بَحر زَخّار: ترکیب وصفی، دریای پر. (لغ)
بحر محیط: ر.ک ص۷۳/ س۸٫
از آثار برآوردن: نابود کردن و اثری از آن بجا نگذاشتن.
فَوج: اسم عربی، گروه. (منتهی)
جبال راسیات: اسم مرکب، کوه‌های محکم و استوار. (لغ)
و دکّت الجبال دکّاً: برگرفته از آیه ۱۴ سوره حاقّه: حملت الارض و الجبال فدکتا دکه واحده، برگرفته از آیه ۲۱ سوره فجر: کلا اذا دکلت الأرض دکاً دکا، آنگاه که کوه‌ها سخت در هم کوبیده شود.
اِلتِحاق یافتن: مصدر مرکب عربی، در رسیدن به کسی یا چیزی و چسبیدن بدان. (لغ)
فی الواقع: ر.ک ص۴۶/ س۲۲٫
ضَیق: صفت عربی، تنگی. (لغ) ضیق النَفَس: تنگی نفس.
سَما: اسم عربی، آسمان. (لغ)
هَمگِنان: ضمیر مبهم مرکب، همه و مجموع. (لغ)
سمندر: ر.ک ص۸۷/ س۱۴٫
فلک رفتار: صفت مرکب، تندرو، تیزرو.
کُهول: صفت عربی، جِ کهل، مرد نه پیر و نه جوان. (منتهی)
فُحول: صفت عربی، جِ فحل، دلیران. (منتهی)
هَیجا: اسم عربی، جنگ. (منتهی)
قَبضه: اسم عربی، گرفتنگاه از شمشیر و کارد و کمان و جز آن. (منتهی)
گشادن قبضه: رها کردن تیر باشد از شست. (لغ)
سَهم: مصدر عربی، تیر پیکان‌دار. (لغ)
قابِض: صفت عربی، میراننده، گیرنده، قابض ارواح؛ گیرنده جانها. (لغ)
هُژَبر: اسم، مصحف هژبر است به معنی شیر. (لغ)
همگنان جوانان کار… : همگی جوانان جنگی بودند که بر اسبان تندرو خود، در حالیکه رویشان را با کلاه خود بسته و دستان خود را برای تیراندازی و جنگ گشاده‌اند، و مردان دلیری که در جنگ با مردانگی جنگیده بودند و حق مردانگی را تمام و کمال داده بودند، و پهلوانان تیراندازی که وقتی تیراندازی می‌کردند، هر تیر آنان دشمنی قوی را هلاک می‌کرد و قهرمانانی چون شیر که از شمشیر زدنشان، پیروزی و ظفرشان بر دشمن مشخص بود.
رُستَم: اسم خاص، پسر زال پهلوانی مشهور از اهالی زابلستان. (لغ)
بیژَن: اسم خاص، نام پسر گیو نواده گودرز و خواهر زاده رستم. از پهلوانان و ناموران داستانی ایران به روزگار کیخسرو. (لغ)
کَرّ و فَرّ: ترکیب عطفی، شکوه و دبدبه. (لغ)
اِسفَندیار: اسم خاص، نام پادشاه که نهایت بهادر و پهلوان بود. رستم او را به تیر دو شاخه‌ای کور کرده کشت و نام پدر او گشتاسب بود. (لغ)
زال: صفت عربی، پیر فرتوت سفید موی باشد. (لغ) اشاره به زال پدر رستم نیز دارد.
هر مردی نامور رستمی … : جمله دارای سجع است. (بیژن، پیرزن) (رستم دستان، زال دوران).
و کلمه زال پیچش معنایی دارد و زال، پدر رستم را به خاطر می‌آورد.
سپر اَفکندن: مصدر مرکب: کنایه از هزیمت کردن و گریختن. (لغ)
اوزبک: ر.ک ص۴۱/ س۱۴٫
کلاه مراد: اضافه تشبیهی.
همه تاجداران اوزبک … : همه‌ی جنگجویان، تاجدارانی از طایفه‌ی ازبک هستند که مردان جنگی دشمن را کشته و مانع رسیدن آنها به آرزوهایشان هستند.
سَهم: اسم، ترس، بیم، هراس، خوف. (لغ)
سَهمِ سَعادَت: اسم خاص، سهم سعادت آنست که بگیری بُعد از آفتاب تا ماه در روز و در شب از ماه تا آفتاب و آن بُعد را بر درجه طالع افزایی، چنانکه سی سی درجه قسمت هر برجی دهی، آنجا که رسی سهم السعادت باشد. (لغ)
عدو گشته از سهم ایشان … : دشمن از ترس آنان، پنهان گردیده و آنان با طالع سهم السعادت، دنیا را تصرف کرده‌اند.
حضرت سلطان در ناحیه ی اردوی همایون حضرت خان عالی مکان اردوگاه مقرر ساخته، به ساز و عدّه خسروان دوران و به یراق و تهیه خانان خاقان نشان فرود آمدند. صحرا در صحرا خیمه و خرگاه بر اوج عیّوق برافراخته و طنطنه ی کوس حشمت و ولوله ی نفیر عظمت در اطراف سقف مقرنس فلک انداخته، امراءِ نامدار اوزبک که یورت ایشان قریب ممالک حضرت سلطان بود با ساز و یراق لایق در موکب نامدار آن سلطان جم اقتدار، خیام احتشام برافراشتند و در الواح خواطر و صحایف ضمایر همگی نقوش ارقام نیکو بندگی و اخلاص نگاشتند. علی الجمله از عساکر ماوراءالنهر کثرتی افزون از حدّ عد و احصا فراهم آمدند و حضرات سلاطین که از بخارا به ممالک خود جهت تهیه جنگ قزاق معاودت فرموده بودند از اطراف روی اقبال به اردویه عزّ و جلال نهادند و ابواب سعادت از حسن موافقت و اقدام به وظایف خدمت و مطاوعت بر چهره ی امانی و آمال خود گشادند و حکم همایون عزّ اصدار یافت که لشکرهای اطراف و عساکر اکناف که روی عزم به جانب رزم دارند باید که یراق یک ماهه از اقوات و آزوق خاصه و علیق اولاغان از ولایت ترکستان برداشته به طرف دیار اوزبک روان گردند. دیوانیان و یساولان به اطراف ممالک شرقی ترکستان روان شدند که غله تغار به ارابه‌ها بار کرده از آب سیحون به کشتیها بگذرانند تا همگنان را از عساکر منصوره یراق و اسباب و اقوات فراوان حاصل شده از جانب آزوق دغدغه در خاطر راه نیابد و موکب همایون حضرت خان در جلگای ارقوق مدت سه روز توقف فرمودند و هر روز ازین ایام مجلس همایون مشحون به انواع فواید روز افزون و اصناف عواید مکنون بود و از معظمات مباحث و علوم، مکنونات نکات که نتایج قرایح و فهوم بود در هر مجلس سمت ظهور و انتشار می‌یافت درین مقام ذکر بعضی از آن فواید و عواید مناسب است و التوفیق من الله الاحد. (مهمان‌نامه: ۹۱-۹۲)
توضیحات:
حضرت سلطان: محمد تیمور سلطان

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir