مَعروض: صفت عربی، عرضه شده. (لغ)
التفات: ر.ک ص۷/ س۳٫
اِستِفاضه: مصدر عربی، طلب فیض کردن. (لغ)
جَلالَت: صفت عربی، مؤنث جلال، بزرگ و بزرگ قدر. (لغ)
مُلازَمَت: اسم مصدر عربی، خدمت و بندگی و اطاعت و فرمان‌برداری. (لغ)
سالِفه: صفت عربی، ایام گذشته. (لغ)
جَزایِل: صفت عربی، جِ جزیله، محکم و بسیار، فراوان و کثیر و بزرگ. (ناظم)
جزایل فواید: فایده‌های محکم و بسیار.
مباحثه: ر.ک ص۲۲/ س۱٫
و التوفیق من الله الاحد: ر.ک ص۵۳/ س۵٫
۳-۱۴-مباحثه حدیث جبرئیل
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه در صحیح مسلم روایت کند که در میان احوالی که ما نزد حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم بودیم، ناگاه مردی طلوع کرد جامه‌های بسیار سفید پوشیده و موی سر و روی او بسیار سیاه، نه بر او اثر سفر پیدا از چرک جامه و آثار گرد و غبار و نه از اهل حضر بود زیرا که از ما کسی او را نه شناسا بود و نه یار، در مجلس پیدا شد و می‌آمد تا آنک هم زانو نشست با حضرت پیغمبر صلی الله علیه و سلم و دستهای خود را بر ران خود یا بر ران آن حضرت صلی الله علیه و سلم نهاد و گفت: ای محمد خبر ده مرا از ایمان که حقیقت آن چیست؟ آن حضرت فرمود: ایمان آنست که تصدیق کنی به خدا و فرشتگان او و کتابها و رسولان او در روز قیامت و به قدر که خیر و شر به تقدیر الهی است. آن مرد گفت: راست گفتی. ما تعجب کردیم از او که سؤال می‌کند و تصدیق می‌نماید زیرا که مقتضای سؤال جهل اوست بدانچه ازو سؤال کرده و مقتضای تصدیق علم او به مسئول عنه. دیگر گفت: خبر ده مرا از اسلام. آن حضرت صلی الله علیه و سلم فرمود: اسلام آن است که اقرار کنی و اذعان نمایی که هیچ معبود بحق نیست مگر الله تعالی و آنکه محمد رسول خداست و نماز به پای داری و زکوه دهی و روزه‌ی رمضان گیری و حج گذاری اگر استطاعت داشته باشی. دیگر سؤال از احسان کرد و جواب شنید. دیگر سؤال از ساعت قیامت کرد. آن حضرت فرمود: نیست کسی که سؤال کرده‌اند ازو داناتر از آنکس که سؤال می‌کند. یعنی علم ساعت هر دو برابر می‌دانیم. دیگر گفت: پس مرا خبر ده از نشانهای قیامت. گفت: نشانهای قیامت آنست که بزاید کنیزک خذاوند خود را. مراد آنکه اولاد پیدا شوند از امّ الولد که سرّیه است و دیگر آنکه تو ببینی پای برهنگان تن برهنه که درویش و بی‌چیز باشند و گوسفند را شبانی کنند که بناهای عالی بسازند. مراد آنکه بی‌چیزان و درویشان صاحب مال و مکنت شوند و عمارتهای عالی سازند. عمربن الخطاب رضی الله عنه فرمود: بعد از آن که مرد که سؤالها کرده بود برفت بعد از زمانی و بعضی گویند سه روز. آن حضرت از من پرسید: ای عمر دانستی که آن مرد که این سؤالها کرد چه کس بود؟ گفتم: خدا و رسول او داناترند. آن حضرت صلی الله علیه و سلم فرمود: آن مرد جبریل بود که آمد تا شما را تعلیم کند دین شما. (مهمان‌نامه: ۷۸-۷۹)
توضیحات:
مباحثه: ر.ک ص۲۲/س۱٫
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب: ر.ک ص۳۸/ س۴٫
صحیح مسلم: ر.ک ص۸/ س۲۰٫
طُلوع کردن: مصدر مرکب عربی، آشکار شدن. (لغ)
اهل حَضَر: اسم مرکب عربی، شهرنشین، مقابل سفر. (لغ)
قَدَر: اسم عربی، قدر عبارت از ایجاد اشیاء است بر قدر مخصوص و معین در ذات و افعال و احوال ایشان بر طبق اراده ازلیه که فرموده است. (لغ)
تقدیر الهی: مصدر مرکب عربی، قضا و اراده الهی.
تصدیق نمودن: مصدر مرکب، اقرار به راستی کردن، راست شمردن، راستگوی داشتن. (لغ)
مسئول عنه: اسم مرکب عربی، مسؤول به، چیزی که آن را سؤال کنند و درخواست نمایند. (لغ)
اِذعان نمودنمصدر مرکب عربی، اقرار نمودن. (منتهی)
بِحَق: قید مرکب، ذیحق، محق، دارنده حق، سزا. (لغ)
زکوه: ر.ک ص۱۲/ س۱۰٫
اِستطاعت: مصدر عربی، وسع، امکان، توان، توانایی. (لغ)
خُذاوند: اسم، خدا، رب. (لغ)
اُمُّ الوَلَد: اسم مرکب عربی، یعنی مادر فرزند، و آن کنیزی است که از مولای خود آبستن شود. (لغ)
سُرّیّه: اسم عربی، کنیزک فراش. (منتهی)
دیگر آنکه تو ببینی : از دیگر نشانه‌های قیامت اینست که، افراد فقیر و بی‌چیز به جایی می‌رسند که بناها و ساختمانهای عظیم عالی را برای خود می‌سازند.
مُکنَت: اسم مصدر عربی، ثروت و توانگری. (لغ)
اینست حدیث جبریل
و علما گفته‌اند این واقعه در اواخر عمر آن حضرت صلی الله علیه و سلم بود و شرایع اسلام و احکام ایمان و احساس و ساعت و امارات آن در مدت بعثت متفرق بر آن حضرت نازل شده بود. لطف الهی تقاضای آن کرد که در آخر عمق آن حضرت جبریل به شکل بشری پیدا شود و تمامی آن احکام و شرایع را در مجلس خاص از آن حضرت سؤال کند و جواب شنود و اصحاب جبریل را ببیند موجب زیادتی یقین و تصدیق ایشان شود. نوبتی در بادیه بخارا در حالت سواری به حضرت خان عرضه داشت کردم که امسال ماه رمضان به سمرقند رفتم و چهار مجلس حدیث خواندم و درس گفتم یکی در مزار چاکر دیزه و دوم در مسجد جامع و سیوم در مدرسه عالی مبانی که معمار همت عالی حضرت خان اساس رفیع البنیان آن را طرح کرده و چهارم در مزار اما م محمد بن اسمعیل البخاری رحمه الله تعالی در موضع خرتنگ از ولایت سغد و در هر مجلس از هزاران زیادت علما و طالبان و فقرا و صلحا و عزیزان حاضر بودند. روزی که در مدرسه رفیع البنیان حضرت خان عالی مکان به رسوم افادت اقدام می‌نمودم حدیث جبریل خواندم و حقایق ایمان و اسلام و دیگر جلایل فواید که در ضمن آن حدیث جلیل القدر مندرج است بیان کردم. چون به امارات قیامت رسیدم و آن بنای رفیع عظیم الشأن که اساس فلک پیش آن بی‌مقدار و رفعت طاق صفه‌اش رشک پیش طاق گنبد دوّار بود مشاهده کردم در خاطر خطور کرد که شاید در حدیث اشارتی به استیلای عساکر اوزبک باشد بر عالم که ایشان بعد از آنک از دشت بیرون آمده و از رعایت گوسفندان اعراض نموده عالم عرصه گاه تطاول پلنگان ایشان شد و در لفظ رعاء الشاء که معنی او در فارسی شبانان است شاید که ایمایی باشد به اسم این طایفه از اوزبک که ایشان را شبانیان می‌خوانند. حضرت خان فرمودند: آن حدیث را جهت ما قرائت کرده معانی آن را شرح کنید. فقیر قرائت لفظ حدیث کرده به شرح آن مشغول شدم. چون به ذکر امارات قیامت رسیدم و گفتم: آن حضرت صلی الله علیه و سلم فرمود که علامت قیامت آنست که سرّیه بزاید خداوند خود را، مراد آنکه بچه خداوند سرّیه که او هم خداوند است از سرّیه پیدا شود. حضرت خان عالی مکان فرمودند: که پیدا شدن فرزند از سرّیه قبل از بعثت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و سلم بوده چه اسمعیل پیغامبر صلوات الله و سلامه علیه از هاجر پیدا شد که او سرّیه ابراهیم خلیل بود صلوات الله علیه و حضرت ابراهیم ابن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در حیوه پیغمبر از نارّیه ی قبطیّه و او سرّیه حضرت رسول الله صلی علیه و آله و سلم بود و علامت قیامت باید که چیزی باشد که قیامت با او پیدا شود یا بعد از او به زمانی متصل یا اندک پدید آید و اگر پیدا شدن فرزند از سرّیه علامت قیامت بودی بایستی در زمان ابراهیم یا در حیوه حضرت پیغامبر صلی الله علیه و سلم پیدا آمدی. چون قیامت بعد از تحقق آن علامت پیدا نشد حکم کردن بدانک امر مذکور از علامات قیامت است خالی از اشکالی نیست، شاید که حدیث صحیح نباشد. این فقیر گفتم: حدیث در کمال صحت است و مسلم آن را اخراج کرده است در صحیح خود از روایت عمر بن الخطاب رضی الله عنه به عبارتی که یاد کردیم و اخراج کرده آن را بخاری در صحیح خود از روایت ابوهریره و در اصول مقاصد موافقند و اندکی اختلاف در بعضی از امارات هست. فی‌الجمله در صحت حدیث هیچ سخن نیست و علمای حدیث و شارحان غریب مثل خطّابی و هروی و زمخشری و حافظ ابوموسی اصفهانی در معنی «ان تلد الامه ربّتها» گفته‌اند. (مهمان‌نامه: ۷۹-۸۱)
توضیحات :
شَرایع: اسم عربی، جِ شریعه، آیینی که پیغمبران از جانب خدای تعالی بر بندگان آورند. (لغ)
اَمارت: جِ اَماره، علامتها و نشانها. (لغ)
آن: منظور قیامت است.
تصدیق: ر.ک ص۷۸/ س۱۱٫
بخارا: ر.ک ص۱/ س۱٫

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است