اهمیت معنویت و رشد الهی آدم تا حدیه که سازمان بهداشت جهانی در تعریف ابعاد وجودی آدم، به ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و الهی اشاره می کنه و بعد چهارم، یعنی بعد الهی رو هم در رشد و تکامل آدم مطرح می سازه (وست، ۲۰۰۰؛ هیل و هود، ۱۹۹۹، به نقل از غباری بناب و همکاران، ۱۳۸۴). هم اینکه، در چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری مشکلات روانی DSM-IV (۲۰۰۰: ۷۴۱)، بخش جدیدی با عنوان “مشکلات مذهبی یا الهی” هست (شریفی و همکاران، ۱۳۸۷).

مشکلات

در برهه ای از تاریخ بشر، به فکر بسیاری دین بر اثر تسلط ی علم و عقلانیت، در سراشیب افول قرار گرفت (وولف، به نقل از دهقان، ۱۳۸۶) و از زمان گالیله تا فروید پستی ها و بلندی های بسیاری رو گذروند (وقتی، ۱۳۸۴).

اما پر روشنه که دین، راهیه که آدما با پیمودن اون زندگی خود رو معنادارتر و هدف دار می سازند. انیشتین آشکارا اعلام می داشت که واسه معنی زندگی باید به سراغ دین و مسایل مربوط به اون رفت. فروید هم بر این نکته پای می فشرد که هدفمندی و هدفدار نبودن زندگی به پایداری و نابودی نظام دینی بسته س. البته اون از این رابطه وثیق نتیجه نمی گرفت که ما باید از یه موضع دینی جانبداری کنیم (کاتینگهام، ۱۹۹۹، به نقل از شریفی، ۱۳۸۶).

همزمان با گسترش بخش کاربردی معنی معنویت و اهمیت روز افزون اون امروزه بحث بر سر این معنی در رشته های جور واجور علمی مثل علوم اجتماعی روانشناسی فلسفه و… رواج پیدا کرده – که به فراخور بحث تلاش می شه گوشه هایی از نظرات مطرح در این بخش ها مرور گشته و از این روش آشنایی خلاصه با کاربرد معنی معنویت به دست بیاد-. این وسط، سلیگمن قرن ۲۱ رو قرن آشتی دین و روانشناسی می دونه و برخلاف اسلاف خود که تا حدودی با دین و مسائل الهی موافقت نسبی داشتن به طرح مسائل الهی در چهارچوب روانشناسی مثبت می پردازه و توجه همه رو به فضیلت های انسانی معطوف می سازه (شریفی، ۱۳۸۶).

روانشناسی

از سویی دیگه محققان ایرونی ظهور معنویت در علوم انسانی رو به سه دلیل می دانند:

  • برگشت به ذات آدم که همون خداجوییه.
  • معنویت تونسته با ظهور خود آشتی زیرکانه ای رو با روش های علمی و به کار گیری وسایل اون برقرار کنه.
  • تحقیق های زیاد بارها موثر قایل شدن واسه اهمیت موضوع معنویت در روان درمانی رو تایید کرده ان (کامگار و جعفری، ۱۳۸۷). هارتز (۱۳۸۷، همون) هم اقرار می کنه که علل گرایش به این بخش وابسته به عواملی مثل:
  • روان درمانی

  • پیر شدن نسل واسه انفجار جمعیت [ در میونه سالهای ۱۹۴۶ و ۱۹۶۴[ و س‍‍والات اساسی و کلیه که پیری در اونا بر می انگیزاند،
  • افزایش درآمد، و
  • چند فرهنگی بودن فعالیت های بالینی، نسبت میده.

معنویت مثل باخبر شدن از هستی یا نیرویی بالاتر از جنبه های مادی زندگیه و احساس عمیقی از وحدت یا پیوند با کائنات رو به وجود می آورد. افکار مثبت و سخت رویی هردو عامل های معنویت هستن و با سلامت و مقاومت در برابر استرس رابطه دارن. تکیه گاه الهی می تونه اثر ضربه گیری در برابر استرس داشته باشه و هم اینکه میان سلامت روانی، سلامت جسمی، رضایت از زندگی و سرحال بودن، رابطه مثبت و با معنی هست (اکستین و کرن،۲۰۰۲). آلپورت(۱۹۵۰) بتسون، چائنراد  و ونسو (۱۹۹۲) فکر می کنند که معنویت به دلیل اثر به درد بخور بر سلامت و بهزیستی شخصیت راهیه که در اون معنی برتر و پایانی خلق می شه و می تونیم اون رو تا حدودی به عنوان یه جنبه سازماندهی شده بنیادی شخصیت در نظربگیریم (پیدمنت،۲۰۰۴)

استرس

می و یالوم (۱۹۸۹) میگن آدما به با معنی بودن نیاز دارن. در مورد تعالی نفس این باور هست که ذات آدماس که از محدوده وضعیت فعلی خود بالاتر برن و چیزی بیشتر از چیزی که هستن بشن(شارف، به نقل از فیروزبخت،۱۳۸۴).

