منابع پایان نامه درباره نظام احسن

مسیری که طی کرده است می نگرد ،بهتر میتواند قضاوت کند که آیا راه را صحیح آمده است یا خیر، زیرا قادر است تا موقعیت فعلی خود را با موقعیت قبلی اش مقایسه کند .56

2-2-طبایع چهارگانه در مکتبهای مختلف
اخلاط اربعه بر اساس عقیده حکما و دانشمندان طب سنتی زیر بنا ی تمام بیماریهاست و در بعضی از کشورها که دارای تمدن غنی هستند مثل هندو چین به عنوان مکتب پزشکی مطرح است و در درمان بیماریها از روشهای پیشنهادی آن استفاده می شود . در ایران نیز گام هایی برای بازگشت آن به زندگی مردم برداشته شده است.به نظر می رسد نظریه خلطی، یا عیناً از یونان به کشورهای دیگر انتقال یافته و یا آنکه در ایران و هندو چین و مصر وجود داشته و پس از انتقال نظریه اخلاطی یونانی تغییراتی در آن داده شده است . در دوره ساسانیان کیفیت احوال خون را مربوط به نیروی حیاتی این ماده می دانستند . اگر برای مثال خون دارای قوه حیاتی بود ، طبیب حاذق قادر بود داروهای مفید بدهد و بیمار را بهبود بخشد57
2-2-1-مکتب طبی یونان
2-2-2-بقراط
بقراط، انباذقلس و دیگران به چهار عنصر (خاک، آب، هوا و آتش) و چهار خاصیت این عناصر (گرمی، سردی، تری و خشکی) معتقد بوده و به وجود چهار مایع اصلی در بدن انسان و حیوانات قائل بودند که آنها عبارتند از: خون(گرم و تر)، بلغم(سرد و تر)، صفرا(گرم و خشک) و سودا(سرد و خشک)، و دخالت این چهار مایع را در کلیه حالات بدنی اعم از تغییرات فیزیولوژیک و پیدایش بیماریها و بهبود حال بیماران موثر دانسته و می‌گفتند: هر گاه این چهار مایع به نسبت طبیعی و متعادل با یکدیگر در بدن وجود داشته باشد بدن سالم است، ولی اگر یکی از این مایعات یا چند تا از آنها از نظر کمی (نسبت به سایر اخلاط) یا از نظر کیفی متحمل تغییراتی شوند (خواه این تغییرات بعلت سوء تغذیه یا تنفس هوای فاسد یا بواسطه شدت گرمای هوا باشد که در این صورت آنچه از بدن دفع می‌شود افزایش پیدا نموده و یا بالعکس فضولات دربدن متراکم می‌گردند) تعادل این مایعات بر هم خورده، و در این حال ساختمان طبیعی بدن تغییر کرده و مواد مختلفی بوجود می‌آید که طعم آنها تلخ، شور، شیرین، ترش یا بی طعم می‌باشد و بر حسب کم و بیشی مقدار یا کیفیت آنها کم و بیش زیان آور می‌گردند، و باین ترتیب چاقی ویا لاغری شدید بروز می‌کند. 58.پس اگر این چهار ماده به طور یکسان در بدن باشد انسان دارای طبیعت معتدل وسالم است و اگر یکی بیشتر از دیگری باشد باعث بیماری می شود .
2-2-3-جالینوس
جالینوس نظریه اخلاط بدن را که نتیجه تحقیقات بقراط و ارسطو بوده را بسط داده “او گفته بود که در کبد، غذا تبدیل به خون میشود و این خون ساخته شده بوسیله تلمبه قلب ،در تمامی بدن جریان پیدا می کند .59
2-2-4-مکتب طبی مصر
مصریان به چهار عنصر آب و خاک و باد و آتش معتقد بودند و وجود آدمی رااز این چهار عنصر می دانستند و عقیده داشتندکه خداوند انسان را به مانند خود خلق کرده .60
2-2-5-مکتب طبی چین
طب چینی که در قرون متمادیه قبل از میلاد مسیح پایه گذاری شده است .وجود را در دنیا با پنج عنصر جنبنده ابتدایی قائل بودند که عبارت بود از آب و آتش و فلز و خاک و جنگل (چوب)باشد و این پنج عنصر به پنج احشاءآدمی بستگی داشتند یعنی معتقد بودند که کلیه از آب و قلب از آتش و ریه از فلز و طحال از خاک و کبد از چوب است (منظور آنکه احشاءآدمی منسوب و مرتبط به این مواد می باشد.61بنابراین مکتب طب چین بر خلاف مکاتب دیگر از پنج عنصر نام برده است.یعنی به جای عنصر هوا از چوب وفلز در طبیعت نام برده است .

