امارت: ر.ک ص۷۹/ س۹٫
اِلغاز: مصدر عربی، کلام مبهم و مشکل گفتن. (لغ)
اَمَّه: اسم عربی، (اصطلاح فقهی) امر به فتح همزه و میم یعنی کنیز محض که چیزی از آن آزاد نشده باشد. (فرهنگ معارف اسلامی: جلد۱، ۳۰۴)
بَطن: اسم عربی، شکم. (لغ)
نَفخ صُور: ترکیب اضافی، دمیدن صور اسرافیل، کنایه از نزدیک شدن قیامت، فرار رسیدن قیامت. (لغ)
صلوات الله و سلامه علی نبینا و علی جبریل: درود و سلام خدا بر پیامبر ما و بر جبریل.
شیخ فرید الدین عطار: ر.ک ص۴۶/ س۵٫
راجع: صفت عربی، بازگردنده. (لغ)
از آن مادر که زادم … :
اُمَّهاتِ سُفلیه: ترکیب اضافی، عناصر اربعه (آب، آتش، خاک و باد). (لغ)
یوم ترونها … : قسمتی از آیه ۲ سوره‌ی حج، روزی که در آن ببینید، هر شیر دهنده‌ای [از شدت وحشت] کودکی را که شیر می‌دهد از یاد می‌برد، و هر زن بارداری حمل خود را سقط می‌کند.
به مَثابَت: اسم مرکب عربی، بمانندِ، بمنزله، در حکمِ. (لغ)
رَبَّه: خداوند خود را.
مَقابِر: اسم عربی، جِ مقبره، گورستان. (لغ)
فی الواقع: ر.ک ص۴۶/ س۲۲٫
غریب: ر.ک ص۸۰ س۲۲٫
انتقال: مصدر عربی، (اصطلاح علم جدل) آنست که استدلال کننده قبل از آنکه حکم را اثبات کند از کلامی به کلام دیگر منتقل شود و برای مجاب کردن طرف از لونی دیگر با وی سخن گوید. (لغ)
مِن حیث التأویل: از جهت و حیث تأویل.
تَتِمَه: اسم عربی، تمام. (لغ)
و ان تری الحفاه … : و ببینی پا برهنگان تن برهنه را که بناهای عالی بسازند. (صحیح مسلم، جلد ۱، ص۲۹)
نفخ صور: ترکیب اضافی، دمیدن صور اسرافیل، کنایه از نزدیک شدن قیامت. فرا رسیدن قیامت. (لغ)
۳-۱۵- ذکر وصول به قلعه ارقوق که اول قلاع ترکستان است
به توفیق پروردگار منّان و دولت فرخنده آثار حضرت خان و بسط مواید نعمت خداوند حقوق، بعد از قطع مسافت بادیه ی بی‌پایان، وصول به قلعه مبارک «ارقوق» واقع شد، روز شنبه بیست و هفتم شوال سنه اربع عشره و تسعمایه و این قلعه ارقوق بندرگاه ترکستان است که از جانب بخارا و سمرقند هر که عصای اقامت به ناحیه ترکستان افکند مستقر اول او این قلعه نامدار و منزل نخستین او این قصبه فرخنده آثارست. (مهمان نامه: ۸۵)
توضیحات:
قلعه ارقوق: اسم خاص، قلعه‌ایست بر یک فرسخی نهر سیحون و وقوع آن بر طرف غربی نهرست و از آنجا معبرست به جانب قلاع شرقی ترکستان. مثل مدینه و صبرام و دیگر ولایات. (مهمان‌نامه: ۸۸)
قِلاع: اسم عربی، ج قلعه. (لغ)
ترکستان: ر.ک ص۳/ س۱۵٫
مَنّان: اسم خاص، منت بر نهنده، نامی از نامهای خدای تعالی. (لغ)
بَسط: اسم مصدر عربی، فراخی، گشادگی. (لغ)
مَواید: اسم عربی، جِ مائده که به معنی خوان پر طعام باشد. (لغ)
قطع: ر.ک ص۵۰/ س۱۰٫
شوال: ر.ک ص۱/ س۵٫
سنه اربع عشره و تسعمایه: سال ۹۱۴٫
بَندَرگاه: اسم مرکب، معبر و گذرگاه. (ناظم)
بخارا: ر.ک ص۱/ س۱٫
سمرقند: ر.ک ص۳/ س۷٫
عصای اقامت افکندن: کنایه از ماندن.
مُستَقَر: اسم عربی، جای قرار، موضع استقرار. (لغ)
قصبه: ر.ک ص۶۰/ س۱٫

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.