به نظر آدلر (۱۹۵۴) درمانی که هر کار دیگری انجام بده، مثل رفع مشکل و یا کاهش نشونه ها، اصلاح رفتار و یا ایجاد بینش، ولی مراجع رو به فلسفه خاص از زندگی مجهز نکنه، درمان ناقصی میشه (علیزاده،۱۳۸۳؛ شفیع آبادی و ناصری۱۳۷۸). ویلیام وست (۲۰۰۴؛ ترجمه شهیدی و شیرافکن،۱۳۸۳) عنوان می کنه که معنویت بخش مهمی از زندگی مردم رو تشکیل میده و اثر مهمی بر سلامت و بهزیستی اونا داره. (بهرامی و همکاران، ۱۳۸۴)

آدما، موجوداتی چندوجهی هستن که ندیده گرفتن هر کدوم از این وجوه، بخشی حیاتی از انسانیت افراد و هم یافته های قابل توجه اون که بر کل زندگی، رو حذف می کنه. کارسون، منابع وجوه جسمی، روان شناختی، اجتماعی و روحی رو واسه آدما میگه(کارسون،۲۰۰۰). لمار می گوید: در سال های گذشته، معنویت به عنوان بعد انسانی فرد و با درک نقشی که در بهبودی داره، توجه زیادی رو به دست آورده. کمک در برآورده شدن نیازای روحی بیماران و خانوادهاشون عنصر اساسی مراقبت بالینی شناخته شده. (مظاهری و همکاران،۱۳۸۷)

بعضی فکر می کنند ابعاد معنویت شامل تلاش واسه معنا و هدف، تفوق و برتری (مثلاً احساس این که آدم بودن بالاتر از وجود مادی ساده س!)، اتصال (مثلاً اتصال به بقیه، طبیعت یا الوهیت) و ارزشها (مانند عشق، دلسوزی و عدالت) هستش(مولر،۲۰۰۱: ۱۲۲۵). این در حالیه که «معنا و هدف در زندگی، خودآگاهی، اتصال به خود، بقیه و یه واقعیت برتر» از اجزاء سلامت الهی هم شمرده شدن(هاوکس،۱۹۹۵: ۳۷۱).

بعضی فکر می کنند معنویت بالاتر از مذهب و شامل مفاهیم دیگری مثل سلامت الهی، آرامش و راحتی به وجود اومده توسط ایمان و یکی بودن الهی(کاتون،۲۰۰۵: ۵۲۹)، تجربیات و تظاهرات روح فرد تو یه روند بی همتا و دینامیک که نشون دهنده ایمان به خدا یا یه قدرت بی نهایته، اتصال (به یه فرد، بقیه، طبیعت یا خدا) و اتحاد همه ابعاد انسانیه(مراویگلیا،۱۹۹۹: ۱۸).

بحثهای موجود در مورد معنویت، منتهی به این شده که معنویت چیزی ذهنی، مبهم و قطبی شه. تو یه انتهای طیف، به معنویت هم معنی با مذهب نگریسته شده در حالیکه در انتهای دیگه طیف واسه تموم افراد بدون ایمان یا باور به خدا هم، به کار میره(اسمیت،۲۰۰۴: ۳۰۷). بعضی فکر می کنند امروزه معنویت یه پدیده جهانیه که واسه همه (معتقدان و هم بی ایمانی ها) به کار میره(کاولی،۱۹۹۷: ۳۱ ؛ برنارد،۱۹۸۸: ۱۳۰). می گن معنویت واسه افراد جور واجور، بسته به نگاه اونا به جهان یا فلسفه زندگی اونا معانی مختلفی داره(مارتسولف،۱۹۹۸: ۲۹۴) ؛ در حالیکه یه سری های دیگه قاطعانه اعلام می کنن که وقتی که معنویت از همراهی با مذهب جدا شه، خالی از هرگونه معنا یا معنی واقعی می شه(براد شاو،۱۹۹۴ ؛ پاتیسون،۲۰۰۱: ۳۱) . طبق این دیدگاه، الان اصطلاح معنویت از زمینه تاریخی خود جدا شده و به نظر می رسه نتیجه اون ظاهر شدن شکلی از معنویته که به صورت فردی تعیین می شه و منتهی به کمرنگ شدن اصطلاح معنویت می شه و ممکنه هویت الهی از دست بره. در این حالت اشکال زیادی از معنویت که «فرد» تعیین می کنه، ظاهر می شه. بعضی مطرح می کنن که این مسأله نشون دهنده اشتغال فکری سیستم مراقبت سلامتی با نظریه فردگراییه(اسمیت،۲۰۰۴: ۳۰۸).

۲-۱-۲-۲- تعاریف معنویت

از اونجا که واژه معنویت در زمینه های جورواجور به کار میره، تعریف اون مشکله. همونجوریکه هیل در کتاب زندگی الهی درباره حساسیت تعریف معنویت بیان می داره: «در حالی که از یه سو ناگزیریم از ابهام و خیال بسیار جلوگیری کنیم، از طرف دیگه باید مانع تعاریف سخت و با عجله شیم، چون که تقریباً هیچ واژه ای در زبون انسانی ما در مورد واقعیتای الهی مناسب و غلطه»(آندرهیل،۱۹۳۷). در نظر هیل، وصف ناپذیری معنویت مانع تعریف اون می شه، در حالی که بقیه تلاش کردن معنویت رو به صورت جداگونه تعریف کنن. باومن، بیان آندر هیل رو از چشم انداز پسامدرن اینجور بازگو می کنه: «تعاریف اصلاحاتی مثل معنویت به همون اندازه که روشن گره، مخفی کننده س(باومن،۱۹۹۸). یعنی، تعریف این اصطلاحاتی در حالی که خودنمایی به توضیح و تفضیل دارن، بیشتر موضوع رو سخت تر می کنن. با اینحال، واسه انجام هر مطالعه و تحقیق، رسیدن به یه تعریف قابل قبول لازمه. (فرهنگی،۱۳۸۵)

کلمه معنویت در کلمه نامه هم به “اصول زندگی، تفکر، انگیزه و بخش احساس” یا به “زندگی، اراده، وجدان و تفکر” اشاره میکنه. کلمه انگلیسی معنویت از واژه لاتین spiritus که به معنی هوا تنفس زندگی و شجاعته برگرفته شده.  Spiritusاز واژه یونانی pneuma که به معنی هوا و تنفسه گرفته شده. این واژه در زبون عبری هم هست. پس معنویت چیزی جانداره که جون می بخشه نیرو و احساس میده و یعنی چیزیه به به ما واسه فعالیت انگیزه میده.معنویت چیزیه که به ابعاد زندگی معنا می بخشه(بیکر، ۲۰۰۲).

معانی بسیار مختلفی در مقالات و کتب جورواجور در مورد معنویت و سلامت الهی ارائه شده(جانپل،۲۰۰۶: ۴۵۷) . هنگام پرداختن به این دو، معنی مذهب هم به میان میاد. گفته می شه کلمه مذهب (Religion)، از ریشه لاتین (Religare) به معنی به هم پیوستن (To bind together) است. یه مذهب، تجربیات الهی جمعی (Collective) یه گروه از مردم رو در داخل سیستمی از باورها و اعمال (Beliefs and practices)، سازماندهی می کنه. مذهبی بودن به درجه شرکت دریا اندازه پذیرش  باورها و اعمال یه مذهب منظم، میگن. معنویت (Spirituality) از ریشه لاتین (Spiritualitas) به معنی تنفس (Breathe) است و مفهومی وسیعتر از مذهب داره و به طور اولیه یه روند پویا، شخصی و تجربی (Experiential) است. (امیدواری،۱۳۸۷)

