مقاله رایگان درمورد اسناد بین الملل

یا دولت دانست و از شهروند دولت آمریکا یا شهروند دولت چین نام برد. در دولت لیبرال علاوه بر آنکه شهروند محدود به چارچوب دولت کشور است و خارج از آن وظایفی ندارد، دولت نیز محدودیت های زیادی بر او بار می نماید. دولت در دولت لیبرال محدود می باشد و بازیگران اصلی جامعه شهروندان می باشند ، این مشارکت فعال شامل همه ی زمینه های زندگی شهروندان می باشد. از امور اقتصادی گرفته تا جریانات سیاسی ، بدین معنی که شهروندان همه شئونات زندگی خود را در دست دارند و در امور اجتماعی خود مشارکت فعال دارند و دولت به عنوان کارگزار و مجری دستورات شهروندان عمل می کند.
گفتار سوم: دولت و شهروندی سوسیال
« گسترده ترین ایدئولوژی سیاسی و مشتمل بر رشته ای بسیار وسیع از نظریه ها مکتب ها است در واقع متمایل به اشاره به سوسیالیسم ها است به جای اینکه سوسیالیسم محض باشد و به مثابه یک میراث ایدئولوژیک مشترک مدعای گروههایی بسیار متفاوت می باشد ،نظیر انقلابیون کمونیست ملی گرایان آفریقایی، سوسیال دموکرات های غربی و حتی برخی فاشیست ها در ناسیونال سوسیالیسم های خاص این مکتب ها درتلاش هایشان برای استقرار سوسیالیسم حقیقی معمولاً بیشتر نسبت به یکدیگر خصومت ورزیده اند تا سایر ایدئولوژی ها : یک چنین سردرگمی اصولاً ناشی از موقعیت سوسیالیسم در استقرار خود به عنوان یک نیروی سیاسی عمده ، تقریباً در تمامی نقاط جهان به استثنای آمریکای شمالی است.
همزمان با اشاعه ی عقاید سوسیالیستی این عقاید در اثر نیروهای اجتماعی و فرهنگی و تاریخی بسیار متفاوتی که با آنها در اروپای غربی و شرقی ، آسیا و آمریکا لاتین برخورد کردند ، شکل گرفته و گاه گاه متحول شده اند ».غفلت لیبرال ها از مسئولیت های شهروندی واکنش های زیادی را برانگیخت. سوسیال محافظه کاران و اجتماع گرایان مخصوصاً به گونه ای قوی استدلال نموده اند که تمرکز بیش از حد به حقوق برای کیفیت شهروندی مضر است .حقوق فردی به تنهایی یک نوع شهروندی سطحی ایجاد می نماید که کار کمی برای حفظ جامعهی سیاسی که حقوق بر آن بنا شده اند انجام می دهد.
فردگرایی لیبرالیسم نگرش خودخواهانه و ابزاری به دموکراسی و شهروندی رواج داده و این ها نه به عنوان تجلیات زندگی جمعی و اشتراکی بلکه به عنوان شیوه های افزایش نفع شخصی قلمداد شده اند. از نظر سوسیال محافظه کاران راه احیای شهروندی این است که با منوط ساختن حقوق به انجام وظایف پیوند حقوق و مسئولیت ها را دوباره بر قرار سازیم. حقوق اجتماعی نه شهروند بلکه سوژه خلق می کنند و اخلاق فضیلت مدنی را که نظام اخلاقی بر مبنای آن ایجاد می شود ، نابود می نماید.
گفتار چهارم : دولت و شهروند پسا مدرن
یکی دیگر از قرائت های خاصی که از شهروندی وجود دارد شهروندی پسامدرن می باشد. پسامدرنیسم یکی از جدیدترین ، به روز ترین و در عین حال جذاب ترین اندیشه راجع به شهروندی است . «پسامدرنیسم و جهانی شدن روندهایی هستند که ماهیت دولت ملی سرزمین و همچنین ارزش ها و مؤسسات سیاسی را از خود متأثر ساخته اند. نظم قدیم سیاسی در خصوص دولت در حال از بین رفتن است و روند تجدید ساختارها اقتدارهای سیاسی متفاوتی به وجود خواهد آورد».
با رشد واقعیت کوچک شدن جهان و کاهش منافع و افزایش پیچیدگی مسائل ، جهانی شدن ، رشد معنا داری پیدا کرده است . دولت ها در مقابل این چالش با مسائل متعددی رو به رو گردیده اند در رویا رویی با مسائل جهانی مثل کمبود انرژی ، گرم شدن جهان و ایدز ، همکاری های بین المللی از طریق سازمانهایی مانند سازمان ملل متحد و دیدار بین المللی خود نمایی می کنند. ولی در منطق و عمل ، بسیاری از دولت های ملی ، سنتی با موانعی مواجه هستند . جهانی شدن روندی آرمانی است اما به خاطر پیچیدگی و در هم تنیدگی تداخل و فراملی گرایی به تنهایی نیازهای سیاست و جامعه پسامدرن را بر آورده نخواهد کرد.
« پسامدرن هم عکس العملی به روندهای خارجی جهانی شدن است . یکی از جنبه های عمیق سیاست پسامدرن ، به هم پیوستگی سیاست بین المللی ، ملی و اقتصاد و فرهنگ است . نه تنها بازیگران ، ساختارها و نیروها بیش تر به هم متصل شده اند ، بلکه در تمامی سطوح از یک بخش به بخش های دیگر تداخل و همپوشانی ایجاد شده است ». در اندیشه ی پسامدرنیسم اصول و یا مبانی مشخص و روشنی در خصوص شهروندی همچون سایر نظریات سیاسی وجود ندارد و به نوعی محور ، مبنا و پایه اصلی پست مدرنیسم سیار بودن و متغیر بودن و ثابت نبودن مفاهیم و موضوعات بشری می باشدو از همین رو نمی توانیم تعریف خاصی از شهروندی در این اندیشه ارائه دهیم . در اندیشه پسامدرنیسم قائل به نوع گسست بین مفاهیم و موضوعات در سطح بین المللی و داخلی می باشد که در ادامه به برخی از آنها می پردازیم .
«1- حقوق بین المللی : چالش علیه حذف فرد از موضوع و مفاد حقوق بین المللی شکل گرفته و در نتیجه شکافی میان حقوق و وظایف ناشی از شهروندی و انواع جدید آزادی و تکلیف در حقوق بین المللی به وجود آمده است . دو قاعده اصلی حقوق یعنی مصونیت از صلاحیت قضایی و مصونیت کارگزاران دولتی امروزه به شکلی فزاینده زیر سؤال رفته است.
2-بین المللی شدن تصمیم گیری : گسست دوم ، وجود سازمان ها و رژیمهای بین المللی است که برای مدیریت حوزه های فعالیت فراملی (تجارت ، اقیانوس ، فضا و … مشکلات جمعی سیاست گذاری برقرار شده است.
قدرت هژمونیک و ساختارهای امنیتی بین المللی : دولت کنشگر نظامی کاملاً خود مختار نیست . برای مثال عضویت در ناتو حاکمیت یا استقلال را لغو نمی کند ، اما مشروع می نماید. از زمان شکل گیری نظامی مرکب از دولت ها ، امنیت هنوز هم دغدغه اصلی دولت هاست. پیوند متقابل بین دولت ها به این معناست که سیاست امنیت ملی یک کشور ، پیامدهای مستقیمی بر امنیت کشوری دیگر دارد و پویایی کل نظام امنیتی جهانی برای همه ملت ها مؤثر است . منطق امنیت دولت محور ، پی آمدهای مهمی برای نظام های ملی پاسخگویی و دموکراسی در کل دارد به طوری که اولاً تقریب حس جدایی دولت ها ، دموکراسی بین المللی را انکار می کند . ثانیاً با مشروطه بحث بخشیدن به سازمان های سلسله مراتبی و محرمانه در داخل ، دموکراسی را از بین می برد.

4- هویت ملی و جهانی شدن فرهنگ …
5- اقتصاد جهانی ….».
گفتار پنجم :شهروند جهانی
آخرین موضوعی که در خصوص شهروندی مورد بررسی قرار می گیرد ، ارائه تعریف خاص از شهروند جهانی می باشد . امروزه تحولات و دگردیسی های خاصی که از جهت مبنایی ، اصولی و مفهومی در نظریه شهروندی رخ داده است موجبات شکل گیری مفهوم شهروند جهانی شده است .
نظریه شهروند جهانی محصول توسعه مفهومی و مبنایی اندیشه شهروندی در بستر و ظرف زمانی و تاریخی خاصی می باشد و به نوعی برآمد رشد و بلوغ فکری کشورهای پیشرفته غربی می باشد . در این راستا شهروندی از سطح تکالیف و حقوق در سطح داخلی فراتررفته و در سطح بین المللی و جهانی نیز نمود و عینیت یافته است . به گونه ای که نیازها ، شرایط و اقتضائات خاص جهانی آن را بوجود آورده است .
« نظریه شهروند جهانی بر این امر تأکید دارد که می توان برای افراد به عنوان شهروندان جهانی حقوق و تعهداتی در سطح بین المللی به رسمیت شناخت اگرچه به طور پراکنده در نظریه های ابراز شده توسط اندیشمندان عنوان شده بود اما باید آن را به نام دیوید میلر نام گذاری کرد » .
فصل دوم
حق بر محیط زیست سالم
در این فصل به بیان و بررسی و ارزیابی حق بر محیط زیست سالم در چارچوب منابع و اسناد بین المللی می پردازیم. آنچه به عنوان حق بر محیط زیست سالم امروزه مطرح می شود ؛ در واقع بخشی از نسل سوم حقوق بشر تحت عنوان حقوق همبستگی می باشد در مطالب ذیل سعی خواهد شد در پرتو جدید ترین و به روزترین قوانین و اسناد و معاهدات مرتبط با محیط زیست حق مذکور را مورد واکاوی ، بررسی و ارزیابی قرار دهیم . در مطالب ذیل با روشن شدن حق بر محیط زیست سالم به خوبی با چارچوب کلی حق بر هوای پاک آشنا شده و به خوبی آن را درک خواهیم نمود .
مبحث اول : تعریف حق بر محیط زیست سالم
یکی از موضوعات و مسائل مهمی که باید به تحلیل و ارزیابی آن بپردازیم تعریف حق بر محیط زیست سالم می باشد. در متون و اسناد بین المللی بایستی به دنبال تعریفی از حق بر محیط زیست بود . « در متون و اسناد بین المللی تعریفی از حق بر محیط زیست ارائه نشده است ، اما مواد 14 و 15 پیش طرح سومین میثاق بین المللی حقوق همبستگی در بیان حق بر محیط زیست می گوید ؛ هر انسان و کلیه ی انسان ها به صورت گروهی حق دارند از محیط سالم و متعادل از نظر زیست محیطی و مساعد برای توسعه ی اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و حقوقی برخوردار گردند …
دولتهای عضو متعهد می گردند که شرایط طبیعی حیات را دچار تغییرات نامساعدی ننمایند که به سلامت انسان و بهزیستی جمعی صدمه وارد کند ، صدمه ای که برای توسعه ی جمع ضروری باشد و راهی برای اجتناب از آن وجود نداشته باشد، قابل قبول محسوب می گردد . از سوی دیگر اصل اول اعلامیه ی استکهلم می گوید : انسان از حقوقی بنیادین برای داشتن آزادی ، برابری و شرایط مناسب در محیط زیستی که به او اجازه ی زندگی با حیثیت و سعادت مندانه را بدهد ، برخوردار است . او رسماً مسئولیت حفاظت و بهبود محیط زیست برای نسل های حاضر و آینده را بر عهده دارد . حال این سئوال پیش می آید که چه نوع محیط زیستی و چه ویژگی در این حق جای می گیرد ؟ در پاسخ به این سئوال بعضی از نویسندگان معتقدند که منظور از این نوع حقوق بشر جدید ، حق برخورداری از محیط زیست شایسته ، سالم و امن است و برخی دیگر ضمن بیان حق بر محیط زیست ، به مواردی همچون آب و هوای پاکیزه و حداقلی از استاندارد سلامتی اشاره کرده اند . به عبارت دیگر آنچه حق بر محیط زیست در پی آن است ، این است که انسان ها حق دارند که محیط زیست آنها از شرایط مناسب برای زندگی سعادتمندانه توأم با امنیت و سلامت برخوردار باشد . شاید بتوان گفت از آن جا که یک محیط زیست سالم و شایسته ، با نگرش واقع بینانه ، کمتر از یک محیط زیست کاملاً تمیز و پاکیزه است ، رویکرد دیگری که می توان اتخاذ کرد این است که معیاری اتخاذ شود که نمایانگر یک حداقل لازم برای زندگی سالم باشد … ».
مبحث دوم : منابع و اسناد بین المللی حق بر محیط زیست

در این مبحث به بررسی و بیان منابع و اسناد بین المللی حق بر محیط زیست سالم در پرتو اسناد و معاهدات بین المللی و معاهدات منطقه ای به طور خلاصه می پردازیم . در مقدمه پیش طرح سومین میثاق بین المللی حقوق همبستگی مصوب 1982 چنین می خوانیم : « طرف های میثاق حاضر ، با توجه به این که صلح ، توسعه محیط زیست و میراث مشترک بشریت ، از این به بعد ارزش های جهانی هستند که مورد شناسایی کلیه ی انسان ها ، اقوام و ملت ها قرار گرفته اند و این که شایسته است ، حقوق مربوط به آنها به عنوان حقوق بشر ، شناسایی ، حمایت و تحقق یابد . با توجه به این که منشور سازمان ملل متحد، دولتها را ملزم به همکاری بین المللی از طریق توسعه و تشویق به رعایت حقوق بشر و آزادی های بنیادین برای همه بدون تبعیض از نظر نژاد ، جنسیت ، زبان و مذهب می نماید . با توجه به این که همکاری بین المللی در خصوص حق بشر بر صلح ، توسعه ، محیط زیست و میراث مشترک بشریت ، دارای اهمیت اساسی است ؛ زیرا تحقق آنها جز از طریق الحاق کوشش های همبسته ی همه دولت ها ، افراد و دیگر اشخاص عمومی و خصوصی میسر نیست ، در خصوص موارد ذیل موافقت می نماید :

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

« با عنایت به سند بین المللی مذکور حق بر محیط زیست ، یکی از اشکال بیان حیثیت انسانی به شمار می آید . ماده 14 پیش طرح سومین میثاق بین المللی حقوق همبستگی ، در بیان حق بر محیط زیست بیان می دارد : هرانسان و کلیه ی انسان ها به صورت گروهی حق دارند از محیط زیست سالم و متعادل از نظر زیست محیطی و مساعد برای توسعه ی اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و حقوقی برخوردار گردند . اما یکی دیگر از اسناد و معاهدات بین المللی محیط زیستی ، منشور جهانی طبیعی می باشد . منشور جهانی طبیعت ، مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ی شماره 7/37 مصوب 1982 ، اصول 14 تا 24 خود را به کیفیت اجرای اصول مربوط به حق بر محیط زیست و حفاظت از آن اختصاص داده است . یکی دیگر از اسناد جهانی حق بر محیط زیست اعلامیه ی ریو می باشد .
« اعلامیه ی ریو که ده سال پس از منشور جهانی طبیعت و بیست سال پس از اعلامیه ی استکهلم به تصویب رسید ، در اصول 1 تا 10 خود حاوی قواعدی به مثابه منشور جهانی طبیعت است .با این که انتظار می رفت این اعلامیه به صورت جامع تر و کامل تر از دو سند قبلی به شناسایی حق بر محیط زیست بپردازد ، اما این گونه نشد و به گفته ی برخی از نویسندگان در مقایسه با اعلامیه ی استکهلم ، اعلامیه ی ریو را باید گامی به عقب در جهت ایجاد و شناسایی حق انسان ها بر محیط زیست سالم و شایسته قلمداد کرد ».
در اصل اول اعلامیه ریو چنین می خوانیم : «انسان ها موضوع اصلی دل مشغولی های مربوط به توسعه ی پایدار می باشند . آنها حق دارند از زندگی سالم و هماهنگ با طبیعت برخوردار باشند» . یکی دیگر از اسناد مهم مربوط به محیط زیست منشور آفریقایی حقوق بشر مصوب 1981 است . در ماده 24 منشور مذکور چنین می خوانیم : «کلیه ی اقوام حق دارند از محیط زیستی رضایت بخش و جامع ؛ مناسب برای توسعه ی خود ، برخوردار باشد». پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر که در سال 1988 در سان سالوادور به تصویب رسیده است در ماده 11 خود تحت عنوان حق بر محیط زیست چنین آورده است : « هر فرد حق دارد در محیط زیست سالم زندگی کند و از خدمات عمومی اساسی برخوردار گردد ، لذا دول عضو متعهد می شوند که حراست ، حفاظت و بهبود محیط زیست را ترویج کنند». در انتها به بررسی پاره ای دیگر از منابع مرتبط با حق بر محیط زیست می پردازیم :
« الف : قطعنامه 94/45 مجمع عمومی سازمان ملل ؛ این قطعنامه مصوب 14 دسامبر 1990 مجمع عمومی است که تحت عنوان ضرورت تضمین محیط زیست سالم برای بهزیستی هر فرد تصویب شده است .
ب : اعلامیه 1989 لاهه این اعلامیه ، به عنوان یک سند مهم قبل از کنفرانس ریو ، در جهت بیان حق بر محیط زیست به عنوان مسأله ای حقوق بشری گام برداشته است . این اعلامیه بیان می کند که صدمات زیست محیطی در واقع لطمه به حق زندگی با کرامت در محیط جهانی است .
ج: اصول مربوط و مصوب کنفرانس وزرای اتحادیه ی اروپا در 25 اکتبر 1995 پیش نویس اصول مربوط به حقوق بشر و محیط زیست کمیسیون فرعی منع تبعیض و حمایت از اقلیتها ، وابسته به سازمان ملل متحد، یک گزارشگر ویژه به نام خانم زهرا کنستینی ، در مورد حقوق بشر و محیط زیست تعیین کرد که گزارش نهایی او در سال 1994 ارائه شد ، ضمیمه ی این گزارش که به نام گزارشگر ویژه ی آن نیز مشهور است اصول مربوط به حقوق بشر و محیط زیست می باشد . این اصول صریحاً اظهار می دارد که : همه ی افراد دارای حق امنیت و برخورداری از محیط زیستی سالم و بی خطر اکولوژیکی هستند . هر چند به صورت لازم الاجرادر نیامده اند ، اما همین اسناد راه را برای حقوق بین الملل در رسیدن به توافقات همواره می کنند ، بدین ترتیب که این اسناد حداقل وجود هنجاری اگر نگوییم حقوقی حق بر محیط زیست را تأیید می کنند . به غیر اسناد فوق ، اسناد دیگری نیز وجود دارند که می توان از آنها در استناد به حق بر محیط زیست استفاده کرد … ».
مبحث سوم : قلمرو حق بر محیط زیست سالم
یکی دیگر از موضوعات مهم مرتبط با حق بر محیط زیست ؛ قلمرو و محتوای حق بر محیط زیست است . حق مذکور همانند سایر حقوق بشری دارای چارچوب و قلمرو معین و مشخصی است ؛ به گونه ای که اجزا و عناصر حقیقی آنرا تشکیل می دهد . در ادامه سعی خواهد شد . با عنایت به قوانین و مقررات و معاهدات و اسناد بین المللی و منطقه ای محیط زیست چارچوب حق برمحیط زیست و محتوای آن را مورد بررسی ، ارزیابی و تحلیل محتوایی قرار

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *