طامّه کُبری: اسم خاص، روز قیامت (لغ)
واقعه عُظمی: اسم خاص، روز قیامت. (لغ)
اَنفاس: اسم عربی، ج نفس، دمها، سخنها، (لغ)
رِضوان کُبری:‌اسم خاص، بهشت جنت (لغ)
عَدن:‌صفت عربی، جاودان (لغ) جنّت عدن: باغ بهشت. (لغ)
جوی اشک : اضافه تشبیهی .
خلوت نیاز: اضافه استعاری.
اَبدان : اسم عربی، ج بدن، تن‌ها (لغ)
با صاحب سایه در میان آمده: با پروردگار یکی می‌گردد.
دست بر دست زدن: بر هم کوفتن دو دست به نشانی تأسف (لغ)
اِستِعلا : مصدر عربی، بلند شدن (منتهی)
هَمّ : اسم عربی، اندوه (لغ)
شعله ی همّ :‌اضافه تشبیهی.
عرصات: ر.ک ص ۳۶/س۱۹
مخافات:‌ر.ک ص ۳۴/س۱۱
عقوبات : اسم عربی، ج عقوبت، عذاب و سزای گناه (لغ)
قَهّار: اسم خاص، صفتی از صفات باریتعالی، سخت چیره، چیره شونده (لغ)
تعالی عما یشرکون:‌پاک و برتر است از آنچه [با وی] شریک می‌سازند.
بیچون: صفت، بی نظیر و بی مانند (لغ)
مراقب : ر.ک ص ۳۴/س۱۸
جَبّار : اسم خاص، نامی از نامهای باریتعالی، مسلط، قاهر (لغ)
اِنفاق : مصدر عربی، بخشش در راه خدا و برای ثواب (لغ)
مُراقِبِه : مصدر عربی، به اصطلاح عرفا، حضور دل است با خدا و غیبت از ماسوا(لغ)
ذات : اسم عربی، تانیث ذو، صاحب، مالک (لغ)
نُعوت : اسم عربی ، ج نعت، توصیف (اقرب)
حدیث صحیح: ر.ک ص ۸/س۲۰
جامع آن صفت حقیقت مراقبت الهی است: شخصی که آن صفات را بطور کامل در خود دارد، شخصی است که، نسبت به خدا حضور دل دارد و ازغیر خدا غایب است.
مُصاحِب: صفت عربی هم نشین و همدم و ملازم (ناظم)
کِبریا : اسم مصدر عربی، عظمت ، بزرگی (لغ)
لای نفی : ترکیب اضافی، در پارسی «نه» مانند: نیامد و در عربی « ما، لم ، لما، لا» آمده است. (لغ)
نَفی: اسم عربی، دورگردیدن (لغ)
پیوسته گردن کبریای خود زند: همواره تکبر را در وجود خود بکشد و خود را هیچ به حساب آورد.
انا جلیس من ذکرنی: من همنشین هستم با آنکه مرا یاد کند.
من طلبنی وجدنی: هر کس طلب کرد مرا، یافت مرا (احادیث مثنوی: ۳۴)
مُراقِب: نگهبان، حافظ (لغ)
عدل که از جمله صفات کمالست در مظهر مراقب ظاهر شد‌: عدل که از جمله صفات کمالی پروردگار است مانند نگهبانی ظهور کرد و مواظب شد که او بی عدالتی نکند.
سَبعه نجاتیه ظَلیّه : هفت گروه نجات یابنده و قرار گیرنده در زیر سایه حق.
زیرا که ظل الله است: زیرا پادشاه سایه خداست «السلطان ظل الله»
اِحقاق: مصدر عربی، برحق بداشتن (لغ)

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است