معنویت در اسلام از اهمیت خاصی برخورداره و به عبارت بهتر اسلام دین معنویته و از این رو واژه معنویت در اسلام بسیار مورد بحث واقع شده. کینگ میگه تعالیم اسلامی واسه واژه غربی “spirituality” اصطلاحات مختلفی داره که شامل این معانی هستن: باطن، حق، عالم معنا، مقام لطف الهی، معنی کمال اخلاقی، جمال، جون و ذکر خدا. اون عقیده داره از نظر مسلمین، زندگی الهی هم بر ترس خدا مبتنیه و هم بر عشق اون؛ هم تسلیم در برابر اراده خدا و هم جستجو واسه شناخت اون که هدف پایانی آفرینشه. معنویت اسلامی با الگوی آداب اسلامی که ساخته و پرداخته ارکان دینه رابطه داره. گوهر معنویت اسلامی با توحید پیوند می خوره. معنویت در قلب اسلام و کلید فهم جنبه های جور واجور اون هستش(کینگ،۱۹۹۹ :۶۶۷). با این اوصاف، تعاریف فوق از معنویت رو میشه تو یه سنخ شناسی با وجود زیادی گرایی معنویت در چهارگونه خلاصه می شه؛ دینی ، غیر دینی ، رو زورزانه (جیبونس،۲۰۰۱) و فرادینی .

پس تو یه تعریف تقریباً کامل تر و دقیق تر در سنخ معنویت فرادینی با راه و روش روان شناختی، معنویت رو به عنوان «تلاشی در جهت پرورش حساسیت نسبت به خودمون، بقیه، موجودات غیر انسانی و خدا، یا کندوکاوی در جهت چیزی که واسه آدم شدن لازمه، و جستجویی واسه رسیدن به انسانیت کامل دونسته ان»(هینلس،۱۹۹۵). به نظر می رسه، این تعریف هم از نظر نظری و هم از نظر عملی مهم باشه. از یه سو، به ابعاد چهارگانه ارتباطاتی آدم اشاره داره که وجود اون در هر لحظه از زمان، دست کم تو یه بعد پیشگیری ناپذیره و از طرف دیگه، تلاش و پرورش حساسیت نسبت به ایجاد چهار نوع رابطه موثر رو واسه انسانیت کامل پیشنهاد می کنه. هم اینکه به همه ابعاد وجودی آدم یعنی زیستی، اجتماعی، روانی و الهی نظر داره. علاوه بر این، تو یه تحلیل مقایسه ای و تطبیقی که درباره معنویت انجام شد، عامل های تعریف گذشته مورد تأیید قرار گرفت(روجاس،۲۰۰۳) و هم اینکه در تحلیل تطبیقی تقریباً ۴۰ تعریف جورواجور که درباره معنویت ارائه گردید تعریف گذشته کامل تر شناخته شد. از این رو، با در نظر گرفتن جامعیت و شمولیت، تعریف نامبرده، تعریف مورد قبول این تحقیق قرار گرفته و براساس اون، سازه های مربوط استخراج گردید و تعریف عملیاتی انجام شد(فرهنگی،۱۳۸۵).

بر این پایه، معنویت به معنی نیروی روح بیشتر در ابعاد اخلاقی و مذهبی مورد بررسی قرار می گیرد و بیشتر در رابطه با خرد یا چیزی که بیشتر بخش بالاتر یا بهتر تفکر میگن ربط داره. معنویت روی اعتقادات و رابطه با قدرتهای برتر تمرکز می کنه. این بخشی از زندگیه که هدف معنا و جهت می بخشه و ممکنه شامل مذهب شه. وقتی خیلی از مردم به معنویت فکر می کنن اون رو با مذهب اشتباه می گیرن. اما معنویت بیشتر از اعتقادات مذهبیه. معنویت یه معنی وسیع تره که با معنا اهداف و جهت سر و کار داره. الیسون که اندازه سلامت الهی رو بنیان گذاری کرده معنویت رو به عنوان یه قدرت یا نیروی کامل می بینه که از روان و جسم اثر قبول می کنه و بر اون تاثیر میذاره. الیسون عقیده داره که آدما موجوداتی الهی روانی هستن که با این ابعاد با هم ترکیب شده و در جاهایی نقاط مشترک دارن. اما این دو زیر مجموعه تقریباً از هم جدا از هم هستن. بعد معنویت یکی از زیر مجموعه ها و نیروی کامل کردن همه زیر مجموعه ها حساب می شه. معنویت نیروی ترکیب کننده س که همه ابعاد  زندگی رو کامل می کنه. ما به خود براساس شخصیت کلی – حافظه و خیالات خود نگاه می کنیم. ما براساس جامعه خود – روابط خود با خونواده و دوستان و همسایگان- نوع رابطه با همنوعان و نه شناخت خود از محیط خود رو تعریف می کنیم. این که ما  محیط دور و برمون  رو پر از موسیقی- طبیعت می کنیم. یا این که مذهب رو چیجوری می بینیم. به عنوان نیروی روشنایی بخش زندگی یا یه حقیقت یا تکامل با خدا متعال به عنوان بخشی از ابعاد معنویت. همه چیز با معنویت ترکیب می شه این نیروییه که به همه چیز معنا می بخشه و به همه چیز معنی میده(بیکر، ۲۰۰۲)

در تعریفی آمده؛ «معنویت نیرویی روح بخش و انگیزاننده زندگیه، انرژی ای که الهام بخش فرد به سمت و طرف فرجامی مشخص، یا هدفی به طرف اون طرف فردیته»(مک نایت،۱۹۸۴). یا در تعریفی دیگه «معنویت به عنوان انرژی، معنا، هدف و آگاهی در زندگی»(کاواناگ،۱۹۹۹) آمده. مایر معنویت رو اینجور تعریف می کنه: «معنویت، جستجوی همیشگی واسه پیدا کردن معنا و هدف زندگیه، درک عمیق و عمق ارزش زندگی، وسعت عالم، نیروهای طبیعی موجود، و نظام باورهای شخصی»(مایرز،۱۹۹۰) و تعریفی به همین مضمون از میت رف میگه: «معنویت مثل شوق و میل به پیدا کردن معنا و هدف زندگی و زیستن براساس اون هستش»»(کاواناگ،۱۹۹۹). معنویت در نظرگاه کلی و عام، «جست و جوی چیزی که در پیوند با آدم شدن باشه» آمده. تعریفی دیگه از معنویت اینطوریه: «روش هایی که در اون، شخص بافت تاریخی خود رو می فهمه و در اون زندگی می کنه. اون جلوه ای از دین، فلسفه یا اخلاق اونه که مثل عالی ترین، شریف ترین و سنجیده ترین چیز نشون داده می شه و به ارزش آرزو یا کمال مطلوب میرسه» و یا در تعریف دیگه از کار هم آمده: «معنویت به جنبشای داخلی روح آدم به طرف واقعی، عالی و الهی می پردازه»(کینگ،۱۹۹۹: ۶۷۰). کلارک تعریفی از معنویت ارائه می دهد که بیشتر راه و روش دینی داره: «وقتی فردی پدیده ای ماوراء الطبیعی رو احساس می کنه، مهمترین ویژگی این کار اون رو می توان تجربه داخلی شخصی دونست. مخصوصا وقتی که بخواد این تجربه رو با تلاش های فعالانه واسه هماهنگ ساختن زندگی اش با ماوراء الطبیعه آشکار سازه»(کلارک،۱۹۵۸). به همین سان، معنویت اسلامی، معنویت بر اساس دینه. سرچشمه معنویت اسلامی قرآن کریم و فرموده های حضرت محمد (ص) به عنوان پیامبر خداس. (فرهنگی،۱۳۸۵)

معنویت، بعدی از آدم تعریف شده که به افراد احساس بودن رو با کیفیت هایی مثل ذات، ظرفیت واسه دونستن داخلی و منبع تقویتی، تجربه ذهنی مقدس، تعالی فرد به طرف ظرفیت عشق و علم بزرگتر، یکی شدن با سایه کلی همه زندگی و پیدا کردن معنایی واسه موجودیت فرد که محور هر موجودیه، القا می کنه.

هم اینکه معنویت، مجموعه ای از ارزش ها، نگاه و امیدهایی دونسته شده که به هستی برتر رابطه پیدا میکنه و زندگی فرد رو هدایت می کنه و مخصوصا با تجاربی از زندگی ربط داره که فرد رو به آستانه نبود قطعیت میارن. در دوران نبود ثبات که مربوط به جنگ، حملات تروریستی، مصایب و گرفتاریهای اقتصادیه، آدما پرسشگری در مورد سیستم اعتقادی و ایدئولوژیک خود رو شروع کردن و مسایل الهی اهمیت بسیار پیدا کردن. کاوندیش اعلام میکنه نیازای الهی که در هر مریض هست، با نبود قطعیت در وقایع زندگی ایشون رو و ظاهر می شن(کاوندیش،۲۰۰۳: ۱۱۱).

آین میتروف استاد مدیریت دانشگاه کالیفرنیای جنوبی معنویت رو این جوری تعریف می کنه: «تمایل به پیدا کردن هدف غایی زندگی و زیستن براساس اون هدف». پژوهشگر دیگری عقیده داره که معنویت «احساس وابستگی و درهم پیچیدگی عمیق و شدیدا شهودی بین آدم و جهانی که در اون زندگی می کنه، است»(کاواناک،۱۹۹۹: ۱۸۶). معنویت درباره خودآگاهی و یکی شدن با دیگرونه. معنویت ترکیبی از فلسفه اصلی زندگی ما و ارزشها و اعمال ماست(هوارد،۲۰۰۲: ۲۳۰).

واسه بعضی افراد، معنویت در کار، یه جور اتصال دینیه در حالی که واسه بقیه این معنی رو نمی ده(نک،۱۹۹۴: ۹). رابینز میگه معنویت در محل کار به معنی انجام سازماندهی شده شعائر مذهبی نبوده و به همین ترتیب در مورد خدا یا الهیات نیس(روبینز،۲۰۰۳). محقق دیگری میگه: «معنویت وقتی جنبه دین بود، اما هم اینک به دین به عنوان یکی از راه های الهی ممکن نگریسته می شه. وقتی معنویت راهی به طرف پیوند عمیق با خدا بود، اما حالا واسه بسیاری، خدا دیگه تنها هدف جستجوی الهی اونا نیس، بلکه یکی از راه های جستجوی الهی و راهی واسه پیوند با خیلی از مفاهیم عالی دیگه س»(مقیمی، ۱۳۸۶)

بعضیا در تعریف معنویت بر اثرات خارجی و قابل مشاهده اون متمرکز شدن. هوارد میگه: معنویت در برگیرنده واژه هایی مثل اعتماد، عشق، خدمت، خرد، لذت بردن، صلح، وحدت و انسجامه(هوارد،۲۰۰۲: ۲۳۰) . پژوهشگر برجسته دیگری میگه: منظور از معنویت، برخورداری از ارزشهای والای انسانیه که در زیر به بعضی از اونا اشاره شده: ایمان به خدا، عشق به بقیه، همت، جنب و جوش، تحمل، تقوا، تواضع، توکل، جوانمردی، خدمت، محبت، احترام به موجودات، اعتماد به نفس، امید به آینده، پذیرش، خوشبینی، خیرخواهی، رضایت، سپاسگذاری، جربزه، صبر، صداقت، صرفه جویی، نبود وابستگی، فداکاری، گذشت، محدود کردن آرزوها، وفای به عهد(بهادرینژاد،۱۳۸۳: ۳۳ ). در آخر نویسنده دیگری به جمع بندی این عامل های پراکنده در چهار زیرمجموعه پرداخته. اون معنویت رو یه سری از چهار رابطه می دونه: رابطه با خدا، رابطه با بقیه، رابطه با طبیعت یا محیط، رابطه با یه قدرت برتر(هوارد،۲۰۰۲: ۲۳۰) .

فونتانا (۱۳۸۵) معنویت رو نشون دهنده اندازه شناخت آدم از وجود الهی خود می داندکه به ایشون اجازه می دهد این وجود رو در رفتار و زندگی دنیوی روشن سازه، که هر چی بیشتر تجلی یابد آدم به خدا نزدیکتر شده و مشیت اون رو به انجام می رساند.

معنویت مفهومی جهان شموله. هر چند محتوای خاصی از شکل های جور واجور عقاید الهی هست، اما همه فرهنگ ها مفهومی از نیروی غایی، عالی، مقدس و الهی رو در خود دارن. هم اینکه همه مذاهب در جستجوی کمک به افراد واسه رسیدن به هسته ارتباطات وجودی و نقش مثبت و با ارزشی که افراد رو به سمت رابطه دوستانه هدایت می کنه بوده ان، که این بهتر از تلاش افراد واسه کنار اومدن با رنج های زندگیه (پترسون و سلیگمن، ۲۰۰۴).

بیکر (۲۰۰۳) معنویت رو اون چیزی که به همه مسایل زندگی معنا می بخشه، تعریف می کنه. اون عقیده داره معنویت، دقیق شدن و فوکوس کردن بر یه باور یا رابطه با یه نیروی متعالیه. معنویت جنبه ای از زندگیه که به اون هدف، معنا و روش کارکرد می دهد. یونگ (۱۳۷۰) بر اصیل و داخلی بودن گرایشات الهی تاکید می کنه و این گرایشات رو اصیل ترین تجربیاتی می دونه که در ذات هر انسانی نهفتهه. اما فروید (۱۹۶۳؛ به نقل از پترسون و سلیگمن، ۲۰۰۴) در برابر ادعاهای مربوط به تجربه های الهی، موضع دیگری اتخاذ کرد و گفت: «من نمی توانم این احساسات اقیانوس گونه رو در خود کشف کنم».

کن ویلبر (۱۹۸۹؛ به نقل از وست، ۲۰۰۰) قلمرو معنویت رو به سه سطح تقسیم می کنه سطح روحی، سطح دقت و ظرافت، و سطح علّی. بالاتر از این سطوح، سطح نهاییه که اون رو آتمن می نامد و عقیده داره شامل کلیه تجربه های بشر می باشه.

اما تعریف دیگه واسه پترسون و سلیگمن (۲۰۰۴) است که معنویت رو رابطه خصوصی و صمیمی بین آدم و خدا می دانند و فکر می کنند دامنه ای از فضیلت ها نشونه معنویت می باشه که در زندگی نمایانند و تو یه زندگی خوب تجلی می پیدا کنن.

طبق گزارش موسسه ملی تحقیق سلامت، معنویت احساسات، افکار، تجارب و رفتارهاییه که در جستجو واسه عالی شدن شکل می گیرند. بعضی از کارشناسان، معنویت رو “لب اللباب دین” و “گوهر اصلی و مرکزی غیر قابل صرف نظر و پیشگیری ناپذیر دین ” دونسته ان (ملکیان، ۱۳۸۶)، براین پایه، معنویت پایدارترین عنصر دین و یه جور دین شخصی شده می باشه که مشخص کننده رابطه خصوصی بین فرد با خداس (کلانتری، ۱۳۸۷).

تعاریف مربوط به رشد به طور اختصاصی تر، معنویت رو به عنوان «نیاز واسه پیدا کردن معنا و هدف و رشد توانایی های بالقوه» در نظر می گیرند (هاوارد، ۲۰۰۲، به نقل از جلالی، ۱۳۸۵)، بطوری که از راه معناهای زیاد شده خود فرد، رشد می کنن تا حدی که ارضا شه. بر این اساس معنویت روند رسیدن به ارضای فردی یا رشد الهی می باشه. این تعاریف با ارضای نیازای سطوح بالای مازلو مثل خودشکوفایی در ارتباطه (تیسکلر، ۱۹۹۹، به نقل از درایور، ۲۰۰۵، به نقل از جلالی، ۱۳۸۶).

تعریف who از معنویت دیدگاهی وسیع تر از اون ارائه میده و به اعتقادات مذهبی عادی وابسته نیس. این تعریف با چیزی که الیکون و بقیه در اول شروع تحقیقات روی معنویت ارائه دادن نزدیکه. معنویت به عنوان سطحی از درگیری و اندازه اگاهی یا فداکاری در راه قدرت برتر یا فلسفه زندگی تعریف شده. در پایه کار ارائه شده به وسیله الکین و بقیه در سال ۱۹۸۸ و تحقیقات منتشر شده دیگه در ان سال ، ما می فهمیم که معنویت به عنوان وسیله ایی  که  نیازای الهی جور واجور (مانند اعتقادات شخصی متفاوت در مورد زندگی ، شامل معنا دار بودن زندگی و ارزشا  و چیزای دیگه ای به جز اینا )  رو با  تلاش واسه تامین (مانند مدیتیشن، رابطه با بقیه ، فعالیتای مذهبی ) این نیازا ترکیب می کنه دیده می شه.

با دنبال کردن معنی کیفیت زندگیwho ما نیازای الهی رو به عنوان نیاز فرد واسه داشتن یه سیستم اعتقادی و ارزشی و حفظ این سیستم در این رابطه تعریف می کنیم. نیازای الهی، اگه براورده شن به فرد کمک می کنن بر دشواریای زندگی فائق ایند.و در کل در فرد احساس سلامت به وجود می اید. واسه خیلی از افراد، مذهب ،اعتقادات شخصی و معنویت یه منبع ارامش ، سلامت ،امنیت ،احساس تعلق ،هدف و قدرته(تیچمن، موردوی و ساکس، ۲۰۰۶ )

در کل می توان گفت که در خیلی از تحقیقات عادی در ادبیات تحقیق اصطلاح معنویت رو با بهره گرفتن از یه یا دو عنصر از عناصر زیر توصیف می کنن: درک (شناخت) هدف، حس پیوند با خود، بقیه، طبیعت یا خدا (هاسد، ۲۰۰۰)، جستجوی کمال و اتحاد (هایمفریز، ۲۰۰۰) جستجوی امید و توازن (مک شری، ۲۰۰۰)، باور به جوهری بالاتر و بزرگ تر (هاسد، ۲۰۰۰)، بعضی از سطوح تقدس، حسی که بالاتر از زندگی عادی ماده و عمله (اولدنال، ۱۹۹۴) و فعالیت یا مناسکی که به زندگی افراد معنا می بخشه. زیر بنای خیلی از این تحقیقات این فرضیه س که فعالیت های ذاتی و داخلی بشر تلاشی واسه درک معنی خود، دنیای دور و برش و برقرارکردن رابطه با اون (اوریلی، ۲۰۰۴، پاول، ۲۰۰۲، به نقل از ساق دست و روشن، ۱۳۸۷) است. پارگامنت (۲۰۰۵) معنویت رو به معنی جست و جوی “امر مقدس” به کار می برد (به نقل از کلانتری، ۱۳۸۷) و پایدمونت (۲۰۰۱) عقیده داره که معنویت تلاش فرد واسه ساختن معنایی وسیع از هدف پایانی مرگ و زندگیه. اما تعریفی که با نوشته ی حاضر همخوانی داره از نشست بزرگان انجمن ارزشهای الهی، اخلاقی و مذهبی در مشاوره (ASERVIC) در سال ۱۹۹۶، در مورد معنویت بدست آمده:

«روح می تونه به عنوان نیروی جون بخش زندگی تعریف شه که از راه مظاهری مثل، جون، نفس، شور و اشتیاق و جربزه ارائه می شه. معنویت توانایی و گرایشیه که واسه هر فرد، ذاتی و استثنایی و خاص هستش. این گرایش های الهی افراد رو به سمت معرفت، عشق، معنا، آرامش، امید واری، تعالی، پیوند، مهربانی، خوبی و یکپار چگی جهت می دهد. معنویت توانایی فرد واسه آفرینندگی، رشد و تغییر یه نظام ارزشی رو در بر می گیرد و شامل مجموعه ای از پدیده ها مثل تجربیات، عقاید و اعماله. چشم انداز های جور واجور روان الهی، مذهبی و فرا شخصی ما رو به معنویت نزدیک می کنن. هر چند معنویت عموما از راه فرهنگ منتقل می شه، اماهم مقدم بر فرهنگه و هم عالی تر از اون» (میلر، ۲۰۰۳).

[۱] – spirituality

[۲] – West

[۳] – Ainshtain

[۴] – Hartz

[۵] – Hardiness

[۶] – Carson

[۷] – lemmer

[۸] – Meaning and purpose

[۹] – Connectedness

[۱۰] -Mueller

[۱۱] -Hawks

[۱۲] – Spiritual well-being

[۱۳] -Cotton

[۱۴] -Meraviglia

– Subjective

– Confused

– Polarized

[۱۸] -Smith

[۱۹] -Cawley

[۲۰] -Burnard

[۲۱] -Martsolf

[۲۲] -Bradshaw

[۲۳] -Pattison

[۲۴] – Individualism

[۲۵] -Underhill

[۲۶] -Bavman

[۲۷] – Backer

[۲۸] -Gohn-Paul

[۲۹] – King

[۳۰] – Religious

[۳۱] – Secular

[۳۲] – Mystical

[۳۳] – Gibbons

[۳۴] – Meta religious

[۳۵]- Hinnells

[۳۶] – Rojas

[۳۷] -Mc Knight

[۳۸] -Cavanagh

[۳۹] -Myers

[۴۰] – Clark

[۴۱] – Cavendish

[۴۲] -Howard

[۴۳] -Neck

[۴۴] -Robbins

[۴۵] – psychic

[۴۶] – subtle

[۴۷] – causal

 

[۴۸]-  atman

– Teichmann, Murdvee & Saks

[۵۰] – Hassed

[۵۱] – Hymphrize

[۵۲] – Mcsherry

[۵۳] – Oldenal

[۵۴] – Pargament

[۵۵] – Paydemont

[۵۶]- Association for Spiritual Ethnic and Religious Values in Counseling