دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره مخاصمات مسلحانه

0 Comments

دارای قواعد خاص خود می باشند واستفاده از هواپیماها در مخاصمات مسلحانه به علت استفاده از دوربین های حساس و دقیق آنها تا حدودی منجر به کاهش تلفات غیر نظامیان در زمان جنگ می گردد و از این لحاظ می تواند در تطابق با حقوق بین الملل ناظر بر مخاصمات مسلحانه جلوه نماید.اما نکته مهمی که نباید از نظر دور داشت آن است که مشروعیت استفاده از این هواپیماها طبق حقوق بین الملل توسل به زور نمی تواند مجوزی برای مشروعیت استفاده از این هواپیما ها طبق حقوق بین الملل بشردوستانه باشد.بدین ترتیب اصولی نظیر اصل احتیاط در حمله،اصل اعمال تبعیض در بکارگیری تسلیحات جنگی،اصل رعایت تفکیک میان نظامیان و غیر نظامیان و اصل تناسب میان حمله و منافع جنگی مورد انتظار از جمله اصولی است که در خصوص حملات هواپیماهای بدون سرنشین نیز قابل اعمال است و بایستی به دقت مورد رعایت قرار گیرد،امری که به زعم بسیاری از صاحبنظران در جریان استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در مبارزه با تروریسم در کشورهایی نظیر افغانستان و پاکستان توسط ایالات متحده آمریکا بارها نقض شده است.
نحوه جمع آوری اطلاعات
جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و با مراجعه مستقیم به دفتر کمیته ملی حقوق بشر دوستانه و دفترسازمان صلیب سرخ در تهران و استفاده از منابع و مراجع این کتابخانه ها بوده است.ل می باشد
محتوای پژوهش
تحقیق پیش رو متشکل از سه فصل است که فصل اول آن مباحث کلی و اساسی که به شناخت بهتر مباحث کمک می کند در آن مطرح شده است و در فصل دوم مباحث اصلی تحقیق در خصوص جنگ های هوایی بیان شده است و نشان می دهد این جنگ ها در چه چارچوبی قاعده مند می شوند و نهایتاً در فصل سوم نمونه ای از جنگ های هوایی معرفی شده اند و در ادامه ی مباحث دو ضمیمه آورده شده است که در ضمیمه اول آن اندیشه های امام خمینی (ره)در خصوص جنگ و تجلیلی از شهدای خلبان در جنگ تحمیلی آورده شده است و و در ادامه کنوانسیون1923لاهه در زمینه جنگ های هوایی برای شناخت بهتر مباحث ارایه شده در پایان نامه اورده شده است.
لازم به ذکر است در تحقیق پیشرو عنوانهای جنگ،نبرد همگی در تحت یک مفهوم و معنی به کار رفته شده است.
در خصوص فصل دوم و بررسی قواعد عرفی ،با توجه به اینکه کتاب استفاده شده در این فصل از مهمترین و جامع تری کتاب های گرداوری شده در زمینه قواعد عرفی می باشد و تمامی قواعد عرفی در آن آورده شده است در نتیجه از مراجعه به کتب منابع متفرقه خودداری نموده و تنها از همین کتاب استفاده شده است و این دلیل بر عدم توانایی از ذکر منابع دیگر نبوده است.
فصل دوم
بررسی مفاهیم اساسی
پیشگفتار

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جنگ از دیرباز جزو مهمترین راهکارهایی است که کشورها برای پیش بردن اهداف و تحمیل خواسته های خودبه سایر دولت ها از آن استفاده می کردند ،جنگ دارای پیشینه بسیار دیرینه ایست و می توان گفت که از زمان پیداش دولتها،جنگ نیز ایجاد شد، اما استفاده از ماشین های پرنده در صحنه جنگ ها ،دولت ها را با چالشی جدید مواجه کرد چرا که دول استفاده کننده از این ابزارها می توانستند با به کارگیری این وسایل به سرعت سایر سرزمین ها را به نابودی بکشانند و نتیجه جنگ را به نفع خود رقم بزنند اما با پیشرفت صنعت و تکنولوژی و همه گیر شدن استفاده از هواپیماها در جنگ به منظورهای گوناگون و نهایتاً بمباران ها و سایر عملیات نظامی باعث شد که کشورها خود را با نوع جدید از جنگ یعنی جنگ هوایی مواجه ببینندو امروزه از جدیدترین مسائل در فرایند توسعه و تحول سریع جنگ مدرن، استفاده از نیروی هوایی است که مفاهیم و ابزارها و قواعد خاص خود را می طلبید در ادامه مطالب به بررسی مفاهیم جنگ هوایی خواهیم پرداخت و البته در ابتدا به جهت فهم بهتر مطالب کلیاتی از جنگ و حقوق حاکم بر آن مطرح خواهد شد.

مبحث اول:جنگ و حقوق حاکم بر آن
گفتار اول:مفهوم حقوقی جنگ
در مورد حقوق جنگ دو نظریه افراطی وجود دارد :عده ای جنگ را مطلقا ممنوع می کنند و عده ای دیگر بدون هیچ قید و شرطی از آن تجلیل به عمل می آورند البته نظریه بینابینی نیز مطرح است که به موجب آن جنگ در برخی حالات مضر ،لیکن لازم است.
الف)تعریف جنگ
جنگ یک پدیده آسیب شناسی اجتماعی و عامل تغییر شکل سیاسی است که می توان آن را از لحاظ تاریخی،سیاسی، اقتصادی، نظامی، جامعه شناسی و غیره موردمطالعه و برسی قرار داد
در حقوق بین الملل، جنگ شیوه اجبارهمراه با اعمال قدرت و زور است که می توان آن را از نظر حقوقی چنین تعریف نمود: جنگ به عنوان «ابزار سیاست ملی»، مجموعه عملیات و اقدامات قهرآمیزمسلحانه ای است که در چهارچوب مناسبات کشورها (دو یا چند کشور) روی می دهد وموجب اجرای قواعد خاصی در کل مناسبات آنها با یکدیگر و همچنین با کشورهای ثالث می شود. در این جهت، حداقل یکی از طرفین مخاصمه در صدد تحمیل نقطه نظرهای سیاسی خویش بر دیگری است. به این ترتیب، عملیات قهرآمیز مسلحانه وسیله و هدف تحمیل اراده مهاجم می باشد. از تعریف ارائه شده می توان چنین نتیجه گرفت که مفهوم حقوقی جنگ شامل چهار عنصر یا رکن اساسی است: عنصرتشکیلاتی و سازمانی )کشورها)، عنصر مادی (اعمال قدرت مسلحانه)، عنصر معنوی یا روانشناسی (قصد و نیت جنگ) و سرانجام هدفدار بودن جنگ (منافع و مصالح ملی).
عنصر تشکیلاتی و سازمان (ارگانیک(
یکی از عناصر اساسی سازنده مفهوم جنگ، عنصر تشکیلاتی و سازمانی یعنی «کشورها» می باشد. جنگ مستلزم نبرد نیروهای مسلح کشورها با یکدیگر است؛ ازاین رو، جنگ به عنوان نوعی رابطه کشور با کشور تلقی می شود.
این عقیده مخصوصا از سوی «ژان ژاک روسو» در کتاب «قرارداد اجتماعی» (1762)ابراز شده است: «جنگ به هیچ وجه رابطه انسان با انسان نیست؛ بلکه رابطه کشور با کشور است که در آن افراد، نه به عنوان انسان و یا حتی به عنوان تبعه، بلکه به مثابه شهروندان و مدافعان و تنها بر حسب تصادف و اتفاق بایکدیگر دشمن شده اند »
عنصر مادی (اعمال قدرت مسلحانه(
عنصر دیگر جنگ، عنصر مادی است و آن اعمال قدرت یا خشونت مسلحانه واقعی وعملی می باشد. به عبارت دیگر. جنگ همواره با عملیات و اقدامات قهرآمیزمسلحانه همراه است که توسط نیروهای مسلح کشورهای متخاصم و تحت فرماندهی،اقتدار و مسئولیت آنها صورت می گیرد. «بدون استفاده از نیروی اسلحه، جنگ معنی و مفهوم حقوقی ندارد. اصطلاح «جنگ سرد » که حالات گوناگون برخوردهای عقیدتی میان شرق و غرب را پس از جنگ جهانی دوم نشان می دهد، فاقد مفهوم جنگ است. حقوق بین الملل مشخص نمی کند که عملیات قهرآمیز مسلحانه باید در چه سطحی باشد تا جنگ تلقی شود؛ ولی بطور کلی و از حیث حقوقی، جنگ زمانی آغازمی شود که توسل مؤثر و واقعی به اسلحه صورت گرفته باشد. جنگ با آتش بس) که متارکه موقت یا دائمی جنگ را موجب می شود) خاتمه نمی پذیرد . آتش بس پایان عملیات جنگی است نه پایان خود جنگ پایان قطعی جنگ هنگامی است که با انعقادمعاهده ای صلح میان متخاصمان برقرار باشد.
-عنصر معنوی یا روانشناسی ( قصد و نیت جنگ(
عنصر سوم جنگ، عنصری معنوی یا روانشناسی است و آن اراده قطعی یکی ازطرفین متخاصم است؛ زیرا جنگ بدون قصد و نیت، معنی و مفهومی ندارد. درکنفرانسهای لاهه (1907)، کشورهای امضا کننده معاهدات، اعلام صریح اراده راجهت مبادرت به جنگ، ضروری دانستند. طبق عهدنامه سوم مربوط به شروع مخاصمات مورخ 18 اکتبر 1907، جنگ قانونا زمانی آغاز می شود که اخطار صریح قبلی به صورت اعلامیه جنگ بدون قید و شرط تلقی می شود، صورت گرفته باشد. هرگاه یکی از کشورهای متعاهد عهدنامه سوم، مخاصمات را بدون اعلام قبلی آغاز کنند. ازتعهدات خود عدول کرده و مرتکب جرم بین المللی شده است. الزام به اعلام قبلی جنگ یک قاعده قراردادی نیست که فقط نسبت به متعاهدان مجری باشد؛ بلکه یک اصل شناخته شده عرفی است که عمومیت جهانی دارد. بنابراین، شرکت کنندگان درمذاکرات لاهه، قاعده جدیدی وضع نکردند و تنها قاعده عرفی موجود را مدون ساختند. این قاعده در گذشته در جوامع یونانی، رومی و در قرن وسطی نیز وجود داشته است
– هدفدار بودن جنگ (منافع و مصالح ملی)
عنصر چهارم جنگ، مشخص بودن جهت و غایت جنگ است. یعنی کشور آغازگر جنگ هدفی معین و نهائی دارد که همواره در صدد پیگیری و نیل به آن است. این هدف معمولا تحمیل یا قبولاندن یک نقطه نظر سیاسی و یا به عبارت روشن تر یک منظور و هدف ملی می باشد. در واقع، کشور مهاجم مدعی است جنگی که آغاز کرده براساس «منافع و مصالح ملی» بوده است. اما اینکه «منافع و مصالح ملی »کدام است و بر چه پایه ای استوار می باشد، از مباحث علوم سیاسی و خارج از حوصله این تحقیق است.
به هرحال، هنگامی که جنگ فاقد خصیصه ملی باشد و به عنوان «ابزار سیاست ملی» تلقی نگردد، دیگر واجد مفهوم خاص خود نیست. فرضاً عملیات نظامی معروف به «عملیات پلیسی» را که در اساسنامه برخی سازمانهای بین المللی از جمله سازمان ملل متحد پیش بینی شده است، نمی توان جنگ نامید.
ب)بررسی انواع جنگ با توجه به عرصه جنگ:
با توجه به اینکه،هنگامی که جنگی واقع می شود دولت های درگیر در جنگ ممکن است علاوه بر قلمرو سرزمینی دولتها در دریاها و فضای سرزمین دولتهای متخاصم در گیر در جنگ شوند در نتیجه جنگ های زمینی و دریایی و هوایی را ایجاد می کنند که در ادامه مطلب جهت شناخت بهتر این نمونه از جنگ ها به ارایه تعریفی اجمالی از آنها می پردازیم:
1)جنگ های زمینی:
جنگی است که توسط نیروهای زمینی کشورهای متخاصم در سررزمین های دول متخاصم و یا گاهاً دول بیطرف واقع می شود امروزه با همه پیشرفتى که در فنّاورى هوائى و دریائى صورت گرفته است، هیچ استراتژى نظامى نمى‌تواند بدون دخالت نیروى زمینى به اهداف عمده خود برسد؛ زیرا اقدام نیروهاى هوائى و دریائى معمولاً غیرمستقیم است و زمانى به تکامل مى‌رسد که نیروى زمینى نیز وارد عمل شود. بهترین دلیل بر چنین ادعائى جنگ متحدان با عراق در خلیج فارس بود که از پیشرفته‌ترین امکانات دریائى و هوائى استفاده شد و متحدان با تکیه بر فنّاورى پیشرفته توانستند حجم زیادى از آتش را در زمانى بسیار کوتاه روى هدف هدایت کنند ولى تا زمانى‌که نیروهاى زمینى انگلستان، فرانسه و تفنگداران دریائى آمریکا طبق اهداف تعیین شده اقدام به حمله زمینى نکردند، متحدان به اهداف از پیش تعیین شده، نرسیدند. یکى از تحولاتى که در مسائل نظامى پس از جنگ جهانى دوم پیش آمد، این است که به‌علت پیشرفت فنّاورى و تغییر مقیاس‌هاى جغرافیائى دیگر هیچ‌ یک از استراتژى‌هاى سه‌گانه نظامى (زمینی، هوائی، دریائی) به‌تنهائى کاربرد ندارند و به‌عبارت دیگر نمى‌توانند مستقلاً کامل‌کننده یک استراتژى باشند. به‌همین علت امروزه صحبت از استراتژى عملیات مشترک مطرح است
2)جنگ دریایی:جنگ دریایی ،مخاصمات مسلحانه ای است که از کشتی های جنگی هدایت و فرماندهی می شود و توسط ناوهای نیروی دریایی صورت می گیرد و عملیات خصمانه حتی ممکن است از دریا به زمین هم انجام شود ،جنگ دریایی هیچگاه به غلبه نظامی بر دو لت محدود نمانده است وهدف چنین جنگی علاوه بر اهداف نظامی، قطع ارتباط دریایی،از بین بردن تجارت دریایی و ایجاد انزوای اقتصادی دشمن است.
3)جنگ هوایی:جنگ در قلمرو هوایی یا آسمان کشورهای متخاصم میان هواناوهای آنها و یا جنگ از قلمرو هوایی کشورهای متخاصم به قلمرو زیرین آنها (اعم از زمینی و دریایی) است
گفتار دوم) حقوق جنگ
الف)تعریف حقوق جنگ
جنگ یک وضعیت استثنائی است و طبعا قواعد مربوط به آن نیز به نام حقوق جنگ، قواعدی استثنائی می باشد. حقوق جنگ شامل مجموعه اصول و قواعدی است که حاکم بر روابط میان کشورهای متخاصم با یکدیگر و یا میان کشورهای متخاصم باکشورهای بیطرف می باشد. بمحض آغاز جنگ، بدون توجه به چگونگی شروع آن،کشورهای متخاصم دیگر تابع حقوق زمان صلح نیستند، بلکه از حقوق جنگ تبعیت خواهند نمود؛ چه این حقوق عرفی باشد، چه قراردادی. کشورهای ثالث (یعنی کشورهائی که در مخاصمه شرکت ندارند)، خواه حقوق جنگ را مراعات نمایند یاخیر ، روابط خود را با کشورهای متخاصم تابع حقوق زمان صلح نمی سازند؛ بلکه از آن پس از حقوق بیطرفی تبعیت می نمایند
ب)منابع حقوق جنگ
طبقه بندی منابع :
منابع حقوق جنگ بطور کلی جدا از منابع حقوق بین الملل نیست؛ مخصوصا منابعی چون عرف، اصول کلی حقوقی و قراردادهای بین المللی، جایگاه خاص خود را درحقوق جنگ دارا می باشند.
الف-عرف: از آنجا که همیشه مناسبات دوستانه و مسالمت آمیز یا بالعکس مناسبات خصمانه و غیر مسالمت آمیز، بتناوب میان ملتها وجود داشته است،بنابراین حقوق جنگ، همچون حقوق دیپلماتیک و کنسولی، پیشینه دیرین دارد که بطور کلی از عرف مایه می گیرد. به این ترتیب، عرف جایگاهی بسیار مهم واساسی در حقوق جنگ دارد. منابع عرف متعدد و گوناگون است؛ به عنوان مثال میتوان حتی در اسنادی که توسط حکومتها و خطاب به نیروهای مسلح آنها است نیز منبع عرفی غنی و سرشاری ملاحظه کرد، مانند دستورالعمل های دریائی دولت فرانسه مورخ 31 دسامبر 1964 از سوی دیگر، این حقوق عرفی است که می تواند کمبودهای موجود در حقوق قراردادی یا موضوعه را رفع نماید؛ زیرا قواعد عرفی جنگ، تنها قواعد قابل اجرائی است که در صورت عدم وجود حقوق قراردادی، قادر است کشورهای متخاصم را به یکدیگر پیوند دهد.
ب-اصول کلی حقوقی: «در حقوق جنگ به اصول کلی حقوقی، نسبت به سایر منابع،کمتر بها داده شده است؛ بطوری که معمولا بخطا حقوق جنگ را، تنها «رسوم وقوانین جنگی» می دانند؛ اما در واقع اصول کلی حقوقی در حقوق جنگ، نقشی تقریبا به همان اندازه مهم ایفا می کند که در حقوق صلح. از سوی دیگر، عرف وقراردادهای مربوط به حالت جنگ، همیشه بر اصول کلی حقوقی مبتنی میباشد. ازجمله این اصول، اصل حسن نیت است که پایه و اساس روابط بین المللی را تشکیل داده و زیربنای حقوق جنگ نیز محسوب می شود»
ج- قراردادهای بین المللی: قراردادها از جمله منابع عمده حقوق جنگ است وبخش اعظم این حقوق به صورت حقوق قراردادی و مدون می باشد. اینگونه قراردادهای بین المللی را می توان به ترتیب تاریخ انعقاد، به شرح زیربرشمرد:
1-اعلامیه پاریس مورخ 16 آوریل 1856 در زمینه جنگ دریائی (تحریم راهزنی دریائی، مصونیت اموال اتباع دشمن که با کشتیهای بیطرف حمل می شود و همچنین محاصره دریائی)
2- عهدنامه ژنو مورخ 22 اوت 1864 مربوط به حمایت از مجروحان، بیماران و کادر بهداری.
3- اعلامیه سنپترزبورگ مورخ 29 اوت 1868 در مورد ممنوعیت استفاده از برخی سلاحها
4- اعلامیه 1874 بروکسل که برای اولین بار فرق میان نظامیان و غیرنظامیان را مشخص کرد.
5-عهدنامه های 1899 و 1907 لاهه. عهدنامه های لاهه مورخ 29 ژوئیه 1899مشتمل بر دو قرارداد در زمینه حقوق جنگ می باشد: قراداد مربوط به قوانین وعرفهای جنگ زمینی؛ قرارداد مربوط به تسری عهدنامه 1864 ژنو (فوقال ذکر) به جنگهای دریائی. اما عهدنامه های لاهه مورخ 18 اکتبر 1907 سیزده قرارداد راشامل است که بجز سه قرارداد ذیل، بقیه مربوط به قوانین و مقررات جنگ زمینی و دریائی است: قرارداد مربوط به تحدید موارد استفاده از قوای نظامی جهت وصول مطابات؛ قرارداد مربوط به شروع مخاصمات؛ قرارداد مربوط به اصلاح وتجدیدنظر در عهدنامه های 1899 لاهه.
6- عهدنامه 1904 لاهه در مورد بیطرفی کشتیهای بیمارستانی.
7- عهدنامه ژنو مورخ6 ژوئیه 1906 مربوط به حمایت از بیماران و مجروحان جنگی .

8- اعلامیه 1909 لندن در زمینه جنگ دریائی ،این اعلامیه مورد تصویب کشورها قرار نگرفت ولی امروزه آن را به عنوان تجلی بسیار کامل عرف دریائی محسوب می دارند.

9- عهدنامه واشنگتن مورخ 6 فوریه 1922 مربوط به تحدید سلاحهای دریایی، محدود نمودن تعداد کشتیهای جنگی و عدم استفاده از زیردریائی
10-پروتکل ژنو مورخ 17 ژوئن 1925 در زمینه منع استعمال گازهای خفقان آور، سمی یا مشابه آنها و نیز مواد میکروبی .
11-عهدنامه ژن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *