چاشت چون سایه نیم کاست شده
سایه دامن کشان ز سطح زمین
در تعادل ظلام سایه و نور
نی همه آفتاب تابان بود

طرف خطّ نور راست شده
قوّتی یافت شاه کشور چین
جور هر یک ز دیگری شده دور
سایه را هم وجود اعیان بود

این فقیر با جماعتی از علماء ماوراء النهر و روم و خراسان که ملازم آستان عالی آشیان و صاحبان مناصب جلیل الشأن و موصوف به انواع فضایل نفسانی و معروف به خواص آثار انسانی بودند در حواشی موکب خود را معروض التفات حضرت خان عالی مکان ساختیم و جهت استفاده از خاطر همایون و استفاضه از انواع معارف روز افزون سر خدمت در موکب جلالت برمی‌افراختیم و در معرض خدمت و صدد اظهار ملازمت در می‌آمدیم. گاه انواع حکایات مشتمله بر وقایع ایام سالفه در میان بودی و گاه جزایل فواید و نکات علوم مباحثه شدی بعضی از آن فواید انشاءالله درین مقام سمت گزارش یابد و التوفیق من الله الاحد. (مهمان‌نامه: ۷۴-۷۷)
توضیحات:
محفّه: ر.ک ص۷۴/ س۳٫
خانه روان: اسم مرکب، کجاوه، محمل، محفّه.
معنی بیت: کجاوه و محفّه که مانند خانه‌ای روان و در حرکت است، تحت بزرگی و خانی است که حضرت خان در آن فرود آمده است.
سَما: اسم عربی، آسمان. (لغ)
معنی بیت: آن محفّه و کجاوه تبدیل به آسما لطف و احسان گشته، زیرا خان در آن همچو ماهی تابان نشسته است.
گَردون: اسم، آسمان، گنبد مینا. (لغ)
معنی بیت: آن کجاوه گویی موجی از دریاست که بر آسمان جاری گشته، و مروارید آن دریا حضرت خان است که جایگاه او آسمان است.
سَحاب: اسم عربی، ابر. (لغ)
لَمعه: صفت عربی، روشنی، پرتو. (لغ)
صبح اقبال: اضافه تشبیهی.
معنی بیت: آن کجاوه گویی تکه‌ای از ابر رحمت و اکرام است و پرتویی از آسمان نعمت‌های پروردگار، و حضرت خان گویی خورشیدی است که در میان این ابرها نهان گشته و ما از وجود او خوشبخت هستیم.
این فقیر: ر.ک ص۷/ س۴٫
شَبگیر: قید مرکب، صبح و سحرگاه. (لغ)
موکب: ر.ک ص۴۵/ س۸٫
همایون: ر.ک ص۱/ س۱۴٫
مُتَخَلِّف: صفت عربی، پس مانده و عقب مانده. (لغ)
طارَم: اسم معرب، طاق خانه. (لغ) نیلگون طارم: آسمان آبی.
لَمَعات: اسم عربی، ج لمعه، روشنی، پرتو. (منتهی)
مسند نشین چارم: خورشید.
مَواکِب: اسم عربی، جِ موکب، گروه‌های سواران و لشکرهای سواران. (لغ)
سَطوَت: مصدر عربی، حشمت و مهابت. (لغ)
سلطان شرق: استعاره از خورشید.
اِختِفا: مصدر عربی، نهان گردیدن، پنهان شدن. (منتهی)
تَجَلّی: مصدر عربی، روشن و آشکار شدن و جلوه کردن. (لغ)
زَواهِر: صفت عربی، روشن‌ها. (منتهی)