فرضیه پنجم ( تاهل و تجرد)

 

 

۰٫۱۰۶R=

 

 

۶

 

 

الویت بندی براساس ضریب چوپروف نشان دادکه بیشترین تاثیر را منزلت اجتماعی بر مشارکت اقتصادی دارد.دومین الویت میزان سن وسومین الویت قدرت طلبی اما در جهت کاهش مشارکت اقتصادی وچهارمین الویت را استقلال مالی و پنجمین اولویت مسئولیت اجتماعی و ششمین اولویت راتاهل و تجرد بر مشارکت اقتصادی داشته است .
فصل پنجم:
نتیجه گیری و
پیشنهادات تحقیق
۵- خلاصه پژوهش
این پژوهش به بررسی رابطه عوامل اجتماعی و مشارکت اقتصادی با استفاده از روش نمونه گیری و از طریق تکمیل پرسشنامه در میان ۱۵۰ نفر از فرهنگیان زن منطقه ۹ تهران بوده است ، می پردازد .روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات اساتید راهنما ،مشاور و تعدادی از کارمندان صاحبنظر تایید وپایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. داده های پژوهش نیز با استفاده از آزمون چی دو کارل پیرسون و همچنین ضریب چوپروف مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت .
۵-۱-نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق
نتایج حاصل ازفرضیات تحقیق که با استفاده از آزمون چی دو وضریب چوپروف انجام پذیرفته است، به شرح زیر می باشد :
۵-۱-۱-فرضیه اول : بین احساس مسئولیت پذیری اجتماعی در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد ، بدین معنی که هر چه احساس مسولیت پذیری اجتماعی در زنان شاغل بیشتر می شود مشارکت اقتصادیشان افزایش می یابد.
باتوجه به تحلیل داده ها می توان نتیجه گرفت :درمورد فرضیه اول به علت اینکه ۰٫۰۵=(سطح معنی داری) است فرض صفر رارد می کنیم.به این معنی که فرض جانشین پذیرفته می شود . یعنی بین مسئولیت اجتماعی و مشارکت اقتصادی رابطه معنی داری وجود دارد.پس می توان گفت با بهبود متغیرمستقل مسئولیت اجتماعی می توان انتظار داشت متغیر وابسته مشارکت اقتصادی بهبودیابد.باتوجه به یافته های تحقیقات گذشته می توان گفت این شاخص از عوامل مهم است و در اشتغال زنان دارا بودن فرصت زمانی بیشتر، تحصیلات و امکانات ویژه برای نقش آفرینی زن شاغل امروز، او را به سمت ایفای مسئولیت های اجتماعی در شکل احراز فرصت‌های شغلی می‌کشاند. نظام مدیریت اجتماعی می‌تواند این ظرفیت را به منظور گسترش ارزش‌های اخلاقی و استحکام و پویایی خانه و اجتماع به کار گیرد. در مطالعات انجام شده توسط بامداد در سال ۱۳۷۷،نوروزی و هاشمی در سال ۱۳۸۰ ؛ ترکمانی و میرزایی در سال ۱۳۷۸ ؛ شادی طلب در سال ۱۳۸۱درباره وضعیت اجتماعی – اقتصادی ، مسئولیت اجتماعی از مهم ترین عوامل مشارکت اقتصادی زنان می باشد.
همچنین یافته های تحقیق با نتایج تحقیقات بریف[۶۸] در سال ۱۹۹۷وکاه وکه[۶۹] در سال ۱۹۹۱ ولاپکین و تودور[۷۰]در سال ۱۹۹۰ همسو است که مسائلی همچون حقوق، ترفیعات، نظارت بر کار و به طور کلی مسئولیت اجتماعی برای مشارکت اقتصادی زنان شاغل بسیار مهم است .
۵-۱-۲-فرضیه دوم : بین احساس منزلت اجتماعی در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنادار وجود دارد .بدین معنی که هر چه احساس منزلت اجتماعی در زنان شاغل بیشتر می شودمشارکت اقتصادیشان افزایش می یابد .
باتوجه به تحلیل داده ها می توان نتیجه گرفت :درمورد فرضیه دوم به علت اینکه ۰٫۰۵=(سطح معنی داری)است فرض صفر رارد می کنیم.به این معنی که فرض جانشین پذیرفته می شود . یعنی بین منزلت اجتماعی و مشارکت اقتصادی رابطه معنی داری وجود دارد.پس می توان گفت با بهبود متغیرمستقل منزلت اجتماعی می توان انتظار داشت متغیر وابسته مشارکت اقتصادی بهبودمی یابد. باتوجه به یافته های تحقیقات گذشته می توان گفت این شاخص از عوامل مهم است زنان شاغل برای ارتقای خودشان مناسکی که وجهه و افتخار و منزلت اجتماعی را وسیله امتیازات مادی باشد، به کار می گیرند. در این هنگام منزلت اجتماعی زنان به خاطر افزایش امتیازات مادی ارتقا یافته و این امر منجر به بالا رفتن فعالیت و مشارکت آنان می گردد که با تحقیقات ترنر[۷۱] در سال ۱۹۹۸ همسو است .همچنین در راستای نتایج نظریه کالینز[۷۲] که خود ملهم از نظریات مبادله ، کنش متقابل گرایی و تا حدودی روانکاوی و روش شناسی جامعه مردمی است ، ریشه عدم مشارکت زنان و مشارکت ضعیف آنها را در امور اقتصادی در ساخت اجتماعی_ اقتصادی جامعه می توان جستجو کرد. در جاهایی که زنان در فعالیت های اقتصادی سنتی نیز مشارکت می نمایند ، می توان تایید ساخت حاکم را که مبنی بر منزلت اجتماعی است مشاهده نمود .
۵-۱-۳-فرضیه سوم : بین تمایل به استقلال مالی در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد.بدین معنی که هر چه تمایل به استقلال مالی زنان شاغل بیشتر میشود مشارکت اقتصادی شان افزایش می یابد.
باتوجه به تحلیل داده ها می توان نتیجه گرفت :درمورد فرضیه سوم به علت اینکه ۰٫۰۵=(سطح معنی داری) است فرض صفر رارد می کنیم .به این معنی که فرض جانشین پذیرفته می شود . یعنی بین استقلال مالی و مشارکت اقتصادی رابطه معنی داری وجود دارد.پس می توان گفت با بهبود متغیرمستقل استقلال مالی می توان انتظار داشت متغیر وابسته مشارکت اقتصادی بهبودمی یابد. باتوجه به یافته های تحقیقات گذشته می توان گفت این شاخص از عوامل مهم است و در راستای تحقیقات بعمل آمده روشن شده است که زنان شاغل نسبت به زنان خانه دار در مسائل مالی با شوهرانشان از حق بیشتری برخوردارند. نتایج این تحقیق با تحقیقاتی که دیوید هیر[۷۳] در سال ۱۹۸۵ ، بلود و ولف[۷۴] در سال۱۹۶۰ ، لوئیز هافمن[۷۵] در سال۱۹۶۰ ،
پیر دوبی

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

[۷۶]در سال ۱۹۸۵ ، اژن لوپری[۷۷]در سال ۱۹۶۹ و آنت لاموز [۷۸] در سال ۱۹۶۹ انجام داده اند همسو است وبه این نتیجه رسیده شده است که استقلال مالی زن موجبات دخالت بیشتر او را در تصمیم گیری و مشارکت اقتصادی فراهم می سازد .همچنین همراستابانظریه دونیز ریس[۷۹] در سال ۱۹۳۷ است که در مطالعات خود تاکید بر توانمندسازی مالی زنان شاغل جهت ایفای نقش های مشارکتی اقتصادی در روستا پرداخته است .مطالعات عفتی در سال ۱۳۷۳نیزحاکی از آن است که حقوق زنان در قبال مالکیت اموال و دارائیها می تواند بر میزان مشارکت آنها تاثیر داشته باشد. به نظر می رسد هر چه میزان بهره مندی زنان از حق مالکیت مالی بیشتر باشد ، سهم آنان در فعالیت های اقتصادی نیز بالاتر خواهد بود. چنین بهره مندی زنان را قادر می سازد تا نسبت به مشارکت اقتصادی توانایی بیشتری داشته باشند.
۵-۱-۴-فرضیه چهارم: بین تمایل به قدرت طلبی در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد.بدین معنی که هر چه تمایل به قدرت طلبی در زنان شاغل بیشتر می شود ،مشارکت اقتصادیشان کاهش می یابد .
باتوجه به تحلیل داده ها می توان نتیجه گرفت :درمورد فرضیه اول به علت اینکه ۰٫۰۵=(سطح معنی داری) است فرض صفر رارد می کنیم.به این معنی که فرض جانشین پذیرفته می شود . یعنی بین قدرت طلبی و مشارکت اقتصادی رابطه معنی داری وجود دارد.پس می توان گفت با تاثیرمتغیرمستقل قدرت طلبی می توان انتظار داشت متغیر وابسته مشارکت اقتصادی تحت تاثیر قرار گیرد.باتوجه به یافته های تحقیقات گذشته می توان گفت این شاخص از عوامل مهم است و نتایج این تحقیق در راستای نتایج تحقیقات قدرت طلبی جنسیتی بین زنان ومردان طبق نظریه راندال کالینز [۸۰] است.بدین معنی که زمانی که یک جنس وسایل زور و قدرت را کنترل می‌کند ، توان بهره‌گیری از این قدرت را برای تسلط دارد و از این طریق می‌تواند یک نظام جنسی نابرابر ایجاد کند و از طرفی دیگر وقتی به طور نسبی منابع مادی را در کنترل خود دارد، این جنس صاحب قدرتی خواهد شد که از طریق آن می‌تواند این شکل از قدرت را به نظام خانواده سرایت دهد.در چنین مواقعی در پی دستیابی به منابعی است تا به قدرت مادی و اقتصادی نائل شود.ازدیدگاه کالینز،از جمله این برتری ها کنترل منابع اقتصادی است که به نفع خودشان بهره‌برداری می‌کنندو مشارکت اقتصادی کمتری در خانواده ایجاد میکند. زیرا در مشاغل درجه اهمیت روابط قدرت ، منزلت در شبکه ارتباطات ، میزان و مقدار ثروت ایجاد شده و طبیعت فیزیکی کار بسیارمهم هستند که متغیر شغل به عنوان مهمترین عامل، کنترل منابع مادی و به تبع آن نظام ارزشی رادر خانواده در پی خواهد داشت.
همچنین نتایج این تحقیق با نتایج حاصل ازتحقیقات ماراس[۸۱] در سال۱۹۸۴ همسواست .طبق این نظریه خانواده هچون سایرنهادها،ساختاری از قدرت و سلطه است و میزان زیادی از تسلط در زمینه شغل دیده می شودوموقعیت بازار کارزنان برای قدرت طلبی بر سر منزلت ، پاداش و موقعیت اجتماعی ،مشارکت اقتصادی را در خانواده کاهش می دهد.
۵-۱-۵-فرضیه پنجم: بین تاهل و تجرد در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد.
باتوجه به تحلیل داده ها می توان نتیجه گرفت :درمورد فرضیه اول به علت اینکه ۰٫۰۵=(سطح معنی داری) است فرض صفر رارد می کنیم.به این معنی که فرض جانشین پذیرفته می شود.یعنی بین تاهل و تجرد در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی رابطه معنی داری وجود دارد.پس میتوان گفت با تاثیرمتغیرزمینه ای تاهل و تجرد می توان انتظار داشت متغیر وابسته مشارکت اقتصادی تحت تاثیر قرار گیرد.باتوجه به یافته های تحقیقات گذشته می توان گفت این شاخص از عوامل مهم است . نتایج این تحقیق با تحقیقات مهرانگیزکار در سال۱۳۷۹ همراستا است.طبق این نتایج قوانین رسمی و قواعداجتماعی مرتبط باحقوق ووظایف اجتماعی وفردی زنان شاغل متاهل، بر میزان مشارکت اقتصادی آنها اثر می گذارد. در این مورد اگرحقوق زنان متاهل درقبال مالکیت اموال ، تقسیم ارث ،تصمیم گیری در خانواده ،انتخاب شغل ،قوانین مرتبط با اشتغال زنان در جامعه وسیاست های دولتی موفق ،گسترش اشتغال زنان باشد ،تسهیلات لازم در به کارگیری زنان در مشاغلی مثل تدریس مهیا می شود.مشارکت اقتصادی زنان متاهل را در پی دارد.
نتایج این تحقیق همراستا با تحقیقات هاردی[۸۲] در سال ۱۹۹۹ است ، بدین معنی که اشتغال زنان متاهل می تواند میزان دسترسی نسبی زنان متاهل شاغل به ثروت و منابع ارزشمند اجتماعی راافزایش دهدودر نتیجه افزایش اقتدار نسبی آنها در داخل و خارج از خانه و افزایش قدرت سیاسی و اعتبار نسبی آنان در اجتماع را فراهم سازد. افزایش اقتدار زنان شاغل متاهل در خانه به نوبه خود قدرت تصمیم گیری زنان را افزایش می دهد و تاثیر مثبت مشارکت اقتصادی در زنان شاغل متاهل را در پی دارد .
۵-۱-۶-فرضیه ششم: بین میزان سن در زنان شاغل و مشارکت اقتصادی آنان رابطه معنی دار وجود دارد.
باتوجه به تحلیل داده ها می توان نتیجه گرفت :درمورد فرضیه اول به علت اینکه ۰٫۰۵=(سطح معنی داری) است فرض صفر رارد می کنیم.به این معنی که فرض جانشین پذیرفته می شود.یعنی بین بین سن زنان شاغل و مشارکت اقتصادیشان رابطه معنی داری وجود دارد. پس می توان گفت با تاثیرمتغیر زمینه ای میزان سن می توان انتظار داشت متغیر وابسته مشارکت اقتصادی تحت تاثیر قرار گیرد. باتوجه به یافته های تحقیقات گذشته می توان گفت این شاخص از عوامل مهم است ونتا
یج این تحقیق همراستا با دیدگاه کلارک[۸۳] وهمکاران مطرح شده است .آنان در بررسی خود ، تغییر سن را سنجیده و در یافته اند که رابطه بین مشارکت اقتصادی وسن برای زنان خطی و مثبت است .در این راستادرتحقیقات یوک[۸۴] برای تاثیر متغیر سن بررضایت شغلی ومشارکت اقتصادی، شواهد بسیاری است.توضیح ممکن برای این وضع در این حقیقت نهفته است که زنان در گروه سنی یکسان ،پدیده های اجتماعی و سازمانی مشابهی را تجربه نموده اند .
این نتایج با تحقیقات پریور در سال ۱۳۸۹همسو است که اشتغال زنان دبیر می‌تواند مصلحت‌های مهمی چون تأمین نیازهای ضروری خانواده و اجتماع را در پی داشته باشد، چنان که می‌تواند مظاهراتی را در پی آورد که نباید به سادگی از کنار آنها گذشت و در سنین بالاتر این عدم مشارکت اقتصادی مشاهده شده است .
۵-۱-۷- الویت بندی شاخص ها
یکی از اهداف محقق در این تحقیق الویت بندی بین شاخص ها درمشارکت اقتصادی است . در راستای این هدف داده های به دست آمده مورد آزمون ضریب چوپروف قرارگرفت والویت بندی گردید.
نتایج حاصل از این الویت بندی به صورت ذیل می باشد : الویت بندی براساس ضریب چوپروف نشان داد که منزلت اجتماعی درمشارکت اقتصادی اولویت بالایی دارد و دارای بیشترین تاثیر است.دومین الویت میزان سن است . سپس از نظر پاسخ دهندگان سومین الویت قدرت طلبی وچهارمین الویت را استقلال مالی وپنجمین اولویت مسئولیت اجتماعی و ششمین اولویت را تاهل و تجرد دارای اهمیت وتاثیربر مشارکت اقتصادی داشته است.
۵-۲-پیشنهادات تحقیق
۵-۲-۱-پیشنهادهای کاربردی – مدیریتی (پیشنهادات مبتنی بر نتایج تحقیق)
باتوجه به نتایج به دست آمده از تحقیق مورد نظر محقق برخود می داند که پیشنهادات زیر را بیان کند :
۱-پیشنهاد می شود در نهادها و ساختارهای وابسته به نظام الزام دولت به شایسته سالاری و نظارت دقیق بر نوع گزینش زنان در خصوص توانایی و مهارت و برنامه ریزی در جهت جذب زنان شاغل باتوجه به صلاحیت و شایستگی شغلی وتوانایی احراز فرصت های شغلی زنان صورت پذیرد .
۲- پیشنها د می شوددر جذب زنان برای اشتغال به میزان برخورداری آنان از مهارت اجتماعی و نوع شغل برحسب توانایی زنان درمقایسه با مردان درنظرگرفته شودو نیاز اجتماعی به زنان شاغل مورد تمرکز بیشتری قرارگیرد .
۳-پیشنهاد می شود برنامه ریزی هایی در جهت ارتقای جایگاه تعلیم وتربیت ومنزلت وموقعیت اجتماعی در فرهنگیان زن وافزایش حقوق ومزایای آنان صورت پذیرد. زیرا مشارکت زنان در امور اقتصادی ریشه در ساخت اجتماعی –اقتصادی محل کار آنان دارد .
۴- پیشنهاد می گرددایجاد فضاهای مناسب در جهت ایجاد فرصتهای شغلی زنان همسان بامردان در نظرگرفته شود واین مساله به صورت قانونی در آید.
۵-پیشنهاد می شود به زنان استقلال هویتی واعتماد به نفس در مسائل مالی و تصمیم گیری بیشتر در مسائل مالی و دسترسی به منابع مادی در خانواده داده شود.
۶-پیشنهاد می گردد برای افزایش مشارکت اقتصادی حق مالکیت اموال در خانواده به زن واگذار گردد تا مشارکت اقتصادی بیشتری را در پی داشته باشد زیرا به دلیل آنکه زنان شاغل نسبت به زنان خانه دار در مسائل مالی با شوهرانشان از حق مالکیت بیشتری برخوردارند،مشارکت اقتصادی بهتری دارند.
۷-پیشنهاد می شود به حذف یا اصلاح قوانین و مقرراتی که در آنها تبعیض و نابرابری دربین استخدام زنان در مقایسه با مردان وجود دارد،اقدام شود .
۸-پیشنهاد می شود براجرا و اعمال قانون و مقررات در همه سطوح و در بین همه موسسات دولتی وغیردولتی برای جذب واستخدام زنان نظارت مستمر صورت پذیرد .
۹-پیشنهاد می گردد قوانین رسمی و قواعداجتماعی مرتبط باحقوق ووظایف اجتماعی وفردی زنان شاغل متاهل، مورد بازبینی قرار گیرد .
۱۰-پیشنهادمی گرددحقوق زنان متاهل درقبال مالکیت اموال ، تقسیم ارث ،تصمیم گیری در خانواده ،انتخاب شغل ،قوانین مرتبط با اشتغال زنان متاهل در جامعه وسیاست های دولتی موفق در جهت گسترش اشتغال زنان باشد وتسهیلات لازم در به کارگیری زنان در مشاغلی مثل تدریس مهیا شودتابه تبع آن مشارکت اقتصادی زنان متاهل را در پی داشته باشد .
۱۱- پیشنهاد می شود در جذب زنان برحسب نوع شغل استخدامی، تجربه کاری زنان میانسال و تجربه شخصی زنان جوان مورد توجه گردد ،زیرازنان در گروه سنی یکسان ،پدیده های اجتماعی و سازمانی مشابهی را تجربه نموده اند .
۱۲-پیشنهاد می گردد در مشاغل ونظام های مالی کشور فرصت های بیشتری به زنان داده شود تا از سوء استفاده های کلان مالی جلوگیری شود چراکه به تجربه نشان داده شده است که زنان در مشاغل در مقایسه با مردان در همان مشاغل ، سوء استفاده های مالی کمتری انجام داده اند .
۵-۲-۲- پیشنهادات برای تحقیقات آتی

 

عکس مرتبط با اقتصاد

دسته‌ها: دانشجویی

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *