ثالثاًدینی باشد؛ یعنی بنابر بنیاد اصول و مبانی اسلامی باشد.
رابعاًجهانی باشد؛ یعنی ضمن توجه به تجارب بشری، با زبانی جهان شمول ارایه شود تا بتواند قابلیت های خود را برای اداره امور انسانی به جوامع مختلف عرضه دارد.
دوری علوم انسانی از هر یک از چهار ویژگی مذکور، به معنای ضعف آن ارزیابی می‌شود و در نتیجه جامعه ما در جنگ نرم دشمن کارآمد ظاهر نمی شود. توجه داشته باشیم که ضعف علوم انسانی به معنای ضعف تمامی نظام سیاسی- اجتماعی برای حضور فعال و مثبت در مدیریت جنگ نرم است.
نتیجه آن که دو محور اصلی برای عالمان علوم انسانی در حوزه جنگ نرم آن است که: نخست- به اصلاح و تقویت ماهیت علوم انسانی بپردازند؛ (و سپس وظیفه مهم بعدی مطرح می‌شود) و ان ارتقاء جایگاه راهبردی علوم انسانی در کل علم است. در این صورت می توان گفت که زمینه برای مدیریت جنگ نرم در حوزه علم مناسب است.

  1. بایسته های مدیریت جنگ نرم علمی

به میزان زیادی در محورهای پیشین به این بحث اشاره رفت؛ اما لازم است تا در اینجا یک راهبرد مبنایی مورد توجه خاص قرار گیرد. برای مدیریت مؤثر جنگ نرم، آنچه مهم و ضروری است- و در حکم بنیاد راهبرد اسلامی هم مطرح می باشد- صرف «علم» نیست. باید توجه داشت که علم و ارتقای علمی بسیار مهم است (چنان که در محورهای پیشین به آن اشاره شد)؛ اما «علم» مسأله بنیادین و زیربنایی نیست. مسأله زیربنایی «تربیت» است. ما باید نسبت به الگوی تربیت انسانی حساس باشیم. اگر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بتواند، تربیت کننده انسان باشد و آموزه ها و اصول خودش را به شکل تربیتی تعریف و کاربردی نماید، می توان اظهار داشت که در جنگ نرم پیروز خواهد بود. اصولاً ارزش کاربردی علوم، معارف، هنر، سیاست، اقتصاد و … در این است که در نهایت تربیت مطلوب را میسر سازد.
حال اگر خواسته باشیم بین «علم» و موضوع «تربیت» جمع نمایم؛ باید بگویم که: رسالت کاربردی علم، زمینه سازی و کمک به تربیت صحیح و اسلامی است. جمهوری اسلامی ایران باید بتواند از مکاتب، روش ها و معارف علمی برای تربیت نسلی از انسان ها بهره ببرد که قادر باشند به «هویت» و «اصول» خود استوار و وفادار باشند. اگر چنین موضوعی تحقق خارجی بیاید، می توان امیدوار بود که جایگاهی عالی در مقابله با جنگ نرم دشمن داشته باشیم. لذا- به طور خلاصه- می توان گفت که «کلید واژه» و «رمز» مقابله با «جنگ نرم دشمن» تربیت است. «تربیت اسلامی- ایرانی» موضوع مهمی است که تمامی منابع باید در خدمت آن باشد. این موضوع از حساسیت و اهمیت بالایی برخوردار است تحلیل اصول مکتب اسلام نیز مؤید این معنا است که «تربیت» محور اصلی آن را شکل می دهد. به همین خاطر می توان از الگوی خاص اسلام برای مدیریت جنگ‌های نرم سخن گفت که ماهیتی نرم افزارانه دارد و بر مفهوم بنیادی «تربیت اسلامی» استوار است. (افتخاری، ۱۳۸۹، ص ۲۳)
نظام سکولار در تعلیم و تربیت
اسلامی سازی، ضرورت دارد چون که نظام سکولار ، روی نقش ماتریالیسم، تجربه گرایی، علت، نسبی گرایی و بر مکتب های مدرن دیگر بیش از حد تأکید می کند. بررسی دقیق این نظام نشان می دهد که بر
مبنای اصول زیر استوار است:
خود مختاری انسان، چنان که گویی او برترین هست.
دانش و معرفت واقعی، تنها از طریق استدلال و تجربه (تجربی) انسان بدست می آید.
آزادی نامحدود اندیشه و بیان
عدم تمایل به پذیرش واقعیات مربوط به فلسفه اولی یا متافیزیک
فردگرایی، نسبی گرایی و ماده گرایی
از طرف دیگر، العطاس اشاره می کند که هدف آموزش اسلامی عبارتست از:
توسعه شخصیت متعادل، خشنود کردن خداوند و انسانهای هم نوعی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند .
از این رو هدف اسلامی سازی، مقابله با این پنج اصل دین گریز و جایگزین کردن آن با سیستمی هست که:
نسل های آینده را مثل خلیفه الله تربیت کند.
امر به معروف و نهی از منکر کند.
شخصیت متعادل را پدید آورد.
باعث پیشرفت فیزیکی، ذهنی، اخلاقی و روانی، اجتماعی، عاطفی و فرهنگی شود
زندگی کردن با ریاضت و زهدپیشگی را آموزش دهد(چیما و حسین،۲۰۰۵).
دیدگاه اسلام در مورد تعلیم و تربیت

  1. اهمیت تربیت در مکتب اسلام به قدری است که خداوند خود را رب العالمین یا پروردگار دو جهان می نامد:

«اقرأ و ربک الاکرام الذی علّم بالقلم علّم الانسان ما لم یعلم». (علق، آیه ۵-۳)
اولین آیات نازل شده بر پیامبر (ص)، نخستین سند مدوّن تعلیم و تربیت اسلامی است که در آن بر دو عنصر بنیادین تعلیم و تربیت؛ یعنی کسب دانش و معرفت از یک سو و تعالی روح و کمال انسانی از سوی دیگرف تأکید می شود.
به مطالعه اجمالی قرآن کریم، به خوبی درمی یابیم که بخش عمده آیات آن به طور مستقیم درباره مباحث اخلاقی و تربیتی است و بخشهای دیگر هم که در معارف، عقاید و احکام نازل شده، جنبه و وجهه تربیتی دارند و هر گونه اعتقاد یا عمل را در راستای تربیت و تزکیه قرار می دهند (توبه، آیه ۱۰۳، بقره، آیه ۲۳۲، نور، آیه ۲۸ و ۳۰، اعلی، آیه ۱۴، شمس، آیه ۹) و به تعبیر خود قرآن: «لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین». (آل عمران، آیه ۱۴۶، جمعه، آیه ۲، بقره، آیه ۱۲۹ و ۱۵۱)

  1. نظام تربیتی اسلام با خداوند، شروع و با خداوند ختم می شود:
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

«هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم» (حدید، آیه۳)؛ اول و آخر [هستی] و پیدا و پنهان همه اوست و به همه چیز داناست:
«و هو الذی یبدء الخلق ثم یعیده و هو اهون علیه و له المثل الاعلی فی السموات و الارض و هو العزیز الحکیم» (روم، آیه ۲۷)؛ اوست که خلایق را بیافرید و آن گاه به عالم معاد باز می گرداند و این برگرداندن برای او آسان است، و برای او مثالی عالی تر (از حد وصف) در آسمانها و زمین است و او گرامی و دارای حکمت است.
«… انا لله و انا الیه راجعون» (بقره، آیه ۱۵۶)؛ ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم.