چندین اندیشه کلیدی معنی کیفیت زندگی رو بیان می کنه. اولین اندیشه اینه که افراد درباره کیفیت زندگی نظرات منحصر به فردی دارن و به روش فعلی، تجربیات گذشته، امید به آینده، و آرمانهای اونا بستگی داره. دومین اندیشه اینه که کیفیت زندگی به عنوان یه ساختار چند بعدی در بر گیرنده ابعاد مختلفه. در سومین اندیشه، کیفیت زندگی شامل دیدگاه های عینی و ذهنیه.

نوردون فلت(۱۹۹۱) کیفیت زندگی رو خوشحالی از زندگی توصیف کرده. به نظر اون امتحان خوشحالی ادما از راه بررسی تجربه ادما از اندازه حصول به آمال و آرزوهاشون انجام پذیره. این تجربه ممکنه واسه افراد دیگه همون معنی و معنی رو نداشته باشه. سازمان بهداشت جهانی کیفیت زندگی رو «درک فرد از موقعیت خود در زندگی، در متن فرهنگی و سیستمای ارزشی که فرد در اون زندگی می کنه، در مورد هدفها، انتظارات، استانداردها و چیزهای مورد علاقه خود تعریف می کنه». این تعریف ابعاد فیزیکی، روانشناختی، سطح استقلال، ارتباطات اجتماعی، رابطه با محیط و معنویت رو شامل می شه. این تعریف این دیدگاه رو میگه که کیفیت زندگی به آزمایش ذهنی ادما از کیفیت زندگی اشاره داره که این خود بر اساس زمینه های فرهنگی اجتماعیه(power,2003:74).

محققان بر سه اصل در رابطه با کیفیت زندگی اتفاق نظر دارن:

۱- کیفیت زندگی یه ارزشیابی ذهنیه و به، قضاوت افراد درباره کیفیت زندگی بستگی داره.

۲- کیفیت زندگی یه وجود پویا و دینامیکه، بدین معنا که کیفیت زندگی فرآیندی وابسته به زمان بوده و تغییرات داخلی و خارجی در اون دخالت داره.

۳- کیفیت زندگی یه معنی چند بعدیه و باید از زاویه ها و ابعاد جور واجور سنجیده شه. (Kibert,1997:120)

کیفیت زندگی بیشتر از هر چیز چیزی نسبیه. برداشت افراد درباره کیفیت زندگیشون با همدیگه برابر نیس. بر این پایه شاید بشه نتیجه گرفت که میان آزمایش جوانان از واقعیتای زندگی و مطلوبیت زندگی و از اون مهمتر معیارهایی که واسه آزمایش زندگی وجود دارن، با چیزی که پدران و مادران و حاکمان و مسئولان جامعه دارن، فرق هست و این شکاف، همیشه رو به گسترش بوده و عمیقتر می شه.(خوارزمی، ۱۳۸۶: ۶۷)

هورنکویست کیفیت زندگی رو براساس تحقیقات خود و یافته های بقیه به عنوان نیاز بیان شده و رضایت عملی در ابعاد اصلی زندگی با تأکید بر احساس خوب بودن تعریف می کنه(هورنکویست، ۱۹۸۲: ۱۴۱).

کیفیت زندگی یه معنی گسترده س که بیشتر در تحقیقات بهداشتی مخصوصا در مورد تحقیقات معلولیت و سلامت ذهی بکار برده شده. با اینحال، مناقشاتی بر سر معنی این معنی هست و درباره معنی اون اتفاق نظر وجود نداره. حرفه های جور واجور با کم تشابهی، تفسیر خاص خود رو از این معنی دارن. با اینحال شناخت کیفیت زندگی به عنوان یه عاملِ مهمِ نشون دهنده اثر رفتارها، نیاز به بهداشت، آزمایش سیاست گذاریا و موشکافی هزینه – سود، رو به رشد می باشه. معمولاً دو نگاه در مورد کیفیت زندگی تشخیص داده شده. کیفیت زندگی عینی که در مورد اون، از نشون دهنده های عینی واسه امتحان این معنی استفاده می شه و کیفیت ذهنی  زندگی که در اون دیدگاه شخص در نظر گرفته می شه. در برداشت عینی کیفیت زندگی با بهره گرفتن از پارامترهای اجتماعی که به شرایط خارجی اشاره داره (مثلا بهداشت یا سلامتی، مسکن) توصیف می شه. راه و روش ذهنی از کیفیت زندگی بر مبنای عوامل روانی قرار داره و آزمایش دیدگاه های شخصی مردم رو از زندگی شون جفت و جور میکنه. کلا رابطه ضعیفی بین اندازه گیریهای عینی و ذهنی از کیفیت زندگی هست. تنها وقتی که کیفیت زندگی عینی خیلی پایین باشه اتحاد واضحی بین ابعاد ذهنی و متناظرهای ذهنی اونا هست.                          (De  Maeyer&etal,2008:110)

موشکافی

در تعریفی که ویور در سال ۲۰۰۱ ارائه داد و مورد قبول خیلی از کارشناسان قرار گرفت کیفیت زندگی این جور تعریف شده: کیفیت زندگی یعنی: برداشت هرفرد از وضعیت سلامت خود و اندازه رضایت از این وضع  (king,2006:829). البته باید توجه داشت که سلامتی برابر رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی در نظر گرفته می شه و بالاتر از نبود وجود مریضی یا معلولیت می باشه. (تولایی، ۱۳۸۶: ۱۹).

یونسکو درتعریف کیفیت زندگی میگه: کیفیت زندگی یه معنی کلیه که تموم جنبه های زیستی، شامل رضایت مادی، نیازای حیاتی و هم اینکه جنبه های انتقال زندگی مثل پیشرفت فردی، خود شناسی و بهداشت اکوسیستم رو پوشش میده (دوب، ۱۳۷۷: ۱۹۲)

سازمان جهانی بهداشت کیفیت زندگی رو این جور تعریف می کنه: کیفیت زندگی آدما به عنوان درک ادما از موقعیت شون در زندگی از بخش های فرهنگی و نظام ارزشی که در اون زندگی می کنن و در رابطه با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانی هاشون تعریف می شه. این تعریف مفهومی با دامنه وسیعه که به روش پیچیده ای با سلامت فیزیکی، وضعیت روانشناختی، سطح استقلال، روابط اجتماعی افراد و رابطه اونا با خصوصیات برجسته محیط شون قاطی شده شده (سازمان بهدشت جهانی، ۱۹۹۵).

معنی کیفیت زندگی به برداشت و درک فرد از موقعیت خود در زندگی در چارچوب اهداف و نظام ارزشی قبول شده ایشون بستگی داره (ایوانز و کوپ، ۱۹۸۹). به بیان دیگه کیفیت زندگی هر فرد به درک منحصر به فرد ایشون از زندگی بستگی داره و اینکه زندگی بر خلاف ارتباطی که ایشون با خونواده، دوستان و جامعه داره ارضاء کننده س. علاوه بر اون ایشون از جنبه های روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و جنسی اش رضایت داره (Cella,1994:250).
اقتصادی

­ در بررسی سیستماتیک مدلهای تعریفی کیفیت زندگی، تایلفر سه نوع متفاوت رو تشخیص داده. مدل مفهومی که آسونترین نوعه و ابعاد یا اجزاء خاصی از کیفیت زندگی بررسی می شه. در چارچوب مفهومی رابطه بین ابعاد کیفیت زندگی مورد بررسی قرار میگیره. و در چارچوب نظری پس از بررسی ابعاد رابطه اونا با یه نظریه مورد بررسی قرار میگیره.

 

جدول: ۲-۱-  مدلهای تعریفی از دیدگاه تایلفر (تایلفر و همکاران، ۲۰۰۳: ۲۹۹)

نوع مدلتعریف
مدل مفهومیمدلیه که ابعاد و اجزاء خاصی از کیفیت زندگی رو تعیین می کنه(آسونترین نوع مدل)
چارچوب مفهومیمدلی که رابطه مستقیمی رو بین عناصر و ابعاد کیفیت زندگی تعریف، تبیین و یا پیش بینی می کنه
چارچوب نظریمدلی که شامل ساختار عناصر و رابطه شون با یه نظریه رو میگه.(پیچیده ترین نوع مدل)

لیو(۱۹۷۶) سه راه و روش رو در بررسی معنی کیفیت زندگی ارائه میده:۱- تعریف کیفیت زندگی براساس عناصر تشکیل دهنده اون مانند خوش حالی، رضایتمندی، ثروت، سبک زندگی و… ۲- تعریف کیفیت زندگی از راه استفاده شاخصای عینی و ذهنی اجتماعی مانند تولید ناخالص داخلی، بهداشت، شاخص رفاه، شاخص آموزش و … ۳- تعریف کیفیت زندگی براساس تعیین متغیرها یا عوامل موثر بر کیفیت زندگی و توجه به زمینه ها و شرایطی که در اون، سطح زندگی تعیین می شه. (غفاری و امیدی، ۱۳۸۸: ۴)

فلس و پری هم طرح شون از مدلهای کیفیت زندگی رو به توضیح زیر بیان می کنن:

به دلیل اهمیت و کاربرد جور واجور معنی کیفیت زندگی، مدلهای زیادی براساس الگوی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی مطرح گردیده که یکی از مدلهای شاخص به وسیله فلس و پری با هدف تشریح معنی کیفیت زندگی وابعاد وگستره اون در گروه های جور واجور به نحوذیل بیان شده:

دیدگاه اول: کیفیت زندگی رو به طور عینی کل شرایط قابل اندازه گیری زندگی تجربه شده به وسیله شخص می دونه که این شرایط ممکنه شامل سلامت فیزیکی، موقعیتهای فردی، ثروت، شرایط زندگی و…) ارتباطات اجتماعی، فعالیتهای روزمره و مشاغل اجتماعی باشه. جواب ذهنی به این شرایط در بخش رضایت شخص از زندگی خوده.

دیدگاه دوم: این مدل معنی کیفیت زندگی رو هم معنی با رضایت شخصی نشون میده. رضایت کامل از زندگی، رضایت از تعدادی بخش های رو مشخص می کنه که بخش هایی شامل موارد زیره: سلامت مواد غذایی – امنیت – دوستان و تفریح – رابطه با خونواده – دارایی رابطه اجتماعی.

اما با این حال، مساوی انگاشتن کیفیت زندگی منحصراً با رضایت فردی و یا مساوی دونستن اون با شرایط زندگی قابل قبول نیست، چون که مثلا شخصی رو در نظر بگیرین که از درآمدش راضیه تا اینکه میفهمه، همکاری که از نظر رتبه، شایستگیا و مسئولیتها همپایه ویه، درآمدش از ایشون بیشتره. این قضیه فرد رو وسوسه می کنه که این مسأله رو تو ذهن خود بپردازه که رضایت بالا از زندگی برابره با بیشترین اندازه بهزیستی فرد. انتظارات افراد ممکنه بالا و پایین باشه و در دوره های جور واجور زندگی و در جواب به موقعیتای فردی عوض شه. در واقع در مدل دوم کیفیت زندگی هم معنی با رضایت از زندگی تعریف شده. بدو ن اینکه به وسعت شرایط متفاوت زندگی و آزادی عمل افراد توجه شه.

دیدگاه سوم: در این دیدگاه بخش های زندگی ممکنه هم به طور عینی به وسیله شاخصهای بیولوژیکی، اجتماعی، رفتاری یا روانشناسی فرد بررسی شه و هم به صورت احساسات ذهنی در هر بخش از زندگی ایشون که انعکاسی از رضایت و بهزیستی فرده بررسی شه.

روانشناسی

دیدگاه چهارم: در این دیدگاه بخش های زندگی به صورت زیر تعریف شده: (رضایت از آزمایش شخصی، اهداف و نیازای اولیه بواسطه درک از تواناییها یا سبک زندگی فرد). این تعریف با این واقعیت که رضایت و بهزیستی حاصله از درک شخص از موقعیتهای عینی اونا ، نیازها و یا علایقشه، یکی بودن داره. درواقع کیفیت زندگی شامل بررسی باهم عینی و ذهنیه.­(فلس و پری،۱۹۹۵ به نقل از رحیمی،۱۳۸۲: ۱۲)

[۱] -Nordonfelt

[۲] – Hornquist

[۳] – Viver

[۴] – Cope

[۵] -Taillefer

[۶] -Conceptual Model

[۷] -Conceptual Framework

[۸] – theoretical Framework

-Liu

[۱۰] -Felc & pery