پس بنابراین دلیل سوم اهمیت موضوع توجه به دانش بومی متناسب یا نیازهای اجتماعی و فرهنگی است . ما در دوران شکوفایی تمدن اسلامی در ایران ، اول اینکه شاهد معرفتی هماهنگ تر بودی ، دوم پیوند دانش نظری و عملی محکم تر بود و دانشمند ما آن چنان که می زیست به خرد ورزی می کرد و آن چنان که خرد ورزی علمی می کرد ، زندگی می کرد . چه بسا که هم اکنون این پیوند در غرب بیشتر از کشورهاست . دانشمند غربی با خرد ورزی علمی خود که ریشه در نیازهای جامعه ای دارد . زندگی می کنند اما ما از زندگی او تقلید می کنیم . با توجه ماهیت نیازهای بشری به طور قطع نیازهای انسانی غربی با انسان شرقی در بسیاری از جهات با یکدیگر متفاوت است . مقایسه کشور با غرب ، حتی در رویکرد پوزیتیوستی و تکامل گرا به لحاظ منطقی نیز درست نیست .
نباید نتیجه فعلی توسعه یافتگی غرب را پیش شرط دست یابی به توسعه در شرق و جهان سوم تعریف کرد که در اینجا دلیل چهارم اهمیت موضوع نمایان می شود که بر اساس الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت که مقام معظم رهبری فرموده اند این تحقیق در صدد است که مبانی نظام دانشگاهی جدید متناسب با این الگو معرفی کند . رهبر انقلاب اسلامی ابعاد الگو اسلامی و ایرانی پیشرفت « فکر، علم ، زندگی و معنویت» معرفی کردند که بر اساس آن کلیدی ترین نهادی که در هر چهار عرصه نقش اصلی می تواند داشته باشد دانشگاه می باشد که این تحقیق در جها تحقق آن است . (خامنه ای ، ۱۳۸۹) .
دلیل پنجم این است که در سند چشم انداز بیست ساله نظام ، نقشه جامع علمی کشور و دیگر اسناد ملی آمده است که مراکز علمی و فناوری ، دانشگاهی کشور می بایست متناسب با حاکمیت جهان بینی توحیدی و اسلامی و بر اساس تاریخ و فرهنگ و نیازها و اولویت های کشور ایران باشد که تا به حال تحقیقی در این زمینه صورت نگرفته و حرکتی درخور برای رسیدن به اهداف این اسناد دیده نمی شود ، بنابراین این تحقیق می تواند حرکتی نوین در جهت آن اهداف باشد .
اهداف تحقیق:
هدف کلی تحقیق شناخت مولفه های اصلی دانشگاه اسلامی –ایرانی وطراحی الگوی مطلوب برای آن هدف های جزئی این تحقیق به قرار زیر می باشند:
۱) شناخت رسالتهای دانشگاه اسلامی -ایرانی
۲) شناخت ویژگیهای استادو دانشجودر دانشگاه اسلامی – ایرانی
۳) شناخت جهت گیری و ویژگیهای برنامه درسی دانشگاه اسلامی – ایرانی
۴) شناخت ویژگی‌های مدیریت و رهبری دانشگاه اسلامی – ایرانی
۵) ارائه الگویی جهت طراحی دانشگاه اسلامی – ایرانی
سؤال های پژوهش
سوال اصلی تحقیق این است که مولفه های اصلی دانشگاه اسلامی –ایرانی و الگوی مطلوب برای آن کدام است؟
۱) رسالتهای دانشگاه اسلامی – ایرانی کدامند ؟
۲) ویژگیهای استادو دانشجوی دانشگاه اسلامی – ایرانی کدامند ؟
۳) جهت گیری و ویژگیهای برنامه درسی دانشگاه اسلامی – ایرانی کدامند؟
۴) ویژگی‌های مدیریت و رهبری در دانشگاه اسلامی – ایرانی کدامند ؟
۵) چه الگویی را می توان جهت طراحی دانشگاه اسلامی – ایرانی به کار برد ؟
تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح:
الگو:
دستیابی به اهداف موردانتظار در یک سازمان و در نگاهی کلانتر در یک جامعه ، بدون در اختیار داشتن الگو و مدلی جامع ، میسر و ممکن نخواهد بود . از این رو مدیران در سازمانها ، به تدوین چشم انداز ، بیانیه مأموریت و پیرو آن ، به تدوین راهبرد اقدام مینمایند. اما علی رغم آن که بسیاری از سازمان ها در محیط های نسبتاً مشابه به فعالیت می پردازند ، اما مشاهده می شود که راهبردها به دلیل متفاوت بودن چشم اندازهای سازمانی ، کاملاً متفاوت است . این موضوع در خصوص کشورها و جوامع نیز صادق است . بدین معنا که کشورها و جوامع علی رغم برخورداری از برخی شباهتها ، در پارهای از عوامل و زمینه ها ، کاملاً متفاوت از یکدیگر می بشند که این موارد در شکل ۱-۱ نشان داده شده است .
همان طور که در شکل۱- ۱ مشاهده می شود ، به دلیل تفاوت در شرایط ناریخی ، طبیعی ، جغرافیایی ، مکان و زمانی ، جغرافیای سیاسی و شرایط انسانی و فرهنگ ، الگوها و مدل های مورد استفاده کشورها متفاوت از یکدیگر می باشند . ( خامنه ای ۱۳۸۹ : ۷۶۲۶ ) .
الگو یک چهار چوب مفهومی است که به ما کمک می کند بتوانیم پدیده های دیگر را بهتر درک کنیم.الگوها به سان عامل کمکی در ساختن نظریه نقش مهمی دارند.الگوها به نظریه پردازان کمک می کنند تا دریابند که نظریه آنها چگونه شکل می گیرد.الگوها شکلهای مختلفی دارند که الگوهای فیزیکی،ریاضی،زبان شناسی،و گرافیکی از آن جمله اند(بازرگان،۱۳۷۶،ص۱۷۸). الگو بازنمود یک نظریه است.به عبارت دیگر الگو نماینده و ارائه کننده جنبه ها ومنظرهای گوناگون نظریه قلمداد می شود.الگو به درک مطلب و نظریه سازی کمک می کند و در سازماندهی مقرون به صرفه و تبیین مقادیر کلان داده ها مفید واقع می شوند(ارنشتاین و هانکینز،ترجمه احقر،ص ۱۳۸۴) الگو ماهیت و عصاره دانش ،اندیشه و دیدگاه یک متخصّص است که به طور واضح و مختصر بیان شده است (بولا،۱۳۷۵ص۲۷).دوچ (deutsch)(1952 ص۳۵۷)الگو را ساختاری از نمادها و قواعدی تعریف می کند که باید مجموعه ای از عناصر مرتبط را در ساختار یا فرایندی موجود کنار هم جای دهد. والاس (Wallace) ( 1994 ص۱) الگوپردازی را روند توسعه و انتزاع واقعیت ،یعنی الگو می داند.
الگو به تصویری ساده از موقعیتی پیچیده گفته می شود . بنابراین می توان از موقعیتی پیچیده تصاویر (الگوهای) متفاوتی ت

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

هیه کرد . علت تهیه الگوهای متفاوت از موقعیتی واحد ( که این خود محدودیت هر الگو را نشان می دهد ) کل بودن موقعیتی که از آن الگو ساخته می شود و نگرش جزئی انسان به آن است : هر کس از زاویه دانش و تجربه خود به شناخت حقیقت مبادرت می ورزد و تلاش می کند تا گوشه ای از آن را شناسایی کند . این شناسایی با ساده سازی واقعیت های ، پیچیده عملی می شود (یمنی ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۲۱ )
الگو سازی :
ساخت الگو فرایندی پیچیده و گاه طولانی است . دوران این کار را در دو میدان نظری (مفهوم سازی ) و عملی ( مشاهده ) ممکن می داند . رفت و برگشتی مستمر بین دو میدان وجود دارد تا اینکه در نهایت الگویی از موقعیت موجود ساخته شود. عملیات اساسی در فرایند الگوسازی عبارت اند از :
شکل۱-۲: الگوهای متفاوت از موقعیتی پیچیده (یمنی،۱۳۸۲،ص۱۲۳)
– شناخت و طبقه بندی عناصر سیستم مورد مطالعه
– بیان ارتباطات بین این عناصر
– عمومیت دادن
– استقرا ( تبدیل چندین الگو به یک الگو با میدان عمل وسیع تر )
دو مورد اول به تحلیل سیستم مورد مطالعه مربوط است و موارد سوم و چهارم به نتیجه گیری از عملیات در مراحل قبلی . توان الگو در نشان دادن هر چه دقیق تر وضعیت یک سازمان به توان علمی و شناخت الگوساز از سازمان مورد نظر بستگی دارد . قطعاً تمام الگوها بر حسب تعریف ناقص خواهند بود ، ولی آن الگویی بیشتر قابل دفاع خواهد بود که نقص کمتری داشته باشد ، یعنی آنچه الگو نشان می دهد با آنچه در واقعیت اتفاق می افتد نزدیکی بیشتری داشته باشد . لومواین الگوسازی را چنین تعریف می کند :« الگوسازی عبارت است از : ۱- عمل تهیه و ساخت هدفمند الگوها با ترکیب نمادها ؛ یعنی الگوهایی که مستعد شناساندن پدیده ای پیچیده اند . ۲- عمل شدت بخشیدن به استدلال عاملی ( الگو سازی ) که قصد دارد دخالتی در بطن پدیده مورد مطالعه داشته باشد . این استدلال به ویژه به دنبال پیش انداختن آثار اقدام های عملاتی ممکن است.» در این تعریف موارد مهم زیر مطرح شده است :
۱- الگو سازی عملی هدفمند است .
۲- الگو ها ، همان ترکیب نمادهایند . این نمادها ممکن است زبان شناختی ، ریاضی ، منطقی و .. باشند . فرایند الگو سازی ساخت نمادینی است که به کمک آن می توان عملکرد سیستم را فهمید.
۳- الگوها به دنبال فهم پدیده های پیچیده اند.
۴- فرایند الگو سازی استدلال تحلیل گرا را تقویت می کند تا بتواند آثار ناشی از پروژه های عملیاتی ممکن در سیستم را به جلو اندازد . به عبارت دیگر استدلالی که بتواند تغییراتی را در سیستم ایجاد کند .
۵- فرایند الگو سازی ، به دنبال فهم پدیده ها با ساده سازی آن هاست . ساده سازی ای که برخوردار از منطقی نزدیک به منطق وجودی پدیده است (الگو ) .
بنابرانی فرایند الگو سازی زمانی به الگوهای معتبر ختم خواهد شد که الگو ساز از توانایی ترکیب ( سنتز) بالایی برخوردار باشد : این سطح شناخت الگو ساز است ، که الگوهای مطرح شده را از اعتبار برخوردار می‌سازد ( یا نمی سازد ) ( همان ، ص ۱۲۳ ) .
الگو ابزاری بسیار اساسی و مهم در برنامه ریزی دانشگاهی است . می دانیم که برای ایجاد تغییرات مثبت در سازمان دانشگاه ( برنامه ریزی ) باید آن را به صورت دقیق تری شناسایی کرد. الگو این امکان و زمینه را برای بیان سیاست ها و اهداف توسعه دانشگاه فراهم می آورد . می دانیم که تصمیم گیری بهینه در سازمان بر مبنای اطلاعات صورت می گیرد . ولی چه نوع اطلاعاتی ؟ اطلاعاتی که بتواند تصویری دقیق تر از واقعیت سازمان ارائه دهد ( الگو ) . به این دلیل برنامه ریز دانشگاهی قبل از هر چیزی باید بتواند تصویری از واقعیت موجود ( الگو شناختی ) داشته باشد تا وضعیت مطلوب سازمان (الگو ی هنجاری) را بیان کند . بنابراین ، این دو الگو کاملاً در هم تنیده اندحاصل می کند . سپس بر مبنای این شناخت برای تعیین وضعیتی مطلوب و ممکن از دانشگاه برای آینده تلاش می کند . بیان رسالت ها ، سیاستگذاری و تدوین اهداف در برنامه ریزی دانشگاه زمانی می توانند منطقی و دست یافتنی تر باشند که بر پایه این چنین شناسایی هایی بیان شوند . به بیان دیگر الگو سازی عملی است که تنها با آن می توان پیچیدگی سیستم ها را شناسایی کرد، الگوها مبنای استدلال مایند . درست است که در ساخت الگو ، بر حسب تعریف ، سیستم را ساده می کنیم ولی چگونه می توان ، بدون ساده کردن پیچیده ، سیستم را فهمید ، هر چند که این ساده کردن واقعیت را تخریب می کند . دانشگاه سیستم پیچیده ای است که فهمیده نمی شود مگر اینکه الگوهایی از آن ساخته شود . این الگوها با توجه به پویایی ساز و کارهای دانشگاه موقتی است و لازم است که به طور مستمر بازبینی شود یا مجدداً الگوهای جدیدی از آن تهیه شود . (یمنی ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۲۴ )