دهد که در زندگیش احساس خوشبختی می کنه یا خیر. اینجور تعریفی از یه زندگی خوب همون «احساس بهزیستی ذهنی» نامیده می شه که در محاورات دانشگاهی اون رو به احساس خوش حالی تعبیر می کنن. محققان زیادی در توصیف این احساس به آزمایش مردم از زندگی خودشون توجه می کنن، آزمایش ای که هم عاطفیه و هم شناختی. مسأله ای که در ارتقای احساس بهزیستی نقش بسیار مهمی داره، نیازها و اندازه برآورده شدن اونا در پیش افراده. در این مورد، اولین کوششا از طرف مازلو از منظری جامعه شناختی نسبت به بحث نیازها انجام شد. مازلو نیازای آدم رو به چند دسته نیازای فیزیولوژیکی و جسمی، نیاز به امنیت، نیاز به روابط اجتماعی و محبت، نیاز به تأیید و احترام و نیاز به خودمون یابی طبقه بندی کرد و عقیده داره تا نیازای آدم در هر مرحله برآورده نشه، نیازای بعدی مطرح نمی شن. براساس رهیافتای روان شناختی تا وقتی که نیازای آدم، به طور کامل برآورده نشن احساس بهزیستی آدم تأمین نمیشه. مثلا، زیلر (۱۹۷۴) در بررسی خود احساس بهزیستی رو مستقیماً با نیاز به احترام به خود در رابطه می دونه و عقیده داره احساس بهزیستی تا حد زیادی با آزمایش فرد نسبت به برآورده شدن این نیاز تأمین می شه. در مورد نظریه نیازها در ادامه به صورت مفصلتری بحث می شه.

علت دیگه تعیین کننده احساس بهزیستی، به زندگی خانوادگی فرد برمیگرده. کونو و ارلی (۱۹۹۹) در مطالعه خود به این نتیجه رسیدن که احساس بهزیستی و خوش حالی با آزمایش فرد نسبت به همسر و زندگی زناشویی اش اتحاد بالایی داره. هم اینکه، در مطالعه گلن و ویور (۱۹۷۹) مشخص شد که ازدواج موفقیت آمیز اندازه احساس بهزیستی و خوش حالی فرد رو تا حد زیادی زیاد می کنه (گلن و ویور، ۱۹۷۹، به نقل از شوسلر و فیشر، ۱۹۸۵).

علاوه بر این در بعد روانی، احساس بهزیستی و خوشبختی با عوامل دیگری مانند اندازه رشد فردی رابطه داره. رشد فردی معمولاً از نظر شناختی، اجتماعی و عملی مورد توجه محققان قرار می گیرد. هم اینکه، کارکرد فرد و اندازه موفقیت ایشون در رسیدن به اهداف تعیین شده در کنار اندازه مفید بودن، از عوامل تعیین کننده این متغیر هستن (شالوک، ۲۰۰۴: ۲۰۶).

به باور لئونارد (۱۹۹۳)، وجود یا نبود فشارهای روانی و مخصوصا فشارهای روانی در زندگی شهری، اثر به سزایی در تعیین احساس بهزیستی فرد داره. زندگی شهری معمولاً پر از فشارهای روانی مزمنیه که آدما به واسطه زندگی در شهر و قرار گرفتن در مناسبات شهری گریزی از تجربه اونا ندارن. مراقبت و توجه همیشگی به بچه های کوچیک در خارج از خونه، رانندگی در ترافیک سنگین روزانه، احساس سنگینی و فشار کار و کمبود وقت، مثالایی از این نوع استرسا، در زندگی روزانه آدمای شهرنشینِ کلان شهرها هستن. این استرسا خود رو در طیف بزرگی از احساسات ناخوشایند، مانند احساس نگرانی، دلهره، اضطراب، شکست، بی قراری، خشم، آزرده دلی و… نشون میده که بعضی وقتا با علائم جسمی خاصی هم همراه می شه؛ مانند کشیدگی عضلات، مشکلات غذایی (اشتهای زیاد یا بی اشتهایی)، مشکلات خواب (کم خوابی، پرخوابی، بی خوابی)، خستگی و ضعف بیش از اندازه… . واسه جلوگیری از صدمات داغون کننده این استرسا، معمولاً جنب و جوش بدنی و ورزش پیشنهاد می شه (لئونارد، ۱۹۹۳: ۶۹).

در کنار احساس بهزیستی، بعضی محققان از احساس رضایت از زندگی در اجتماع هم به عنوان دلیلی موثر در بالا بردن کیفیت زندگی سخن گفتن (داینر، ۲۰۰۰). هم اینکه این عامل از جمله شاخص های ذهنی در تعیین کیفیت زندگیه. تحقیقات قبلی به این مطلب اشاره کردن که نارضایتی از زندگی در اجتماع حتی تمایل به جابه جایی به اجتماعی دیگه رو موجب می شه (زوچز، ۱۹۸۱؛ به نقل از فیلکینز و همکاران، ۲۰۰۰: ۱۹۴). در بررسی مدلای رضایت از زندگی، متغیرهای مختلفی به عنوان عوامل تأثیرگذار بر رضایت از زندگی در اجتماع ذکر گردیده ان. مثلا، کاساردا و جانویتز (۱۹۷۴) یه مدل منظم تدوین کردن تا با بهره گرفتن از شاخصای طول مدت اقامت، موقعیت اجتماعی و چرخه زندگی شخص، اندازه ترتیب به اجتماع رو پیش بینی کنن. در این مدل، اجتماع یه نظام پیچیده شبکه های رفاقت و خویشاوندی و پیوندهای رسمی و غیر رسمی دیده می شه که ریشه در زندگی خانوادگی و فرایندهای اجتماعی شدن داره و در آخر اندازه رضایت فرد از زندگی در اجتماع رو مشخص می کنه. علاوه بر مدل فوق، گودی (۱۹۹۰) سامسون (۱۹۸۸) و استینر و همکاران (۱۹۹۰) هم مدلایی رو واسه آزمایش رضایت از زندگی در اجتماع تدوین و ارائه کردن (فیلکینز و همکاران، ۲۰۰۰: ۱۹۶). با اینحال، هیچ کدوم از مدلای فوق نتونسته ان جنبه های متفاوتی از زندگی اجتماعی، مانند رضایت از خدمات شهرداری رو در نظر بگیرن و با همدیگه ترکیب کنن. هم جهت با اینجور هدفی، نظریه «میدون اجتماع محلی» نظریه مناسبیه؛ چون در این نظریه، اجتماع محلی به عنوان ساختاری تعاملی تعریف می شه که از راه اون شهروندان احتیاجات و چیزهای مورد علاقه خود رو برآورده میسازن (ویلکینسون، ۱۹۹۱: ۳۰۴). پس، تموم جنبه های اجتماع، مثل فعالیتای شهرداری، فرصتای خرید (حراجیا)، فرصتای شغلی و تعاملات اجتماعی، می بایست با هم در نظر گرفته شن تا مشخص شه چیجوری ترکیبی از عوامل جور واجور، رضایت شهروندان از زندگی رو متأثر می سازه. معمولاً در بررسی سطح رضایت از زندگی، محققان از جواب های مردم به آزمایش خدمات شهرداری استفاده می کنن. با این وجود، در تحقیقات گذشته این آزمایش ها بیشترً واریانس بسیار کمی از سطوح رضایت از اجتماع رو تبیین کردن. مثلا، مطالعه ای که کمپبل، کانورس و راجرز (۱۹۷۶) در سطحی ملی در کشور آمریکا به انجام رسانیدند، مشخص کرد که نه ویژگی اجتماع مانند مدارس، آب و هوا، خیابونا و جاده ها، پارکا و زمینای بازی و حفاظت پلیس، تنها ۱۹ درصد واریانس رضایت از زندگی در اجتماع رو تبیین می کنه (در فیلکینز و همکاران، ۲۰۰۰: ۱۹۵).

بعد روانی کیفیت زندگی در مقیاسی خرد و با در نظر گرفتن دو بحث احساس بهزیستی و احساس رضایت مورد توجه روان شناسا و روان شناسا اجتماعی بوده. اما کیفیت زندگی از بعدی اجتماعی هم برخورداره که بررسی اون تخصص و همکاری جامعه شناسا رو می خواد. در بخش بعدی یعنی بعد اجتماعی کیفیت زندگی عناصر اجتماعی تشکیل دهنده کیفیت زندگی مورد بررسی قرار می گیرن.

[۱] . Michalos

[۲] . Guyatt

[۳] . Rejeski

[۴] . Andrews

[۵] . Withney

.material well being

[۸]. productivity

[۹]. intimacy

[۱۰]. safty

[۱۱]. community

[۱۲]. emotional wellbeing

[۱۳] – Morris

[۱۴] – Williams

[۱۵] – Wickrama

[۱۷] – Herbert

[۱۸] – Sunick

[۱۹] – Delongis,Folkman & Lazarus

[۲۰] – Cohen,Tyrrell & Smith

[۲۱] – Levenbach

[۲۲] – Moos

[۲۳] – Rutter

[۲۴] – Taylor

[۲۵] – Miberg

[۲۶] – Hass

[۲۷] – WHO

[۲۸]- Ferrans

[۲۹] – Subjective Well-Being(SWB)

[۳۰] -Community Field Theory