سَقناق: اسم خاص، از جمله آبادی های کنار سیحون…یک سغناق است که آن را کرسی قبچاق شمرده و در بیست و چهار فرسخی شمال اترار واقع بوده است . (لسترنج،۱۳۶۴: ۵۱۷)
صَبرام: اسم خاص، به فاصله یک روز راه در شمال یسی ، یعنی شاوغر، شهری بود به نام سوران یا صبران که هنوز باقی است …مقدسی گوید سوران شهری بزرگ است دارای هفت قلعه و بارو یکی پشت دیگری. مسجد جامع در شهر داخلی و ربض آن داخل باروها است.(لسترنج،۱۳۶۴: ۵۱۷)
کَلال: مصدر عربی، رنجور و ناتوان گردیدن. (لغ)
آلام: اسم عربی، جِ اَلَم، دردها، رنجها. (لغ)
اَسقام: اسم عربی، جِ سُقم و سَقم، بیماریها، امراض. (منتهی)
التفاف: ر.ک ص۸۶/ س۱۲٫
غَضا: اسم عربی، درخت بزرگی از نوع اثل (درخت شورگز) است و یکی از غضاه می‌باشد. (اقرب)
مَرعا: اسم عربی، چراگاه. (لغ)
حشیش: اسم عربی، گیاه خشک. (لغ)
کثیرالحشیش: دارای حشیش فراوان.
قَطایع: اسم عربی، ج قطیعه، زمینهای بدون مالک و غیرمعموری است که خلیفه یا دولت به کسی می‌بخشد تا در آن آبادی و آبادانی به وجود آورد. (لغ)
سُکّان: اسم عربی، ج ساکن، باشندگان. (لغ)
قُری: اسم عربی، جِ قریه، ده، دهکده. (اقرب)
مطلع: ر.ک ص۷۵/ س۵٫
وصف قلعه ارقوق
از قلاع ترکستان اول قلعه که منزل رایات همایون شد قلعه ارقوق بود و آن قلعه‌ای است بر یک فرسخی نهر سیحون و وقوع آن بر طرف غربی نهری است و از آنجا معبرست به جانب قلاع شرقی ترکستان مثل مدینه یسی و صبرام و دیگر ولایات و هر چند قلعه ارقوق به حسب عمارت اندک خانه چندست. فامّا از معموری او امری غریب مشاهده نموده شد، چه عبور تمامی عساکر منصوره درین سال برین قلعه بود تمامی از برّ و بادیه سمرقند و بخارا بیرون آمده بودند و هیچ کس را از جنس مطعوم هیچ معلومی نبود و عزم آن داشتند که مدت یک ماه یا زیادت حمل قوت و زواده نمایند جهت سفر بلاد اوزبک و قزّاق. غلات و محصولات ارقوق به امداد بعضی از محقرات قلاع دیگر که در ناحیه غربی نهر سیحون واقع است داد تمامی این لشکرها داد و با وجود آنکه وسط زمستان بود و موسم غلای غلات و قلّت اقوات و چنین لشکر بی‌پایان که محاسب و هم از عدّ و احصای ایشان در تحیّر باز مانده و صاحب احصای فهم در احاطه بعضی از آن قلم ضبط نرانده در ساحت آن قلعه نزول نموده و همگنان به استعجال تمام جهت جمع زواده، قدم در خانه‌های آن قلعه گشوده، مایحتاج جمیع آن لشکر مهیا شد، بی‌آنکه کسی از نکایت لشکری شکایتی یا از ستم سپاهی دادخواهی یا حکایتی کند و چون در آن بلاد معاملات اسواق و دکاکین نمی باشد، اکثر مبایعات در خانه‌های مردم است و جماعت عساکر با احمال و اوقار اطعمه از خانه‌های آن محقر بقعه بیرون می‌آمدند. جمال و اثقال ایشان تمامی از نعمت‌ها مالامال و نمودند که اکثر قلاع ترکستان در معموری قرینه ی قلعه ی ارقوق است بلک افزون تر و این از غرایب امورست چه اگر عبور چنان لشکر در اکثر بلاد ماوراءالنهر و خراسان و عراق و آذربایجان واقع شود و ایشان در طلب قوت و زواده یک ماهه باشند شاید بعد از تعذیب و شکنجه و طلب غلّه، بسیاری از مردم عرضه هلاک و دمار شوند و استیفاء مایحتاج خود نتوانند و آن بلاد مطلقا از حلیه عمارت و آبادانی عاطل ماند، بلکه بعد از آن به مدتها کسی تخم زراعت در هیچ ناحیه از نواحی آن نیفشاند و این معموری بلاد ترکستان تمامی از الطاف بی‌پایان حضرت خلیفهالرحمن است و حسن اشفاق که پادشاه آفاق را نسبت با آن گروه حاصل. بنابر ادای حقوق موافقت که از ایشان صدور یافته در اوایل اول روز که نزول اجلال رایات همایون در حوالی قلعه ی ارقوق واقع شد این فقیر از تقریر دلپذیر حضرت خان شنیدم که فرمودند: این قلعه ی نسبت با ما حکم مدینه ی طیّبه یثرب دارد نسبت با حضرت نبوی علیه افضل الصلوات و السلام، چه اهل این قلعه اول طایفه‌اند که در احیاء دولت روز افزون کمر اجتهاد بر میان جان راسخ ساخته و همچو انصار جهت مهاجران خدّام ما که در موکب همایون به رسم قزّاقی درین ولایت می‌گشتند علم نصرت و یاری برافراخته و سنگ خذلان از تیرانداز قلعه به جانب اعداء دولت ابد پیوند ما انداخته‌اند لاجرم حق تعالی ایشان را محفوف به برکات سعت ارزاق و ترخانی از تحمیلات و تکلیفات دیوانی گردانیده و پایه قدر ایشان را به واسطه سوابق حقوق خدمت و لواحق معرفت حق نعمت به اوج حشمت و رفعت برافراخته است.
ابیات

اگر حق خدمت بجا آوری
اداء حقوق محبت کنی
به طاعت بر شاه بندی کمر
در آخر همه ملک و جاهت دهد
چه خوش گفت دانای حکمت صفت
رخ اندر طریق صفا آوری
ز دل رفع انکار و علّت کنی
فدای ره او کنی جان و سر
ز شرّ حوادث پناهت دهد
که بر قدر خدمت بود تربیت

ذکر واقعات قلعه ارقوق
از واقعات که در منزل قلعه ارقوق روی نمود یکی آن بود که حضرت سلطنت پناهی محمد تیمور سلطان از طرف سمرقند بر راه ساحل نهر سیحون با طوایف عساکر روز افزون به اردویه ی همایون ملحق شدند. (مهمان‌نامه: ۸۸-۹۰)
توضیحات:
قلعه ارقوق: ر.ک ص۷۴/ س۲٫
قلاع ترکستان: ر.ک ص۸۵/ س۱٫