« اگر دانش خود را از مردم مضایقه کنی یا وقتی برای آموختن دانش نزد تو آمدند با ایشان درشتی و بدرفتاری کنی، بر خدای عزّو جل سزاوار است که علم و شکوه آن را از تو بگیرد و جایگاه تو را از دل مردم بیندازد». (حر عاملی ۱۴۰۹، ج ۱۵: ۱۷۴).
« هرکس علمی را پنهان سازد، پس به واقع او جاهل است».( آمدی ۱۳۶۶: ۴۴)
« نشانه علم ، انتشار آن است».( آمدی، ۱۳۶۶: ۴۴)
شش. نقدپذیری
«از نشانه های عالم این است که گفتار خود را نقادی کند.» (مجلسی ۱۴۰۴، ج ۷۵: ۱۱۹)
هفت. عدم ارتزاق به علم
«عالم، عالم نیست مگر آنگاه که … و برای علمش چیزی از مال دنیا برنگیرد». (آمدی، ۱۳۶۶: ۴۸)
«امام صادق (ع) هر کس علم خود را وسیله ارتزاق قرار دهد، نیازمند شود». (مجلسی ۱۴۰۴، ج۲: ۶۲)
هشت. رعایت اصول گفتاری چون شمرده سخن گفتن، تکرار سخن، بلند نکردن بیش از حد صدا، خنده رویی هنگام سخن گفتن و
«کلام رسول خدا آنقدر شمرده بود که هرکس آن را می شنید برایش روشن و واضح بود». (مجلسی ۱۴۰۴، ج۱۶: ۲۳۶)
«رسول خدا چنان بود که هر گاه سخنی می گفت یا از او درباره مطلبی سؤال می شد، آن را سه بار تکرار می کرد تا هم مطلب را تفهیم کند و هم مخاطب آن را خوب درک کند». (طبرسی ۱۴۱۲: ۲۰) (به نقل از اکبری و شکرانی، ۱۳۸۷، ص ۲۳۲)
«همانا خداوند صدای آرام را دوست می دارد و صدای بلند را مبغوض می دارد». [۹] (شهید ثانی، ۱۴۰۹ ج۱ ، ص ۲۱۳)
«رسول خدا هنگامی که سخن می گفت در حین سخن گفتن تبسم می نمود». (طبرسی ۱۴۱۲: ۲۱)
نه. ابا نداشتن از گفتن “نمی دانم“:
«گفتن «نمی دانم»، نیمی از دانایی است». (آمدی۱۳۶۶: ۴۸)
«آنچه می دانید بگویید و آنچه نمی دنید بگویید خدا می داند». (شهید ثانی ۱۴۰۹، ج۱: ۲۱۶ به نقل از همان)
از دیگر ویژگیهای مطلوب برای یک استاد آن است که با کمال هیبت و وقار و با ظاهری آراسته وارد مجلس درس شود، هنگام ورود به مجلس درس بر حاضرین سلام و با یاد خدا شروع کند، از سخنان بیهوده بپرهیزد، شاگردان را با اخلاق پسندیده آشنا کند، ارزش و فضیلت علم را برای آنان توضیح دهد، آنچه برای خود نمی پسندد برای شاگردانش نپسندد و آنچه برای خود می پسندد برای آنها بپسندد، از دانشجویان تفقد و دلجویی کند و هر گاه غایب شدند علت غیاب را جستجو کند و در رفع حوائجشان بکوشد، آنان را با نام و مشخصات شناسایی کند، راه آموزش را آسان نماید، در رفتن به کلاس درس با شوق و رغبت باشد، از بیان مسایل مشکلی که شاگردان قدرت فهم آن را ندارند اجتناب ورزد، هدف خود را نشر علم قرار دهد، با شوخیهای متعارف، فضا را از کسالت و خستگی درآورد، هنگام درس دادن چهره ای بشاش و شاداب داشته باشد، سؤالات را با سعه صدر پاسخ دهد، اگر پاسخ مطلبی را نمی داند با کمال شهامت بگوید نمی دانم، اگر ممکن است رو به قبله باشد و … (شهید ثانی ۱۴۰۹: ۲۰۴- ۲۱۰)
همه مواردی که ذکر شد نشان دهنده آن است که توجه به جنبه های غیر معرفتی اساتید در کنار جنبه های علمی ایشان، امری است ضروری که هم در افزایش سطح یادگیری مؤثر است و هم به ایجاد فضایی اخلاقی و اسلامی کمک می کند.
دانشجو
رکن مهم دیگر فرآیند تعلیم و تربیت، دانشجو است. طی فرآیند آموزش، دانشجو نیز می بایست برخی از ویژگی های اخلاقی و شخصی را دارا باشد که گر چه به ظاهر در تبادل علمی تأثیری ندارد لکن از اهمیت خاصی در ایجاد فضای تربیتی برخوردار و زمینه ساز بروز شرایط مؤثر در روند آموزش نیز است. برخی از این عوامل غیر معرفتی که رعایت آنها از سوی دانشجو می تواند فضای دانشگاه را به فضایی اسلامی نزدیک کند عبارتند از:
یک. فروتنی با استاد
«با کسی که از او دانش می آموزید فروتن باشید». (کلینی ۱۳۵۶، ج ۱: ۳۶)
دو. نیت و انگیزه الهی داشتن
«هر که دانش را برای غیر خدا بیاموزد و غیر خدا را با آن طلب کند، جایگاهش دوزخ باشد». [۱۰] (شهید ثانی ۱۴۰۹: ۳۴)
سه. پرهیز از اهدافی چون ریا، شهرت طلبی و
«هر کس دانش را برای خودنمایی و شهرت طلبی بیاموزد و هدفش از آن، دنیا باشد، خداوند برکتش را از او بگیرد و زندگی اش را بر او تنگ سازد و او را به خودش واگذارد و هر کس که خداوند او را به خودش واگذارد، هلاک شود». (مجلسی ۱۴۰۴ ج ۷۴: ۱۰۲)
چهار. نرمی و خوشرفتاری با استاد
«با کسی که به او علم می‌آموزید و نیز با کسی که از او علم می آموزید، نرم و ملایم باشید». [۱۱] (مجلسی ۱۴۰۴، ج۲: ۶۲)
پنج. احترام به استاد و کلاس درس
«حق استاد تو این است که به او احترام گذاری، با دقت به سخنانش گوش بسپاری، رویت به او باشد و به او توجه نمایی و صدایت را بر او بلند نکنی». (مجلسی ۱۴۰۴، ج۲: ۴۲)
«هر کس عالمی را احترام نهد، پروردگارش را احترام کرده است». (آمدی ۱۳۶۶: ۴۷)
«عالم را به واسطه علمش احترام بگذار». (همان)
در تمامی روایات و احادیث به این اصل توجه می شود که اولاً استاد را باید انتخاب کرد ، ثانیاً باید استاد اهلیت داشته باشد اهلیت استاد در دو بعد است یکی بعد علمی و توانایی فکری و دیگری بعد شخصیت اخلاقی و شایستگی انسانی اوست . قال ابوجعفر (ع) در تفسیر آیه « فلینظر الانسان الی طعامه » قال : قلت : ما طعامه؟ قال (ع) : علم الذی یاخذه عن یاخذه » ( اصول کافی، ۶۳۱، محاسن، ۲۲۰، برگرفته از شریعتی ۱۳۹۱، ص۱۴۴).
« از حضرت صادق در تفسیر آیه « انسان باید به غذایش توجه کند ، مراد از این غذا چیست ؟ حضرت فرمود : علمی است که به دست می آورد و از چه کسی بدست می آورد؟ به

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

آن توجه کند».
از احادیث چنین استفاده می شود که استاد حق بزرگی بر طالب علم دارد و در واقع دانشجو از نظر احترام و موقعیت ادب ، همانند برده در مقابل استاد است و باید از استاد خود حرف شنوی داشته باشد . البته اطاعت از استاد تاجایی واجب است که خلاف دستور خدا نباشد ، اگر معصیت الهی باشد تبعیت و اطاعت جایز نیست . ( همان منبع )
شش. دفاع از استاد در غیاب وی
«در حضور او از کسی غیبت مکنی، اگر پیش تو از او بدگویی شود از وی دفاع کنی، عیب هایش را بپوشانی، خوبی ها و صفات نیکش را آشکار سازی و با دشمن او همنشینی نکنی». (مجلسی ۱۴۰۴، ج۲: ۴۲)
هفت. خستگی ناپذیری در علم آموزی