دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره پروتکل الحاقی

حمله به یک ایستگاه رادیو و تلوزیونی برای ایجاد اختلال در ارتباطات نظامی مفید واقع می شود چرا که شواهد نشان می دهند صدها ایستگاه کوچک در سربستان وجود داشته اند که می توانستند حتی بدون وجود ایجاد مرکزی به خبر پراکنی بپردازند . در عراقی نیروهای ائتلاف رهبران نظامی را با تلفن های ماهواره ای و از طریق مکالمات تلفن همراه ماهواره ای شناسایی می کردند . این موضوع نشان می دهد که عصر ارتباطات ماهواره ای برای بسیاری از رهبران نظامی فناوری رادیو دارای ارزش نظامی اندکی است . در عراق آمریکا با این استدلال از حملات بر علیه ایستگاه تلوزیوینی بغداد پشتیبانی می کرد که صدام حسین از این ایستگاه برای برقراری ارتباطات با عناصر طرفدار عراقی در خارج از کشور استفاده کرده و به آن ها دستور می داد چگونه از طریق تلوزیون در جنگ شرکت کنند . با این حال هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد کشورهای خارجی این کار را انجام داده اند . . هیچ شیئی را نمی توان مطلقاً یک شیئی غیر نظامی یا یک شیئی مطلقاً نظامی دانست و این به تغییر ماهیت و کارکردها در طول نبرد بستگی دارد . در مجموع رسانه ها می توانند در جایی به عنوان اهداف جنگی در نظر گرفته شوند که با دو شرط اصلی ویژگی های یک هدف نظامی همخوانی داشته باشند . در غیر این صورت همچنان به عنوان اماکن غیر نظامی محسوب خواهند شد و حمله به آن ها جنایت جنگی قلمداد می شود .
ایستگاه های رادیویی تلوزیونی و سخت افزارهای مرتبط با این ایستگاه ها در صورتی مورد حمله قرار می گیرند که واقعاً در ارتباطات نظامی کاربرد داشته باشند
گاهی یک شیئی یا یک مجموعه تأسیسات ممکن است واقعاً برای اهداف نظامی به کار گرفته نشوند اما ممکن است در هر زمانی چنین کاربری پیدا کنند . برخی تأسیسات حمل و نقل مانند پل ها ممکن است چنین کارکردی پیدا کنند . اگر یک هدف صرفاً به این دلیل نظامی محسوب می شود که می توان آن را درهر مقطع به یک ابزار مناسب نظامی تبدیل کرد نمی توان گفت اصلا اهداف غیر نظامی وجود دارند . از این رو از هیچ چیزی نمی توان حفاظت کرد. بر اساس متن پروتکل اول یک شیئی باید نقش مؤثری در یک کنش نظامی داشته باشد . همان طور که همه پذیرفته اند یک شیئی می تواند به یک شیئی نظامی تبدیل شود و کاربرد آن شیئی در آینده برای توجیح ماهیت نظامی آن کفایت می کند . ناتو در طول بمباران هوایی کوزو پل ها را اهداف نظامی تلقی کرده بود . برخی محققین معتقدند که پل هایی که در راستای یک خط تدارکاتی قرار می گیرند در بین اهداف نظامی قرار خواهند داشت . در حالی که دیگران بر این عقیده اند پل ها ممکن است در صورتی مورد حمله قرار گیرند که تدارکات از طریق آن ها به خطوط دشمن انتقال داده شود . مسئله زمانی پیچیده تر می شود که یکی از طرفین خود را به بمباران هوایی محدود کند . در چنین موقعیتی جبهه اصلی مشخص نیست و معلوم نیست که آیا این پل ها در مسیر تدارکاتی جبهه ها قرار می گیرند یا خیر چون اصلاً جبهه ای وجود ندارد .
در موقعیتی که منحصراً از جنگ افزارهای هوایی استفاده می شود برای تفکیک هر چه بهتر اشیائی که ذاتاً نظامی هستند و اشیائی که دارای کاربرد دوگانه می باشند به سادگی می توان با خواندن ماده52 نقش هر کدام از اشیاء را در قبال این کارکردهای دو گانه مشخص کرد . ممکن است این طور گفته شود که محدود شدن اهداف نظامی نیروهای متخاصم را مجبور می کند توجیهات ساختگی برای حملات خود بیاورند . هنگامی که آن ها شبکه برق را مختل می کنند تا به جمعیت غیر نظامی نشان دهند که تا زمانی که رژیم خود را ساقط نکند باید در تاریکی زندگی کنند، ادعا می کنند که ایستگاه ها نیروهای لازم را نیز برای بخش های نظامی را فراهم می کند تا حملات آن ها توجیح پذیر باشد . زمانی که آن ها به یک ایستگاه رادیویی حمله می کنند به دلیل این که اخلاقیات جمعیت را تقویت می کند آن ها بایدهمچنین اثبات کنند که این ایستگاه باعث جابجایی اطلاعات نظامی می شوند . هنگامی که به کارخانه های متعلق به عوامل تصمیم گیری حمله می کنند تا نشان دهند که این عوامل نیز شخصاً تحت تأثیر جنگ قرار می گیرند و باید تسلیم شوند.
در خصوص وزارتخانه ها آن چه در این جا اهمیت دارد میزان اهمیت یک وزارت خانه برای رژیم دشمن نیست بلکه نقش مستقیم در کنش های نظامی است . آن هایی که اعتقادات دیگری دارند باید به شکلی منطقی این طور استدلال کنند که کدام احساسات یک جمعیت مذهبی برای کسب آمادگی یک کشور جهت ادامه درگیری مسلحانه مؤثر است .
همچنین در هنگام هدف قرار دادن پل ها،کارخانه جات،راهها و وسایل حمل و نقل ،نیروگاهها و بیمارستانها و سایر مناطق غیر نظامی دولت مهاجم باید اثبات کند که مکان مورد حمله واقع شده نقش مؤثری در جبهه جنگی طرف مقابل داشته و برای شکست طرف متخاصم و منهدم کردن آن لازم بوده است.با توجه به موارد اصلی که در پروتکل اول الحاقی به حمایت از افراد و اموال غیر نظامی اختصاص داده شده است لازم است به قواعدی اشاره کرد که از مجموعه قواعد عرفی است که مدون شده و این مساله بر ضرورت اجرای آن برای حمایت از افراد و اموال غیر نظامی می افزاید.از جمله این اصول مهم اصل تناسب است این اصل مهم به دو عنوان اساسی اشاره دارد:نیازهای نظامی از یک طرف و الزامات بشردوستانه از طرف دیگر.اصل تناسب ابتدائاً در بند 4 ماده 24قوانین لاهه 1923 در خصوص جنگ افزارهای هوایی آمده است
و سپس در بند5قسمت (ب)ماده 51پروتکل اول الحاقی،اصل نسبیت را بیان نموده است که در هنگام حملات هوایی دول باید به آن توجه وافر داشته باشند
در زمان حملات هوایی حتی اگر هدف نظامی باشد نباید حمله باعث وارد شدن خسارت یا آسیب به جمعیت غیرنظامی شود بدیهی است که اصل تناسب نقش مؤثر و مفیدی در بمباران هوایی اهداف نظامی دارد که در اطراف آن جمعیت های غیرنظامی یا اهداف غیرنظامی قرارگرفته اند البته لازم به ذکر است که در جنگ های اخیر در عراق و بخش هایی از فلسطین نادیده گرفته شده است.
اصل مهم دیگر در حمایت از جمعیت ها و اهداف غیر نظامی اتخاذ اقدامات احتیاطی است.این اصل مهم در ماده57 پروتکل اول الحاقی بیان شده است که الزاماتی را بیان میکند که باید مسؤولین زمانی که برنامه ریزی برای حمله هوایی انجام شده و حمله هوایی صورت می گیرد آنها را رعایت کنند.
از جمله اقدامات احتیاطی مهم برای حمایت از اهداف و جمعیت غیرنظامی بدین شرح می باشد:

1)ضرورت تایید هدف به عنوان هدف نظامی

این اقدام مهم در بخش اول بند2 ماده 57 پروتکل ول الحاقی بیان شده است،بدین مضمون کسانی که قصد دارند به اهداف مشخص حمله کنند باید تمام اقدامات لازم برای تعیین ماهیت نظامی یا غیرنظامی آن اهداف را انجام دهند.
2)ضرورت لغو یا تعلیق حمله در شرایط خاص
بخش دوم بند2ماده57 پروتکل اول الحاقی ضرورت کنسل کردن یا تعلیق حمله را در جایی ایجاد می کنند که شرایط زیر وجود داشته باشد:
1)هدف نظامی نباشد
2)هدف از مصونیت ویژه برخوردار نباشد
3)انتظار داشته باشیم که حمله باعث بروز تلفات جانی غیرنظامی با وارد شدن آسیب به غیرنظامیان و خسارت به اموال آنها یا ترکیبی از آن دو شده باشد.
اگر مهاجم با استفاده از ابزارهای بصری خصوصاً با استفاده از مشاهدات هوایی ـدریابد که هدف مورد نظر نظامی نیست یا از حفاظت ویژه برخوردار است باید حملات خود را لغو یا تعلیق کند.
2)ضرورت انتخاب هدفی که حداقل ریسک های بالقوه را دارد:
صاحب نظران صلیب سرخ این اصل را مطابق بند3 ماده 57 بیان کرده اند،بر این اساس ـباید به حملاتی اشاره کرد که علیه مسیرهای ارتباطی و ترافیک ریلی دشمن به کار گرفته می شود،برخی نیروهای متخاصم تلاش می کنند تنها زمانی به دشمن حمله کنند که آسیبی به جمعیت غیرنظامی وارد نکنند و به جای حمله به ایستگاههای راه آهن که معمولاً در شهرها قرار دارند خطوط راه آهن در نقاط حیاتی و به دور از مناطق مسکونی مورد حمله قرار گیرد،همین اقدام را برای جاده ها نیز اتخاذ کرده ،البته با توجه به ماده 52 پروتکل اول و در نظر داشتن این مطلب که این اهداف نقش مؤثری در عملیات نظامی داشته باشند.
4)ضرورت هشدار مؤثر قبل از حملات:
هدف این هشدار آن است که غیرنظامیان برای خود و اموال خود پناهگاهی پیدا کنند این قانون در ماده 19 دستورالعمل ارتش دولتی در ایالت متحده در میادین نبرد مصوب 24 آوریل 1863 دیده می شود که توسط فرانسیس لیبر تنظیم شد و می گوید:
فرماندهان در هر جا که ممکن باشد باید دشمن را از قصد خود برای بمباران یک مکان آگاه کنند تا غیر نظامیان خصوصاً زنان و کودکان قبل از شروع بمباران محل را ترک کنند.بخش ج بند دوم ماده 57 پروتکل اول نیز این مهم را بیان نموده که هشدار مؤثر باید وجود داشته باشد البته اشتثنائاً این مطلب را نیز آورده و بیان میدارد که اگر الزامات،امکان این هشدار را به وجود نیاورد نیاز به اعلام هشدار نیست مثلاً اگر عنصر حمله غافلگیرانه برای موفقیت حمله ضرورت داشته باشد.
اصل مهم دیگراقدامات احتیاطی برای اثرات حملات است که بر اساس ماده58پروتکل اول الحاقی طرفین امضا کننده پروتکل زمانی که وارد یک درگیری می شوند باید اقدامات احتیاطی در زمینه اثرات حملات خود را اتخاد کنند این ماده به قوانین حملات در محدوده تحت کنترل نیروهای متخاصم مربوط نمیشود بلکه به اقداماتی اشاره دارد که هر کدام از طرفین درگیر در سر حدات خود به آنها دست زده اند نیروهای متخاصم ممکن است انتظار داشته باشند که دشمنشان بر اساس الزامات مقرر عمل کرده و حقوق جمعیت های غیرنظامی را رعایت کند،خود آنها نیز باید تمام اقدامات احتیاطی لازم را به نفع جمعیت های تابعه خود در هر جا که منافع اقتضا می کند اتخاذ نمایند
ماده58 دربردارنده 2ضرورت اصلی در ارتباط با اثرات حمله است:
1)ممنوعیت قراردادن یک هدف نظامی در درون یا در نزدیکی یک ناحیه پرجمعیت
2)حذف غیرنظامیان و اشیاء غیرنظامی از اهداف نظامی
با توجه به اینکه ابزارهای جنگ هوایی پیشرفتی چشمگیر داشته اند چنین استدلال می شود که افزایش دقت تسلیحات این احتمال را بالا می برد که مهمات به کار گرفته شده دقیقاً به نقطه مد نظر برخورد می کنند و احتمال آسیب جانی و صدمات ناخواسته کاهش پیدا می کنند.
2)ممنوعیت حملات کورکورانه
مساله بعدی در خصوص قانونگذاری قوانین مربوط به بمباران ناحیه هدف در زمان جنگ است.بمباران ناحیه هدف بر اساس اصطلاحات معمول نظامی به معنی استفاده گسترده و بمباران نظام مند به منظور تخریب یک ناحیه عمومی به جای یک هدف کوچک و دقیق است،موارد معمول بمباران ناحیه هدف از نیمه قرن بیستم در قالب حملات هوایی به شهری مطرح شد که خود می تواند یک هدف نظامی باشد در اینجا تلاش نمی شود که اهداف نظامی به صورت جز به جز مورد حمله قرار گیرند.
ممنوعیت کاربدر حملات بمباران هوایی را می توان در ماده22 و ماده24 کنوانسیون 1923 لاهه ملاحظه کرد در این موارد به طور خلاصه بمباران هوایی را تنها زمانی مجاز می داند که علیه اهداف نظامی باشد و همچنین بمباران شهرها،روستاها،شهرک ها،سکونت گاها و ساختماه ها را ممنوع کرده است اما امکان استفاده از چنین شیوه ای را علیه نواحی که در مجاورت مناطق عملیاتی قرار دارند به وجود آورده و شرایطی را برای آن تعیین کرده است که می گوید از دیدگاه نظامی،استفاده از این شیوه در چنین مناطقی زمانی توجیه پذیر بوده که باعث به خطر افتادن جان جمعیت غیر نظامی نشود.
چهاچوب حقوقی قابل اعمال در خصوص بمباران های ناحیه هدف را می توان امروزه در بطن پروتکل اول الحاقی در ماده 51 یافت که این ماده صراحتاً می گوید که جمعیت غیرنظامی نباید مورد حمله قرار گیرد به علاوه حملات کورکورانه را ممنوع اعلام کرده است و در نهایت به مسئله بمباران ناحیه هدف می پردازد و آن را بر اساس ممنوعیت حملات کورکورانه ممنوع می کند.
حملات کورکورانه در بند4 به عنوان حملاتی ناگهانی به اهداف نظامی و غیر نظامی بدون تفکیک تعریف شده است.
دیگر قوانین مرتبط با منع حملات هوایی و بمباران ناحیه هدف می توان به ماده4کنوانسیون 1954در خصوص حمایت از دارایی های فرهنگی در بمباران های مسلحانه اشاره کرد و همچنین به کنوانسیون 1997 اوتابا در خصوص استفاده از بمبهای خوشه ای و همچنین دومین پروتکل کنوانسیون 1980 سازمان ملل متحد و همچنین سومین پروتکل کنوانسیون1980 سازمان ملل متحد در مورد برخی سلاخ های متعارف است که به ممنوعیت و محدودیت استفاده از حملات کورکورانه اشاره دارد.
از آنجا که بمباران ناحیه ای می تواند اثرات مخرب بر محیط زیست داشته باشد بند3ماده 35 پروتکل اول الحاقی یادآور ممنوعیت ابزارهای جنگی است که ممکن است کاربرد گسترده و دراز مدت داشته و به محیط زیست آسیب وارد کند.
اما امروزه با توجه به پیشرفت سلاح های موجود و دقیق شدن آنها می توان تا حدودی اهداف غیر نظامی و نظامی را تفکیک کرد و مورد حمله قرار داد و در این صورت نیازی به استفاده از حملات کورکورانه و ممنوعیت های حاصل از آن باقی نمی ماند.
3)بررسی قواعد حاکم مناطق پرواز ممنوع در جنگ های هوایی
در اینجا خالی از فایده نیست که به بررسی مناطق پرواز ممنوع در زمان جنگ های هوایی پرداخته شود.در ارتباط با نیروهای متخاصم در حوزه هوایی،قوانین سال 1923 لاهه می گوید که یک فرمانده جنگجو ممکن است عبور هواپیماهای بی طرف را از ناحیه نزدیک به محل درگیری ممنوع کند،پیشنویس کنوانسیون تنظیم شده در دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد در سال 1939 می گوید که هواپیماهای دول بی طرف باید نسبت به نزدیک شدن به مناطق جنگی هشدار دریافت کنند
اجرای این ممنوعیت ها به توافق دو طرف نیروهای متخاصم بستگی دارد که می توانند الزامات بیشتری را نیز به آن بیفزایند و و محدودیت های زیادتری نیز وضع کنند پروتکل الحاقی 1977 به کنوانسیون ژنو در ارتباط با نواحی فاقد دفاع و نواحی نظامی زدایی شده مباحثی را مطرح کرده است،در حالی که نواحی فاقد دفاع با بیانیه یکطرفه یکی از طرفین درگیر مشخص می شود نواحی فاقد نیروی نظامی باید بر اساس معاهدات دوطرفه مشخص شوند،مواد59 و ماده60 پروتکل اول الحاقی است که به مناطق بی دفاع و مناطق غیرنظامی پرداخته است
اما مناطق پرواز ممنوع یکی از چالش برانگیز ترین عملکردها در قبال جنگ افزار های معاصر است،این مناطق اخیراً به صورت نواحی استثنایی مشخص شده اند که استفاده از حریم هوایی برای برخی از دولت ها در هر نوع پروازی از مناطق ممنوعه است مگر برای کسانی که مجوز دارند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در سال1922 در طول دومین جنگ در یوگسلاوی یک ناحیه استثنایی پروازی در بوسنی هرزگوین توسط سازمان ملل ایجاد شد و کشور های این منطقه آن را پذیرفتند
فراتر از فعالیت های سازمان ملل نواحی پرواز ممنوع در نتیجه عمل یکجانبه یکی از قدرت ها یا بیش از یک قدرت علیه یک کشور اعمال می شود.در سالهای اخیر در زمان جنگ عراق برخی نیرو های ائتلافدو منطقه پروازممنوع ایجادکردند که منطقه شمالی در ژوئن 199وضع شد و تمام پروازهای نظامی عراق در بالای مدار 36درجه ممنوع شد و در منطقه جنوبی درآگوست1992وضع شد و پرواز در مناطق زیرمدار 32 درجه ممنوع گردید با اتخاذ این اقدامات عراق از حق حاکمیت خود برای استفاده از حریم هوایی کشور خود ممنوع شد.به منظور توجیح منطقه پرواز ممنوع در عراق ایالات متحده و بریتانیا به دو قطعنامه مشهور شورای امنیت اشاره کردند طبق قطعنامه678 که پس ازآتش بس در عراق به تصویب رسیبد و قطعنامه 688 که طی آن برنامه ریزی هایی برای کاهش مشکلات جمعیت غیر نظامی در عراق در قالب برنامه های بشر دوستانه به اجرا در آمد، که درواقع هیچکدام از آنها صراحتاً و نه به صورت ضمنی امکام ایجاد منطقه پرواز ممنوع رابه وجود نیاوردند قطعنامه اول با جزییات بیشتری تدوین شده بود و قطعنامه ،منعکس کننده محدودیت هایی بر حق حاکمیت عراق در حریم هوایی خویشت بود ودر قطعنامه دوم برای تمامی اعضای سازمان ملل که

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *