کجا افریدون و کوجم
ابیات

چو کوجم به اردوی خاقان رسید
سپه را به اسباب آراسته
زمین را گرفته به زیر سپاه
جوانان خیره سر جنگ جوی
فلک را ز ناورد ایشان نهیب
بیا نوبت بخت کوجم بگو
اگر سلطنت ورجهانبانی است
بشارت برآمد که سلطان رسید
عدو را از آن کینه جان کاسته
شده گرد لشکر سوی اوج ماه
به میدان اقبال بربوده گوی
ظفر خوانده هر دم که فتح قریب
فریدون کجا رفت و کو جم بگو
همه دولت خان شیبانی است

و هم در ین طرف از بحر سیحون آوازه توجه حضرت سلطنت پناهی، مظهر الطاف نامتناهی، سلیل خاقان جهان، سونج خواجه سلطان درطاس گردون افتاد و صدای نفیر موکب سعادت نشانش در اقطار آفاق انتشار یافت. در موکب عزیز شریفش زیادت از ده هزار سوار اوزبک نژاد موجود است که هریک را هزار مرد کار، روزکارزار، شکار میدان جلادت و اقتدار است و تمامی جوانان نامدار که پیران ادوار بمردی و مردانگی ایشان یاد ندارند واز خواص لشکر این سلطان نامدار یکی آن است که در خیل عالم گیرش غیر اوزبک خالص که نسب او مشوب به مغول و جغتای نیست کسی رایت خدمت و ملازمت بر نمی افرازد و روز محاربه و قتال از طرف عسکر ظفر پیکر او غیر اوزبک نژادان یوجی تبار، سواری در مصاف هیجا نمی تازد. اگر هزار رستم دستان به صد هزار مکر و دستان خواهد که در خیل نامدار او جای گیرند، چون از تبار اوزبک نیست یک نفر ازایشان را در حساب لشکر معتبر و در جمله عسکر معتمد نمی شمارد و به نوکری نمی پذیرد و سیاهی سپاه او از مردم مغول و جغتای و سران سرداران و یوزبکیان ولایت تاشکند از سی هزار زیادت بودند که در خیل اردویه مشارالیه خود را هنگام اشتعال نوایر حرب و جدال عرض می نمودند. ( مهمان نامه: ۱۲۲-۱۲۳)
توضیحات:
اردویه: ر.ک.ص ۱۰۸/س۶٫
ترکستان: ر.ک. ص ۳/ ۱۵٫
شیر شکار: نعت فاعلی مرکب، کنایه از دلیر و شجاع. (معین)
مورشمار شیر شکار: کنایه از جمعی کثیر و دلیر
موازی: ر.ک. ص۱۱۳/س۹٫ سیاهی: ر.ک.ص۱۱۶/س۲۰٫
مُعَسکَر: اسم عربی، لشکرگاه. (لغ)
مُجالست: اسم مصدر عربی، همنشینی. (ناظم)
التفافات: ر.ک.ص۷/س۳٫
یُمن: اسم مصدر عربی، خجستگی، فرخی، فرخندگی. ۰(لغ)
اَنظار: اسم عربی، ج نظر، نگاه ها، نظرها، نگریستنها. (لغ) یمن انظار: خجستگی نظر.
عیّوق: اسم خاص، ستاره ای است خرد روشن سرخ رنگ، به طرف راست کهکشان که پیرو ثریا باشد. (لغ)
لسان حال: اسم مرکب عربی،زبان حال. (لغ)
افریدون: اسم خاص، فریدون، پادشاهی است معروف که ضحاک را در بند کرد، فریدون در ادبیات فارسی به عنوان مظهر قدرت و پیروزی مورد تشبیه قرار گرفته است. (لغ)
کجا افریدون و کوجم: پایه سلطان کوجم حتی از فریدون هم بالاتر رفته و قابل مقایسه با هم نیستند.