2-2-6-مکتب طبی هند
عناصر در طب هندی شامل پنج عنصر اِتِر -هوا -آتش -آب-و خاک است؛که این پنج عنصر اولیه در بدن انسان به شکل سه اصل اساسی یا طبع(مزاج)که به عنوان سه دوشا ،شناخته می شود نمود پیدا می کند و دو عنصر آتش و آب همراه یکدیگردر بدن به عنوان اصل آتش که پیتا خوانده می شود پدید می آیند.62 این سه طبع (واتا ، پیتا ، کافا) هم? اعمال بیولوژیکی، روانی و فیزیولوژیکی مربوط به بدن، ذهن و آگاهی را اداره می‏کنند. آنها به عنوان عوامل سازنده اساسی و موانع حفاظتی برای بدن در شرایط نرمال عمل می‏کنند و وقتی که خارج از تعادل باشند، باعث بیماری می شود. این سه دوشا در هر شخص، مسئول به وجود آمدن نیازهای طبیعی، سلیقه و ترجیحات فردی در انتخاب غذا (از نظر مزه، حرارت و …)، رفتار و عکس‌العمل‌های مختلف در شرایط یکسان می‏باشند
نام پزشکی هندوستان آیور ودا است که مردم آن دیار به صورت گسترده ای ازآن استفاده می کنند .لغت آیورودا به معنی علم زندگی است.63 آیور ودا،درذهن ویشی ها (بینندگان حقیقت )تکامل پیدا کرد ،آنها درک کردند که آگاهی ،انرژی ای است که به شکل عامل یا عنصر اولیه یعنی اِتِر (فضای خالی )هوا،آتش و خاک ظاهر می گردد این ایده پنج عنصر در قلب علم آیورودا مستتر است.64 به این صورت اتر به شکل هوا ظاهر گردید و سپس به شکل آتش پدیدار گشت از طریق حرارت آتش عناصر اتری خاصی حل شد و به شکل مایع در آمد که عنصر آب از آن به وجود آمد و سپس منجمد گردید تا ملکولهای خاک را بسازد به این ترتیب اتر به شکل چهار عنصر هوا – آتش – آب و خاک ظاهر گردید.65
در این مکتب طبی از پنج عنصر نام برده است که در این زمینه با طب چین برابری می کند.ولی به جای چوب و فلز که چینی ها به آن اعتقاد دارند از اتر نام برده است و در چهار عنصر آب ،هوا،آتش وخاک با مکاتب دیگر طبی هماهنگ است.
2-2-7-مکتب طب سنتی ایران
طب مزاج یکی از شاخه های بسیار مهم در طب قدیم به حساب می آمد
و در میان تقریباً تمام مکاتب طبی بخشی شاخص محسوب می شد .اساساًپایه طب ایرانی بر اخلاط بوده به این صورت که اطباءبا توجه به طبع و مزاج افراد مواد غذایی مجاز و غیر مجاز را به افراد معرفی می کردند . افراد هم از همان کودکی به مزاج خود آگاه بودندوتغذیه خود را بر آن اساس تنظیم می کردند . رازی از بزرگترین اطبای ایرانی ، در کنار کتابهای پزشکی خود ،کتابی در مورد” منافع الاغذیه و مضارها “داردو در آن تاکید می کند، پزشک تا جایی که می تواند از غذا استفاده کند، نباید سراغ دارو برود .66در طب قدیم ایرانی هم که یکی از منابع طب در دوره پس از اسلام بود نیز ،به همین گونه بود .ودر مان بسیاری از بیماریها با توصیه های اخلاطی و اینکه چه غذایی برای چه طبعی مناسب است معالجه می شد.
در اعتقاد حکمای قدیم ایران باستان ، عناصر اصلی تشکیل دهنده جهان و خلقت ،عناصر اربعه که عبارت بود از آب،باد،خاک،آتش بودند.هم بدن انسان و هم خوراک دارای همین ترکیب بود . در دین زرتشتی از این عناصر موجود در بدن انسان به نام آیگونه(اخلاط)تعبیر می شود.اخلاط بدن همواره در معرض هجوم نیروهای اهریمنی قرار گرفته و با نیستی روبروهستندو خلط های موجود در خوراک به آنها یاری کرده و اثرات حملات نیروهای اهریمنی را خنثی می کنند.”نم ورطوبت اندرونی خوراک با نم خلطی که در سرشت است پیوند خورد تا به سبب خشکی اهریمنانه از بین نرود و آتش خلطی که در در سرشت است پیوند خورد تاآتش خلطی به سبب سردی اهریمنانه از هم نگسلد .”67بنابراین خوراک نزد ایرانیان زرتشتی نه تنها سیر کننده شکم ،بلکه عاملی است برای پایش بدن و آماده کردن آن برای حرکت در مسیر اهورایی.آنها حفظ سلامتی کامل را در تناسب خلط های بدن انسان می دانستندو اگر چنانچه این تناسب با بی درایتی و گزافه گویی به هم می خورد، با دارو این وضعیت را از میان بر می داشتند.
علاوه بر این ،مکتب طب سنتی ایران بر پایه طب اخلاطی یا مزاجی بنا نهاده شده است یعنی تشخیص بیماری و درمان آن بر پایه شناخت ارکان و عناصر چهارگانه آب ،باد،خاک ،و آتش واخلاط چهارگانه، خون ، بلغم ،صفرا،و سودا،است. بر اساس این مبانی کلی می توان پیشگیری ودرمان را به سه بخش عمده تقسیم بندی کرد: ا-درمان و پیشگیری با غذا 2-درمان و پیشگیری با داروشامل مواد گیاهی ، حیوانی و معدنی 3-درمان و پیشگیری بوسیله دست (که در طب سنتی شامل حجامت تر ،حجامت خشک،فصد،باد کش ،مالش،جراحی (داغ کردن و…)،فشار درمانی و غیره.
بنابراین آنها حفظ سلامتی کامل را در تناسب خلط های بدن انسان می دانستند و اگر این تناسب به هم می خورد ،با تغییر در مزاج آن را متناسب می کردند.در طب ایران باستان ،تمام اجزاءعالم از جمله سیارات هم دارای یکی از طبع های چهارگانه بودند . افراد به نسبت آنکه در چه زمانی به دنیا آمده باشند و سیاره غالب زمان انعقاد نطفه و نیز زمان تولد چه بوده است ، نه تنها بر مزاج فرد ،بلکه بر سیر تکوین زندگی او تا پایان عمر نیز تاثیر گذار بوده است.68 ابن سینا می گوید :خداوند در بدن آدمی نیرویی قرار داده است تاصحت و سلامتی را حفظ ،و بیماری را از بین ببرد. این نیرو که در اصل نیروی تدبیر کننده بدن است را اطبای قدیم ،طبیعت یا امور طبیعیه می نامیدند . به عبارتی دیگر امور طبیعیه اموری است که تعادل بدن را از هر جهت حفظ نماید و در کتب مختلف این امور ، با اختلاف ذکر شده است.69
باتوجه به این موضوع در همه این مکاتب طبی، به چهار عنصر آب و خاک و باد و آتش معتقد بودند و وجود آدمی رااز این چهار عنصر می دانستندودخالت این چهار مایع را در کلیه حالات بدنی اعم از تغییرات فیزیولوژیک و پیدایش بیماریها و بهبود حال بیماران موثر دانسته اند.
2-2-4-مخالفین نظریه طبایع چهار گانه
در رابطه با طبع های چهارگانه نظریات مختلف در طول تاریخ بیان شده است ؛ولی نتوانسته به درستی آن خدشه ای وارد کندو آن را تغییر دهد.
از زمانی که” ویلیام هاروی “کشف خود در باره جریان خون را منتشر کرد (که البته آن را به نام خود ثبت کرده بود )فرضیه طبایع چهارگانه متزلزل شد وبه آهستگی جای خود را به نظریه جریان خون سپرد ولی نظریه هاروی از نظر توجیه بیماری چنان ناقص بود که فرضیه ی اساسی طب عرب ،تا قرن 18و19که از سوی طرفداران مکتب مادی مورد حمله قرار گرفت مصون ماند .بعد” ویرکف”اعلام کرد که هیچ بیماری وجود ندارد که در آن تمام قسمت های بدن دچار اختلال شده باشد و من معتقدم که هیچ پزشکی نمی تواند به طور اصولی درباره یک بیماری بیندیشد مگر این که برای آن محلی در بدن یافته باشد . بدین ترتیب ملاحظه می شود که چرخش نظریه ، آن را به اندازه ی نیم دایره از نظریه ایرانیان منحرف می سازد ولی این ماده پرستی خشن ،مدت زیادی دوام نیاورد ،زیرا بعد از مدتی نقش سلسله اعصاب مرکزی و کیفیت اثر آن در غدد کشف شد . وقتی برتولد دریافت که پیوند بافت زنده ی بیضه به خروس های اَخته شده ،رشد آن ها را به شکل عادی خروس های معمولی در می آوردو نشان دادکه بیضه ها ماده ای از خود ترشح کرده ، در خون می ریزند که بر تمامی وجود تاثیر می کند ،دلیل کامل شد و نظریه ی جدید طبایع چهارگانه به وجود آمد و بدین ترتیب چرخش چرخ ،کامل گردید .نظریه جدید عینا مانند نظریه ی قدیم نه تنها ارتباط اعضای بدن را به محیطی که آن ها را فرا گرفته ، مورد توجه قرار می دهد ، بلکه رابطه ی فرد را با محیط معمولی او در نظر می گیرد.70با توجه به اینکه این نظریه مخالفین زیادی داشت ولی همچنان پایه طب است، اگرچه در دنیای غرب آنراقبول ندارند ولی در موار
دی هم ازآن استفاده می کنند.زیرا نمی توان آن را در درمان نادیده گرفت و به درمان جامعی رسید..طب جدید مبتنی بر این عقیده است که عالم از توده ماده مرده تشکیل یافته که از یک طریق بین ناپذیری حیات از آن بوجود آمده است. در نظر ابن سینا تمام جهان مظهر یک اصل کلی حیات است که به وسیله صور فعل خود را انجام می دهد. در طب جدید صور اشیا، منشأ حیات است در حالی که به نظربوعلی این صور ثمره حیات است
حیات تمام عالم را فرا گرفته و این حیات از خالق عالم که مبدءهمه نیکیهاست سرچشمه می گیرد. این اصل حیات نه تنها در انسان و حیوانات و نباتات تجلی کرده است بلکه تمام موجودات را سوای عناصر اربعه در دامن خود فرا گرفته است. فقط چهار عنصر فاقد حیات است و حجم آنها به نظر بوعلی ناچیز است مخصوصاً در مقایسه با افلاک.

3-1-طب مزاجی در سیستم نظام هستی
اولین قدم سلامت در طب مزاجی ،اعتقاد به مدیریت سیستمی هستی در وحدت نظام هستی ،پذیرش موجودی برتر و تاثیر گذار تام در زندگی انسان و عالم هستی می باشد.در این نگاه هر چیزی در این جهان بیانگر وجود خالق و آیه ای از آیات الهی محسوب می شود.” سَنُریهِم آیاتِنَا فی آفاقِ و الاَنفُس”71آیات الهی وارد بدن انسان می شودوبا نظام خلقت مرتبط است واین سیستم متکسر می شود به چهار جزء وعنصر،آب،باد،خاک وآتش
در قران می فرماید:” هُوَ الاَولُ و الاَخِرُ و الظاهِرُو الباطِن و هُو بِکُلِ شَیٍ عَلیم” 72در این نوع رابطه هر چند انسان می تواند بدون نیاز به واسطه با خدای خود ارتباط برقرار کند مثلاً او را صدا بزند ، ولی انتخاب مفاهیم که نمود باور انسان درباره خدا هستند،باید از شناختی صحیح ناشی شوند تا پیش برنده باشند.
در نگاه امام علی (ع)نظام هستی یک نظام احسن تحت تربیت خداوند و فرمانبردار،در خدمت انسان است در خطبه 143امام علیه السلام این طور می فرمایند”الَاو اِنَّ الاَرضَ الَتی تَحمِلَکُم،وَالسَّماءِاَلتّی تَظُلکُم مُطیعَانِ لِرََّبِکُم ،وَ مَا َاصبَحتَا تَجودَانِ لَکُم بِبَرِکَتِهِمَا تَوَجُعاً لَکُم و لازُلفَهَ اِلیکُم و َلاَ لخَیرَ تا بِمَنافِعِکُم فَاَطاعَتَا ،وَ اقَیمتاَ عَلی حُدودِ مَصالِحِکُم فَتَرجُوانَه مِنکُم ،وَلکِن َامَرقامَتا”73.آگاه باشید زمینی که شما را بر پشت خود می برد،و آسمانی که بر شما سایه می گستراند ،فرمانبردارپروردگارندو برکت آن دو به شما نه از روی دلسوزی یا برای نزدیک شدن به شما و نه امید خیری است که از شما دارند بلکه آن دو مامور رساندن منافع به شما بوده ،اوامر خدا را اطاعت کردند ،به آنها دستور داده شد که برای مصالح شما قیام کنندو چنین کردند.
انسان در حقیقت شگفت انگیز ترین پدیده عالم هستی است که به گوشه ای از اسرار وجودی اوداشتن اعضاءو جوارح گوناگون و نیروهای مختلف و قدرتهای متفاوت و ترکیب از عناصر متضاد و تشکیل از عوامل گوناگون به گونه ای که به صورت معجون بسیار پیچیده ای در آمده است که همه چیز در او جمع است و در واقع نمونه کوچکی است از تمام جهان هستی و عالم صغیری همطراز عالم کبیر.این ویژگی انسان از یک سو ما را به اهمیت آفرینش او آشنا می سازد و از سوی دیگر به عظمت آفریده او.74
در نظر ابن سینا تمام جهان مظهر یک اصل کلی حیات است که به وسیله صور، فعل خود را انجام می دهد. در طب جدید، صور اشیا منشأ حیات است در حالی که به نظر بوعلی این صور

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *