نظریه کنترل اجتماعی تاریخی طولانی دارد و این عقیده که «شکل گیری رفتار انحرافی به وسیله جوانان» علت فقدان برخی کنترل های اجتماعی است، برای مدتی به طور کلی مورد قبول بوده است. این نظریه همنوایی را حاصل وجود پیوندهای اجتماعی بین افراد جامعه و اعمال انواع کنترل از طرف جامعه بر افراد می داند و ناهمنوایی را ناشی از گسستن پیوندهای شخصی بر نظم قراردادی جامعه قلمداد می کند.(مدنی، ۱۳۸۱، ص ۱۷۹٫) هیرشی، یکی از نظریه پردازان معروف این حوزه نظری و مفسّر دیدگاه دورکیم نشان داده که چگونه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نقش برجسته ای در تعاریف جرم و بزهکاری داشته اند. نظریه کنترل اجتماعی بر این پیش فرض استوار است که اگر بخواهیم از تمایلات رفتار انحرافی جلوگیری شود باید همه افراد، اعم از جوان و بزرگسال، کنترل شوند. طبق این نظریه، رفتار انحرافی، عمومی و همه گیر است و آن نتیجه کارکرد ضعیف سازوکارهای کنترل اجتماعی می باشد. این نظریه بر دو نوع کنترل شخصی و کنترل اجتماعی تأکید دارد. نظام های کنترل شخصی شامل عوامل فردی و به ویژه روان شناختی می باشد. اعتماد به نفس به عنوان عامل اساسی روان شناختی در کنترل شخصی شناخته شده است. عوامل کنترل اجتماعی شامل وابستگی و پای بندی به نهادهای بنیادین اجتماعی مانند: خانواده، دین، سیاست، و آموزش می باشد. یکی دیگر از پیش فرض های نظریه کنترل اجتماعی این است که وفاق کلی در مورد هنجارها، ارزش ها، اعتقادات و باورهای رایج در جامعه وجود دارد و کنترل اجتماعی بر مبنای این وفاق اجتماعی انجام می شود. امروزه به دلایل گوناگون، از جمله افزایش جمعیت، کنترل رسمی بیشتر و حتی جایگزین کنترل های غیررسمی شود. ابزار مهم کنترل اجتماعی، اجتماعی کردن افراد است که ضعف در این امر موجب بروز رفتارهای نابهنجار و از جمله اعتیاد می‌شود. (همان، ص ۱۷۸ـ۱۸۴٫)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

۲-۳- مفهوم اعتیاد و قاچاق

 

 

۲-۳-۱- مفهوم اعتیاد

 

«اعتیاد[۱]»در لغت به معنای عادت کردن، خو گرفتن، خو‌گر شدن و خود را وقف عاداتی نکوهیده کردن است. اعتیاد به مواد، از جنبه‌های گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و صاحب‌نظران علوم مختلف نیز از آن تعاریفی چند به دست داده‌اند که در ادامه به آن‌ ها اشاره خواهد شد. یکی از محققین اعتیاد را تعلق یا تمایل غیرطبیعی و مداومی که برخی از افراد نسبت به موادمخدر پیدا می‌کنند تعریف کرده است(شیخ‌الاسلام، ۱۳۸۱، ص۱۲).
از نظر فارماکولوژی، اعتیاد عبارت است از، حالت مقاومت اکتسابی که در نتیجه‌ی استعمال متمادی دارو در بدن حاصل می‌شود به گونه‌ای که استعمال مکرر دارو موجب کاسته شدن اثرات تدریجی می‌گردد و پس از مدتی شخص می‌تواند مقادیر سمّی دارو را بدون ناراحتی تحمل کند و در صورتی که دارو به بدن نرسد اختلالات جسمی و روانی موسوم به سندرم محرومیت بروز می‌کند(طیاری، ۱۳۸۰، ص ۲۱).
در طب جدید به جای کلمه‌ی اعتیاد، «وابستگی دارویی[۲]» به کار برده می‌شود که دارای مفهومی دقیق‌تر و صحیح‌تر است و معنای آن این است که انسان بر اثر کاربرد نوعی ماده‌ی شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می‌کند به طوری که بر اثر دست‌یابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می‌دهد و در اثر نرسیدن دارو به خماری، درد‌های جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تأمین دچار می‌شود( پیشین).
و بالأخره سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۵۰ تعریفی از اعتیاد ارائه نموده که به لحاظ اهمیت عیناً نقل می‌گردد: «اعتیاد دارویی حالتی است که در اثر مصرف دوره‌ای یا مداوم یک ماده‌ی شیمیایی اعم از طبیعی یا مصنوعی که برای انسان یا جامعه مضر باشد ایجاد می‌گردد و ویژگی‌های آن به قرار زیر است:
۱٫ اشتیاق و یا نیاز اجباری به استفاده‌ی مداوم آن ماده و ظهور رفتاری اجباری برای پیدا کردن آن به هر وسیله.
۲٫ تمایل به افزودن به مقادیر مصرف به مرور زمان.
۳٫ پیدا شدن و وابستگی‌های جسمی و روانی بر اثر استفاده از آن ماده».
تعریف مذکور در سال ۱۹۷۵ به صورت زیر تصحیح شد: «اعتیاد را، وابستگی روانی به یک دارو بدون پدیده‌ی محرومیت و عادت و وابستگی جسمی و روانی همراه با پدیده‌ی محرومیت نامیده‌اند(نوحی، ۱۳۸۷، ص۲۱).
با پیشرفت در تکنولوژی و علوم شیمی و فیزیک و سایر علوم، به تدریج به تعداد دارو‌های مخدره نظیر ال. اس. دی و آمفتامین‌ها افزوده شد. به طوری که تعداد آن‌ ها بالغ بر ۲۵۰ نوع گردید و همین امر باعث شده که بسیاری از آن‌ ها از شمول تعریف فوق خارج گردند. به همین دلیل در سال ۱۹۶۴ کمیته‌ی کارشناسان سازمان بهداشت جهانی اصطلاح «وابستگی دارویی» را برای هر دو حالت فوق انتخاب کرد و چنین استدلال نمود که، یک بیمار ممکن است نسبت به داروی خاص وابستگی روانی پیدا کند در حالی که بیمار دیگر نسبت به همین دارو علاوه بر وابستگی روانی از لحاظ جسمانی نیز وابسته شود. کمیته‌ی مزبور وابستگی دارویی را حالتی ناشی از استعمال مکرر یک دارو به طور دوره‌ای یا مداوم می‌داند که خصوصیات آن بسته به ماده‌ی مورد استفاده متغیر است به همین لحاظ خواسته شده که نام «شیمیایی» مورد بحث در جلو عبارت «وابستگی دارویی» قید گردد( پیشین، ص۲۲).
به هر حال اعتیاد، وابستگی بیولوژیک و روانی یک موجود زنده است به ماده‌ای شیمیایی، یا کنش و منش یا پندار مخصوصی که در نتیجه‌ی کاربرد آن ماده‌ی شیمیایی و اعمال آن کنش، منش یا پندار ویژه موجود زنده‌ی معتاد احساس آرامش کرده و دوباره به حالت عادی خود باز می‌گردد(آبادینسکی، ۱۳۸۳، ص۱۲).
و اما معتاد: قربانی هر نوع وابستگی جسمی یا روانی به موادمخدر و روان‌گردان را گویند. از دیدگاه آسیب‌شناسی اجتماعی، معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به موادمخدر یا دارو شده یا به عبارتی دیگر قربانی هرنوع وابستگی دارویی و روانی به موادمخدر می‌شود(پیشین، ص۱۳).
اما اعتیاد به مواد روان‌گردان و استعمال آن متفاوت هستند؛ استعمال مواد روان‌گردان، به صورت تفنّنی و متناوب صورت می‌گیرد و وابستگی روانی و فیزیکی برای شخص به وجود نمی‌آورد اما در اعتیاد، شخص به طور مرتب مواد مصرف می‌کند و در اثر آن وابستگی روانی و جسمی ایجاد می‌شود. اما در قوانین مختلف در مورد موادمخدر قانون مربوط به مواد روان‌گردان و همچنین قانون اخیر مصوب ۱۳۸۹ در کشور، و همچنین در کنوانسیون‌های مختلف بین‌المللی که ایران نیز به آن پیوسته نظیر کنوانسیون ۱۹۶۱ و ۱۹۷۱ و ۱۹۸۸ هیچ تعریفی از اعتیاد و معتاد نیامده است، که این می‌تواند یک نقص قانونی باشد.

 

۲-۳-۲- مفهوم قاچاق

 

 

۲-۳-۲-۱- مفهوم لغوی

 

«قاچاق» کلمه‌ای است ترکی به معنای برده و ربوده و در اصطلاح به معنای حمل و نقل و فروش اشیاء ممنوع بدون اجازه‌ی دولت است. «قاچاقچی» کسی است که مال‌التجاره‌ی ممنوع‌الورود یا ممنوع‌المعامله را بدون کسب اجازه از دولت و یا پرداختن گمرک وارد کند یا بفروشد یا آن کسی که کالا را از بیراهه بگذراند(دهخدا، ۱۳۵۲، ج۴۳، ص۱۲۶۴).
در فرهنگ‌های لاتینی به جای این واژه از واژه‌ی «اسماگلینگ[۳]» و «ترافیکینگ[۴]» استفاده می‌کنند. در فرهنگ حقوقی انگلیسی Black در مقابل واژه‌ی اول «وارد یا خارج کردن اقلام ممنوعه بدون پرداخت عوارض، وارد یا خارج کردن غیرقانونی اقلامی از کالا‌ها به کشور از کشوری دیگر» ذکر شده است. در مقابل اصطلاح دوم، قاچاق موادمخدر، تجارت و فعالیت بازرگانی در ارتباط با قاچاق موادمخدر و روان‌گردان» آمده است(ر.ک: فرهنگ حقوقی Black، مترجم: دکتر بهمن آقایی، چاپ سوم، ۱۳۸۳، ص ۱۰۰۰).
هم‌چنین کلمات دیگری مانند Trade، Transit وTransfer در این حوزه به کار می‌رود که به ترتیب، «عبور از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر، حمل کالا و مسافر از محلی به محل دیگر، عبور، گذشتن»، «انتقال و واگذاری نقل و انتقالات مالکیت، احاله، فروش» و «تجارت، خرید و فروش کالا، مبادله‌ی کالا، بازرگانی» ذکر شده است(پیشین، ص۱۰۴۹). غیر از اصطلاح Traffiking سایر اصطلاحات به شکل عام و در مورد تمام کالا‌ها و اموال به کار می‌رود یعنی اموال موضوع آن‌ ها اعم از موادمخدر و روان‌گردان و سایر اموال و اشیاء است و تنها اصطلاح مذکور است که مختص به موادمخدر و روان‌گردان می‌باشد. با آوردن کلمه‌ی Drug در کنار این واژه‌ی «دراگ ترافیکینگ» می‌توان دقیقاً معنای قاچاق مواد مخدر که اعم از روان‌گردان هم هست را استخراج کرد.

 

۲-۳-۲-۲- مفهوم حقوقی

 

 

۲-۳-۲-۲-۱- حقوق ایران

 

