حریری و لفمجانی (۱۳۸۸) به سنجش اضطراب کتابخانهای در بین دانشجویان دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران پرداختندو چنین گزارش کردند که میانگین اضطراب کتابخانهای در کلیه مقیاس های فرعی در حد متوسط است با این تفاوت که تنها در مقیاس فرعی موانع در ارتباط با تجهیزات مکانیکی، مردان به نحو معنی داری نسبت به زنان اضطراب کتابخانهای بیشتری داشتند.
عرفانمنش و دیدگاه (۱۳۸۸) با روش بررسی و تحلیل ادبیات، مقالهای با عنوان اضطراب پژوهش و دلایل بروز آن در پژوهشگران و اعضای هیئت علمی دانشگاهها را تدوین کردند. یافتهها حاکی از آن است که عواملی مانند ویژگیهای شخصی پژوهشگران و اعضای هیئت علمی، مهارتهای پژوهشی آنها و جو حاکم بر محیطهای علمی و دانشگاهی، میتواند بر میزان اضطراب پژوهشی آنها تأثیرگذار باشد. از سوی دیگر عواملی مانند مهارت در روشهای تحقیق و پژوهش، مهارت در ریاضیات و آمار، سواد رایانهای، اینترنتی و کتابخانهای، حمایتهای مالی و سازمانی، مهارتهای مدیریت اضطراب و مدیریت زمان میتواند در کاهش میزان اضطراب پژوهش و افزایش کمیت و کیفیت تولیدات مؤثر واقع شوند.
نارمنجی و نوکاریزی ( ۱۳۸۸) در پژوهشی به بررسی اضطراب اینترنتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های بیرجند و فردوسی در فرایند جستوجوی اطلاعات پرداختند. نتایج، مشخص کرد که اضطراب دانشجویان به طور معناداری در جامعه از سطح متوسط پایین تر است. با این حال بین میانگین نمرات اضطراب اینترنتی دانشجویان مرد و زن و نیز دانشجویان حوزه های تحصیلی مورد مطالعه تفاوت معناداری یافت نشد.
نعیمی، پزشکیراد و صدیقی (۱۳۸۸) در تحقیقی به بررسی نگرش دانشجویان مرکز علمی – کاربردی جهاد کشاورزی زنجان نسبت به بهکارگیری یادگیری اینترنتی پرداختند. یافتهها نشان داد که دانشجویان نگرش مثبتی نسبت به بهکارگیری یادگیری اینترنتی دارند و اختلاف معناداری بین نگرش دانشجویانی که رایانه شخصی دارند و آنهایی که رایانه شخصی ندارند وجود دارد. همچنین بین متغیرهای رشته تحصیلی و مکان دسترسی دانشجویان به اینترنت و متغیر نگرش آنها، اختلاف معناداری وجود نداشت. ضریب همبستگی اسپیرمن، همبستگی مثبت و معناداری را بین اینترنت، به عنوان منبع آموزشی و نگرش دانشجویان نشان داد. در نهایت بین اینترنت، به عنوان منبع پژوهشی و ارتباطی با نگرش دانشجویان همبستگی مثبت و معناداری مشاهده گردید.
تاجالدینی و موسوی (۱۳۸۹) مقالهای با عنوان اضطراب کتابخانهای؛ تبیین رابطهی محیط کتابخانه و اضطراب مراجعهکنندگان را تدوین نمودند. و محیط را بهعنوان عاملی تأثیرگذار بر رفتار انسان قلمداد کردند.
ملکی، گودرزی، محتشمی و فقیهی (۱۳۸۹) در بررسی نگرش و عملکرد اساتید و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نسبت به کاربرد رایانه و اینترنت، دریافتند که میزان دستیابی به اینترنت هم در میان دانشجویان و هم در میان اساتید مناسب است. همچنین نگرش نسبت به کاربرد اینترنت نیز مثبت بود.
پشوتنی زاده ( ۱۳۹۰) در مقاله ای به توصیف اضطراب کتابخانهای، روابط، تاثیرات و راهکارهایی برای آن پرداخته است. وی در این مقاله به بیان ویژگی دانشجویان مضطرب کتابخانه ای و رابطه اضطراب کتابخانه ای با دیگر متغیرها اشاره کرده است و شناسایی عوامل تاثیر گذار بومی، منطقه ای، فرهنگی، زبانی و نژادی ایران بر احساس اضطراب کتابخانه ای دانشجویان ایرانی را مسئله ای بااهمیت دانسته است.
ذاکری، خواجهلو، افرایی و زنگوئی (۱۳۹۰) در پژوهش خود به بررسی نگرش معلمان نسبت به کاربرد فن آوریهای آموزشی در فرآیند تدریس پرداختند. نتایچ تحقیق بیانگر آن بود که نگرش معلمان نسبت به کاربرد فن آوریهای نوین آموزشی در فرآیند تدریس مثبت بود. میان متغیرهای جنسیت و میزان تحصیلات معلمان و نگرش آنها نسبت به کاربرد فن آوریهای نوین آموزشی در فرآیند تدریس تفاوت معناداری مشاهده نشد. اما میان متغیرهای محل خدمت و سابقه تدریس و نگرش آنها نسبت به کاربرد فن آوریهای نوین آموزشی در فرآیند تدریس تفاوت معناداری مشاهده شد.
رفیعیمقدم و جعفری مفرد (۱۳۹۰) به بررسی میزان اضطراب کتابخانهای دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال ورودی سال ۹۰-۸۹ پرداختند. یافتهها در زمینه بررسی تفاوتهای جنسیتی نشان داد که اضطراب کتابخانهای خانمها از آقایان بیشتر است ولی از نظر سنی و سطوح آشنایی با رایانه اضطراب آنها تقریباً یکسان است. مقطع تحصیلی نیز تأثیری بر اضطراب ندارد ولی در نظام کتابخانهی قفسه بسته به نسبت قفسه باز و نظام مخزن کارتی به نسبت رایانهای اضطراب بیشتری وجود دارد. بیشترین میانگین اضطراب در دانشکده فنی مهندسی و دانشکده شیمی و کمترین اضطراب در دانشکده علوم انسانی و علوم و فنون دریایی است. عضویت در کتابخانه قبل و بعد از ورود به دانشگاه تأثیری بر اضطراب کتابخانهای ندارد.
عرفانمنش(۱۳۹۰) به ساخت، اعتباریابی و پایایی سنجی مقیاس سنجش اضطراب اطلاعیابی پرداخت. نتایج تحلیل عاملی، نشاندهندهی یک ساختار ۶ عاملی بود. بر اساس نتایج پژوهش، میتوان گفت ابزار سنجش اضطراب اطلاعیابی از اعتبار و قابلیت اعتماد بالایی برخوردار بوده و میتواند در پژوهشهای آینده برای سنجش سطح اضطراب اطلاعیابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی ، مورد استفاده قرار گیرد.
عرفانمنش و بصیریان (۱۳۹۰) به مطالعه تأثیر آموزش مهارتهای کتابخانهای و تورهای آشنایی با کتابخانه بر اضطراب کتابخانهای دانشجویان پرداختند. یافتهها نشان داد که اگرچه تفاوت معناداری در پیشآزمون سه گروه مورد بررسی وجود نداشته است، سطح اضطراب کتابخانهای دانشجویانی که در تورهای آشنایی با کتابخانه شرکت داشتهاند به میزان معناداری کاهش یافته است.
عرفانمنش و دیدگاه (۱۳۹۰) در مقالهای توصیفی، اضطراب کتابخانهای را چالشی فراروی استفاده مؤثّر از خدمات کتابخانهای دانسته اند. آنها چنین نتیجهگیری کردهاند که اضطراب کتابخانهای عارضه ای جدی در میان کاربران کتابخانه است ولی میتوان آن را از طریق آموزش مناسب مهارت های کتابخانه ای، تعامل مثبت کتابداران با کاربران و ایجاد محیطی آرام و به دور از تنش در کتابخانه ها کاهش داد، که این امر نیازمند همکاری کتابداران، مدیران کتابخانهها و اساتید و محققین جامعه کتابداری کشور است.
عرفان منش (۲۰۱۱) در مقالهای با استفاده از مقیاس اضطراب چندبعدی کتابخانهای به بررسی اضطراب کتابخانهای در میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که اضطراب کتابخانهای در اکثر دانشجویان وجود دارد، و اضطراب منفی کتابخانه ای میتواند عملکرد تحصیلی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد. به این ترتیب وی جلسات دیدار از کتابخانه، آموزش استفاده از منابع کتابخانه ای، دسترسی به منابع، آموزش سواد کتابخانه ای و سواد اطلاعاتی را جهت کم کردن اضطراب کتابخانهای پیشنهاد میدهد.
مرور پیشینهها در داخل کشور مبین توجه اندک به مسئله اضطراب کتابخانهای میباشد. به خصوص که ورود فن آوریهای اطلاعاتی از جمله رایانه و اینترنت به کتابخانهها، نگرشهایی را به دنبال میآورد که مستلزم توجه به آن در جهت کاهش اضطراب کتابخانهای است. اما همانطور که دیده میشود تاکنون نه تنها نگرش رایانهای در ارتباط با اضطراب کتابخانهای مورد بررسی قرار نگرفته، بلکه به نگرش اینترنتی نیز توجهی نشده است.
۲-۳-۲- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
جیائو و آنوگبوزی محققین اصلی در موضوع اضطراب کتابخانهای هستند و تعداد زیادی از پژوهش های انجام شده که در زیر به آنها اشاره می شود توسط این افراد انجام شده است. معرفی پیشینهها، ابتدا بر اساس نظم موضوعی میباشد و بعد نظم تاریخی به عنوان نظم ثانوی، اضافه شد.
نخستین بار در سال ۱۹۸۶ ملون مقاله ای نوشت که در آن اصطلاح اضطراب کتابخانهای را به کار برد و زمینه تحقیقات آتی را فراهم کرد.
قدم مهم بعدی در حوزه اضطراب کتابخانهای در سال ۱۹۹۲ توسط باستیک برداشته شد . هنگامی که وی، مقیاس اضطراب کتابخانهای را تعیین نمود و آن را به عنوان مقیاسی برای پژوهشهای خود در این زمینه مورد استفاده قرار داد. باستیک ۵ زیرمقیاس برای اضطراب کتابخانهای شناسایی نمود : موانعی که در مورد کارکنان وجود دارد، موانع عاطفی، موانع احساس راحتی در کتابخانه، موانع آگاهی از کتابخانه و موانع فنی.
مچ[۸۴] و بروکس[۸۵] ( ۱۹۹۵) در پژوهشی به ارزیابی اضطراب کتابخانهای در دانشجویان و موقعیت های مختلف تجربه شده توسط دانشجویان، پرداختند و به این نتیجه رسیدند که بین اضطراب کتابخانهای و اضطراب در موقعیت، تفاوت وجود دارد. همچنین بین اعتماد به نفس دانشجویان و اضطرابشان رابطه منفی وجود دارد.
در سال ۲۰۰۳ ون کمپن، مقیاس اضطراب چند بعدی کتابخانهای را برای تعیین عوامل ایجاد اضطراب در میان دانشجویان دکتری، طراحی کرد. بدین ترتیب ون کمپن مقیاس طراحی شده توسط باستیک را برای بهتر شدن روند کنونی در کتابخانه، روزآمد کرد. مقیاس ون کمپن، سؤالاتی را در زمینه اینترنت، دسترس پذیری پایگاههای اطلاعاتی، توانایی جستوجوی منابع کتابخانهای از راه دور و راحتی دانشجویان با رایانهها، مطرح کرد. در واقع ون کمپن، مقیاس اولیه اضطراب کتابخانه ای را با حفظ سؤالات ابزار اولیه، منابع متنوع موجود در کتابخانه را هم مورد توجه قرار داد.
آنوگبوزی ( ۱۹۹۷) در مطالعهای بر دانشجویان به بررسی ارتباط بین اضطراب کتابخانه ای و کیفیت پروژههای تحقیقاتی پرداخت. وی به این نتیجه رسید که دانشجویان با اضطراب بالای کتابخانهای در نوشتن پروژه تحقیقاتی بیشتر دچار مشکل می شوند. به عبارتی اضطراب کتابخانهای نوشتن طرح های پژوهشی و نیز تکمیل برنامه های مقطع کارشناسی را دشوار میسازد.
مطالعه جیائو، آنوگبوزی (۱۹۹۶) بر رابطه خصوصیات فردی دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و اضطراب کتابخانهای آنها متمرکز شد. بر اساس نتایج این پژوهش، دانشجویانی که بیشترین سطح اضطراب کتابخانهای را تجربه میکردند، دارای خصوصیات ذیل بودند: مرد، جوان (۱۸ تا ۲۸ سال )، دانشجوی سال اول، غیر انگلیسی زبان، شاغل (پاره وقت یا تمام وقت) که به دلیل مشغله های زیاد، کمتر به کتابخانه مراجعه میکردند. همچنین، از میان عوامل پنجگانه اضطراب زا، موانع در ارتباط با تجهیزات مکانیکی و عاطفی بیشترین تاثیر را در اضطراب کتابخانه ای دانشجویان مورد بررسی ایفا میکردند.
جیائو و آنوگبوزی (۱۹۹۸) در بررسی خود در زمینه تأثیر کمال گرایی بر اضطراب کتابخانهای دریافتند دانشجویان کمال گرا سطوح بالاتری از اضطراب را در ارتباط با موانع محرّک، راحتی با کتابخانه و موانع ماشینی، نسبت به همرده های غیر کمال گرای خود تجربه می کنند.
پژوهش دیگر جیائو و آنوگبوزی (۱۹۹۹) به بررسی رابطه اضطراب کتابخانهای و ادراک شخصی ۱۴۸ دانشجوی تحصیلات تکمیلی، با استفاده از دو مقیاس اضطراب کتابخانه ای باستیک و ادراک شخصی دانشجویان پرداخت. نتیجه پژوهش این بود که چهار بعد از ابعاد هفت گانه ادراک شخصی، با دو بعد اضطراب زا شامل موانع عاطفی و احساس عدم راحتی در کتابخانه در ارتباط هستند. بر این اساس، دانشجویانی که برداشت و ادراک منفی از خود دارند بیشتر از سایرین در معرض تجربه اضطراب کتابخانهای هستند.
جیائو و آنوگبوزی (۲۰۰۱) در بررسی تجربی رابطه بین عادت های خاص مطالعه و اضطراب کتابخانهای دریافتند این احتمال وجود دارد که دانشجویانی که رفتارهای یادگیری نامناسبی انتخاب میکنند سطوح بالاتری از اضطراب را تجربه کنند.
جیائو و آنوگبوزی ( ۲۰۰۲) در پژوهش دیگری به بررسی رابطه میان وابستگی اجتماعی و اضطراب کتابخانهای دانشجویان تحصیلات تکیملی پرداختند. بر اساس یافته های این پژوهش، دانشجویانی که از دیدگاه و روحیه مشارکتی بالایی برخوردارند، سطح اضطراب کتابخانه ای پایین تری تجربه می کنند.
پژوهش بعدی جیائو و آنوگبوزی (۲۰۰۴) به بررسی رابطه دیدگاه کاربران نسبت به رایانه و میزان اضطراب کتابخانه ای آن ها پرداخت. در این پژوهش رابطه معناداری بین نگرش منفی کاربران نسبت به رایانه و اضطراب کتابخانه ای آن ها مشاهده شد. از سوی دیگر، کاربرانی که دیدگاه مثبتی در مورد رایانه داشته و از کارکردن با آن لذت می برند، سطوح پایین تری از اضطراب کتابخانه ای را نشان می دادند. در نتیجه بیان گردید که نگرش و دیدگاه کاربران در مورد رایانه می تواند در سطوح اضطراب کتابخانه ای که تجربه می کنند، مؤثّر باشد.
جیائو و آنوگبوزی (۲۰۰۸) بعد از بررسی رابطه بین اضطراب کتابخانهای و خطاهای استنادی پایان نامه های دکتری ۹۳ دانشجوی دکتری خاطر نشان کردند که ارتباط چندوجهی بین سطوح اضطراب کتابخانهای و دو متغیر میزان خطاهای استنادی و کیفیت سیاهه منابع است. این نتایج نشان میدهد که سطح اضطراب کتابخانهای نقش مهمی در توانایی دانشجویان برای تهیه سیاهه درستی از منابع دارد . به علاوه آنها بیان کردند که دانشجویان با اضطراب کتابخانهای بالا، خطاهای استنادی بیشتری در پایان نامه های خود به وجود می آورند.
بن عمران[۸۶] ( ۲۰۰۱) دانشجویان دانشگاه پترزبورگ را برای ارزیابی رابطه بین اضطراب کتابخانهای و اضطراب اینترنتی مورد مطالعه قرار داد. بر این اساس، بین این دو نوع اضطراب تفاوت معناداری وجود دارد. وی سطوح مختلفی از اضطراب کتابخانهای و اضطراب اینترنتی را در میان دانشجویان گزارش کرد.
براون[۸۷]، وینگارت[۸۸]، جانسون[۸۹] و دانس[۹۰] (۲۰۰۴) در پژوهش خود دریافتند که برنامه های گرایشی کتابخانه می تواند به طور معناداری سطح اضطراب کتابخانهای و نیز موانع موجود در زمینه پیشرفت دانشگاهی را کاهش دهد.
کوئون[۹۱]، انوگبوزی و الکساندر[۹۲] ( ۲۰۰۷) به ارزیابی بین اضطراب کتابخانهای و تفکر انتقادی در میان دانشجویان پرداختند. نتایج تحقیق حاکی از این بود که دانشجویان با تفکر انتقادی پایین، سطوح بیشتری از اضطراب کتابخانهای را تجربه میکنند . آنها آموزش تفکر انتقادی را به عنوان راهکاری برای کم کردن میزان اضطراب کتابخانهای پیشنهاد دادند.
باورز[۹۳] (۲۰۱۰) در پایان نامه خود به بررسی اضطراب چند بعدی کتابخانهای در دانشجویان حقوق پرداخت. یافته های پژوهش وی چنین بود که میزان اضطراب کلی کتابخانهای در میان دانشجویان حقوق متوسط است. ولی میزان این اضطراب در ۶ بعد اضطراب چند بعدی کتابخانه ای متفاوت است. به طوری که بیشترین میزان اضطراب مربوط به بعد راحتی با کارکنان کتابخانه است. همچنین دانشجویانی که در طول ترم یک یا دوبار از کتابخانه استفاده میکنند دارای میزان بالای اضطراب در پژوهش کتابخانه ای و اضطراب کلی و عمومی کتابخانهای هستند. یافته های دیگر پژوهش حاکی از این است که دانشجویانی که در طول ترم یک یا دو بار از منابع پیوسته کتابخانه استفاده میکنند بالاترین میزان اضطراب را در بُعد راحتی با فن آوری و دسترسی به منابع پیوسته را تجربه میکنند. به طور کلی نتایج نشان میدهد که اضطراب کلی کتابخانهای و ۶ جزء آن بر اساس سن وجنس، تفاوتی را ایجاد نمیکند.
تسائی، لین و تسائی (۲۰۰۱) در پژوهشی به توسعه مقیاس نگرش رایانهای در میان دانش آموزان متوسطه پرداختند. یافته ها نشان داد که دانش آموزان با تفاوت های جنسیتی و با تجربه های مختلف اینترنتی، تفاوت آماری معنا داری را در زیرمقیاس سودمندی اینترنت، گزارش نکردند. با این حال دانش آموزان پسر، اضطراب کمتر و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به دختران در استفاده از اینترنت دارند. همچنین دانش آموزانی که تجربه بیشتری در استفاده از اینترنت دارند نگرش مثبت تری نسبت به آنهایی که تجربه کمتری دارند، از خود نشان می دهند.
تسائی (۲۰۰۲؛ به نقل از زکی، ۱۳۸۵) در تحقیقی دریافته که تفاوت معناداری در نگرش کاربران به اینترنت بین دختران و پسران وجود ندارد. یو[۹۴] و تسائی (۲۰۰۶؛ به نقل از زکی، ۱۳۸۵) دریافتند که دانشجویان پسر نسبت به دختران، نگرش مثبت تری به اینترنت دارند. یافته پژوهش لووان[۹۵]، فونگ[۹۶] و نوآیی[۹۷] (۲۰۰۵) بازگوکننده رابطه معنادار بین تجربه استفاده از اینترنت و نگرش به اینترنت در بین معلمان است.
ژانگ[۹۸] (۲۰۰۷) در پژوهشی به توسعه و اعتباریابی مقیاس نگرش نسبت به بهکارگیری اینترنت پرداخت. وی در دو بخش به تعیین پایایی و روایی مقیاس پرداخت و چنین بیان نمود که مقیاس نگرش نسبت به بهکارگیری اینترنت یک ابزار معتبر برای سنجش نگرش اینترنتی می باشد و میتواند در تحقیقات آینده مورد استفاده قرار گیرد.
لی و کرکاپ[۹۹] (۲۰۰۷) در پژوهشی به بررسی تفاوت جنسیتی و تفاوت فرهنگی در نگرش اینترنتی میان دانشجویان چین و بریتانیا پرداختند. نتایج نشان داد که بین این دو گروه در مؤلفههای تجربه اینترنتی، نگرش، استفاده و اعتماد بهنفس تفاوت معناداری وجود دارد. دانشجویان بریتانیایی تمایل بیشتری برای استفاده از رایانه برای اهداف مطالعاتی دارند درحالی که دانشجویان چینی از اعتماد بهنفس و مهارت بیشتری در هنگام کار با رایانه دارند. در هر دو گروه، مردان تمایل بیشتری برای کار با پست الکترونیکی یا اتاقهای گفتگو دارند و همچنین مردان از مهارتهای بالاتری نسبت به زنان برای کار با رایانه برخوردارند.
اوشان[۱۰۰] و خدیر[۱۰۱] (۲۰۰۸) به بررسی نگرش اینترنتی در دانشجویان دانشگاه سعودی بر اساس تجربه و جنسیت پرداختند. نتایج چنین بود که زنان نگرش مثبت و اضطراب کمتری را در استفاده از اینترنت نشان می دهند اما اعتماد به نفس کمتری درمورد توانایی خود برای استفاده از اینترنت دارند که این توانایی پایین در احساس نظارت درهنگام استفاده از اینترنت ممکن است به اعتماد به نفس آنها مربوط باشد.
تکریک، ارکان و تکریک[۱۰۲] (۲۰۱۱) در مطالعهای توصیفی به بررسی نگرش نسبت به بهکارگیری نسبت به اینترنت در میان معلمان فیزیک پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که بخش عمدهای از معلمان دارای رایانه شخصی هستند و در منزل خود به اینترنت اتصال پیدا میکنند و نگرش مثبتی نسبت به اینترنت داشتند. بهعلاوه معمان خانم نگرش مثبتتری نسبت به بهکارگیری اینترنت در برابر مردان دارند.
۲-۴- جمعبندی پیشینه

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir