متن کامل پایان نامه اجتماعی و سیاسی

0 Comments

زمان امام کاظم ☻ یکی از فعالیّت‌های سرّی سیاسی آن حضرت بر ضد رژیم، نفوذ در درون حاکمیّت بود. امام ☻ افراد مطمئنی چون: «علی بن یقطین»، «محمد اسماعیل بن بزیع»، «عبدالرحمن بن حجاج»، « مفضل بن عمر جعفی»، «عبدالله بن جندب»، «اسامه بن حفص»، «ابراهیم بن سلام نیشابوری»، «علی بن ابی حمزه بطائنی» و… را موظّف کرده بود که بعضا در درون رژیم به فعالیّت‌ مخفی بپردازند، و برخی هم به عنوان رابط بین امام☻ و شیعیان به پرسش‌های عقیدتی و اخلاقی آنان جواب دهند.

امام کاظم ☻ از وجود چنین افرادی به نفع تشکل شیعی و رسیدگی به فقرای شیعه و تقویت بنیه اقتصادی آنان استفاده‌های فراوان برد. به عنوان نمونه: در مورد «علی بن یقطین» و فعالیّت‌های او نوشته‌اند که امام ☻ هر چیزی را که لازم داشت یا هر کاری مهمی که پیش می‌آمد، به وی نامه می‌نوشت که فلان چیز را برای من خریداری کن یا فلان کار را انجام بده… و او نیز چنان می‌کرد که امام دستور داده بود.
علی بن یقطین بر اساس دستور امام ☻ مالیات دولتی را به حسب ظاهر از شیعیان اخذ می‌نمود، اما به صورت مخفیانه دوباره اموال اخذ شده را به شیعیان مسترد می‌کرد. او نه تنها مالیات شیعیان را دریافت نمی‌کرد که خمس اموال خویش را نیز که گاه بالغ بر صد تا سیصد هزار درهم می‌شد، مخفیانه به خدمت امام می‌فرستاد تا از آن به نفع فقرای شیعه استفاده شود.
وجود چنین فعالیت‌هایی باعث شد که هارون از ناحیه امام ☻ شدیدا احساس خطر کند، و شعله این احساس با سعایت برخی سخن چینان هر روز در وجود وی مشتعل‌تر می‌شد.
این روایات و آن سنّت معصومین نشان می‌دهد که یکی از اهداف تقیّه نفوذ در دشمن و شکستن نظام و تشکیلات اوست نفوذ در دشمن یک جریان حساب شده و عقلایی است حتی کسانی که انکارش می‌کنند باورش دارند چون در هنگام ضعف باید در درون دشمن نفوذ کرد، و روشن است که انسان در برابر دشمنی که او را نمی‌شناسد و از نقشه‌هایش بی‌خبر هست چگونه می‌تواند موضع بگیرد و چگونه می‌تواند ضربه‌های او را دفع کند و بر او ضربه بزند این یک ضرورت است که در دشمن نفوذ کند و از او خبر بگیرد

تقیّه راهی است که مبارزه را از بن بست نجات می‌دهد چون آن‌جا که نمی‌شود درگیر شد و نمی‌شود با وسیله پیش‌رفت باید مانع‌ها را دور زد و از همان‌ها بهره برداشت این انعطاف و لطافت تقیّه است که می‌آموزد آن‌جا که در برابر دشمن نمی‌توان ایستاد در دل او باید نشست.
زمینه‌سازی جهت حکومت مشروع
یکی از اهداف تقیّه کتمانی، ایجاد زمینه برای تشکیل حکومت مشروع (یعنی حکومت مورد تایید ائمه ♣ که بر اساس آموزه‌های قرآن مجید و سنّت نبوی ☺ است) می‌باشد.
«شیعیان با آنکه در بخش اعظم تاریخشان اقلیتی در درون جامعه جهانی اسلام بوده‌اند و غالبا در رژیم‌های مخالف با معتقداتشان به سر برده‌اند و تنها راه خردمندانه‌ای که می‌توانسته‌اند در پیش بگیرند همین تقیّه بوده است که از خطر انقراض خود بر اثر تبلیغ و اشاعه آزادانه عقایدشان حتی‌المقدور پرهیز کنند، گرچه هر وقت هم که مناسب بوده، با شوریدن بر حکام جور، از انجام رسالت خویش باز نمانده‌اند.»

ائمه ♣ در این شرایط به داد شیعیان خود رسیده و به آن‌ها آگاهی می‌دادند که چگونه زمینه را برای ایجاد حکومت حق و مشروع ایجاد کنند. آن بزرگواران از طرفی شیعیان را نهی می‌کردند که در مسائل خود به حکام جور مراجعه نکنند تا خودشان مزه‌ی تشکیل حکومت را بچشند و تمرین کنند و برای آینده‌ی نزدیک خود را آماده کنند به همین دلیل در هر شهری یک نفر را معین کرده بودند که مردم در منازعات و خصومات به آن‌ها مراجعه کنند. حتی پول نزد آن‌ها گذاشته بودند برای آن که هر ‌جا که لازم است مصالحه کنند و نگذارند پای شیعیان به دادگاه‌های ظالمانه باز شود چون می‌خواستند که شیعه بداند اینها برای رفع مخاصمات و منازعات آن‌ها اهلیت و شایستگی ندارند.

امام صادق ☻ به شیعیان و پیروان خود سفارش می‌نمودند: وقتی اختلافی بین شما واقع می‌شود به محاکمی که از سوی سلاطین جور برای قضاوت تعیین شده‌اند مراجعه نکنند.
از طرف دیگر، در روایات دیگری امامان شیعه هر کدام برای خود بابی انتخاب کرده بودند که مردم در این‌گونه مسائل به آن‌ها مراجعه کنند، مثلا معلی ابن خنیس، یکی از اصحاب امام صادق ☻ است که تمام دخل و خر‌ج‌ها و حساب و کتاب‌ها و تمام ارتباط امام را تنظیم می‌کرده، وقتی معلی را دستگیر کردند، هرچه فشار وارد کردند که اسرار را فاش کند و بگوید با چه کسی در حکومت یا خارج حکومت سروکار دارند مقاومت کرده و گفت تا زنده باشم و این قرارداد زیرپای من باشد تا پای مرا قطع نکنید پا از روی آن برنمی‌دارم.
یا گاهی امامان ♣ برای مصون بودن اصحاب از شر دشمن آن‌ها قدح و ذم می‌کردند مانند مذمت کردن امام صادق ☻ از زراره که وقتی فرزندش محمد بن زراره از امام ☻ می‌پرسید حضرت می‌فرماید: …مثل زراره در بین شیعیان ما مثل کشتی است که حضرت موسی و خضر بر آن سوار شدند او کشتی این امت و جمعیت است و حضرت خضر برای آن‌که اصل کشتی از سرقت مصون بماند چند قطعه تخته از آن کشتی را سوراخ کرد
من اگر الان در این مجلس از پدرت مذمت کردم دشمن خیال می‌کند زراره با من ارتباط ندارد و زراره مصون می‌ماند.
این‌ها گوشه‌هایی از تقیّه ائمه ♣ جهت زمینه‌سازی و آماده شدن شیعیان برای تشکیل حکومت بود. امامان شیعه ☻ با استفاده از تقیّه توا
نستند خدمات شایانی به اسلام و شیعه کنند. لذا می‌بینیم که بعد از امام یازدهم پنجاه سال بیش‌تر طول نکشید که اولین حکومت و دولت شیعه در تاریخ اسلام بنام آل‌بویه شکل گرفت. آل‌بویه اولین جمعیتی بودند که در زمان غیبت صغرا به حکومت رسیدند و قصه‌ی عاشورا و علم و عزاداری راه انداختند در این مقطع شیعه توانست در عالم اسلام جای پای خود را باز کند و این وضعیّت ادامه پیدا کرد تا این که خداوند این توفیق و نعمت خود را بر عبد صالح و شایسته خود حضرت امام خمینی ◙ ارزانی داشت که توانست برای اولین بار حکومتی از هر جهت شیعی را تاسیس کند و بحمدالله هر روز هم شاهد ثمرات و باروری آن هستیم.
جایگاه تقیّه در حکومت مشروع و نامشروع
با توجه به جایگاه تقیّه حکومتی، می‌توان تقیّه را به دو گونه تقسیم کرد

1. تقیّه قبل از حکومت
2. تقیّه بعد از حکومت

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تقیّه قبل از حکومت، زمینه‌ساز ایجاد حکومت است و تقیّه بعد از حکومت موجب گسترش قلمرو حاکمیّت اسلام است.
در حدیثی از امام صادق ☻ آمده است : « اتَّقُوا اللَّهَ وَ صُونُوا دِینَکُمْ بِالْوَرَعِ وَ قَوُّوهُ بِالتَّقِیَّهِ »
بیان مطلب فوق بدین صورت است که: تقیّه در عرصه اجتماعی و سیاسی با تقیّه در عرصه فردی به دلیل حفظ جان تفاوت دارد. تقیّه می‌تواند ابزار تشکیل حکومت و ابزار گسترش اندیشه‌ی حکومت اسلامی باشد. به عبارت دیگر تقیّه حماسی کردن فکر و اندیشه در قالب پنهان‌کاری و نفوذ در دشمن است. و شرایط را برای عملی نمودن طرح و برنامه خویش آماده می‌کند تا بتوان قدرت را بدست آورد و تشکیل حکومت داد. لذا در مبانی دینی و روایی ما تقیّه یک نوع جهاد شمرده شده است. که در کلام امام صادق ☻ تصریح شده است « الْمُؤْمِنُ عَلَوِیٌّ إِلَى أَنْ قَالَ وَ الْمُؤْمِنُ مُجَاهِدٌ لِأَنَّهُ یُجَاهِدُ أَعْدَاءَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی دَوْلَهِ الْبَاطِلِ بِالتَّقِیَّهِ وَ فِی دَوْلَهِ الْحَقِّ بِالسَّیْفِ »
مؤمن علوی است و مؤمن مجاهد است که در دولت حق با شمشیر (قدرت جهادی) و در دولت باطل با تقیّه به پیش می‌رود.

تقیّه در بعد سیاسی یک نوع پوشش امنیّتی است که در سایه آن می‌توان مبارزه و جهاد کرد.
با توجه به این که جایگاه اصلی تقیّه در باب ولایت، مسائل مربوط به زندگی در حکومت نامشروع می‌باشد. در ابتدای این بحث لازم است مشروع و نامشروع بودن حکومت را مورد بحث قرار دهیم و پس از تبیین مشروعیّت حکومت نظام سیاسی اسلام، به بررسی جایگاه تقیّه در هر کدام بپردازیم.
مفهوم مشروعیّت
مشروعیّتی که در فلسفه سیاست مطرح می‌شود مفهومی اصطلاحی دارد که نباید آن را با مفهوم لغوی آن اشتباه گرفت. به عبارت دیگر نباید «مشروعیّت» را با «مشروع» «مشروعه» و «متشرعین» که از «شرع» به معنای دین گرفته شده، همسان گرفت،
مشروعیّت در دانش سیاسی تقریبا مرادف قانونی بودن است. به بیان دیگر مشروعیّت یعنی توجیه عقلانی اعمال قدرت حاکم و این که برای اعمال قدرت خود چه مجوّز قانونی دارد. و در مقابل، مردم چه توجیه و تفسیری برای اطاعت خود از حاکم دارند.
ملاک مشروعیّت حکومت
برای تبیین این بحث به بیان چند نظریه مشهور به صورت موجز بسنده می‌کنیم.
1. نظریه قرارداد اجتماعی: این نظریه مشروعیّت حکومت را از قرارداد اجتماعی می‌داند، بدین معنا که بین شهروندان و دولت قراردادی منعقد شده است که بر اساس آن، شهروندان خود را ملزم به پیروی از دستورهای حکومت می‌دانند.در مقابل حکومت هم متعهد است که امنیّت، نظم، و رفاه شهروندان را فراهم سازد.
2. نظریه رضایت: در این نظریه رضایت شهروندان معیار مشروعیّت است، یعنی وقتی افراد یک جامعه به وجود حکومتی راضی باشند اطاعت از دستورهای حکومت بر آنان لازم است.
3. نظریه اراده عمومی: اگر همه مردم یا اکثریت افراد یک جامعه خواهان حاکمیّت کسانی باشند، حکومت آنان مشروع می شود و در این نظریه معیار مشروعیّت خواست عمومی مردم است.
4. نظریه عدالت: اگر حکومتی برای برقراری عدالت تلاش کند مشروع است، در این نظریه عدالت منشا الزام سیاسی است.
5. نظریه سعادت یا ارزش‌های اخلاقی: در این نظریه مشروعیّت یک حکومت در گرو آن است که حکومت برای سعادت افراد یک جامعه و برقراری ارزش‌های اخلاقی در آن جامعه تلاش کند. منشاء الزام آوری و مشروعیّت در این جامعه، این است که حکومت به دنبال سعادت مردم است.
6. نظریه مرجعیّت امر الهی یا حکومت الهی: معیار مشروعیّت حکومت، در این نظریه حق الهی و امر الهی است که حکومت دینی بر اساس همین نظریه است.

ملاک مشروعیّت حکومت از دیدگاه تشیّع
در معیار مشروعیّت حکومت اعم از شیعیان و اهل سنّت، بر یک مطلب اتفاق نظر دارند و آن این است که اگر خداوند کسی را برای حکومت تعیین کند، حکومت این فرد مشروعیّت دارد و او دارای حق حاکمیّت است.
زیرا بر اساس بینش اسلامی همه جهان ملک طلق خداست و همه چیز از آن اوست. هیچ کس حق تصرف در چیزی را ندارد، مگر با اجازه خدایی که مالک حقیقی همه است. از آن‌جا که حکومت بر انسان‌ها هم در اصل حق خداست و از شئون ربوبیّت اوست هیچ کس حق حاکمیّت بر دیگری را ندارد مگر آن‌که از طریق خدای متعال مأذون باشد، یعنی حکومت کسی که از طرف خدا نصب شده باشد مشروع است.
پس تشکیل حکومت و تنظیم قوانین و ایجاد نظم سیاسی که مستلزم تصرف در امور انسان‌ها و محدود ساختن آزادی افراد است، تنها از سوی کسی رواست که دارای این حق و اختیار باشد و او تنها خداوند متعال است و لذا تشکیل حکومت تنها با اذن و اراده الهی مشروعیّت می‌یابد.
با چنین اعتقادی، تنها کسانی حق حکومت دارند که از سوی خداوند منصوب باشند. این افراد انبیای الهی و ائمه ♣ هستند، که مستقیما با اذن خدا بر مردم ولایت دارند و در زمان غیبت، نائبان امام زمان ☻ با شرایطی خاص و به طور غیر مستقیم از سوی خداوند برای ولایت برگزیده می‌شوند. مردم وظیفه دارند آن‌ها را بشناسند(کشف کنند) و برای اجرای اسلام از آن‌ها پیروی کنند، بنابراین در نظام سیاسی اسلام، حکومت از آن خدا و منصوبین مستقیم و غیر مستقیم اوست و از آن به حکومت ولایی تعبیر می‌شود.
مشروعیّت حکومت از دیدگاه اهل تسنّن
از دیدگاه اهل تسنّن – که معتقدند بجز رسول الله ☺ هیچ کسی از طرف خدا منصوب نشده است- حکومت چگونه، مشروعیّت می‌یابد؟ در جواب باید گفت: سه راه برای مشروعی
ّت حکومت وجود دارد
اول: اجماع مسلمانان برای حکومت یک فرد
دوم: نصب توسط خلیفه قبلی
سوم: تعیین اهل حل و عقد که راه سوم معروفترین راه حصول مشروعیّت از نظر اهل سنّت است. و مقصود از آن این است که اگر بزرگان مسلمانان – که اهل نظر و رأی هستند-اجماع کنند و کسی را برای حکومت معیّن نمایند، حکومت او مشروعیّت خواهد داشت.
نقش مردم در حکومت اسلامی
نقش مردم در حکومت اسلامی از دو جنبه قابل بررسی است. یکی در مشروعیّت بخشیدن به حکومت اسلامی ودیگری در عینیّت بخشیدن به حکومت اسلامی است. به اتفاق نظر تمامی مسلمانان، مشروعیّت حکومت رسول الله ☺ از سوی خداوند متعال بوده است، یعنی خداوند حق حکومت را به ایشان عطا فرمودند ولی برای تحقق حکومت پیامبر ☺ نقش اساسی از آن مردم بوده است به عبارت دیگر آن حضرت با یک نیروی قهری حکومت خویش را بر مردم تحمیل نکردند. بلکه خود مسلمانان از جان و دل با پیامبر بیعت کرده و با رغبت حکومت نبوی را پذیرا شدند. و کمک‌های بی‌دریغ مردم موجب تحکیم پایه‌های حکومت پیامبر گشت.
تقیّه در انواع حکومت‌ها
در اندیشه سیاسی اسلام ملاک‌های متعددی برای ارزش‌یابی و مرزبندی حکومت‌ها وجود دارد. که اغلب در بحث‌های کلامی و فقهی مطرح شده است. ولی به طور کلی می‌توان انواع حکومت را به دو نوع کلی حکومت عدل و وجور تقسیم کرد. توصیف حکومت عدل در عصر حضور از باب کلی منحصر به فرد است و در وجود شخص معصوم یعنی پیامبر ☺ و امام معصوم ☻ یا کسانی که از طرف ایشان در سرپرستی امور مردم مأذون و مجازند تعیّن می‌یابد. در عصر غیبت نیز این مفهوم در حکومت فقیه عادل جامع‌الشرایط که بسط ید کامل دارد، مصداق پیدا می‌کند.
«للفقیه العادل جمیع ما للرسول و الائمه ♣ ممّا یرجع الیه الحکومه و السیاسه و لا یعقل الفرق…» فقیه عادل تمام شئون و مناصب حکومتی و سیاسی پیامبر ☺ و ائمه معصومین ♣ را داراست. وفرق بین فقیه عادل و آن‌ها در این راستا معقول‌نیست.
در مقابل حکومت جور فاقد ویژگی نصب الهی و اذن معصوم یا فقیه است.
بنابراین از دیدگاه قرآن و احادیث هر نوع حکومتی که مشروعیّت خود را از منبع الهی اخذ نکرده و پیوندی با حاکمیّت الهی نداشته باشد، حکومت جور به شمار می‌آید و حاکمان چنین حکومت‌هایی جائر شمرده می‌شوند. و از امام صادق ☻ روایت شده است: «کُلُّ رَایَهٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ »
هر پرچم و دعوت مستقلی پیش از قیام حجّت ☻ همراه با طاغوتی است که به جای خدا پرستیده می‌شود.
به همین دلیل دعوت به خویشتن و بالا بردن پرچم و تشکیل حکومت، (بدون نشأت از منبع الهی) مشروعیّت ندارد. و بالا بردن چنین پرچمی، همواره طاغوت تراشی و حمایت و فرمان‌بری از طاغوت است.

در قرآن کریم خداوند می‌فرماید: « فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ وَ هُوَ یُحْیِ الْمَوْتى‏ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ»
خداست که سرپرست راستین است و اوست که مردگان را زنده می‌کند و او بر هر چیزی تواناست.
و در سوره انعام می‌فرماید « قُلْ أَ غَیرَ اللَّهِ أَتخَّذُ وَلِیًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏ »
بگو آیا غیر خدا را ولیّ خود بگیرم، خدایی که پدید آورند آسمان و زمین است؟!
و حضرت علی ☻ در رابطه با رهبر عادل و جائر خطاب به عثمان می‌فرماید: « فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ هُدِیَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّهً مَعْلُومَهً وَ أَمَاتَ بِدْعَهً مَجْهُولَهً وَ إِنَّ السُّنَنَ لَنَیِّرَهٌ لَهَا أَعْلَامٌ وَ إِنَّ الْبِدَعَ لَظَاهِرَهٌ لَهَا أَعْلَامٌ وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّهً مَأْخُوذَهً وَ أَحْیَا بِدْعَهً مَتْرُوکَهً وَ إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ یُؤْتَى

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *