هر آینه: ر. ک ص ۳۷/ س ۱۶
علاوه: اسم عربی، افزودنی از هر چیزی (لغ)
به مثابت: ر. ک ص ۱۲۹/ س ۳
مرکب: ر.ک ص ۵۴/ س ۱۹
قطع: ر. ک ص ۵۰/ س ۱۰
اعراض: ر. ک ص ۱۳۴/ س ۶ عرض
بحران: اسم عربی، و آن تغییر عظیمی است که دفعه بیمار را دست دهد و آن بیشتر در امراض حاده از قبیل تب های محرقه و مطبقه باشد و بیمار پس از آن یاروی به بهبود باشد یا بیماریش سخت تر شود (لغ)
فامّا چون از پنجم گذشته بود: در گذشته عقیده داشتند اگر بیماری بیش از پنج روز طول بکشد و درمان نگردد، بیماری تأثیر خود را می گذارد و درمان تقریباً بی فایده خواهد بود.
وصف شب شبگیر در کمال مرض
و اتفاقاً شب بحران کوچ شد در کمال برودت هوا و آن روز که فصد واقع شد به واسطه فقدان قند و اسباب معالجه شربتی که فی الجمله تقویتی ازو متصور باشد اتفاق نیفتاد و وصف شدت آن شب در بیان نمی آید چه شب شبی داج به هزار بلا آبستن که غیر فرزند فتن و محن نزاییدی و در ظلمات دیجور او کسی روی راحت و آرام ندیدی، ستاره های شب نیلگون در چشم بی خواب این محزون قطرات سرشک نمودی در شب فراق از دیده مجنون ریخته، یا سیماب مذاب با شبه شب داج آمیخته، جز نظارگیان گلشن اخضرفام فلک سمیری که با او ساعتی درد دل گویم موجود نه، و غیر نیازک و شهب سفیری که پیام این مستهام به دوستان دور مانده رساند نزدیک نبود، سرصداع کشیده بالینی جز قربوس زین نیافتی و تن رنج دیده غیر خانه زین به استراحت خانه نشتافتی اگر همدمی خواستمی که با او نفسی بر آورم غیر آه و ناله نبود و اگر محرمی جستمی که لحظه کربت غربت از من زایل گرداند غیر تب در پیش و دنبال نه
ابیات

تبَّاً لِحُّمای لَاأرجو لَه قَصَرا
چشم ما عمریست تا خوابی ندید
با وجود ناله های زار من
چون گشاده دیده بیخواب من
یا را در خواب دیدم دوش و گفت
وَ قَد أطالَ علیَّ النومَ و السَّهرا
خواب ما را گوییا چشمی رسید
تیره بختم می زند هل من یزید
زین قفص خوابم چو مرغی برپرید
ای امین چشم تو آخر خواب دید

(مهمان نامه :۱۳۶)
توضیحات
شَبگیر: اسم مرکب، در اصطلاح اصل سفر کوچ کردن آخر شب واین مقابل «ایوار» بود و بلند از صفات او و با لفظ کردن و زدن و افتادن و برکشیدن بکار رود. (آنندراج)
برودت: ر.ک.ص۱۱۱/س۸٫
فصد: ر.ک.ص۱۱۹/س۱۴٫
فی الجمله: قید مرکب عربی، کمی، قدری، اندکی. (معین)
داج: ر.ک.ص۱۱۱/س۴٫
فتن: ر.ک.ص۵۸/س۵٫
دیجور: ر.ک.ص۱۱۵/س۴٫
سِرشک: اسم، اشک چشم.
سیماب: ر.ک.ص۱۱۰/س۲۱٫