لشکر گردون فَرّ: ترکیب وصفی، لشکری که شکوه و فرّ (و چون آسمان است). (لغ)
معبر: ر. ک ص ۱۰۸/ س ۹٫
اَمداد: اسم عربی، فوجی که پی در پی می رسند. (لغ)
اَجناد: اسم عربی، ج جُند، لشکرها، عساکر. (لغ)
بَیاض: اسم عربی، سپیدی. (منتهی)
سیم فام: ر. ک ص ۱۱۶/ س ۱۱٫
در وسط آن بحر ابیض فام … : در میان آن دریای سفید رنگ، خط سیاهی از لشکر پرشکوه نشان داده می شد که از گذرگاه عبور کرده و گویی پیاپی رفتن لشکریان بر یخ ها، خط سیاهی بود که بامداد بر آن صفحه ی سفید کشیده می شد.
جُنود: اسم عربی، ج جند، لشکر. (لغ)
عساکر: ر. ک ص ۱۰۸/ س ۱۳٫
گردون مآثر: ر. ک ص ۱۱۵/ س ۱۱٫
خیل: ر. ک ص ۱۱۰/ س ۱۱٫
وُفود: اسم مصدر، کثرت، بسیاری. (لغ)
حرف: شتر سبک و تیزرو. (لاروس)
مهجنه: ماده شتری که برای نخستین بار حامله شده باشد، شتران نجیب. (لاروس)
قوداء: مونث اقود، ناقه دراز پشت و گردن. (منتهی)
شِملیل: ناقه شملیل، ماده شتر سبک و شتابرو. (منتهی)
حرف اخوها ابوها من … : شعر از کعب بن زهیر است در وصف شتر و آن از قصیده ایست که به مناسبت مطلع آن به «بانت سعاد» معروفست. (تصحیحات مهمان نامه: ۳۶۲)، این شتر از نژاد اصیل و نجیب است به گونه ای که برادرش از شتران سبک و تیزرو و پدرش از شتران نجیب و عمو و دایی اش از شتران تندرو است.
اِمتِداد: اسم مصدر عربی، کشیدگی. (معین)
امتداد عرضی: ترکیب اضافی، کشیدگی از سمت عرض.
چند تیر اَنداز: واحد طول، مسافتی که چند تیر پرتاب می گردد.
حروف عالیات شتران: اضافه ی تشبیهی، شکل شتران همانند حروف ابجد است.
اوزبک: ر. ک ص ۴۱/ س ۱۴٫
صفحه ی خاطر: اضافه ی تشبیهی.
غموم و هموم: ر. ک ص ۱۱۵/ س۱۱٫
اَسقام: اسم عربی، ج سُقم و سَقم، بیماری ها و امراض. (منتهی)
مُعاینه: اسم مصدر عربی، به چشم دیدن. (لغ)
احمال و اثقال: ر. ک ص ۱۱۳/ س ۹٫
اَوقار: اسم عربی، ج وقر، بار گران یا عام است. (آنندراج)
معبر: ر. ک ص ۱۰۸/ س ۹٫
کرَّت: اسم عربی، دفعه، مرتبه. (لغ)
بحر سیحون: ر. ک ص ۸۵/ س ۱۳٫
مُتَقارَب: صفت عربی، نزدیک. (لغ)
لنگر اقامت: اضافه ی استعاری.
برگ: اسم، ساز راه، وسایل سفر، زاد و توشه ی راه. (لغ)
عسکر: ر. ک ص ۵۵/ س ۲۱٫
زورق: ر. ک ص ۱۱۴/ س ۱۹٫
زورق امید: اضافه ی تشبیهی.
قطع: ر. ک ص ۱۰۸/ س۹٫
طریق: ر. ک ص ۱۰۹/ س ۱۲٫

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است