اختلالات شخصیت

ه به تحصیلات پدر و مادر آنان به طور معنا داری تفاوت دارد یعنی با افزایش تحصیلات پدر و مادر ، میزان گزارش دانش آموزان از انواع آزار به طور معنا داری کاهش می یابد
ج ) شغل والدین : اگر چه در همه ی گروه های شغلی کودک آزاری گزارش شده اما زمانی که صرفا بحث شغل و استرس های همراه آن به میان می آید احتمالا پدرانی که از ثبات شغلی بیشتری برخوردارند و ساعات کمتری را به مار اختصاص می دهند توجه بیشتری به کودکان خود دارند زیرا آزارهایی که به واسطه استرس شغلی پدر به کودک وارد می شود کمتر است هم چنین در حالی که انتظار میرود مادران شساغل فرصت و حوصله کمتری برای رسیدگی به امور فرزندان داشته باشند و بیشتر آنان را مورد نکوهش و آزار قرار دهند بر اساس تحقیقات نتایج حاکی از آن است که مادران خانه داربیشتر از مادران شاغل مرتکب انواع کودک آزاری و غفلت شده اند

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند دوم ) ساختار خانواده کودکان آزار دیده :
الف )جمعیت خانواده :
خانواده های شلوغ و پرجمعیت یکی از کانون های وقوع کودک آزاری محسوب می شوند جمعیت زیاد خانواده هم توجه و مراقبت کافی نسبت به کودکان را محدود خواهد ساخت و هم با استرس های جانبی که ایجاد می کند ( مثل مشکلات مادر ، مسکن و … ) خطر وقوع کودک آزاری را افزایش می دهد . از سوی دیگر در خانواده هایی که تعداد کودکان زیاد است احتمال آزار از سوی خواهران و برادران بزرگتر (sibling abuse) نیز بیشتر است
ب ) سابقه بیماری جسمی یا روانی در خانواده :
وجود بیماری روانی در خانواده کودکان آزار دیده بیشتر از بیماری جسمانی مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است . البته در بعضی متون اشاره شده که بیماری جسمی مزمن والدین در بعضی موارد می تواند زمینه ساز آزار کودک باشد اما در بیشتر مطالعات بر بیماری روانی تاکید شده است والدینی که دچار اختلالات فکری بوده و در قضاوت و پردازش فکر با مشکل روبرو هستند از رفتار کودک سوء تعبیر کرده و رفتاری وی را معترضانه قلمداد می کنند این دسته از والدین ممکن است آسیب های جدی به کودک وارد آورند . افراد دارای اختلال روانی مثل اسکیزوفرنیا و افسردگی نیز ممکن است آزار دهنده باشند والدین روان پریش (psychotic) یا مبتلا به اختلالات شخصیت (personality disorders) ممکن است کودکان خود را به شدت در معرض آزار روانی قرار داده و حتی آنها را به سمت دیوانگی سوق دهند اگرچه بسیاری از والدین آزارگر از ضعف های رفتاری یا هیجانی برخوردارند اما بیماری های روانی نوعاً نقش اندکی در بدرفتاری با کودکان دارند و بیشتر مجموعه ویژگی ها یا صفات شخصیتی (traits personality) هستند که به طور مشترک در والدین کودکان آزار دیده به چشم می خورند .
ج) سابقه طلاق و جدایی در خانواده :
طلاق معمولاً به دنبال مشاجرات و اختلاف میان والدین رخ می دهد . در خانواده هایی که طلاق در آنها صورت می گیرد کودک علاوه بر آنکه قبل از طلاق در اثر تعارضات و خشونت های رایج در خانواده (به ویژه زمانی که سابقه آزارها مثل خشونت خانوادگی و همسر آزاری نیز در خانواده وجود داشته باشد ) آسیب می بیند در زمانی که طلاق نیز رخ می دهد ، ناچار است فقط با یکی از والدین زندگی کند و در نتیجه در معرض انواع تهدیدها قرار می گیرد . پس از طلاق و احتمالاً ازدواج مجدد کودک صاحب نامادری یا ناپدری می شود که در هر حال شرایط پس از طلاق می تواند احتمال اعمال انواع آزارها را نسبت به کودک افزایش دهد.با بررسی شیوع آزار جسمانی در والدینی که سابقه جدایی و طلاق داشته اند مشخص شد که در این خانواده ها شیوع آزار به میزان قابل ملاحظه ای بالا است و در این پژوهش 8/35 درصد موارد آزار کودکان در خانواده های با سابقه جدایی والدین و 9/44 درصد موارد کودک آزاری در خانواده های دارای سابقه طلاق والدین رخ داده بود . ازدواج مجدد یا چند همسری بودن خانواده نیز کودک را تحت سرپرستی نامادری یا ناپدری قرار می دهد که خود ممکن است زمینه ساز آزار بیشتر کودکان گردد .
د ) سابقه اعتیاد در خانواده :
در خانواده هایی که پدر یا مادر در بدترین شکل ممکن هر دو معتاد هستند بچه ها در هر شرایطی مورد آزار قرار می گیرند . والدین معتاد قادر به دنبال کردن یک الگوی رفتاری صحیح با فرزندان خود نیستند . گاه قبل از استفاده از مواد مخدر زمانی که به شدت تحت فشار قرار می گیرند در برابر کوچکترین عمل فرزندانشان واکنشی خشن از خود نشان می دهند و ممکن است زمانی که پس از مصرف مواد مخدر به آرامش می رسند به کودکانشان به شکل افراطی محبت کنند . فرزندان چنین والدینی هیچ گاه مفهوم درست عمل صحیح و غلط را درک نمی کنند
ه) سابقه محکومیت یا سوء پیشینه در خانواده :
والدینی که خشن ، ضد اجتماعی یا دارای سابقه کیفری هستند و آنهایی که خارج از خانواده نیز پرخاشگرند احتمال بیشتری هست که در خانواده خود خشن و بدرفتار باشند . انحطاط اخلاقی والدین از دیگر عواملی است که به عنوان عامل خانوادگی تاثیرگذار بر کودک آزاری مورد توجه قرار گرفته است
و ) تک والدی بودن خانواده :
هر گاه یکی از والدین یعنی پدر و مادر به تنهایی سرپرستی فرزند خود را عهده دار شوند ، بیشتر مرتکب کودک آزاری می شوند . این وضعیت بیشتر در زنان مطلقه و زنانی که بدون ازدواج بچه دار شده اند رخ میدهد
فوت یکی از والدین نیز از عواملی است که به تک والدی شدن خانواده می انجامد . در تاریخچه خانوادگی کودکان آزار دیده نیز موارد گزارش شده از فوت والدین قابل توجه بوده است .
گفتار سوم عوامل محیطی کودک آزاری :
محیط مساعد یکی از عوامل مهم برای وقوع پدیده کودک آزاری می باشد . عوامل فردی و خانوادگی کودک آزاری ، تنها زمانی فعال می شود که شرایط محیطی لازم فراهم شود . لذا در بسیاری از خانواده ها که افرادی مستعد آزار کودکان حضور دارند پدیده آزار کودکان مشاهده نمی شود ، علت این مسئله آن است که عوامل فردی ( هم عوامل مربوط به کودک و هم عوامل مربوط به فرد آزار دهنده ) خانوادگی و محیطی که در تعامل با یکدیگر همبستگی دارند سهمی در وقوع کودک آزاری دارند ، بنابراین اگر عوامل موقعیتی یا استرس محیطی با دیگر عوامل فردی و خانوادگی همراه شود احتمال بروز کودک آزاری افزایش خواهد یافت . متغیرهای موقعیتی ، خصوصاً متغیرهایی که بر سطح استرس درون خانواده اثر می گذارند با کودک آزاری همبستگی دارند . موقعیت های استرس زا از قبیل تولد یک نوزاد ، بیماری ، مرگ عزیزان ، فقر و شکست مالی و … از جمله عوامل خ
طرآفرین مرتبط با کودک آزاری هستند
بند اول :نگرش نسبت به تنبیه کودکان در خانواده :
از آنجا که تمامی رفتارها ، اعمال ، باورها و نگرش های افراد تحت تاثیر فرهنگی است که در آن رشد و پرورش یافته اند بررسی فرهنگ حاکم بر جامعه و میزان همسویی با تعارض ارزش ها با کودک آزاری در سطح جامعه و بین خانواده ها از اهمیت به سزایی برخوردار است .
برخی رفتارهای که مصادیق کودک آزاری محسوب می شوند در بعضی فرهنگ ها نه تنها آزار محسوب نمی شوند بلکه اقدامی در جهت پرورش و تربیت صحیح کودک به شمار می آیند . به عنوان مثال تنبیه بدنی کودکان در بسیاری از خانواده ها رایج است و به عنوان یک شیوه تربیتی به کار گرفته می شود و یا به کار گماردن کودکان کم سن که توان کاری لازم را ندارند بعضی اوقات به عنوان روشی برای آماده سازی کودک برای رویارویی با مشکلات زندگی نگریسته می شود .
عللی که کودکان برای تنبیه شدن از سوی والدین ، ذکر کرده اند نیز دلیل دیگری مبنی بر پذیرش تنبیه از سوی والدین به عنوان ابزار تربیت کودک می باشد . تاثیر نگرش والدین را حتی روی کودکان نیز می توان مشاهده نمود . چرا که درصد قابل ملاحظه ای از آنان در بیان اینکه « چرا والدین فرزندانشان را تنبیه می کنند » اظهار داشتند که « نصیحت کردن کودکان بی ثمر است » چنین کودکانی به احتمال زیاد خود نیز در آینده همین راهبردها را برای تربیت فرزندانشان به کار خواهند بست .
بدین ترتیب ملاحظه می شود که فرهنگ و نگرش های مسلط بر جامعه تاثیر بسزایی در رفتار افراد دارد . بنابراین بالا بردن سطح فرهنگ و افزایش آگاهی افراد در مورد مفهوم کودک آزاری و آموختن رفتارهای صحیح جایگزین برای تربیت کودک گام مهمی در جهت کاهش کودکان خواهد بود .
بند دوم مذهب خانواده :
از دیگر عوامل محیطی که به نظر می رسد بر کاهش یا افزایش کودک آزاری در جامعه نقش داشته باشد ، مذهب و میزان تقید خانواده ها به اصول مذهبی است . برخی صاحب نظران معتقدند مذهب ، مانعی در جهت اعمال آزار نسبت به کودکان است . به عنوان مثال دکتر توفیقی رئیس سازمان پزشکی قانونی معتقد است « کودک آزاری در خانواده های مذهبی کمتر رخ می دهد »
با توجه به تاکیدات دین مبین اسلام در مورد رفتار سنجیده و درست با کودکان و اعمال دیه برای انجام سوء رفتار جسمی نسبت به کودکان احتمال می رود که در خانواده های مذهبی تر شیوع کودک آزاری کمتر باشد
بند سوم شرایط اقتصادی خانواده :
عامل مهم دیگری که هم جامعه و هم خانواده ها را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند فراهم اورنده زمینه کودک آزاری باشد ، وضعیت نامناسب اقتصادی – اجتماعی می باشد .
میلور (1981) می نویسد : « هر چند سوء رفتار نسبت به کودکان ممکن است در هر گونه خانواده و در همه سطوح جامعه با وضعیت های مختلف اجتماعی و اقتصادی رخ دهد ولی وقوع آن بر اساس گزارشات در طبقات پایین اقتصادی – اجتماعی بیشتر است »
هر چند که فقر به خودی خود نمی تواند علت بدرفتاری با کودکان باشد اما استرسی که همراه با فقر ایجاد می شود بسیار زیاد است . در خانواده های فقیر میزان درامد خانواده ، محدود و ناکافی است . محل سکونت این افراد نیز به دلیل توان مالی اندک معمولاً در مناطقی قرار دارد که فاقد امکانات رفاهی لازم می باشد . منزل مسکونی آنها معمولاً بسیار کوچک و نامتناسب با جمعیت خانواده است . در این خانواده ها غذا ، پوشاک ، هزینه ایاب و ذهاب و سایر تسهیلات به سختی تامین می شود و حتی در بعضی خانواده ها شدت فقر به حدی است که کودکان نیز ناگزیر برای کمک به تامین معاش خانواده به کار واداشته می شوند
فقر و کودک آزاری همبستگی نسبتاً زیادی با هم دارند . کودکانی که در خانواده های فقیر زندگی می کنند به دلیل شرایط و محدودیت های موجود از ایمنی کمتری نسبت به دیگر کودکان برخوردارند . نیازهای بهداشتی ، تغذیه ای ، آموزشی و روانی به شکل مستقیم یا غیر مستقیم (فراهم آوردن عوامل فردی و خانوادگی زمینه ساز کودک آزاری ) می تواند میزان بروز و شیوع کودک آزاری را افزایش دهد
مبحث سوم )پیامدها و آثار کودک آزاری :
عوارض و پیامدهای کودک آزاری به دو صورت کوتاه مدت و بلند مدت بروز می کند . میزان اثرات سوء و پیامدها به مدت آزار ، شدت و نوع آسیب وارده به کودک بستگی دارد .
دکتر قاسم زاده در اشاره به عوارض ناشی از کودک آزاری گفته است : « خشونت با کودکان به دلیل آسیب پذیری و ناتوانی آنان در دفاع از خویش بیشتر است و پیامدهای ان نیز با توجه به اهمیت دوران کودکی در رشد و پرورش انسان ها زیان بارتر خواهد بود . »
اثرات طولانی مدت سوء رفتار نسبت به کودکان می تواند باعث تاخیر در رشد و نمو آنها گردد . به طور کلی عوارض ناشی از کودک آزاری را می توان به دو گروه عمده جسمی و روانی تقسیم نمود که به تفکیک آنها را مورد بررسی قرار می دهیم .
گفتار اول) آثار و پیامدهای جسمی آزار کودکان :
یکی از نتایج آشکار کودک آزاری به ویژه آزار جسمی و جنسی ، صدمه و جراحت می باشد . کتک زدن کودک یکی از شایع ترین انواع کودک آزاری است که با صدمات جسمی همراه می باشد .

عوارض جسمی آزار به دو صورت حاد و دیررس بروز می کنند اختلالات رشدی و تغییر شکل اندام ها در کودک می تواند از عوارض جسمی دیررس کودک آزاری باشند . پیامدهای جسمی حاد آزار نیز بی شمار است که از صدمات جسمی خفیف (برای مثال آثار کوفتگی ) تا معلولیت های جسمی جدی را شامل می شود . بعلاوه گاهی شدت صدمات وارده به کودک در حدی است که موجب مرگ کودک می گردد
برخی عوارض جسمی کودک آزاری را می توان در خبرهای منتشره در روزنامه های کثیرالانتشار نیز مشاهده نمود چرا که اکثر مواقع تنها زمانی که آزارهای وارده بر کودکان جراحاتی جدی برجا می گذارند مورد توجه و پیگیری واقع می شوند .
. به طور کلی از جمله آثار ناشی از کودک آزاری می توان به این موارد اشاره نمود .
کوفتگی ها و جراحات متعدد در نقاط مختلف ، بدن مثل کفل ، پشت ، شکم و ران های کودک
خون مردگی و کبودی و آثار به جا مانده از ضربات کمربند ، ترکه ، کابل و … ؛
وجود ، خراشیدگی ها و زخم های مختلف در اندام ها که ناشی از ضرب و جرح طفل می باشد
بریدگی ، پارگی و خونریزی جلدی
سوختگی ها به روش های متعدد از قبیل سوزاندن با سیگار ، قرار دادن کودک در آب جوش و استفاده از اشیاء داغ نظیر اتو ، بخاری و…
در رفتگی و شکستگی های استخوانی
صدمات به ارگان های داخلی و خونریزی های داخلی مثل معده ، روده ها ، کبد و قلب که در اثر صدمات فیزیکی به شکم و قفسه سینه ایجاد می شوند
صدمه به سر ، که یکی از خطرناک ترین و تهدیدآمیزترین نوع آسیب ها بوده و شایع ترین علت مرگ ناشی از آزار کودکان را تشکیل می دهد . رفتارهای مختلفی می تواند به سر آسیب وارد کنند از جمله ضربه به سر با یک شیء مشت کوبیدن به سر ، کوبیدن سر به دیوار ، پرت کردن کودک به سطح سخت ، گرفتن و شدید تکان دادن کودک به جلو و عقب که میتواند به آسیب به سر و مرگ کودک بیانجامد . رفتار اخیر به «سندرم تکان دادن نوزاد » هم معروف است .
از دیگر آثار بدنی آزار جسمی و جنسی می توان به تورم ، عفونت ، ضایعات تناسلی ، اختلالات بینایی و شنوایی ، نقایص نورولوژیک (اسکلتی – عضلانی ) و معلولیت نیز اشاره کرد .
گفتار دوم ) پیامدهای روانی:

 
 
بند اول ) پیامدهای روانی ناشی از آزار جسمی کودکان : سوء رفتار جسمانی با کودک علاوه بر صدمات بالینی جدی که بر جا می گذارد آسیب های روانی خاصی را نیز به دنبال خواهد داشت . اثرات فوری کودک آزاری جسمانی می تواند شامل پاسخ های پس از سانحه ، تحریفات تفکر ، خود را بد تصور کردن ، ادراک خود پایین ، بی ثباتی هیجانی ، تجزیه و فروپاشی و پایین آمدن اعتماد به نفس در کودک باشد .
آزار جسمانی در بلند مدت نیز این پیامدها را می تواند داشته باشد : ارتباطات بین فردی مختل ، راهبردهای اجتنابی (دوری گزینی ، انزوا ، افکار خودکشی و یا تلاش در جهت اقدام به آن سوء مصرف مواد با الکل ) مشکلات اقتصادی ، اختلالات رشدی ، رفتارهای بزهکارانه و ضد اجتماع ، رفتارهای اجتماعی ناکارامد ، پرخاشگری و مقاومت ، اضطراب ، افسردگی و ناامیدی و در موارد شدیدتر اختلالات شخصیتی مانند اختلالات شخصیت مرزی (Borderline) که مشخصه اصلی ان تفکر عینی و سیاه و سفید ،

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *