با وجود تعاریف مختلف،اغلب صاحب نظران بر این باورند که پرخاشگری با حملات آزاردهنده و مضر برای قربانی بروز می کند. پرخاشگری به هرگونه رفتار معطوف به هدف آسیب رساندن یا مجروح ساختن موجود دیگر که به منظور اجتناب از رفتاری مشابه برانگیخته می شود، اطلاق می گردد.پرخاشگری تلویحاً به قصد آسیب رساندن نیز دلالت می کند، این قصد را باید از رویدادی پیش و پس از عمل پرخاشگری استنباط نمود(کاپلان، سادوک و جک گرب،۱۳۷۵). به‌عبارت ساده- تر می توان گفت پرخاشگری یعنی تهدید کردن دیگران یا نادیده گرفتن حقوق دیگران (شهیم،۱۳۸۵) که اخیراً محقّقان به دو نوع تقسیم کرده‌اند:
الف)پرخاشگری فیزیکی یا جسمانی
شامل کتک زدن، گاز گرفتن،دعوا کردن،ژست گرفتن تهدیدآمیز، تعقیب یا شکلک در آوردن و… است (نقل از شرودر،۱۳۸۴).
ب)پرخاشگری رابطه‌ای
به صورت آسیب زدن به روابط با استفاده از محرومیت اجتماعی، پخش شایعه،طرد و منزوی کردن دیگران، رقابت بین افراد و… ظاهر می شود (کازاس و همکاران،۲۰۰۶). فرنچ، جانسون وپیدا(۲۰۰۲) پرخاشگری رابطه‌ای را مشتمل بر سه بعد دستکاری روابط بین افراد، پخش شایعات بدخواهانه، طرد دیگران می باشد.
تعریف مفهومیبارون[۲۷] و ریچاردسون[۲۸](نقل از کراهه،۱۳۹۰) پرخاشگری را “رفتاری با هدف صدمه زدن یا آسیب رساندن به موجود زندهای که سعی دارد از چنین آسیبی اجتناب کند بروز نماید” تعریف مینمایند. رفتار پرخاشگری به شکلهای مختلف جسمانی، رابطهای، کلامی و واکنشی نشان داده میشود (کوی و داج، نقل از شهیم، ۱۳۸۶).
تعریف عملیاتی:پرسش‌نامه پرخاشگری باس و پری ) ۱۹۹۲)[۲۹]،که از ۲۷ گویهی خودگزارشدهی تشکیل یافته و پرخاشگری فیزیکی، کلامی، خشم و خصومت را اندازه میگیرد. هر گویه، ویژگی فرد را در یک مقیاس لیکرت پنج درجهای یعنی ۱ (نبود رفتار) تا ۵ (با فراوانی بسیار بالا) میسنجد.
۱-۶-۲ سبکهای فرزندپروری والدین
تعریف مفهومی:شیوه‌های فرزند پروری به روش هایی که والدین در برخورد با فرزندان خود اعمال می کنند و در شکل گیری رشد و تکامل کودک در دوران کودکی و خصایص بعدی شخصیت و رفتار تأثیر فراوان و عمیقی دارد اطلاق می گردد(شعاری نژاد،۱۳۷۵) که شامل دو بعد است، یکی داشتن توقع بالا و سخت گیری ( رفتار های کنترل کننده، محیط محدود کننده و انتظار) و جنبه دیگر، مسئول بودن وحساس بودن( مسئولیت برای نیاز های فرزندان،حمایت و نگه داری ارتباطات گرم). اسکینر و همکاران(۲۰۰۵)معتقد است والدین از شش بعد والدینی(صمیمیت، طرد، نظم، حمایت خود مختارانه و تهدید و اجبار) برای پرورش فرزندان‌شان استفاده می- کنند.
بامریند (۱۹۷۳) سه روش فرزندپروری مستبدانه، آزادگذار و مسئولانه (اقتدار منطقی) اشاره میکند که در توانایی شناختی و اجتماعی کودکان اثر میگذارد. شیوه فرزندپروری مستبدانه، باورهای والدین موجب میشود که آنان سعی کنند رفتار و نگرشهای کودکان خود را مطابق معیارهای مطلق شکل دهند، و کنترل و ارزیابی نمایند، به اولیای امور و مراجع قدرت، وظیفه و کار، سنّت‌ها و حفظ نظم، احترام بگذارند. در روش فرزندپروری آزادگذار، والدین چشمپوشی میکنند و رفتارهای کودک را میپذیرند تا آنجاکه ممکن است، از تنبیه استفاده نمیکنند و توقّع و انتظار آنان برای رفتارهای رشد یافته در کودک اندک است. و در روش فرزندپروری مسئولانه (اقتدار منطقی) اعتقادات والدین منجر به آن میشود که آنان از کودک خود انتظار رفتار بالغانه داشته، در صورت لزوم از دستورها و جریمه استفاده کنند، قوانین و مقررات به طور ثابت اجرا شوند، استقلال و فردیت کودک مورد تشویق قرار گیرد، حقوق والدین و نیز کودکان به رسمیت شمرده شود و داد و ستد کلامیمیان کودک و والدین مورد تشویق قرار گیرد (ملک‌پور، ۱۳۸۲).
تعریف عملیاتیسازهای است که از نمرات شرکتکنندگان در آزمون شیوههای فرزندپروری ابعاد والدینی که از زیرمقیاسهای پرسش‌نامه والدین با عنوان زمینه اجتماعی اسکینر و همکاران(۲۰۰۵) استفاده گردید،بدست آمد. تعداد گویه های این زیرمقیاس ۴۸گویه است.
۱-۶-۳ مهارتهای اجتماعی
تعریف مفهومیاشنایدر و همکاران (۱۹۸۵؛ به نقل از لیوارجانی و غفاری، ۱۳۸۹) مهارتهای اجتماعی را به عنوان وسیله‌ی ارتباط میان فرد و محیط تعریف میکنند، آنها معتقدند که این وسیله برای شروع و ادامه ارتباط سازنده و سالم با همسالان به عنوان بخش مهمی از بهداشت روانی مورد استفاده واقع میشود.
تعریف عملیاتیسازه مهارتهای اجتماعی با مقیاس سنجش مهارتهای اجتماعی ماتسون والندیکو(۱۹۸۸)؛ مورد آزمون قرار گرفت.
فصل دوم
ادبیات پژوهش
پیشینه نظری
۲-۱ مقدمه
عواملی از قبیل عدم کنترل خشم، ناتوانی در تعدیل احساسات و پردازش اطّلاعات اجتماعی، برخوردهای خصمانه و مهارت ضعیف در حلّ مشکلات، همچنین برخی عوامل خطر محیطی هم‌چون سختگیری بیش از حدّ والدین، نظارت کم و بیکفایتی در پرورش کودک منجر به بروز عصبانیّت و پرخاشگری میشود. درکل، رویکردهای مختلف روان‌شناختی روانتحلیلگری، گشتالتی، یادگیری اجتماعی، شناختی و رفتاری و نیز دیدگاه زیستشناختی در ارتباط با علل پرخاشگری مطرح است. در این فصل به پیشنه‌ی نظری و ادبیات پژوهشی متغیرهای تحقیق؛ پرخاشگری و سبکهای فرزندپروری والدین و مهارتهای اجتماعی دو عاملی که نقش و سهمشان در پیشبینی افزایش یا کاهش رفتارهای پرخاشگرانه در این پژوهش مورد کنکاش خواهد گرفت پرداخته میشود.
۲-۲ تعریف پرخاشگری
تاکنون در باب مسئلۀ پرخاشگری تعاریف بسیاری ارائه گردیده است ولی تعریف واحدی از پرخاشگری وجود ندارد. درواقع رفتار پرخاشگرانه تظاهرات مختلفی را شامل میشود از جمله پرخاشگری مستقیم٬ پرخاشگری غیرمستقیم، فیزیکی، کلامی، رابطهای(لان، عبدالله و روسلان، ۲۰۱۰). در تعریفی کلاسیک از پرخاشگری آن را واکنشی با هدف آسیبرساندن به جاندار دیگر توصیف میکنند(بارون و ریچاردسون، ۱۹۹۴؛ آرچرو جندرو[۳۰]، ۲۰۰۵؛ نقل از کراهه،۱۳۹۰). پرخاشگری رفتاری است که به نیّت آسیبرساندن (فیزیکی یا کلامی) به شخص دیگر، یا بر علیه خود، و تخریب اموال وی صورت میگیرد (اسمیت، هکسما، فردریکسون، لافتوس، بم و مارن،۱۳۸۶؛ یارمحمدیان، ۱۳۸۹). در تعریفی دیگر میرزابیگی و فرجی پرخاشگری را وسیلهای رفتاری میدانند در جهت رسیدن به هدفی و یکی از اهداف، آسیبرساندن به دیگران است(میرزابیگی و فرجی، ۱۳۸۷).
در تعریف دیگر پرخاشگری را تهاجم مستقیم و یا غیر مستقیم بیان کردند که پرخاشگری مستقیم آسیب به اموال دیگران و پرخاشگری غیر مستقیم آسیب بدون هر گونه حمله فیزیکی و در واقع آسیب با واسطههای اجتماعی مانند غیبت، تهدید، محرومیت اجتماعی در جهت بر هم زدن رابطهی دوستی و همکاری یا آسیب به وضعیّت اجتماعی معقول(گن[۳۱]، ۲۰۰۱؛ آرچر و جندرو، ۲۰۰۵؛ آندرسون[۳۲] و بوشمان[۳۳]، ۲۰۰۸؛ نقل از لان و همکاران، ۲۰۱۰).
در جایی دیگر روانشناسان اجتماعی، عمل پرخاشگرانه را رفتار آگاهانهای تعریف میکنند که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی باشد، این رفتار نباید با ابراز وجود اشتباه گرفته شود؛ گرچه، بسیاری از افراد، به نحو غیردقیقی، دیگران را پرخاشگر مینامند (ارونسون، ۱۳۸۹). پرخاشگری واکنشی یا عکسالعملی بدون تعمّق و با تندخویی و بدعنقی میباشد (کوی[۳۴] و داج[۳۵]، ۱۹۹۸). محقّقان در جایی دیگر، پرخاشگری را مفهوم بسیار پیچیدهای میدانندکه از یکسو، تحت تأثیر عوامل موقعیتی و روانشناختی است و از سوی دیگر تحت تأثیر عوامل ژنتیکی[۳۶] و زیستشناختی در استقرار و گسترش آن نقش بسیار عمدهای بازی میکنند. از اینرو، ارائه تعریفی دقیق و عینی از این سازه، دشوار است با این وجود، این محقّقان در تعریف پرخاشگری، نشان دادند که هدف اینگونه رفتارها تخریب و آسیبرسانی به یک موجود زنده و اموال اوست، رفتاری که سبب بروز واکنشهای دفاعی و اجتنابی از سوی قربانی میگردد (بارون و ریچاردسون،۱۹۹۴؛ نقل از کراهه،۱۳۹۰).
۲-۲-۱ انواع پرخاشگری
یکی از انواع پرخاشگری که در اوایل سالهای پیشدبستانی پدیدار میشود “پرخاشگری خصمانه[۳۷]” است که شامل دو حالت پرخاشگری “آشکار[۳۸]” و “رابطهای[۳۹]“میباشد. پرخاشگری آشکار شامل دو بعد؛فیزیکی[۴۰] و کلامی است. رفتارهای خصمانه؛ نظیر زدن، هل دادن، آسیب رساندن و نیز تهدید به انجام این اعمال به صورت کلامی را در بر میگیرد. پرخاشگری خصمانه که شامل دو حالت پرخاشگری آشکار و رابطهای میباشد(نقل از رجبپور، ۱۳۹۱).
پرخاشگری آشکار: ( فیزیکی و کلامی) شامل رفتارهای خصمانه نظیر زدن، هل دادن و لگدزدن و نیز تهدید به انجام این اعمال بهصورت کلامی است ( لف[۴۱] و کریک[۴۲]، ۲۰۱۰). در جای دیگر پرخاشگری خصمانه را عملی که از احساس خشم ناشی میشود و هدفش اعمال درد و آسیب است بیان میدارند (ارونسون، ۱۳۸۹).
پرخاشگری رابطهای:طیف وسیعی از رفتارهای منفی در ارتباط با دیگران شامل شایعهسازی، دروغ، برملاکردن اسرار دیگران، محرومیت از فعالیت درگروه، بیان کردن دوست نداشتن، گسترش شایعات، پرخاشگری زیرکانهتر که در دختران بیشتر از پسران دیده میشود. تحقیقات نشان میدهد پرخاشگری رابطهای مربوط به تعدادی از مشکلات از جمله رابطۀ معلم و دانشآموز، مشکلات ارتباط بین همکار و مبارزات علمی را شامل میشود (کینان[۴۳]، ۲۰۰۲؛ راینی[۴۴]، پونک[۴۵]، زیمر[۴۶]، ۲۰۱۰؛ لف و کریک، ۲۰۱۰؛ ماتیسون و همکاران، ۲۰۱۱).
هم‌چنین قربانیان پرخاشگری رابطهای، دچار مشکلاتی مثل اضطراب اجتماعی، افسردگی، عزّت‌‌‌‌‌‌‌ نفسپایین، تنهایی و دچار نگرش منفی نسبت به محیطهای اجتماعی و مدرسه میشوند به علاوه قربانیان پرخاشگری رابطهای دچار مشکلات سازگاری و حساسیّت عاطفی نسبت به دیگران میشوند که در این نوع پرخاشگری دختران بیشتر از پسران آسیب میبینند (کریک[۴۷]، استر[۴۸] و ورنر[۴۹]، ۲۰۰۶؛ کینان، کوی[۵۰] و لاهی[۵۱]، ۲۰۰۸ و موری[۵۲]، ۲۰۰۷، نقل از ماتیسون و همکاران، ۲۰۱۱). پرخاشگری وسیلهای، قصد و نیّت آسیبرساندن به شخص دیگر وجود دارد، لیکن آسیبرسانی به عنوان وسیلهای برای رسیدن به هدفی غیر از ایجاد درد و رنج صورت میگیرد (ارونسون، ۱۳۸۹).
بارت[۵۳](۱۹۹۴) پرخاشگری را به سه نوع تقسیم میکند:
پرخاشگری بدون تفکّر و آموخته شده، که در بین گروه‌های اجتماعی و فرهنگی متفاوت است.
پرخاشگری مربوط به علم پزشکی، که شاید مربوط به بیماری باشد و آسیبهای روانی را نیز در بر میگیرد.
پرخاشگری تکانشگرانه، که با خلق و خویی که به سر مویی تحریک میشوند، مشخص میگردد (نقل از ظفرقلیزاده، ۱۳۸۹).
۲-۲-۲علل پرخاشگری
رفتار پرخاشگرانه در کودکی از عدم توجه به کودک ناشی میشود، و در شخصیّت کودک هم تأثیر میگذارد و در مراحل مختلف زندگی دیده میشود. نوزادان وقتی گرسنه هستند، و یا میترسند، و احساس ناراحتی میکنند شروع به گریه کردن میکنند و رفتار پرخاشگرانه از خود نشان میدهند. نیاز کودک با گریه، دفاع کودک در مقابل ناراحتی خود، برای برقراری ارتباط عاطفی و ابراز احساسات و نیاز کودک همه از طریق گریه میباشد.کودکان بین ۲ تا ۴ سال طغیانهای پرخاشگری را از جمله بداخلاقی، صدمهزدن به دیگران و یا اسباببازی‌ها را معمولاً نسبت به پدر و مادر خود نشان میدهند و آن را راهی برای بهدست آوردن انطباق خود با خواستههایشان انجام میدهند (دلفوس[۵۴]، ۲۰۰۳).
سادوک و سادوک[۵۵] (۱۳۸۵) در سببشناسی به عللی اشاره نموده اند، ازجمله؛
ناکامی: تنها عامل مهم که افراد بشر را به پرخاشگری وامیدارد ناکامی است.
تحریکمستقیم: بدرفتاری و اهانت کلامی دیگران غالباً عامل عمدهای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در شخص است.
وسائل ارتباط جمعی: رابطۀ بین پرخاشگری و قرار گرفتن در معرض خشونتهای تلویزیون مورد توجه بوده است.
عوامل محیطی آلودگی هوا: قرار گرفتن در معرض بوهای مضر، نظیر بوهایی که از کارخانههای سازندۀ مواد شیمیایی یا سایر مراکز صنعتی خارج میشود، ممکن است موجب تحریکپذیری افراد و نتیجتاً پرخاشگری گردد.
سروصدا: افرادی که در معرض سروصداهای بلند و تحریککننده قرار میگیرند خشونت مستقیم شدیدتری نسبت به افرادی که در معرض اینگونه شرایط محیطی نیستند از خود نشان میدهند.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.