منابع و ماخذ پایان نامه جنایات علیه بشریت

0 Comments

مقرر داشته است: «ازدواج باید با آزادى و رضایت کامل مرد و زن انجام گیرد». به‏علاوه در ماده 10 میثاق حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى نیز به این مسئله تصریح شده که ازدواج باید با رضایت آزادانه طرفین که قصد آن را دارند، واقع شود. هم‏چنین، بر اساس ماده شانزدهم کنوانسیون، محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، زنان از حقوق برابر در امر ازدواج برخوردار هستند و دولت‏هاى عضو، متعهد به فراهم‏کردن شرایط لازم براى استیفاى این حقوق هستند. این ماده بیان مى‏دارد: «دولت‏هاى عضو به منظور رفع تبعیض از زنان در کلیه امور مربوط به ازدواج و روابط خانوادگى کلیه اقدامات مقتضى به عمل‏ خواهند آورد و به‏ویژه براساس تساوى مردان و زنان موراد ذیل را تضمین خواهند کرد:
الف) حق یکسان براى ورود به ازدواج ب) حق یکسان در انتخاب آزادانه همسر و صورت‏گرفتن ازدواج تنها با رضایت کامل و آزدانه دو طرف ازدواج».
بر این اساس، جهاد النکاح که براساس آن زنان که با اعمال زور و بدون رضایت به عقد مردى در مى‏آیند ناقض حق آن‏ها براى ازدواج آزادانه و از این جهت ناقض حقوق بشر است.
مبحث چهارم: قاچاق انسان
زنان آواره، به ویژه زنان بیوه و خانواده های تحت سرپرستی زنان، به قاچاق آسیب پذیر هستند. بر اساس اعلام سازمان دیده بان آوارگان، در حال حاضر حداقل 3067000 نفر آواره در عراق وجود دارد این رقم شامل 1،967،000 آواره بین دسامبر 2013 و تا نوامبر 2014 می باشد. علاوه بر این، اخیرا آمارها حاکی از آن است که تعداد 228484 نفر در لیست پناهندگان ثبت شده سوریه می باشند. وضعیت وخیم اقتصادی؛ زنان بیوه بدان معنی است که بسیاری از آنها تحت فشار قرار دادند که به ازدواج موقت یا بهره کشی جنسی تن می دهند. گزارش ها حاکی از آنان است که گروه های تکفیری در مناطق تحت سلطه به شکل گسترده ای مبادرت به قاچاق زنان می نمایند. که بر اساس گزارش ایالات متحده؛ تعداد 4000 هزار زن در فاصله 7 ساله وارد کشور سوریه شده اند. قاچاق زنان عموماً برای استفاده جنسی است که این امر در بین گروها تکفیری به امری عادی تبدیل گردیده است. بر اساس گزارشات؛ فحشا به عنوان یک کسب و کار پر سود در کشورهای تحت سلطه تکفیریان قرار گرفته است. زنان و دختران قاچاق در خارج از عراق و سوریه و لیبی در قیمت های مختلف از 10000 $ به فروش می رسد و باستفاده جنسی برای مدت محدود، به ارزش کلی 100 دلار به فروش می رسند. که البته قیمت دختران باکره از 200 تا 500 دلار در هر جلسه قیمت گذاری می گردد که دلالان قاچاق انسان جهت دست یابی به سود بیشتر به کرات عملیات ترمیم پرده بکارت را انجام می دهند.
گروه تکفیری بوکوحرام نیز بیش از 250 دانش‏آموز دبیرستان را در 14 آوریل از یک روستاى دورافتاده در شمال شرقى نیجریه ربود و ابوبکر شیکاو، رهبر این گروه پس از ربودن دختران دانش‏آموز از مدرسه شبانه‏روزى، در یک پیام ویدیویى ظاهر شده و با پذیرش مسئولیت این حمله، اعلام کرد که این دختران را به‏عنوان برده معامله خواهد کرد و یا به زور به ازدواج مردان درخواهد آورد. وى هم‏چنین در این ویدیو گفته است که خودش نیز با دو تن از این دختران، یکى 9 ساله و دیگرى 12 ساله ازدواج خواهد کرد. این دختران با قیمتى حدود 12 دلار در کشورهاى همسایه فروخته مى‏شوند.
مبحث پنجم: نسل کشی
نسل کشی یا ژنوساید یکی از قدیمی ترین جنایات علیه بشریت است که در قرون و اعصار مختلف به وقوع پیوسته است.کنوانسیون نسل زدایی مورخ 1947؛ گروه های نژادی وملی ، زبانی، مذهبی وسیاسی رابه عنوان گروه های در معرض نسل کشی معرفی نموده است.
اصطلاح ژنوسید در سال 1945 میلادی در دادگاه نظامی بین‌المللی نورنبرگ به کار گرفته شد. دادستان دادگاه نورنبرگ، جنایتکاران جنگی نازی را به چیزی تحت عنوان «ژنوسید» متهم کرد. اما این اصطلاح در مقررات اساسنامه دادگاه به کار گرفته نشده بود و لذا دادگاه، آنها را به دلیل سبعیت‌های ارتکابی علیه یهودیان اروپا به «جنایت علیه بشریت» محکوم کرد. در واقع نسل‌کشی در منشور محکمه نظامی نورنبرگ برای محاکمه جنایتکاران جنگی دول محور، یک جرم علیه بشریت محسوب گشته بود. مطابق ماده 6 «جرایم علیه بشریت عبارتند از: قتل عمد، نابودسازی (تصفیه)، برده کردن، اخراج و سایر اعمال غیر انسانی که قبل یا در حین جنگ علیه یک جمعیت غیر نظامی ارتکاب می‌یابد یا اعمال اذیت و ‌آزار بنا به دلایل سیاسی، نژادی یا مذهبی در اجرا یا در رابطه با هر جرمی که رسیدگی به آن در صلاحیت محکمه قرار دارد، اعم از این که این اعمال نقض قانون کشور محل ارتکاب محسوب گردند یا خیر».
پس از آن سازمان ملل متحد در اوّلین سال فعالیت خود، قطعنامه شماره I96 را در دسامبر 1946 تصویب نمود و به موجب آن صراحتاً تأیید کرد که «نسل‌کشی جرمی به موجب حقوق بین‌الملل است و جهان متمدن آن را تقبیح می‌کند.» متعاقباً، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 9 دسامبر 1948 به موجب قطعنامه شماره 260، متن «کنوانسیون منع و مجازات جرم نسل‌کشی» را مورد تصویب قرار داد. این کنوانسیون از 12 ژانویه 1951 لازم‌الاجرا شده است و طبق آمار موجود تا سال 1995 تعداد 102 کشور به این کنوانسیون پیوسته‌اند.

کنوانسیون 9 دسامبر 1948 سازمان ملل (راجع به پیشگیری و مجازات جنایت نسل‌کشی) ژنوسید را چنین تعریف کرده است: «یکی از اعمال زیر که به قصد از بین بردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی یا قومی یا نژادی یا مذهبی، به عنوان گروه انجام گیرد.
الف: کشتن اعضای گروه.
ب: عمداً شرایطی را بر گروه تحمیل کردن به منظور آن که موجب نابودی کلی یا جزیی آن شود.
ج: تحمیل اقداماتی به قصد جلو‌گیری از تولید مثل در بین اعضای گروه.
د: انتقال اجباری اطفال از گروهی به گروه دیگر.»
همانطوری که ماده یک کنوانسیون اعلام می‌دارد، ژنوساید به منزله یک نوع خاص از جنایات علیه بشریت و بدون تردید از مهمترین آنها می‌باشد. در واقع، هر دو نوع جرم ارتکابی یعنی کشتار جمعی و جنایت علیه بشریت از اهمّیّت فوق‌العاده‌ای در بین جنایات برخوردارند. آسیب به حیات و جان افراد، یکی از انواع مختلف صدماتی است که علیه انسانها ارتکاب می‌یابد. در این جنایت، مرتکب سیاست نابود کردن جسم و روان افراد را در اعمال تبعیض نژادی می‌داند. اتخاذ چنین سیاستی در تعداد زیادی جنایات علیه بشریت که به این هدف و انگیزه نزدیک می‌باشد (اعمال تبعیض ملی، قومی، نژادی یا مذهبی) مشاهده شده است. ماده 3 کنوانسیون تنها این اعمال جنایت‌آمیز را بالمباشره ممنوع ننموده است، بلکه هر نوع واسطه ارتکاب عمل را به منزله معاونت و همکاری در جنایات و همچنین تبانی و توافق به منظور ژنوسید با تحریک مستقیم و مسلم جنایتکار، منع نموده است.
ماده 2 کنوانسیون 1976 شش نوع رفتار را آپارتاید می داند:
1 ) منع اعضای یک گروه نژادی از حق حیات آزادی ؛
2 ) تحمیل شرایطی به گروههای نژادی به قصد نابود کردن فیزیکی آنها؛
3 ) تصویب قوانینی به قصد ممانعت از مشارکت گروههای نژادی در امور سیاسی , اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی ؛
4 ) اقداماتی جهت جداسازی جمعیت از لحاظ نژادی (جدایی محلهای زندگی کار, تفریح…)
5 ) سو استفاده از نیروی کار گروههای نژادی (به بیگاری گرفتن , مزد کم دادن و…)
6 ) اذیت و آزار گروههای نژادی (از طریق پلیس , مقامات و…
متاسفانه گروه های تکفیری سلفی در شاخه نظامی با ایراد اتهاماتی علیه شیعه این افراد را مهدور الدم اعلام کرده و با قهر و جبر به استغفار و طهارت ملزم می نماید. در این مبحث نسل کشی تکفیریان را در دو گفتار پی می گیریم در گفتار اول به بررسی فتاوی تکفیریان علیه شیعه به عنوان یک تبعیض نژادی و تحریک تکفیریان به قتال آنان، پرداخته شده است و در گفتار دوم به اقدامات عملی تکفیریان علیه شیعه پیرو تحریک مفتی های وهابی خواهیم پرداخت.
گفتار اول: فتاوی تکفیریان علیه شیعیان
ابن‏تیمیه حرانى که در حقیقت، تئوریسین اصلى فکر وهابیت به شمار مى‏رود، درباره شیعیان و پیروان اهل بیت سخنان بسیار زشتى گفته است. از جمله مى‏گوید:
درمیان مردم مصر، زندیق‏هایى وجود دارند که نه به آخرت ایمان دارند و نه به بهشت و جهنم، نه نماز را واجب مى‏دانند و نه زکات و حج را بهترین گروه در میان آن‏ها طایفه رافضه است، که رافضه شرورترین طایفه‏اى است که به قبله نسبت داده مى‏شود. و در جایى دیگر مى‏نویسد: اما آن‏ها (روافض) شراب کفر و الحاد را در ظرف انبیاى خدا و اولیاى او به خورد مردم مى‏دهند، لباس مجاهدان در راه خدا را مى‏پوشند، اما در باطن از جنگ‏کنندگان با خدا و پیامبرش هستند.
محمد بن عبدالوهاب در یکى از نامه‏هاى خود، پس از بحث تفصیلى درباره استغاثه و توسل، مسلمانانى را که به عبدالقادر گیلانى استغاثه مى‏کنند، تکفیر کرده است: «هر کس عبدالقادر را بخواند، کافر است.»
عبدالرحمن بن حسن در باب «من حجد شیئا من الأسماء والصفات‏» دو آیه: وَهُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ‏؛ و وَهُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّی لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَاب‏، را آورده و شأن نزول آن‏ها را نیز بیان کرده و مى‏گوید: «رحمن» اسم و از صفات کمال خداوند است که مشرکان قریش آن را انکار کردند. پس از این سخنان مى‏گوید: اشاعره و معتزله چون صفات خدا را انکار مى‏کنند و آن‏ها را به تأویل مى‏برند کافر هستند:«زمانى‏که مشرکان اسمى از اسماى خداوند را انکار (و آن اسمى است که بر کمال خداوند دلالت دارد) کردند، انکار معناى این اسم و مانند آن نیز هم‏چنین است؛ زیرا جهم بن صفوان و پیروان او گمان کرده‏اند که این اسم بر صفتى که قائم به‏ذات خداوند باشد، دلالت ندارد. گروه‏هایى از معتزله و اشاعره و غیر آن‏ها او را در این عقیده پیروى نمودند؛ از این رو، بسیارى از اهل سنت آن‏ها را تکفیر کردند». وی در کتاب مسائل بن‏باز آمده است که از او درباره شیعیان قطیف و ایران سؤال شد، او در پاسخ گفت: «روافضى که در حق على غلو مى‏کنند و به صحابه فحش مى‏دهند، کافرند؛ همانند رافضى‏هاى ایران و قطیف.»
عمر بن خطاب از سیزده قرن جلوتر از شرکى که امروز مسلمانان گرفتار آن شده‏اند، اعلام خطر کرد و گفت: به زودى دستگیره‏هاى محکم اسلام دانه‏دانه پاره مى‏شوند. گفته شد: اى امیر مؤمنان این مسئله چگونه روى مى‏دهد؟ گفت: زمانى در اسلام کسانى بیایند که از دوره جاهلیت اطلاعى ندارند. پس کسانى‏که امروز مردگان را مى‏خوانند و براى آن‏ها قربانى و نذر مى‏کنند، به اطراف قبورشان طواف مى‏کنند، آن‏ها را مقدس و بزرگ مى‏دانند و به قصد توسل نزد آن‏ها تضرع و توسل مى‏کنند، اگر بدانند که این عمل‏شان عین کردارى است که عرب‏ در زمان جاهلیت انجام مى‏دادند، و آن را شرک و کفر مى‏دانستند، اقدام به این کار نمى‏کردند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ابن تیمیه وى مى‏گوید: «اگر اعتقاد داشته باشد که بر مردم واجب است که از یکى از امامان چهارگانه‏ به طور خاص تبعیت کنند، نه عالم دیگر، باید توبه‏اش داد، اگر توبه کرد خوب است وگرنه باید کشته شود».
سیف الرحمان احمد، یکى دیگر از پیروان این مکتب، در زمان معاصر، معتقد است: «کسى که شیعیان را یهود این امت مى‏داند، راست گفته است و یهود اهل‏سنت همان کسانى هستند که تقلید مى‏کنند و بر تقلید خود اصرار مى‏ورزند؛ خصوصاً بعضى از حنفى‏ها، مانند جماعت تبلیغ که یاور نادانى و جمود بر تقلیدند.
شیخ عبدالله بن جبرین، از مفتى‏هاى افراطى عربستان سعودى، تصریح مى‏کند که شیعیان به چهار دلیل بدون‏شک کافر هستند: «علما در کتاب‏هاى‏شان در باب مستحقین زکات گفته‏اند که، زکات به کافر و بدعت‏گذار داده نمى‏شود. پس رافضه بدون تردید کافرند؛ به چهار دلیل: دلیل اول: طعن آن‏ها به قرآن و ادعاى‏شان که بیش از دو سوم قرآن حذف شده است. و هر کس بر قرآن طعنى وارد کند، کافر است و این سخن خداوند را تکذیب کرده است که «ما قرآن را حفظ مى‏کنیم.» دلیل دوم: طعن آن‏ها به سنت و احادیث بخارى و مسلم. آن‏ها به روایات این دو کتاب عمل نمى‏کنند؛ زیرا از صحابه نقل شده است که آنان از دیدگاه شیعیان کافرند. دلیل سوم: آن‏ها اهل سنت را کافر مى‏دانند، بلکه اعتقاد به نجاست تک‏تک آن‏ها دارند، هر وقت با شیعیان دست مى‏دهیم، دست‏شان را بعد از آن مى‏شویند، و کسى که مسلمانان را کافر بداند، خودش براى‏ کافر بودن شایسته‏تر است؛ پس آن‏ها را تکفیر مى‏کنیم؛ همان‏طورى که آنان، ما را تکفیر مى‏کنند. دلیل چهارم: شرک صریح، به سبب غلو درباره على و فرزندانش او و خواندن آنان به همراه خداوند. این مطلب به صورت آشکار در کتاب‏هاى آن‏ها آمده است. هم‏چنین غلو آن‏ها و توصیف اهل بیت که این ویژگى‏ها تنها شایسته خداوند است. من این مطلب را از نوارهاى ایشان شنیده‏ام.
لجنه دائمى افتاى عربستان سعودى به سرپرستى عبدالله بن باز، مفتى اعظم سابق عربستان سعودى، فتوا داده‏اند که شیعیان جعفرى، چون اهل بیت را مى‏خوانند مشرک هستند و خوردن ذبیحه آنان نیز جایز نیست: «پیروان مذهب جعفرى که على، حسن، حسین و بزرگان‏شان را مى‏خوانند، مشرک و مرتد از اسلام هستند. به خدا پناه مى‏بریم. خوردن ذبیحه آنان حلال نیست؛ زیرا مردار است؛ حتى اگر اسم خدا را بر آن بخوانند».
دکتر حسام عقاد، وهابى افراطى معاصر در کتاب حلقات ممنوع که علیه صوفیه نوشته است، درباره جلساتى که براى ذکر «لا اله الا الله» و یا صلوات بر پیامبر گرفته مى‏شود، مى‏نویسد: «یکى از بدعت‏هایى که در این حلقات وجود دارد این است که شیخ، ارقامى را تعیین مى‏کند که ذاکر بگوید؛ مثلا هزار مرتبه «لا اله الا الله» و یا ده هزار مرتبه صلوات بر پیامبر و یا بیشتر از این. این ذکرها در شرع ما وارد نشده است، بلکه از بدعت‏هاى جاهلان است. این افراد از ذکر شرعى به سوى شرک به خداوند خارج شده‏اند».

ابن‏تیمیه به عنوان بارزترین شخصیتى است که آشکارا فتوا به کشتن مسلمانان داده است؛ هر چند که نخستین فرد نمى‏تواند باشد؛ چون پیش از او بنى‏امیه و بنى‏العباس با فتوا و بدون فتوا، صدها هزار نفر از مسلمانان را به بهانه‏هاى واهى کشته‏اند. از ابن‏تیمیه درباره کسى که اعتقاد داشته باشد، صحابه، حق امیرمؤمنان را غصب کرده‏اند، سؤال شد، وى در پاسخ فتوا داد که جهاد با چنین طایفه‏اى واجب است: از شیخ الإسلام تقى الدین سؤال شد از کسى که ادعا دارد به خدا، ملائکه، کتاب‏ها، پیامبران و روز قیامت ایمان دارد، اما در عین حال اعتقاد دارد که امامِ برحق پس از رسول خدا، على بن ابى‏طالب است و پیامبر، به امامت ایشان تصریح کرده است، صحابه با ظلم، او را از حقش بازداشتند و آن‏ها با این کار کافر شدند. آیا کشتن آن‏ها جایز است؟ آیا با این اعتقاد کافرند یا خیر؟ او جواب داد: سپاس پروردگار جهانیان را، علماى مسلمان اجماع دارند که هر کس از پذیرفتن شریعتى از شریعت‏هاى اسلامى که آشکار و متواتر است، امتناع کرد، کشتن او واجب است تا تنها دین خدا روى زمین باقى باشد. پس اگر بگویند که نماز مى‏خوانیم و زکات نمى‏دهیم، یا نماز پنج‏گانه را مى‏خوانیم و نماز جمعه و جماعت نمى‏خوانیم و … یا بگویند که همراه با مسلمانان با کفار نمى‏جنگیم و … از امورى که مخالف با شریعت و سنت رسول خداست و مسلمانان بر آن اجماع دارند؛ به درستى که جهاد با همه این گروه‏ها واجب است؛ همان‏طورى‏که مسلمانان با مانعین زکات، خوارج، خرمیه، قرامطه، باطنیه و دیگر طوایفى که از هواى نفس و بدعت‏ها پیروى مى‏کنند و از شریعت اسلام خارج هستند، جهاد کردند. در جاى دیگرى با زدنِ تهمت‏هاى فراوان به شیعیان، تصریح مى‏کند که کشتن شیعیان، از کشتن خوارج ثواب بیشترى دارد: رافضى‏ها، با این حال مساجد را تعطیل کرده‏اند، همان مساجدى که خداوند دستور داده دیوارهاى آن بلند و نام خداوند در آن برده شود. رافضى‏ها، نه نماز جمعه را برپا مى‏کنند و نه نماز جماعت در مساجد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *