با توجه به اینکه سیاستهای مختلف کشاورزی را نمیتوان در محیط آزمایشگاهی مورد بررسی و تحلیل قرار داد، لذا بایستی آثار بالقوه این سیاستها قبل، حین یا بعد از اعمال با استفاده از ابزارهای مناسب تحلیل سیاستی مورد بررسی قرار گیرند.
لذا با توجه به اهمیت موضوع، در این مطالعه جهت بررسی سیاست قیمت‌گذاری آب، به شبیه‌سازی رفتار کشاورزان در برابر تغییر روش قیمتگذاری آب با استفاده از روش برنامهریزی ریاضی مثبت (PMP)[5] در اراضی پایین دست سد گلستان (۱) شهرستان گنبد کاووس پرداخته و سپس جهت انتخاب بهترین روش از بین روشهای مختلف قیمتگذاری آب نظیر قیمتگذاری سطحی، حجمی و ترکیبی براساس معیارهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP)[6] و (TOPSIS)[7] استفاده می‌گردد.
۱-۴- اهداف تحقیق
هدف این مطالعه شبیهسازی رفتار کشاورزان در برابر تغییر روش قیمتگذاری آب و انتخاب بهترین روش قیمتگذاری از بین روش‌های مختلف نظیر قیمتگذاری سطحی، حجمی و ترکیبی براساس معیارهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی میباشد.
۱-۵- فرضیه‌های تحقیق
فرضیه‌های این مطالعه عبارتند از:
بین روشهای مختلف قیمتگذاری آب اختلاف معنی‌داری وجود ندارد.
از بین روشهای مختلف قیمتگذاری آب روشی که قیمت آب در آن کمتر باشد مناسبتر است.
فصل دوم
بررسی منابع
به طور کلی برای رشد و توسعه بخش کشاورزی باید تمامی پتانسیل موجود به کار گرفته شود و همچنین از امکانات موجود نیز به نحو مطلوب بهرهبرداری گردد. این امر به ویژه در زمینه منابع آبی کشور اهمیت زیادی دارد. فزونی تقاضا برای آب بر عرضه آن چالش پیشروی غالب کشورهای جهان در عصر حاضر است که برای مدیریت آن مطالعات مختلفی در کشورهای مختلف جهان انجام شده که در این فصل برخی از آنها بررسی میگردند. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این راستا و جهت غلبه بر مشکلات و چالش‌های موجود مدیریت منابع آب در داخل کشور نیز مطالعات متعددی انجام شده که مورد بررسی قرار می‌گیرند.
پژوهش‌های انجام شده در این زمینه در دو بخش داخلی و خارجی به شرح زیر بررسی میگردد.
۲-۱- پژوهشهای داخلی
بررسی پژوهشهای داخلی نشان میدهد که مطالعات داخلی در زمینههای تابع عرضه آب، تابع تقاضای آب، تخصیص بهینه آب سدها، ابزار قیمتگذاری آب، اثرات اعمال سیاست جایگزین قیمت‌گذاری آب کشاورزی با رهیافتهای مختلف نظیر برنامه‌ریزی ریاضی و مدلهای اقتصاد سنجی انجام شده است. که پژوهش‌های انجام شده در داخل کشور در دو گروه پژوهشهای مرتبط با ارزش‌گذاری آب و پژوهش‌های مرتبط با مدل‌های برنامه‌ریزی ریاضی مثبت مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۲-۱-۱- پژوهشهای داخلی در زمینه ارزش‌گذاری آب
دهقانیان و شاهنوشی (۱۳۷۳) در مطالعهای موردی در مزرعه دانشکده کشاورزی مشهد با استفاده از الگوی برنامهریزی خطی، قیمت سایهایی (بهرهوری نهایی) آب را برابر ۲۳۵ ریال به ازای هر متر مکعب برآورد کردند.
ترکمانی و همکاران (۱۳۷۶) در مطالعهای بر روی اراضی زیر پوشش سد طالقان به برآورد ارزش بازده نهایی آب کشاورزی با استفاده از تکنیک برنامهریزی ریاضی پرداختند و متوسط نرخ آب را حدود ۶ ریال به ازای هر متر مکعب برآورد کردند آنها بیان نمودند که قیمت هر متر مکعب آب باید در سطحی تعیین شود که حداقل بتواند هزینههای بهرهبرداری و نگهداری را در منطقه جبران کند.
چیذری و میرزایی (۱۳۷۸) با بکارگیری روش تابع تولید، قیمت تمام شده آب کشاورزی باغهای پسته شهرستان رفسنجان را ۸۵ ریال به ازای هر متر مکعب محاسبه کردند.
سلامی و محمدی نژاد (۱۳۸۱) در مطالعهای ارزش اقتصادی آب کشاورزی را با استفاده از توابع تولید انعطاف پذیر برای زمین های دشت مرکزی ساوه برآوردکردند. نتایج مطالعه نشان میدهد متوسط ارزش اقتصادی هر متر مکعب آب کشاورزی در سر مزرعه و برای مصرف در تولید گندم پاییزه ۲۱۵ ریال، درتولید پنبه ۳۸۶ ریال، در تولید جالیز ۳۴۲ ریال و در تولید محصول باغی انار ۲۶۵ ریال می باشد. مقایسه ارزش اقتصادی برآورد شده با قیمت‌های دریافتی از زارعین نشان می‌دهد که ارزش اقتصادی آب به مراتب بیشتر از مبالغ دریافتی از تولید کنندگان محصولات کشاورزی می‌باشد. از این‌رو در چنین شرایطی عدم استفاده بهینه از نهاده آب و عدم رغبت به سرمایه‌گذاری در تکنولوژی آب اندوز اتفاق می‌افتد.
چیذری و همکاران (۱۳۸۴) در مطالعهای با ارائه یک الگوی برنامه‌ریزی آرمانی به بهینه‌سازی روند تولیدات کشاورزی و تعیین ارزش اقتصادی آب در سه منطقه زیر سد بارزوی شیروان واقع در استان خراسان شمالی پرداختند.آنها در این تحقیق ابتدا پنج هدف اساسی را مشخص و پس از تعیین الگوی کشت بهینه، قیمت سایه‏ای آب را به عنوان ارزش اقتصادی آن در نظر گرفته‌اند. بر اساس نتایج حاصله بالاترین و پایین‏ترین ارزش اقتصادی آب به ترتیب در ماه‏های مهر و فروردین معادل ۲۲۷۷ و ۵۶ ریال به ازای هر مترمکعب برآورد گردیده است.
کرامت‌زاده و همکاران (۱۳۸۵) برای تعیین ارزش اقتصادی آب کشاورزی از تکنیک برنامهریزی خطی استفاده نموده و بر اساس نتایج الگوی کشت بهینه در اراضی زیر سد بارزو شیروان، ارزش اقتصادی آب سد را در ماه‏های فروردین، تیر، شهریور و آبان به ترتیب معادل ۸۸۰، ۴۷۰، ۴۷۴و ۵۹۵ ریال به ازای هر مترمکعب برآورد نموده‌اند.
حسن‌لی (۱۳۸۵) در مطالعه‌ای به ارزیابی مؤلفهه

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ای مؤثر بر آببها و ارزش اقتصادی آب در تولید مرکبات با سیستمهای قطرهای در منطقه داراب پرداخته است. در این مطالعه‏ قیمت تمام شده آب با نرخ بازگشت سرمایه ۲۰ درصد معادل ۵/۳۱۹ ریال، ارزش تولید نهایی آب معادل ۴/۳۷۴ ریال و آب بها یا قیمت پیشنهادی فروش آب نیز معادل ۵۵ ریال در هر مترمکعب برآورد گردیده است. این مطالعه نشان می‏دهد که ارزش واقعی آب به مراتب بیشتر از قیمت تمام شده و قیمت پیشنهادی برای آببها است که بیانگر بالا بودن ارزش آب در منطقه می‏باشد.
شجری و ترکمانی (۱۳۸۶) با استفاده از روش شبیه‌سازی‏ تصمیم‌گیری چند معیاری به بررسی تقاضای آب آبیاری در حوضه آبریز درودزن در استان فارس پرداخته‌اند. نتایج مطالعه آنها نشان می‌دهدکه گروه‏های مختلف کشاورزان در مقابل افزایش نرخ آب‏ بها واکنش‏های متفاوتی در مورد ترکیب کشت محصولات و کاهش مصرف آب در هکتار نشان می‏دهند. همچنین با افزایش نرخ آب بها، الگوهای مصرف آب در طول منحنی‏های تقاضای آب آبیاری برای هر یک از گروه‏های همگن تغییر می‏کند. از دید آنها به منظور صرفه‌جویی قابل ملاحظه در مقدار آب مصرفی به وسیله گروه‏های همگن کشاورزان باید تعرفه‏های بالاتر از سطح قیمت آستانه برای آب آبیاری به‌کار برده شود.
اسدی و همکاران (۱۳۸۶) با استفاده از روش گاردنر به قیمتگذاری آب اراضی زیر سد طالقان پرداختهاند. نتایج تحقیق آنها نشان میداد کشش قیمتی محاسبه شده در بیشتر نواحی منفی و کوچکتر از یک و مبین کشش ناپذیر بودن تقاضای آب نسبت به قیمت است. همچنین ارزش بازده نهایی آب کشاورزی بیشتر از آببهای دریافتی در منطقه می‏باشد. متوسط نرخ یک مترمکعب آب آبیاری دراین منطقه به روش مذکور معادل ۶۵ ریال محاسبه گردیدهاست. ارزش بازده نهایی یک مترمکعب آب آبیاری (قیمت سایه‌ای آب) در نواحی ۵ گانه مورد مطالعه برای گروه بهرهبرداری دارای زمین کمتر از ۱۰ هکتار به ترتیب ۶۵، ۱۴۸، ۱۹۰، ۲۳۰، ۱۰۲ ریال و برای گروه بهرهبرداری دارای زمین بیشتر از ۱۰ هکتار به ترتیب ۲۰۸، ۱۱۳، ۷۷، ۶۹، ۱۲۰ ریال برآورد گردیده است.
شجری و همکاران (۱۳۸۸) در مطالعهای با اهداف تعیین کشش قیمتی تقاضای آب و ارزش بهرهوری نهایی آب در تولید خرما به تعیین قیمت تمام شده آب و مقایسه آن با ارزش بهرهوری نهایی آب در تولید خرما پرداخته‌اند نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بهرهوری آب در روشهای آبیاری قطرهای و غرقابی به ترتیب ۱۹۴/۰ و ۱۳۴/۰ کیلوگرم و ارزش تولید نهایی آب نیز در روشهای مذکور بترتیب ۰۶/۲۰۴ و ۷۳/۱۴۰ ریال به ازای هر متر مکعب میباشد. همچنین هزینه هر مترمکعب آب بر مبنای نرخ بهره ۲۰ درصد ۲۳/۶۷ ریال محاسبه گردیده است. کشش قیمتی تقاضای آب نیز در قیمت تمام شده آب، در روشهای آبیاری قطرهای و غرقابی به ترتیب برابر با ۰۳۵/۳- و ۰۹۳/۲- بدست آمده که نشان میدهد تقاضا برای آب در هر دو روش کششپذیر است.
احمدپور و صبوحی‌صابونی (۱۳۸۸) در مطالعهای به قیمتگذاری آب کشاورزی با استفاده از روش برنامهریزی ریاضی بازهای در منطقه دشتستان استان بوشهر پرداختند. در این مطالعه با استفاده از روش ارزش کنونی، قیمت تمام شده هر متر مکعب آب برای کشاورزان برابر با ۹۳/۸۴ ریال به دست آمده و با استفاده از برنامه ریزی ریاضی بازهای، قیمت سایهای -یعنی بهرهوری نهایی هر مترمکعب آب- در فصل بهار در بازهی {۲۳۲۸، ۱۷۸}، تابستان در بازهی {۵۴۹، ۳۶۴} و پاییز و زمستان در بازهی {۱۸۰۲، ۲۱۰} ریال بدست آمدهاست. برای بررسی اثربخشی قیمتگذاری، تابع تقاضای معیاری آب برای فصول مختلف و کل سال برآورد گردیده است. نتایج نشان میدهد که کشاورزان درصد ناچیزی از ارزش اقتصادی آب (قیمت سایهای) را در قالب هزینههای استحصال میپردازند. نتایج حاصل از برآورد تابع تقاضا نیز نشان می‌دهد که تقاضای آب آبیاری در فصول مختلف نسبت به تغییر قیمت آب در آن فصول کم کشش و تقاضای آب کل سال نسبت به تغییر قیمت آب در هر یک از فصول نیز بسیار کم کشش است. در واقع، کشاورزان در مقابل افزایش قیمت آب نه تنها به صورت کاهش مصرف در آن فصل، بلکه به صورت تخصیص مجدد آب در کل سال واکنش نشان میدهند. یافتههای تحقیق، حاضر همچنین نشان میدهدکه قیمتگذاری آب آبیاری، بر کاهش مصرف آن چندان اثر بخش نیست.
خواجه‌روشنایی و همکاران (۱۳۸۹) به بررسی ارزش اقتصادی آب مصرفی در زراعت گندم در شهرستان مشهد با به کارگیری مدل‏های کلاسیک و آنتروپی پرداخته و نشان دادهاند که روش آنتروپی قادر به برآورد دقیق ضرایب توابع نبوده، در حالی که ارزش اقتصادی آب در روش کلاسیک ۱۸۷۰ ریال محاسبه گردیده است.
احسانی و همکاران (۱۳۹۰) به برآورد ارزش اقتصادی آب آبیاری دشت قزوین با استفاده از رهیافت تابع تولید و تابع هزینه دوگانه پرداخته اند. نتایج حاصل نشان می‏دهد که ارزش اقتصادی نهاده آب با استفاده از رهیافت‌های تابع تولید و تابع هزینه به ترتیب معادل ۵۸۶ و ۶۰۹ ریال به ازای هر مترمکعب می‌باشد.
ابونوری و همکاران (۱۳۹۰) به برآورد ارزش اقتصادی آب در بخش کشاورزی به روش هدنیک در شهرستان سبزوار پرداختها ند. ایشان در این مطالعه زمین‏ها را بر اساس کیفیت آب مصرف شده و بافت خاک گروه‌بندی نموده و برای هر گروه از آنها میانگین قیمت به صورت جداگانه‌ای برآورده نموده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که بیشترین قیمت آب مربوط به زمین‏های لومی است که با آب شیرین (EC=1) و نسبتا شیرین (EC=2) آبیاری می‌شود. این قیمت معادل ۲۵۴۱۱۱۰ و ۲۶۴۱۰۳۰ ریال برای اجاره‌ی یک ساله‌ی آب در یک هک
تار از این زمین‏ها می‌باشد.
اسلامی و همکاران (۱۳۹۰) در مطالعهای به برآورد تابع تقاضای آب کشاورزی باغات انار روستای چرخاب یزد پرداخته‌اند. در این تحقیق بهرهوری نهایی، بهره وری متوسط و همچنین کشش تولیدی هر یک از نهادههای مؤثر بر تولید محاسبه شدهاست. نتایج برآورد تابع تقاضای آب محصول انار بیانگر آن است که بین قیمت آب کشاورزی و مقدار مصرف آن رابطه‏ی منفی وجود دارد. محاسبه‏ی کشش تقاضای آب نیز نشان می‏دهد که با افزایش یک درصدی قیمت آب در این منطقه‏ی بیابانی تقاضای آب ۳۲/۲۴ درصد کاهش خواهد یافت. همچنین نتایج بهرهوری حاکی از مصرف بیش از حد بهینه آب در تولید محصول انار است. به طوری که کشش تولیدی آن ۰۵۶۵/۰- برآورد شدهاست. بنابراین با توجه به کشش بالای تقاضای آب (%۳۲/۲۴) سیاست‌های قیمت‌گذاری کارآمد جهت کنترل مصرف این نهاده‏ی با ارزش در مناطق خشک و بیابانی ضروری است.
احسانی و همکاران (۱۳۹۱) به برآورد ارزش اقتصادی آب در تولید جو در شبکه آبیاری دشت قزوین پرداخته و ارزش اقتصادی نهاده آب را با استفاده از روش باقیمانده معادل ۹۰۹ ریال برای هر متر مکعب و از روش تابع تولید بر اساس قیمت مبادله‏ای و قیمت تضمینی محصول جو به ترتیب معادل ۹۰۷ و ۵۴۶ ریال برای هر مترمکعب برآورد نموده‌اند.
بررسی مطالعات داخلی در زمینه ارزش‌گذاری آب نشان می‌دهد بین ارزش اقتصادی آب و میزان آببهای پرداختی زارعین اختلاف زیادی وجود دارد و سیاستهای قیمتگذاری آب مبتنی بر ارزش اقتصادی میتواند در تخصیص و استفاده بهینه آن نقش موثری داشته باشد لذا انجام پژوهشهای مختلف در راستای اعمال سیاستهای متناسب با شرایط اقلیمی و آب و هوایی مناطق مختلف ضروری میباشد. از آنجایی که در سیاستهای قیمتگذاری در مناطق مختلف کشور در اکثر موارد تنها از روش قیمت‌گذاری سطحی استفاده گردیده است که با توجه به مسئله بحران آب و رشد روز افزون تقاضا و شکاف بین عرضه و تقاضای آب روش مذکور انگیزه کافی برای مصرف بهینه آب در بخش کشاورزی را ایجاد نمیکند لذا در همین راستا در مطالعه حاضر به بررسی روشهای مختلف قیمتگذاری آب (سطحی، حجمی و ترکیبی) پرداخته شدهاست.
۲-۱-۲- پژوهشهای داخلی در زمینه برنامهریزی ریاضی مثبت (PMP)
صبوحی و همکاران (۱۳۸۶) با استفاده از الگوی برنامهریزی ریاضی مثبت تاثیر تغییر قیمت آب و کاهش مقدار آب در دسترس بر منافع خصوصی و اجتماعی را در استان خراسان مورد بررسی قرار داده‏اند. نتایج این مطالعه نشان می‏دهد که کشاورزان به افزایش قیمت آب آبیاری از راه تغییر الگوی کشت خود پاسخ می‏دهند و در نتیجه افزایش قیمت آب آبیاری الزاماً به کاهش مصرف آن در سطح مزرعه منجر نمی‎شود.
قرقانی و همکاران (۱۳۸۸) به ارزیابی اثرات سیاستهای گوناگون کاهش میزان آب مصرفی و افزایش قیمت هر مترمکعب آب بر الگوی کشت در شهرستان اقلید استان فارس پرداخته‌اند. یافتههای این مطالعه نشان میدهد با استفاده از الگوی برنامهریزی ریاضی مثبت و تابع تولید با کشش جانشینی ثابت، با اتخاذ سیاست کاهش در موجودی آب مصرفی (۱۰، ۲۰، ۳۰ و ۵۰ درصد)، الگوی کشت بهینه در سطح کاهش ۱۰ درصد نسبت به حالت مبنا تغییری چندان نمییابد و همچنین دو برابر نمودن قیمت هر مترمکعب آب مصرفی در میزان مصرف آن نیز تأثیری نداشته و الگوی بهینه بار دیگر همان مقادیر سال مبنا را تولید می‌کند.
محسنی و زیبایی (۱۳۸۸) به بررسی پیامدهای افزایش سطح زیر کشت کلزا در سطح مزارع نماینده دشت نمدان فارس، با استفاده از مدل برنامه‌ریزی ریاضی مثبت که به منظور غلبه بر خصیصه تجویزی مدل‏های بهینه سازی ارتقا یافته، پرداخته‌اند. بر اساس نتایج این مطالعه، پیامدهای افزایش سطح زیرکشت کلزا عبارت است از کاهش سطح زیر کشت گندم و لوبیا و افزایش درآمد انتظاری مزارع نمونه، ولی چون همزمان واریانس سود نیز افزایش مییابد، اثر خالص این سیاست بر مطلوبیت مزارع نمونه به طور کامل مشخص نیست. همچنین، نتایج نشان می‌دهد که با ورود کلزا به الگوی کشت کشاورزان، مصرف سموم شیمیایی افزایش خواهد یافت، ولی اثر این سیاست بر مصرف آب در مزارع نمونه متفاوت است و به سیاست جایگزینی کلزا با گندم نمیتوان به عنوان یک سیاست مدیریت تقاضای آب نگاه کرد.