در قوانین، مفهوم روشنی از قاچاق وجود ندارد. در قانون مبارزه با مواد ۱۳۷۶ واصلاحی ۱۳۸۹ در ماده‌ی ۱۱: «قاچاق مسلحانه که مجازات آن اعدام است» و در ماده‌ی ۳۳ نیز که در مورد وظایف ستاد مبارزه با موادمخدر بحث می‌کند آورده است که: «به منظور مبارزه با قاچاق موادمخدر و روان‌گردان‌های صنعتی غیر دارویی از هر قبیل اعم از تولید، توزیع، خرید، فروش و …» بدون آن‌که تعریفی از قاچاق کرده باشد از لفظ قاچاق به طور مطلق استفاده کرده است. از نظر حقوقی عدم تعریف دقیق در مورد واژه‌ای که از آن در قانون جرم‌انگاری شده است و حتی مجازات‌های بسیار سنگینی از مجازات سلب حیات تا مجازات نقدی در نظر گرفته شده یک نقص قانونی است. به نظر می‌رسد برای تبیین قاچاق مذکور در ماده‌ی ۱۱ باید از سابقه‌ی قانون‌گذاری در مورد موادمخدر و رویه‌ی قضایی کمک گرفت. چون مفهوم مخالف ماده‌ی ۱۱ (قاچاق غیرمسلحانه‌ی موادمخدر) دارای آثاری است بدین توضیح که قاچاق موادمخدر اگر مسلحانه باشد، متضمن مجازات اعدام است و در غیر این‌صورت مجازات آن اعدام نیست. یعنی مسلحانه بودن قاچاق کیفیت مشرده محسوب می‌شود، هم‌چنین اگر برخی از عناوین مجرمانه مثل اخفاء و نگهداری داخل در مفهوم قاچاق نباشد، اخفاء را تعریف نکرده است. بنابراین برای تعریف آن باید به سایر مقررات مراجعه کرد. در قانون مجازات مرتکبین قاچاق مصوب ۱۳۱۲ بیان داشته‌اند: «منظور از قاچاق اشیاء ممنوع‌الورود یا ممنوع‌الصدور، وارد کردن اشیاء ممنوع‌الورود به خاک ایران در هر نقطه از مملکت که اشیاء مزبور کشف شود می‌باشد». بنابراین آن‌چه که مسلم است آن است که وارد یا صادر کردن موادمخدر ممنوعه موضوع مصوبه‌ی مبارزه با موادمخدر از مصادیق بارز مفهوم قاچاق موادمخدر ماده‌ی ۱۱ می‌باشد. اما در مورد کشف، ترانزیت، نگهداری، حمل، تولید، ساخت، توزیع، خرید و فروش، عرضه برای فروش، ارسال و اخفاء را نیز داخل در مفهوم قاچاق موادمخدر موضوع ماده‌ی ۱۱ دانست یا خیر؟ باید گفت که طبق قسمت آخر ماده‌ی ۴۵ قانون مجازات مرتکبین قاچاق موادمخدر مصوب ۱۳۱۲: «هرگاه ثابت شود که کالایی ممنوع‌الورود است در هر نقطه‌ای از کشور و دست هر کسی یافت شود کالای مزبور قاچاق تلقی می‌شود» و طبق قانون تغییر قسمت دوم ماده‌ی ۴۵ قانون مجازات مرتکبین قاچاق «اگر شخصی اشیاء ممنوع‌الورود را در داخل کشور برای تجارت یا کسب و با علم به این‌که ممنوعاً وارد شده، نقل و انتقال نموده یا واسطه‌ی آن امر شود، عمل وی قاچاق تلقی می‌شود» از این‌رو عمل شخصی که اقدام به (ترانزیت) موادمخدر می‌کند و شخصی که اقدام به (نقل و انتقال «حمل»)، موادمخدر می‌کند داخل در مفهوم قاچاق است. عمل (ارسال) را نیز می‌توان بر حسب مورد، داخل در مفهوم (حمل)، (وارد و صادر کردن) دانست.
برای تبیین مفهوم حقوقی قاچاق در رویه‌ی قضایی باید گفت رویه‌ی قضایی تعریف روشنی از قاچاق را ارائه نمی‌دهد. به این دلیل که در صدور آراء مربوط به جرایم موادمخدر آن‌ ها را تحت عنوان‌های خاص و مستقل قانونی مورد توجه قرار می‌دهد. برای مثال در مورد اتهام حمل موادمخدر همین عنوان قانونی را مورد حکم قرار می‌دهد. بنابراین به نظر می‌رسد که یک نیاز مبرم به توجه به مفهوم قاچاق موادمخدر و تعریف صریح و روشن از آن در رویه‌ی قضایی وجود دارد. اول، در مورد اجرای ماده‌ی ۲۸ قانون ۱۳۷۶ و اصلاحیه‌ی اخیر که اکنون مورد استفاده قرار می‌گیرد و هیچ تغییری نکرده است که مقرر داشته است: «در کلیه‌ی اموال حاصل از قاچاق به نفع دولت مصادره می‌شود». در این جا برای تصمیم‌گیری در مورد لزوم صدور حکم به مصادره‌ی اموال یا عدم لزوم آن تشخیص این‌که در چه مواردی عمل ارتکابی عنوان قاچاق دارد واجد اهمیت است. دوم، در صورتی که قاضی بخواهد فردی را به اتهام قاچاق مسلحانه‌ی موادمخدر محکوم نماید؛ زیرا مسلحانه بودن یک وصف مشرده است که باعث تشدید مجازات مرتکب می‌شود. به عبارتی قید مسلحانه بودن برای قاچاق جهت تشدید مجازات مرتکب است(رحمدل، ۱۳۸۷، ص ۱۹).

 

۲-۳-۲-۲-۲-کنوانسیون‌های بین‌المللی

 

کنوانسیون واحده درباره‌ی موادمخدر مصوب ۱۹۶۱ و کنوانسیون مواد روان‌گردان ۱۹۷۳ و نیز کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با قاچاق موادمخدر و دارو‌های روان‌گردان مصوب ۱۹۸۸ در مقام تعریف اصطلاح قاچاق در مواردی از خود برآمده‌اند. در ماده‌ی ۱ کنوانسیون واحده ۱۹۶۱: «اصطلاح قاچاق یعنی کشت یا هر داد و ستد موادمخدر که بر خلاف هدف‌های این قرارداد انجام گیرد». در بند ۱ ماده‌ی ۳۶ که مربوط به مقررات کیفری این کنوانسیون است آورده: «۱٫ با رعایت قوانین اساسی خود هر طرف متعاهد مقررات لازم را تصویب خواهد کرد برای این‌که کشت، تولید، ساخت، استخراج، ترکیب، نگهداری، عرضه، به فروش گذاشتن، خرید، فروش، تحویل به هر عنوانی که باشد، دلالی، ارسال، صدور به طور ترانزیت، حمل و نقل، وارد کردن و صادر کردن موادمخدر بر خلاف مقررات این قرارداد …» را جزء اعمالی تلقی کرده است که دولت‌ها متعهد شده‌اند در مورد آن‌ ها جرم‌انگاری کنند می‌توان گفت بر اساس کنوانسیون همه‌ی عناوین فوق‌الذکر به جز اخفا داخل در مفهوم قاچاق قرار می‌گیرند. در کنوانسیون مواد روان‌گردان ۱۹۷۱ در بند (د) ماده‌ی ۱ آورده: «اصطلاح قاچاق یعنی ساخت و یا هر نوع داد و ستد مواد روان‌گردان که بر خلاف مفاد این کنوانسیون انجام گیرد»( باصری، ۱۳۸۶، ص۱۴۱).

پایان نامه حقوق

بند (ز) ماده‌ی ۱ کنوانسیون ۱۹۸۸ نیز در مقام تعریف قاچاق؛ «قاچاق را به معنای جرایم مندرج در بند‌های ۱ و ۲ ماده‌ی ۳ این کنوانسیون تعریف کرده است. طبق بند ۱ و ۲ ماده‌ی ۳ کنوانسیون اعمال زیر جرم شناخته می‌شوند و دولت‌ها متعهد به جرم‌انگاری در این زمینه شده‌اند: «تولید، ساخت، تقطیر، تهیه، عرضه، عرضه برای فروش، توزیع، تحویل طبق هرگونه شرایطی، واسطه‌گری، ارسال به صورت ترانزیت، حمل و نقل، ورود یا صدور هرگونه موادمخدر یا داروی روان‌گردان بر خلاف مواد مندرج در کنوانسیون ۱۹۶۱ و اصلاحیه‌ی آن در سال ۱۹۷۲ یا کنوانسیون مواد روان‌گردان ۱۹۷۱، کشف خشخاش، بوته‌ی کوکا یا گیاه شاهدانه به منظور تولید موادمخدر بر خلاف مواد مندرج در کنوانسیون ۱۹۶۱ و اصلاحیه‌ی آن».
حال با توجه به تعریف قاچاق در کنوانسیون‌های یاد شده، آیا مفهوم قاچاق مندرج در این مواد می‌تواند مبنای تلقی اعمال مزبور به عنوان قاچاق در ایران باشد؟ برای پاسخ به آن می‌توان گفت طبق ماده ۹ قانون مدنی کنوانسیون‌های بین‌المللی که دولت ایران به آن‌ ها ملحق می‌شود پس از تصویب مجلس در حکم قانون داخلی می‌باشد ولی به نظر می‌رسد در حقوق ایران پذیرش این کنوانسیون‌ها، به معنای پذیرش تمام جزئیات آن‌ ها نمی‌باشد و وقتی می‌توان به آن‌ ها استناد کرد که در حقوق داخلی ایران منعکس شده باشند. لذا به نظر می‌رسد در حقوق ایران نمی‌توان مفهوم وسیعی از قاچاق به معنای مذکور در کنوانسیون‌های بین‌المللی ارائه داد و باید به همان مفهوم مضیق آن اکتفا نمود که با روح قوانین ایران سازگاری دارد( پیشین، ص۱۱۸).
به نظر نگارنده قاچاق را می‌توان همان ورود، صدور، حمل و ترانزیت مواد به کشور دانست به این دلیل که اولاً از واژه‌ی قاچاق آنچه در بادی امر به ذهن متبادر می‌شود ورود و صدور مواد به داخل کشور است چیزی که فرهنگ فارسی و همچنین فرهنگ لاتین به آن صحه می‌گذارد. در تعریفی که از قاچاق در این فرهنگ‌ها ارائه شده همان وارد یا صادر کردن مواد به کشور بدون پرداخت عوارض است، ثانیاً اینکه جرایمی مانند تولید یا فروش یا تهیه یا عرضه مواد که در کنوانسیون‌های ۱۹۶۱، ۱۹۷۱ و۱۹۸۸ ذکر شده درقانون ما به طور جداگانه جرم انگاری شده و از طرفی در پرونده‌های قضایی افرادی که مرتکب جرایم ذکر شده می‌شود تحت همین عناوین برای مثال تولید مواد مجازات می‌شود و نه قاچاق مواد بنابراین هر چند در قانون ما تعریفی از قاچاق نیامده ولی می‌توان آن را شامل ورود، صدور، حمل و ترانزیت مواد دانست.

 

۲-۴- تعاریف موادمخدر و روان‌گردان وتقسیمات مواد روان‌گردان

 

 

۲-۴-۱- تعاریف

 

 

۲-۴-۱-۲- تعریف حقوقی

 

قانون‌گذار در حوزه‌ی ملی (قانون ملی) و در حوزه‌ی بین‌المللی (اسناد بین‌المللی) به جای ارائه‌ معیار در تعریف این مواد، درصدد احصای مصادیق آن برآمده است.

 

۲-۴-۱-۲-۱- تعاریف ملی موادمخدر و روان‌گردان

 

 

۲-۴-۱-۲-۱-۱- تعریف موادمخدر

 

حسب تبصره‌ی ماده‌ی ۱ قانون مبارزه با مواد مخدر اصلاحیه‌ی ۱۳۷۶: «منظور از مواد مخدر در این قانون کلیه‌ی موادی است که در تصویب‌نامه، راجع به فهرست مواد مخدر مصوب ۱۳۳۸ و اصلاحات بعدی آن احصاء یا توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان مخدر شناخته و اعلام می‌گردد».

 

۲-۴-۱-۲-۱-۲- تعریف مواد روان‌گردان

 

طبق ماده‌ی ۱ قانون مربوط به مواد روان‌گردان (پسیکوتروپ) مصوب ۱۳۵۴: «مواد روان‌گردان به موادی گفته می‌شود که در فهرست‌های ۴‌گانه‌ی‌ ضمیمه‌ی این قانون مندرج است، وزارت بهداری در صورت توصیه‌ی کمیسیون موادمخدر سازمان ملل متحد می‌تواند در فهرست‌های ۴‌گانه‌ی مذکور با تصویب هیأت وزیران تجدیدنظر نموده و مراتب را به وسیله‌ی روزنامه‌ی رسمی کشور و جراید کثیر‌الانتشار اعلام نماید. این تغییرات پس از انقضای پانزده روز از تاریخ انتشار لازم ‌الرعایه خواهد بود».

 

۲-۴-۱-۲-۲- تعاریف بین‌المللی موادمخدر و روان‌گردان

 

 

۲-۴-۱-۲-۲-۱- تعریف موادمخدر

 

بند (س) ماده‌ی ۱ کنوانسیون مبارزه با قاچاق مواد مخدر و دارو‌های روان‌گردان مصوب ۱۹۸۸ این گونه بیان می‌کند: «مواد مخدر به معنای هریک از مواد طبیعی و یا ترکیبی مشروحه در جدول‌های ۱ و ۲ کنوانسیون واحد مربوط به مواد مخدر ۱۹۶۱ و پروتکل اصلاحیه‌ی آن مصوب ۱۹۷۲ می‌باشد».

 

۲-۴-۱-۲-۲-۲- تعریف مواد روان‌گردان

 

بند (ث) ماده‌ی ۱ کنوانسیون مواد روان‌گردان ۱۹۷۱ بیان می‌کند: «اصطلاح مواد روان‌گردان یعنی هر ماده اعم از طبیعی یا صنعتی یا هریک از مواد طبیعی مندرج در فهرست‌های شماره‌ی (۱)، (۲)، (۳) و (۴) و ماده‌ی ۲ این کنوانسیون ناظر نحوه‌ی اصلاح فهرست‌های مزبور است.»

 

۲-۴-۱-۲-۳- تعریف علمی

 

 

۲-۴-۱-۲-۳-۱- تعریف مواد مخدر

 

واژه‌ی «مخدّر» در لغت اسم فاعل از مصدر تخدیر می‌باشد که دارای معانی متعددی است ریشه‌ی این کلمه «خدر» می‌باشد که معانی متنوعی دارد: ۱- سستی، گیجی و خماری که در ابتدای امر به شارب خمر عارض می‌گردد؛ ۲- ضعف بنیانی و سنگینی چشم(برفی، ۱۳۸۸، ص۱۹).
از نظر دارویی، هر ماده‌ای که با تأثیر روی سیستم مرکزی اعصاب قادر به ایجاد تغییرات جسمانی، روانی و رفتاری در انسان باشد ماده‌ی مخدر است(کاپلان، ۱۳۸۶، ص۱۲۵). بالأخره اصطلاحاً مواد مخدر، به کلیه‌ی مواد طبیعی و شیمیایی گفته می‌شود که اعتیادآور باشد، برخی از این مواد تخدیر‌کننده نبوده بلکه ممکن است ایجاد تحرک و توهم نماید و به طور کلی مواد مخدر به موادی اطلاق می‌شود که مصرف آن در انسان حالت غیرعادی ایجاد کند.

 

۲-۴-۱-۲-۳-۲- تعریف مواد روان‌گردان

 

از «واژه‌ی «روان» و «گردان» ترکیب یافته است و در مفهوم لغوی، دارویی است که سبب تغییر حالت‌های روانی شخص می‌شود. معادل آن در زبان انگلیسی اصطلاحات Psychotropic و Psychodelic است و منظور از مواد روان‌گردان، هر ماده اعم از طبیعی یا صنعتی (دارویی، شیمیایی) است که سیستم اعصاب مرکزی انسان را تحت‌تأثیر قرار داده و استعمال آن ایجاد وابستگی کند»( نوحی، پیشین، ص۲۲).
«مطابق تعریف هیأت بین‌المللی کنترل مواد مخدر سازمان ملل (INCB)، روان‌گردان‌ها، همه‌ی انواع موادی را در بر می‌گیرند که اصطلاح دارو‌های ممنوع به آن صدق می‌کند»( اسعدی، ۱۳۸۸، ص۲۷).
طبق تعاریف گفته شده بسیاری از اندیشمندان و متخصصان، معمولاً وقتی از اصطلاح موادمخدر یا روان‌گردان به تنهایی استفاده می‌کنند منظور تمام موادی است که مورد مصرف واقع می‌شود اعم از طبیعی، نیمه‌مصنوع و یا مصنوع و هم‌چنین مواد مخدر به معنای خاص، محرک، توهم‌زا، آرام‌بخش و خواب‌آور هستند. که همگی روی سیستم عصبی مرکزی تأثیر گذاشته و منجر به اختلالاتی در کارکرد حرکتی یا افکار یا رفتار یا درک یا خلق و خوی می‌گردد ولی «وجوه افتراق آن‌ ها از هم، نحوه‌ی استعمال و برخی زیان‌هایی است که به مصرف‌کننده وارد می‌سازد»( پیشین، ص۲۸).

 

۲-۴-۲- تقسیمات مواد روان‌گردان

 

 

۲-۴-۲-۱- انواع روان‌گردان‌ها

 

اصولاً تقسیم‌بندی راجع به انواع مواد روان‌گردان کاری بسیار دشوار است و معیار‌های مختلفی در این زمینه وجود دارد. از جمله‌ی این معیار‌ها، مبنای تهیه (طبیعی، نیمه‌مصنوع و مصنوع)، تأثیر بر ارگانیسم بدن، کاربرد پزشکی، تأثیرات روانی و غیره می‌باشد. که مواد بر مبنای طرز تهیه به دو گروه عمده و کلی تقسیم می‌شوند:
۱٫ مواد مخدر طبیعی که منشأ گیاهی دارند مثل: تریاک، حشیش، کوکائین و … .
۲٫ مواد مخدر صنعتی (مصنوعی، دارو‌های ترکیبی، شیمیایی) این مواد بر خلاف مواد مخدر طبیعی که محدود به مناطق جغرافیایی مشخص با آب و هوای خاص است می‌توانند در هر منطقه و کشوری تولید شوند.
بر اساس فهرست‌های چهار‌گانه‌ی مواد روان‌گردان به نظر می‌رسد انواع روان‌گردان‌ها را بتوان در سه گروه:
۱٫ توهم‌زا.
۲٫ محرک‌ها (توان‌افزاها).
۳٫ آرام‌بخش‌ها (سستی‌زا‌ها) تقسیم‌بندی نمود( پیشین، ص۳۴).
البته این مواد هم منشأ طبیعی دارند و هم منشأ مصنوعی که ما به ذکر نمونه‌هایی که منشأ صنعتی دارند می‌پردازیم.

 

۲-۴-۲-۱-۱- دارو‌های توهم‌زا

 

دارو‌هایی هستند که تغییراتی در نظام حسی و ادراکی و حالات عاطفی و خلقی فرد ایجاد می‌کنند. این دارو‌ها علاوه بر ایجاد توهمات موجب قطع ارتباط فرد با واقعیت می‌شوند. از مهم‌ترین مواد توهم‌زای صنعتی می‌توان L.S.D (اسید لیزرژیک)، D.M.T (دی ام تی) و P.M.A (پی اِم اِی) نام برد.

 

۲-۴-۲-۱-۲- دارو‌های محرک (توان‌افزا)

 

این گروه از مواد معمولاً موجب تحریک فعالیت سلسله‌ی مرکزی اعصاب و افزایش هوشیاری شده و باعث ایجاد تحمل زیاد، بالا بردن عملکرد، احساس نشاط و سر‌خوشی می‌شوند. از مشهور‌ترین مواد این گروه آمفتامین‌ها، ترکیبات آمفتامین‌ها و اکستاسی هستند.

 

۲-۴-۲-۱-۳- دارو‌های آرام‌بخش (سستی‌زا)

 

موادی که بر سیستم اعصاب مرکزی بدن تأثیر می‌گذارد و با کند کردن فعالیت آن اغلب در مصرف‌کننده ایجاد آرامش می‌کند و از این نظر شبیه الکل هستند. از این داروها معمولاً برای رفع درد یا ایجاد خواب و آرامش استفاده می‌شود از مهم‌ترین مصادیق این دسته‌ی مصنوعی می‌توان به دیازپام (Diazpam)، متادون (Metadon) و باربیتورات‌ها (Barbitorat) اشاره کرد.
به نظر می‌رسد اصطلاح «روان‌گردان صنعتی غیردارویی» که در قانون تعریفی از آن ارائه نشده است، با توجه به تعاریف و مصادیق ذکر شده، مواد روان‌گردان هستند با منشأ شیمیایی که خاصیت دارویی نداشته و برای مصارف پزشکی استفاده نمی‌شود و مورد سوء‌مصرف برای مثال در مهمانی‌های شبانه می‌شود مثل اکستاسی و L.S.D و اما مواد روان‌گردان در قانون ایران، با توجه به کنوانسیون ۱۹۶۱، ۱۹۷۱ و ۱۹۸۸ در ۴ گروه، با آخرین فهرست مواد به روز به تصویب هیأت وزیران در سال ۱۳۸۳ در اجرای قانون مربوط به مواد روان‌گردان (مصوب ۱۳۵۴) رسید که اکنون مورد استناد در دادگاه‌هاست تا زمانی که فهرست جدید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *