این تحقیق از نظر نوع تحقیق ، کاربردی است که در جست و جوی دست یابی به یک هدف عملی است . این نوع تحقیق و دانش که از این طریق کسب می شود راهنما و دستورالعملی برای فعالیتهای عملی خواهد بود . (دلاور ، ۱۳۷۴ ، ص۳۸ ) که در تلاش است تا الگوی دانشگاه اسلامی و ایرانی را طراحی نماید تا مسائل و مشکلات دانشگاههای امروز در کشور حل شود . روش پژوهش حاضر کیفی است.بطور کلی تحقیق کیفی فرآیند جستجوی منظم پی بردن به یک موقعیت نامعین اجتماعی یا انسانی است.در تحقیق کیفی،پژوهشگر با استفاده از روش های متنوع می کوشد شناخت کل گرا یا جامع تری نسبت به پدیده ها بدست آورد(بازرگان،۱۳۸۷،ص۲۹).لازم به یادآوری است که معیار های اندازه گیری و ارزیابی نیز در تحقیقات کیفی متفاوت از روش های کمی است.در روش کیفی پرسش بر سر صحت بازسازی و گشودگی موارد و فرآیند تحقیق است(فلیک،۱۳۸۷،ص۴۲۴).
جامعه و نمونه آماری پژوهش:
جامعه ی آماری این تحقیق شامل مجموعه بیانات وفرامین حضرت امام خمینی(ره) ومقام معظم رهبری واسناد فرادستی (قانون اساسی وچشم انداز ۲۰ساله نظام ونقشه جامع علمی کشور وبرنامه پنجم توسعه ومصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی)است. برای نمونه گیری از نمونه گیری هدفمند(Purposive Sampling ) که تمامی مستندات بررسی شد ( هومن،۱۳۸۵ص۸۸ )
روشهای گردآوری داده ها:
در پژوهش حاضر که به روش کیفی انجام می شود به منظور شناسایی مبانی دانشگاه اسلامی و ایرانی از مطالعه اسنادی و سند کاوی از طریق مراجعه به دیدگاه بزرگان واسناد فرادستی جمهوری اسلامی ایران متون و کتابها و مقالات در زمینه موضوع استفاده می شود.
تجزیه و تحلیل داده ها
با توجه به اهداف تحقیق، روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، برمبنای نظریه زمینه ای صورت پذیرفت.
نظریه زمینه ای ترجمه واژه(grounded theory) می باشد که برای این واژه در فارسی معادل های مختلفی وضع شده است، ازجمله نظریه زمینه ای (نصر و همکاران ،۱۳۸۷: ۱۳۸۵)،تئوری بنیادی مبتنی بر داده ها، مفهوم سازی بنیادی (دانایی فر و همکاران، ۱۳۰: ۱۳۸۶) و تئوری برخاسته از داده ها (بازرگان، ۱۳۸۷: ۹) تئوری وابسته به زمینه (هومن، ۱۳۸۵: ۱۰۲).
دو جامعه شناس به نام گلیزر[۱۵۹] و اشتراوس[۱۶۰] درسال ۱۹۶۷ درکتاب خود به نام «کشف تئوری زمینه ای[۱۶۱]» ضمن معرفی این روش، سه هدف عمده برای آن قائل شده اند که نخست ارائه مبنایی برای تئوری هایی می باشد که از تأثیر متقابل داده ها جمع آوری شده اند. آنها معتقدند که این تئوری می تواند شکاف بین تئوری و پژوهش کیفی را پر کند. دوم این که منطق یا گونه های برخواسته از داده ها را بیان کند و هدف سوم مشروعیت بخشی به پژوهش های کیفی بوده است که اعتبار آنها در دهه های ۱۹۶۰ کاهش یافته بود (کریس ول[۱۶۲] ، ۲۰۰۷: ۶۳). نظریه زمینه ای هم طرح تحقیق می باشد و هم روشی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده های خام جمع آوری شده است (ری دینور[۱۶۳] و نیومن[۱۶۴]، ۲۰۰۸: ۷۰) به عنوان روش تجزیه و تحلیل، داده های جمع آوری شده حاصل از تحقیقات اجتماعی با رویکرد کیفی و تفسیرگرایانه مورد تحلیل قرار گرفته و به صورت استقرایی از این داده ها، نظریه ای برای درک و فهم موقعیت مورد پژوهش ارائه می شود. به طور خلاصه، تئوری برخاسته از داده ها، ماورای توصیف است و به ایجاد یا کشف تئوری می پردازد (چارماز[۱۶۵]،: ۲۰۰۸: ۱۵۵).
اشتراوس و کوربین[۱۶۶] تئوری برخاسته از داده ها را به شرح زیر تعریف می کنند:
نوعی استراتژی کیفی برای تدوین تئوری در مورد یک پدیده از طریق مشخص کردن عناصر کلیدی آن پدیده و سپس طبقه بندی روابط این عناصر درون بستر و فرآیند است (کریس ول[۱۶۷]، ۲۰۰۷: ۶۳).
این استراتژی پژوهش بر سه عنصر مفاهیم، طبقه ها، قضیه ها یا آنچه از ابتدا فرضیه نامیده می شود، استوار است. این روش از مجموعه منظم و در عین حال منعطف تشکیل شده است.
سیری در ادبیات نظریه زمینه ای نشان می دهد که در سال ۱۹۹۰ و ۱۹۹۸ اشتراس با یکی از همکاران خود به نام کوربین کوشید تا فنون و شیوه های ارائه این نظریه را ارتقا بخشد و در این راستا چارچوبی ثابت ارائه کردند که با انتقاد گلیرز مواجه شد. بعد از مدتی میان این دو نفر، اختلاف سلیقه روی داد و گلیزر این انتقاد را به اشتراوس وارد کرد که رویکردش بسیار ساختار یافته و تجویزی است و باعث نمی شود که نظریه از داده ها پدیدار شود و به جای تحلیل و ارتباط بین اعمال موجب توصیف آنها می شود. بعد از آنها نیز چارماز[۱۶۸] و سپس کلارک[۱۶۹] رویکرد دیگری را ارائه کردند که تحت عنوان سازنده گرایی[۱۷۰] نامیده شد و راهبردهای انعطاف پذیرتری را تجویز می کرد (کریس ول[۱۷۱]، ۶۴: ۲۰۰۷). به طور کلی با مرور تاریخچه نظریه زمینه ای، با سه رویکرد عمده، شامل رویکرد سیستماتیک[۱۷۲] (اشتراوس و کوربن)، رویکرد نوخاسته[۱۷۳] (گلیزر) و رویکرد سازنده گرا (چارماز) مواجه هستیم، که هر کدام در مورد نقش محقق و چگونگی کدگذاری مفاهیم و تحلیل اطلاعات آنها تفاوت هایی دارند (اسکات[۱۷۴] و همکاران، ۲۰۰۶: ۱۳۰). در کل می توان گفت، تئوری وابسته به زمینه [نظریه زمینه ای] رویکردی انعطاف پذیر است و می تواند با شرایط مختلف تطبیق داده شود (هومن، ۱۳۸۵: ۱۰۲).
در نظریه زمینه ای، همان گونه که پول[۱۷۵] و لامپارد[۱۷۶] بیان می کنند یک رابطه میان داده و محقق وجود دارد دستیابی به تئوری

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

از میان داده ها به هنر محقق، بستگی دارد، محقق براساس این نظریه، از دانشی درباره داده ها، ظرفیت شناسایی آنها و مفاهیم آن برخوردار است (اسکات[۱۷۷]و همکاران، ۲۰۰۶: ۱۲۱). درواقع، روش نظریه زمینه ای از یک فرایند ثابت و از پیش تعیین شده ای، پیروی نمی کند و فرایند جمع آوری اطلاعات، تحلیل آنها با هم، همپوشی کامل دارند؛ به عبارت دیگر چون در این روش محقق به دنبال آزمون فرضیه یا تئوری نیست و بدون هیچ نظریه مفروضی، نسبت به جمع آوری اطلاعات اقدام می کند، همزمان با جمع آوری اطلاعات نسبت به تحلیل و بسط آنها و درک رابطه مابین آنها برای بهره گیری از این نتایج در مراحل بعدی جمع آوری و تحلیل و ارائه نظریه زمینه ای، اقدام خواهد کرد.
فرایند اصلی در تکنیک نظریه زمینه ای به عنوان روش تحلیل اطلاعات، فرایند کدگذاری، طبقه بندی داده های خام، استخراج مفاهیم و مقوله های اصلی و روابط بین آنها، در چارچوب یک تئوری محقق ساخته است که با توجه به شرایط و موقعیت پژوهش نسبت به ارائه آن اقدام می کند. این فرایند، مبنای اصلی تمایز این شیوه از سایر روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات در پژوهش کیفی است. براین اساس، برای تحلیل اطلاعات در این شیوه، یعنی نظریه زمینه ای از سه شیوه کدگذاری شامل: ۱٫ کدگذاری باز[۱۷۸]؛ ۲٫ کدگذاری محوری[۱۷۹] و ۳٫ کدگذاری انتخابی[۱۸۰] استفاده می شود (کوهن و همکاران[۱۸۱]، ۲۰۰۷: ۴۳۹).
کدگذاری روند یا فرایندی است که طی آن داده های خام تفکیک، مفهوم بندی و ترکیب می شوند، به گونه ای که حاصل این فرایند بتواند نظریه زمینه ای نهایی را ارائه کند. در فرآیند کدگذاری، واحد تحلیل «مفهوم» است (اولیری[۱۸۲]، ۲۰۰۴: ۱۹۸). در مرحله کدگذاری باز، مفاهیم اولیه، در مرحله کدگذاری محوری، مقوله های عمده همراه با «مقوله هسته[۱۸۳]» استخراج می شوند. «مقوله هسته» باید قدرت تحلیلی داشته باشد و دیگر مقوله ها را نیز پوشش دهد (گیوین[۱۸۴]، ۲۰۰۸: ۱۳۱). در مرحله کدبندی انتخابی که همراه با بررسی دقیق داده ها وکدبندی دو مرحله قبلی است، پژوهشگر در عمق داده ها به تحلیل پرداخته و آنها را در قالب نظریه ای که همان نظریه زمینه ای و هدف اصلی پژوهش برای درک موقعیت بوده است، ارائه می دهد (کریس ول[۱۸۵] ، ۲۰۰۷: ۶۷). که ر این فرآیند، محقق بعد از تعیین مقوله محوری یا هسته، سایر مقوله های حول مقوله محوری را در قالب یک مدل پارادیمیک ترسیم می کند. این مدل که در واقع همان نظریه زمینه ای یا نظریه مبتنی بر داده است. (محمدپور و ایمان، ۱۳۸۷: ۲۰۰).
در مجموع پژوهش جاری:

  1. دارای جهت گیری کاربردی است؛ زیرا درصدد طراحی الگوی کاربردی دانشگاه اسلامی و ایرانی است.
  2. مبتنی بر پارادایم تفسیری (یا پدیدار شناسی) و روش کیفی است؛ زیرا در پی ارائه یک فرضیه پیرامون الگوی دانشگاه اسلامی و ایرانی موفق و آزمون آن در یک سازمان نیست، بلکه به دنبال شناخت مولفه های تشکیل دهنده الگوی دانشگاه اسلامی- ایرانی است.
  3. دارای «رویکرد استقرایی» است؛ زیرا تلاش خواهیم کرد با استفاده از داده های جزیی، به یک الگوی جامع دست یابیم.
  4. براساس استراتژی پژوهشی «نظریه پردازی داده بنیاد» است؛ زیرا در این رساله به دنبال تدوین تئوری و طراحی الگوی مفهومی و استفاده اسناد و مدارک و دانش ضمنی خبرگان هستیم.
  5. استفاده از اسناد و مدارک، شیوه اصلی گردآوری داده ها است؛ زیرا در موضوع تحقیق جامع ترین نظرات و داده ها، به صورت اسناد و مدارک منتشر شده اند.

شکل۳-۱- خلاصه ی مراحل انجام تحقیق با نظریه ی زمینه ای
مصاحبه ها
اسناد و مدارک
یادداشت های میدانی
مجله ها و فصلنامه ها
مشاهده ی مشارکتی
ادبیات تحقیق
تولید داده ها
تحلیل داده ها
مفهوم بندی- کدگذاری باز
کدبندی سطح اول: تولید مفاهیم اولیه
کدبندی سطح دوم: تولید مقوله های عمده
کدبندی محوری
ارتباط منطقی و علّی بین مقوله ها،