صوب: ر.ک.ص۵۷/س۱۸٫
روم: ر.ک.ص۴۵/س۱٫
اَفرَنج: اسم عربی، افرنگ، فرنگ و اروپا و فرنگستان. (لغ)
دست تقدیر: اضافه استعاری.
یفعل الله ما یشاء و یحکم ما یرید: یفعل ما یشاء، آیه ۱۸ سوره ی حج و آیه ۴۰ سوره‌ی آل عمران، یفعل الله ما یشاء ، آیه ۲۷ سوره ی ابراهیم، ان الله یحکم ما یرید، آیه ۱ سوره ی مائده. خدا هر چه بخواهد انجام می دهد و هرچه بخواهد فرمان می دهد.
عَوایق: ر.ک.ص۱۱۸/س۱۴٫
بَوایق: اسم عربی، ج بائقه، سختی، بلا (منتهی)
وَلا: ر.ک.ص۱۲۷/س۱٫
مَکمَن: اسم عربی، کمینگاه. (لغ)
زاد: اسم عربی، توشه (لغ)
راحله: اسم عربی، مرکب خواه نر باشد خواه ماده . (لغ)
یسی: ر.ک.ص۸۸/س۱۳٫
مراکبت : ر.ک.ص۷۶/س۲۰٫
صفحه احوال: اضافه استعاری.
رَقَم: مصدر عربی، نشان کردن. (لغ)
رقم گناه: ترکیب اضافی، نشان گناه . (لغ)
مُلازمان: صفت عربی، ج ملازم، آنکه پیوسته جایی و یا همراه کسی باشد (لغ)
مهجوری: ر.ک.ص۱۱۵/س۱۰
اذن و رخصت: ر.ک.ص۱۳۰/س۸٫
فی الحال: ر.ک.ص۸۷/س۱۷٫
بدیهه: اسم عربی، بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن ، نیندیشیده. (معین)
حالی که حضرت اعلی خاقانی از حواشی صفحه ضمیر ستیر این فقیر، رقم کمال اخلاص و مودّت برخواندند در کمال تعجب ماندند و برزبان مبارک راندند که رخصت تخلّف از کمال عطوفت و شفقت که نسبت با شما حاصل است می دهیم و نهایت تلطف را، نام عذر تخلّف می نهیم چون حق وفاداری و خدمت گذاری از خاطر شما دریافتیم به ترک تخلّف بسیار شادمان شدیم و این مرافقت را با وجود رخصت غایت محبت وحق گزاری میخوانیم.
بعد از آن به جانب دیوان نامدار صاحب الامانت و التحریر مولانا امیر سمرقندی سلّمه الله عن الآفات التفات فرموده، امر فرمودند که از یراق و مایحتاج فقیر وتوابع اصلاً غافل نباشد و آنچه درین سفر ضروری است از یراق و آزوق تمامی مکمّل ومهیا سازد و از غایت لطف و کمال عنایت فرمودند که در مفصّل قسمت آزوق وغلّه تغار اول بر صدر تمام لشکر اسم فقیر و سایر موالی وعلما که همراه بودند نویسند، فی الجمله همانا در خاطر فیض مآثر آن حضرت خطور می کرد و به طریق الهام به اعلام الهی دانسته بودند که فقیر را ابتلا به چنان امراض صعبه و گرفتاری به انواع زحمت و بیماری خواهد بود، از آن جهت رخصت رفتن به مزار یسی و توقف نمودن در محل راحت و فراغ می فرمودند، چه اگر قبول آن رخصت نموده به مزار مقدس سفر اتفاق می افتاد، شایستی آن زحمات وشداید روی نمی نمود و آن بلیات و آفات از مکمن غیب ظهور نمی یافت لیکن دست تقدیر «والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم » چنین قضا فرموده بود که به وساطت شداید منازل همچو هلال از ضعف و ملال زار و ناتوان گردد. (مهمان نامه: ۱۳۲)
توضیحات:
حالی که: قید مرکب، همین که، وقتی که. (لغ)
صفحه ضمیر: اضافه تشبیهی .
ستیر: صفت عربی، پارسا. (لغ)
رقم: ر.ک.ص۱۳۱/س۲۲٫
ما رخصت تخلّف از کمال….: ما اجازه تخلّف از جنگیدن را، از نهایت لطف و مهربانی که نسبت به شما داریم ، می دهیم. و از نهایت دلسوزی آن را عذربرای تخلف نام می نهیم.
مرافقت: ر.ک.ص۱۱۹/س۷٫
دیوان: در اینجا منظور صاحب دیوان است. ر.ک.ص۲۹/س۹٫
سلّمه الله عن الآفات: جمله فعلیه دعایی، خداوند او را از آسیب ها مصون دارد
التفات فرمودن: ر.ک.ص۷/س۳٫
یراق: ر.ک.ص۱۰۹/س۶٫
آزوق: ر.ک.ص۱۲۶/س۲٫
توابع: ر.ک.ص۳/س۱۸٫ وابستگان
مُکَمّل ساختن: صفت مرکب عربی، مکمل گردانیدن، کامل کردن، تمام کردن (لغ)
مُفَصَّل: صفت عربی، مشروح. (لغ)
قسمت: مصدر عربی، تقسیم کردن، توزیع کردن (لغ)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است