قریب بعبادته: نزدیک به عبارات و جملات آن.
رساله حارثیه: اسم خاص، در میان حدیث حارث، رساله نسب نامه و حارثیه قبل از سال ۹۱۵ که سال اتمام مهمان‌نامه بخار است تألیف شده، زیرا ذکر این هر دو در مهمان‌نامه آمده است. (مقدمه مهمان‌نامه: ۳۲) نویسنده‌ی آن فضل الله بن روزبهان است.
۳-۱۶- مباحثه ی حدیث حارث
روی الامام ابوداود السجستانی فی سننه با سناده عن علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه و کرّم الله وجهه انه قال قال رسول الله صلی الله علیه و سلم «یخرج رجل من وراءالنهر یقال له الحارث حراث و علی مقدّمته رجل یقال له المنصور یمکن او یوطن لآل محمّد کما مکنت قریش لرسول الله وجب علی کل مؤمن نصره او اجابته.» روایت فرموده امام ابوداود سجستانی رحمه الله تعالی در کتاب «سنن» خود که یکی از صحاح سته است که مدار سنت بران است به اسناد خود از حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب کرّم الله وجهه که او گفت: حضرت پیغامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: «بیرون آید مردی از ماوراء النهر»‌ و مراد ازو نهر جیحون ست که او را نهر بلخ گویند زیرا که اسم نهر بدین نهر که آن را آب آمویه گویند از اسماء مغلّبه است که غالب شده برو همچنانچه النجم گویند و مراد از آن ثریا باشد به حسب تغلیب در استعمال اگرچه همه ستاره در لغت نجم است. دیگر می‌فرماید «گفته شود آن مرد را حارث آن مرد بسیار حارثه باشد و بر مقدمه‌ی آن مردی باشد که او را منصور گویند تمکین کند یعنی ممکن سازد و جای و مکان دهد» و در روایتی آمده که «توطین کند» یعنی وطن پیدا کند و جای دهد. «از برای آل محمد همچنانکه تمکین کردند قریش از برای رسول خدا واجب باشد بر هر مؤمنی یاری کردن او» و در بعضی روایات آمده «پذیرفتن او» یعنی قبول کردن هر امری که او فرماید و به هر امری که او دعوت نماید اجابت باید کرد اینست ترجمه حدیث و شک نیست که این از احادیث صحیحه است و از جمله‌ی اخبار ملاحم است که حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم اخبار فرموده به تعلیم الله تعالی از غیب و امثال این بسیارست که حضرت صلی الله علیه و سلم اخبار فرموده که بعد از من چنین واقع شود. (مهمان‌نامه: ۹۵)
توضیحات
مباحثه: ر.ک ص۲۲/ س۱٫
حارث: ر.ک ص۹۴/ س۵٫
امام اَبو داود الَسجِستانی: اسم خاص، سجستانی، سلیمان بن اشعث بن اسحاق بن بشیر بن شداد بن عمرو بن عمران السجستانی الازدی بالولاء. اصل او از سیستان و مولد او به سال ۲۰۲ هـ .ق بود… ابوالفرج بن جوزی گوید او در نقل حدیث و علل آن از اکابر ائمه‌ی محدثین و علماء آنان است و مانند کتاب سنن او یکی از صحاح سته اهل سنت و جماعت تصنیفی نیامد … (لغ)
سُنَن: اسم خاص، تألیف ابوداود، یکی از کتب صحاح سته است. (معین) ر.ک ص۲۶/ س۱۶ صحاح سته.
رَضی الله عنه: جمله فعلی دعایی، خدا از او راضی باشد.
کرّم الله وجهه: جمله فعلی دعایی، خدا ذات (روی) او را گرامی دارد. (معین)
ماوراء النهر: ر.ک ص۲۶/ س۲٫
حَراث: صفت عربی، برزگر، کشاورز. (لغ)
اَلنَّجم: اسم خاص، ثریا، پروین، نجم به معنی ستاره است و عرب آن را با الف و لام و مطلق استعمال کنند و مرادشان ثریا باشد و آن را علم برای ستاره مذکور دانند چنانکه گویند: طلع النجم، و مقصود طلوع ثریا باشد و بی‌الف و لام نکره است. (اقرب)
زیرا که اسم نهر برین نهر … : معنی جمله اینست که، نهر به معنی جوی است و این یک معنی کلی است برای همه‌ی جوی‌ها، در حالیکه رود جیحون را ماوراء النهر نام نهاده‌اند. و این نام از اسمهایی است که بر او غالب شده، همانگونه که نجم یک اسم کلی برای تمام ستارگان است، ولی به ستاره ثریا، النجم گفته می‌شود.
قُرَیش: اسم خاص، یکی از مهمترین قبایل عرب و آن صنف دوم از عدنانیان و از دودمان نضربن کنانه است. این قبیله به نجابت و شرافت در میان عرب مشهور بود و رؤسای آن پرده‌داری خانه کعبه را- که در جاهلیت بتخانه بود- به عهده داشتند. بنی‌هاشم و بنی‌عباس از این قبیله‌اند. (معین)
احادیثه صحیحه: ر.ک ص۸/ س۲۰٫
اَخبارِ مَلاحِم: ترکیب اضافی، اخباری که از فتنه‌های آخرالزمان خبر می‌دهد. (لغ)برای توضیح بیشتر به ادامه متن دقت نمایید.
اِخبار فرمودن: مصدر مرکب عربی، آگاه کردن، خبردار کردن. (لغ)
تَعلیم: مصدر عربی، آمو‍‍زانیدن، آگاه کردن. (لغ)
و از جمله اخبارات آن حضرت صلی الله علیه و سلم که از امور مستقبله فرموده یک قسم اخبارات آنحضرت است صلی الله علیه و سلم به وقایع و حروب و ظهور و حکّام و تغییر دولتها که بعد از آن حضرت صلی الله علیه و سلم شده و علما این قسم را اخبار ملاحم خوانند، زیرا که ملاحم جمع ملحمه است و ملحمه جنگ است و جنگ را به دو جهت ملحمه خوانند: یکی آنکه از لحم باشد، یعنی محلی که گوشت فراوان شود به واسطه کشته بسیار که پیدا شود و دوم آنکه از لُحمه باشد که آن تان جامه است که می‌بافند و چون در جنگ لشکرهای طرفین در همدیگر می‌آویزند و همچون تان و پود جامعه در یکدیگر می‌آورند آنرا ملحمه خوانند. فی‌الجمله آن حضرت صلی الله علیه و سلم از امور آینده و وقایع و ظهورات اخبار فرموده و بسیاری از آن وقایع که آن اخبار فرموده واقع شده و ما تفاصیل آن وقایع که فرموده و واقع شده از اول زمان خلفاء راشدین تا امروز علی الاجمال در رساله حارثیه بیان کرده‌ایم و از آنجمله است واقعه ترک و ظهور هلاکوخان و غلبه او بر بغداد و قتل و خرابی که در بغداد کرده که حضرت صلی الله علیه و سلم از آن اخبار فرموده و هیئت و اشکال مغولان را بیان کرده و در وقتی که پادشاه جهان هلاکوخان بغداد را بر خلیفه‌ی آل عباس المستعصم- بالله حصار کرده بود سادات و علمای عراق عرب و حلّه و نواحی به خدمت اردویه او آمدند و آن احادیث را پیش او خواندند و گفتند که ما را پیغمبر ما صلی الله علیه و سلم از ظهور شما خبر داده و سادات گفتند پدران ما وصیت کرده‌اند ما را که طاعت شما کنیم هر کس مخالفت شما کند هلاک شود و هلاکوخان را از آنکه حضرت صلی الله علیه و سلم از ظهور دولت او و قوم او خبر داده بسیار مسرّت و شادمانی روی نمود. فی‌الجمله علما اتفاق کرده‌اند که احادیث ملاحم که درو ذکر ترک واقع شده و آنکه ایشان صغارالاعین یعنی تنگ چشمان عراض الوجوه یعنی گرد رویان باشند بر هلاکوخان و الوس و لشکر او صادقست اکنون در حدیث حارث که ابوداود به اسناد صحیح روایت کرده اشارت به ظهور صاحب دولتی است که از آب آمویه که نهر بلخست و آن را جیحون گویند عبور فرماید ابواب تمکین آل محمد بر روی خلایق بازگشاید و معلوم است که از صدر اسلام تا امروز هرگز از آب آمویه کسی چنین نگذشته بود که تمکین آل محمد نماید و نصرت چنین کند و چنگیز خان و اولاد او اگر چه از آب آمویه عبور نمودند و ظهور کردند و ممالک این طرف آب را تمامی مسخّر ساختند فامّا ایشان هرگز تمکین آل محمد نکردند، زیرا که اکثر ایشان بر ملت اسلام نبودند و اگر بعضی از اولاد او شرف اسلام دریافته شاید که از آب عبور کرده باشند هرگز در صدد این نشدند که تمکین آل محمد نمایند و آل محمد را در آن زمان احتیاج به تمکین نبود زیرا که کسی به آل محمد صلی الله علیه و سلم هیچ‌گونه تعرّضی نداشت و هتک عرض و حرمت آل محمد از اول اسلام تا امروز، کسی صاحب قدرت و استیلا نکرده تا احتیاج به کسی باشد که آل محمد را تمکین کند و حفظ عرض و ناموس ایشان فرماید و کافر باغی متعددی را که هتک حرمت حرم نبوی علیه افضل الصلواه و السلام کرده دفع کند. اکنون درین وقت می‌بینیم که مردی پیدا شده که او تمکین آل محمد می‌نماید و از آب آمویه عبور کرده و حضرت پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرموده که او را حارث گویند و او حرّاث باشد و در مقدمه او کسی باشد که او منصور باشد و او تمکین آل محمد نماید پس حضرت صلی الله علیه و سلم در اوصاف چنین کس پنج وصف یاد کرده: اول آنکه مردی باشد که از آب آمویه عبور کند و ظهور نماید. دوم آنکه او را حارث گویند. سیوم آنکه او حرّاث باشد. چهارم آنکه بر مقدمه او مردی باشد که او را منصور گویند. پنجم آنکه تمکین کند از برای آل محمد همچنانچه تمکین کردند قریش از برای رسول الله صلی الله علیه و سلم و ما چون ملاحظه می‌نماییم این پنج وصف را در ذات شریف حضرت خان عالی مکان لازال ممکنّالدین رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌یابیم و جهت زیادی مؤمنان معانی اوصاف را شرح کنیم و اثبات نماییم که اوصاف مذکوره ذات عالی صفات آن حضرت را حاصل است. (مهمان‌نامه: ۹۶-۹۷)
توضیحات :
اخبار: ر.ک ص۹۵/ س۲۰٫
حُروب: اسم عربی، جِ حَرب، جنگها و رزمها. (لغ)
مَلحَمه: اسم عربی، فتنه و شورش و جنگ بزرگ. (لغ)
تان: اسم، تار را نیز گویند که نقیض پود باشد. (لغ)
در می‌آوند: فعل مرکب، در می‌آویزند.
فی‌الجمله: ر.ک ص۴۹/ س۸٫
خلفاء راشدین: ر.ک ص۵۴/ س۶٫
رساله حارثیه: ر.ک ص۹۴/ س۹٫
حدیث پیامبر در مورد قول مغول: قیامت بر نیاید تا قتال نکنند امت من با قومی ترکان، که چشمهای کوچک دارند، و بینیهای پهن، و روی‌های فراخ چون سپر پوست در کشیده، و قتی بسیار بباشد. (مرصاد العباد: ۱۰۲)
هلاکوخان: ر.ک ص۲۹/ س۵٫
تُرک: اسم، نام طایفه‌ای است در ترکستان که تاتار و مغول و سایر اتراک از آن طایفه اند و زیان ایشان معین است. (لغ)
هَیئَت: اسم عربی، صورت، شکل. (لغ)
اَلمُستَعِصمُ بِالله: اسم خاص، المستعصم بالله بن عبدالله بن المستنصر بالله مکنی به ابواحمد آخرین خلیفه‌ی عباسی در بغداد. وی به سال ۶۴۰ هـ.ق به خلافت رسید و به سال ۶۵۶ به دست هلاکوخان کشته شد. (لغ)
حِصار کردن: مصدر مرکب عربی، محصور کردن کسی یا سپاهی را. (لغ)
عراق عرب: ر.ک ص۲۴/ س۲۱٫
حِلّه: اسم خاص، حلبه بنی مزید (شهری) است در سرزمین بابل میان بغداد و کوفه. (یاقوت حموی: ۶۷).
اردویه: ر.ک ص۷۳/ س۷٫

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.