کَونیّه: صفت نسبی، مادی و دنیوی. (لغ)
مُسَمّا: صفت عربی، نام کرده شده، یعنی صاحب نام. (لغ)
واحدیت: ر.ک ص۶۴/ س۱۱٫
ابن فارِِض: اسم خاص، ابوحفض و ابوالقاسم عمر بن ابی‌الحسن علی بن المرشد بن علی الحموی الاصل، المصری المولدو الدار و الوفات، معروف به ابن فارض و منعوت به شرف. عارف و شاعری معروف. اصلاً از مردم حماه شام است و در قاهره به سال ۵۷۶ هـ .ق. متولد شده … وفات او در سال ۶۲۲ به قاهره بوده و مدفن وی در جبل مقطم و تربت او زیارتگاه است. و دو قصیده تائیه و یائیه او مشهور است و دیوان قصائد او را ادبا و علماء‌ بسیاری شرح کرده‌اند و کاملتر از همه شرح شیخ حسن بوری است و قصید‌ه تائیه او را خاصه شروح بسیار است، از جمله شرح فارسی مولانا عبدالرحمن جامی و شرح فرغانی. (انصاری،۱۳۸۲:ص۱۶۸)
و انّی و ان کنت ابن آدم … : من اگر در صورت فرزند آدمم ولی برای من معنایی وجود دارد که گواهی بر پدر بودن من وجود دارد.
کنت نبیّا و آدم … :تو پیامبر بودی در حالی که آدم بین آب و خاک بود. (مجلسی،۱۹۸۳،ج۱۶:ص۴۰۲)
ایما: مصدر عربی، اشاره. (لغ)
خَلق: اسم مصدر عربی، آفرینش. (لغ)
کاینات: اسم عربی، جِ کاین، موجودات. (لغ)
صوفیه: ر.ک ص۶۴/ س۹٫
حقیقت آنکه محمد … : هدف نهایی از آفرینش موجودات، وجود حضرت محمد (ص) است. پس او به همین دلیل پدر آدم است و آدم نیز پدرماست، در نتیجه، حضرت محمد(ص) پدر پدر ما می‌گردد.
تخلص: ر.ک ص۶۳/ س۸٫
مبانی: ر.ک ص۶۵/ س۱۹٫
شریف: منظور حضرت خان که انسانی شریف است.
صعوبت: ر.ک ص۶۸/ س۴٫
مَداخِل: اسم عربی، جِ مدخَل،‌ جاهای داخل شدن و درآمدن و وارد شدن. (لغ)
خَوض: مصدر عربی، فرو رفتن در قولی یا امری به فکر. (لغ)
اِنبِساط: مصدر عربی، گستاخ شدن. (لغ)
دُرِّ مَکنون: ترکیب وصفی، مروارید قیمتی و خوشاب. (لغ)
شَبَه: اسم، سنگی باشد سیاه و براق … . (لغ)
شبه خاطر: اضافه تشبیهی.
معفو گردانیدن: صفت مرکب، بخشودن، عفو کردن. (لغ)
عِقد: اسم عربی، گردنبند و حمیل رشته مروارید. (لغ)
عَذرا: صفت عربی، بکر. (لغ)
بَلاغَت: اسم عربی، شیوا سخنی، زبان آوری. (لغ)
عقد عذرای بلاغت: اضافه تشبیهی. رشته‌ای بکر از مروارید سخن‌آوری.
مَنَصِّه: اسم عربی، جای ظاهر شدن چیزی. (غیاث)
فَصاحَت: مصدر عربی، گشاده زبان شدن. (لغ)
منصّه ی فصاحت: جایگاه زبان آوری.
همایون: ر.ک ص۱/ س۱۴٫
مُجَلَّدات: اسم عربی، چندین جلد از یک کتاب. (لغ)
و التوفیق من الله الاحد و المدد: توفیق از خدای یکتا و یاری دهنده است.
۳-۱۳-داستان توجه به بلاد ترکستان از راه بادیه بخارا
قال الله تعالی «یا ایها الذین آمنوا مالکم اذا قیل لکم انفروا فی سبیل‌الله اثاقلتم الی الارض ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما متاع الحیوه الدنیا فی الآخره الا قلیل»
حضرت حق جل و علا درین کریمه قرآنی و تمیمه وشاح آیات فرقانی می‌فرماید: ای آنان که ایمان آورده‌اید چیست مرا شما را که گاهی که گفته شود مر شما را که روان شوید در راه خدای تعالی سنگین می‌گردید در حالتی که مایل به سوی زمین شده‌اید یعنی چرا چون شما را به راه خدای تعالی خوانند که سبک در سبیل غزاه و طریق نجات درآیید و به جنّت روح و رغبت فتوح قطع طریق جهاد نمایید همچو سنگ در زمین طبیعت چسبیدید و روی به سنگی آورده و سنگینی گزیدید مایل به متاع ارض می‌شوید که فانی ست و میل به جهاد نمی‌کنید که سبب سیر آسمانی ست آیا راضی شدید به حیات دنیا از آخرت پس نیست حیات دنیا در آخرت مگر اندکی. یعنی زندگی دنیا که مقصود اصلی از ترک غذاست نسبت به حیاتی که در آخرت خواهد بود اندکی ست و آنکه اندک بر بسیار اختیار نماید نه مرد زیرکست. دنیا در گذار است و آخرت بر یک قرار است بعضی ابیات درین معنی بر طرز مثنوی معنوی مولوی اتفاق افتاده است.
ابیات

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.