منبع تحقیق با موضوع برنامه ریزی راهبردی

0 Comments

نو ظهور است. این وضعیت رقابت، موجب بالا رفتن موانع ورود رقبای جدید می شود. در نتیجه یک رویکرد ثابت برای نو آوری و مدیریت مقصد ضروری می باشد (ریچی و همکاران، 2004).
در همین راستا، نیاز به ایجاد فرایندهای جدید برای برنامه ریزی و توسعه صنعت گردشگری احساس می شود. این فرایندها باید فعالیت هایی را ترویج دهند که نیازهای گردشگران و بازدید کنند گان را در حالی فراهم کند که اشتغال و ثروت را برای جوامع محلی محقق سازد. در واقع این فعالیت ها باید متفکرانه و برنامه ریزی شده باشد و به توسعه مزیت های رقابتی مقصد کمک کند(کاستا و همکاران ،2004). ترکیبی از اهداف و اقدامات، نمی تواند از طریق شانس و یا به عنوان یک مجموعه تصمیم گیری صرف ،توسط مقامات دولتی و خصوصی اتفاق بیفتد. مقصد باید چشم انداز روشنی برای آینده داشته باشد، و چگونگی حرکت در مسیر آن، واجد شرایط و ضروری است. این فراخوان دقیق و گسترده، نیازمند مشارکت فرایند برنامه ریزی استراتژیک بوده، که مرکزی برای توسعه پایدارگردشگری در سطح ملی، منطقه ای یا محلی می باشد. با این حال با توجه به تجزیه و تحلیل مشکلات و موانع اصلی برای توسعه فرایند برنامه ریزی رسمی واضح است که این را باید بر اساس چشم انداز مشترک همهی ذینفعان در مقصد و مسئولیت هر یک در نظر گرفت. یکی دیگر از ابعاد این نتایج فقدان منافع بیشتر نهادهای دولتی و منطقه ای مقصد برای انجام کامل برنامه ریزی استراتژیک است(کاستا و تیر 2000،کوپر 2002).
در این خصوص، حوزه استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک را نه تنها برای سازمان ها بلکه می توان برای مقصد ها بسط داد، مقصد از ترکیب پیجیده ای از افراد، شرکت ها و محیط های طبیعی ساخته شده است (هایوود1990، هایوود و والش 1996).
در واقع برنامه ریزی استراتژیک مقصد گردشگری نیز شامل ترکیب رشته ای از انتخاب ها و تصمیم گیری در مورد استفاده از منابع موجود یک مقصد است که در یک دوره از آینده انجام می شود(براونلی، 1994). از آن جهت نیاز به یک برنامه آگاهانه و منسجم و رسمی است که اجازه خواهد داد مقصد با سرعت در شرایط در حال تغییر و توسعه سیستم های اطلاعات، برنامه ریزی و کنترل جهت نظارت و واکنش به این تغییر انطباق یابد(چاون و اولسن 1990 ،کوپر 1995).
برنامه ریزی استراتژیک در سطح مقصد نیز شامل شناسایی مشارکت کنندگان در فرایند برنامه ریزی ،ایجاد ساختار برای انجام این فرایند، تدوین چشم انداز، ماموریت و اهداف و توافق برروی یک بازهی زمانی برای اتمام مراحل مختلف برنامه ریزی است(هایوود،1990).
4-4-2 مفهوم و تاریخچهی کاربرد برنامه ریزی راهبردی:
مفهوم مدرن برنامه ریزی راهبردی از چهار دههی گذشته (حدود سالهای 1960 تا 1995) ابتدا در بخش خصوصی آمریکا بکار گرفته شده است. پس از ورود این تفکر و نظریه به بخش خصوصی و مشاهدهی مزایای آن، در بخش عمومی هم مورد استفاده قرار گرفته شده است. برنامه ریزی راهبردی به موازات و در واقع با اندکی تاخیر از برنامه ریزی ساختاری-راهبردی در آمریکا رایج شده است. این رویکرد برنامه ریزی بعد از دههی 1960 و به دنبال فعالیت های نظری برخی صاحبنظران رواج پیدا نموده است. شرکت های بزرگ صنعتی همچون “جنرال الکتریک” اولین کاربران برنامه ریزی راهبردی بودند. در آن زمان فقط سازمان های بزرگ با نیروهای متخصص تمام وقت قادر به برنامه ریزی راهبردی بوده اند.
این سازمان ها از تکنیک های اولیهی برنامه ریزی راهبردی نظیر نمودار ها، ماتریسها و کمک گیری از رایانه ها، اقدامات قابل توجهی را در خصوص تصمیم گیری انجام داده اند. شرکت ها و سازمان های خصوصی در آن زمان از برنامه ریزی راهبردی برای برنامه ریزی و مدیریت امور خود در شرایط بسیار متغیر پیچیده و نامطمئن استفاده می نمودند. در دههی 1980 با ورود رایانه های کوچک، نوآوری ها و تکنیک های غیر کمی از جمله تحلیل نقاط ضعف ، نقاط قوت، فرصت ها و تهدید ها، منجر به سهولت استفاده از برنامه ریزی راهبردی و در نتیجه رواج آن بین سازمانهای کوچک تر و تشکیلات دولتی و نهادهای عمومی گردید (مرادی مسیحی ،1380.42).
پورتر (1996) استراتژی را “ایجاد یک موقعیت منحصر بفرد و ارزشمند که شامل مجموعه ای متفاوت از فعالیت رقبا است” تعریف می کند. هال (2000) اشاره می کند که استراتژی در جهت برنامه ریزی و توسعه گردشگری پایدار و به دنبال دستیابی به حفاظت از ارزش های منابع گردشگری، افزایش تجارب بازدیدکنندگانی که در تعامل با منابع گردشگری اند و حداکثر کردن بازده اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی به ذینفعان در جامعه میزبان است. این فرایند شامل توسعه فیزیکی، یک برنامهی جامع و یکپارچه برای گردشگری در مقصد، به وضوح بیانگر مجموعه ای از اهداف و مقاصدی است که ارائه دهنده تمرکز برای انجام طرح و ایجاد سیستم های نظارت و ارزیابی پیشرفت به سوی اهداف و مقاصد و رویکرد برنامه ریزی که شامل ارزیابی فرصت ها و تهدید های موجود و پیش بینی آن در یک محیط است. (فالکنر، 1994).
امروزه کشورهایی که بیشتر به توسعه اقتصادی خود می اندیشند به صنعت گردشگری و فراغت به عنوان یک ضرورت مهم می نگرند. به همین دلیل گردشگری در اغلب کشورها بخصوص کشورهای غربی گسترش و پیشرفت فوق العاده ای یافته به طوری که فرانسه به تنهایی در سال 2010 پذیرای بیش از 768 میلیون گردشگر بوده است که نسبت به سایر کشورها فاصلهی قابل توجهی دارد (سازمان جهانی گردشگری 2011). سازمان جهانی گردشگری مدعی است که فقدان برنامه ریزی موجب بسیاری از نتایج منفی توسعه گردشگری مقصدها شده است. در واقع در حال حاضر برنامه ریزی استراتژیک برای گردشگری مقصد به رسمیت شناخته شده و ضروری است که منابع مقصد را برای آیندهی مدیریت پایدار و منافع مختلف زیست محیطی، مالی، جامعه و رضایت گردشگر حفظ کند(هال، 2000).
استراتژیک در برنامه ریزی و توسعه گردشگری پایدار، به دنبال دستیابی به سه هدف اساسی استراتژیک است: حفاظت از ارزش منابع گردشگری، افزایش تجارب بازدید کنندگان که در تعامل با منابع گردشگری هستند و حداکثر کردن بازده اجتماعی، اقتصادی، و زیست محیطی به ذینفعان در جامعه میزبان است.( هال، 2000). نیازهای برنامه ریزی مقصد در یک چشم انداز گسترده ، شامل زمان و چارچوب فضایی، به طوری که در برنامه ریزی گردشگری مقصد و فعالیت های تصمیم گیری مورد نیاز است، بیشتر خواهد بود. نویسندگانی مانند برام ویل و لین(1993) ذکر کرده اند که با برنامه ریزی جامع و تدوین استراتژی، حفظ فرایندهای زیست محیطی، حفاظت از میراث فرهنگی بشر و تنوع زیستی و حفظ بهره وری در دراز مدت به نفع نسل های آینده خواهد بود. در حالی که ریچی (1999) نیز شناسایی جنبه های برنامه ریزی را برای توسعه گردشگری پایدار لازم می داند و نیاز به یک افق برنامه ریزی بلند مدت، چشم انداز یکپارچه و اثرات زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی، یکپارچه سازی برنامه ریزی گردشگری و توسعه اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی گسترده تر را در دستور کار برنامه ریزی مقصد قرار داده و اطمینان از رویکرد برنامه ریزی گردشگری و توسعه را که منعکس کنندهی روند گسترده تر انتظارات بوده، با توجه به سطح مشاوره در مشارکت جامعه، لازم می داند. این اظهارات منعکس کنندهی اهمیت برنامه ریزی استراتژیک در زمینه مقصد گردشگری بوده و در دستیابی و یا تلاش برای دست یابی به اهداف گردشگری پایدار در نظر گرفته شده است.
با توجه به مطالب فوق نیاز به یک برنامه ریزی در حوزهی گردشگری احساس می شود و یکی از رویکرد های برنامه ریزی گردشگری، استفاده از برنامه ریزی راهبردی برای رسیدن به آیندهی مطلوب است. در این خصوص برنامه ریزی راهبردی برای توسعه صنعت گردشگری در سطح بین الملل مورد استفاده قرار گرفته است. در این جهت بسیاری از کشورهای جهان در رقابتی نزدیک به دنبال کسب منافع و مزایای هر چه بیشتر، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در کشور های متبوع و بالا بردن سطح اشتغال ناشی از بهینه سازی این صنعت هستند. یقینا بهره برداری از فرصت های موجود در صنعت گردشگری، مانند هر فعالیت دیگری مستلزم اتخاذ سیاستهای اصولی و طرح برنامه هایی مبتنی بر تحقیقات و مدیریت علمی می باشد (هال و جنکینز، 1378).
5-4-2 : روش ها، مدل ها و تکنیک های برنامه ریزی راهبردی
انجام فعالیت های خاص گردشگری و برنامه ریزی مربوط به مناطق جغرافیایی و یا مقصد گردشگری، پدیدهی جدیدی نیست. توسعه گردشگری بدون بهره مندی از درک آن، پس از جنگ جهانی دوم به سرعت رشد کرد و عمدتا دارای چارچوب توسعه و استراتژی بود. با این حال دهه 1960 ودهه 1970 بیشتر احتیاط ها و دیدگاه های انتقادی در مورد گردشگری وجود داشت (جعفری 1990). در سال های مختلف فرایندها و روش های برنامه ریزی گردشگری مقصد ظهور کردند، که تا حد زیادی منعکس کننده پارادایم های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی است. در جدول 2-2 روش های مختلف برنامه ریزی گردشگری در تحولات سیاست ها شرح داده شده اند. (آیری 1983،کوپر 1995، دین 1992، گتز1986، گادفری 1996، هال1998، لاندبرگ1972). این روش های مختلف برنامه ریزی گردشگری که توسط محققان ارائه شده در دوره های مختلف زمانی به مرور زمان تکامل یافته اند.
جدول 2-2 تکامل برنامه ریزی گردشگری
دوره های زمانی
توسان و جنکینز(1998)
هال (1998)
جعفری(1990)
گتز (1986)/
هال (2000)
1950-1960
دوران توسعه بدون برنامه ریزی
ساده کردن سیاست ها
تدافعی
حمایتی
1960-1970
عرضه جهت دار
بازار یابی و عرضه

اقتصادی
1970-1980
تقاضای جهت دار

احتیاطی
فیزیکی و فضایی
1980-1990
یکپارچه

مبتنی بر دانش
جامعه
1990-2000-
مشارکتی
مشارکت های عمومی و خصوصی
خط مشی عمومی
پایدار
منبع: لیزا روهانن، سپتامبر 2010
تجارب برخی از مقصدهای گردشگری در برجسته کردن این واقعیت است که توسعه صنعت گردشگری به طور کامل کنترل نشده و میزان تخریب منابع فیزیکی و اجتماعی بر اساس آن، تا حدودی به گردشگری و جامعه مقصد بستگی دارد (باتلر 1980، داکسی 1975، فورمیکا و اویسال 1996،گان 1994، هال 2000، اینسکیپ 1991،لاندبرگ 1972، ویل 1994). بنابراین مقصد ها با دقت در برنامه ریزی توسعه به احتمال زیاد به تجربه موفقیت آمیز سطح رضایت بالای گردشگر، منافع اقتصادی مثبت و حداقل اثرات منفی بر روی محیط های اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و محلی دست خواهند یافت (تیموتی 1999). در زمینه گردشگری برنامه ریزی گسترده به پیش بینی و تنظیم تغییر برای کاهش مسائل منفی توسعه از طریق ارتقا توسعه منظم و افزایش مزایای اجتماعی، ا
قتصادی و زیست محیطی گردشگری به منطقه اشاره دارد، در حالی که نیاز های ساکنان و مهمانان را نیز برآورده می کند (اینسکیپ 1988_1991، جانسن وربک1992،جنکینز1991، ماتیسون و وال 1982، مورفی1985، تیموتی 1999، ون هارسل 1994). همچنین می توان به عنوان یک فرایند تصمیم گیری سازمانی برای تعیین طراحی و توسعه گردشگری در آینده در نظر گرفته شود. (چادویک 1971، هایوود1988، اینسکیپ 1991، ویل 1994).
در حالی که روش های برنامه ریزی گردشگری مختلف در طول سالها تکامل یافته، رویکرد برنامه ریزی گردشگری پایدار به عنوان یکی از جامع ترین و پذیرفته ترین روش ها پدید امده است و می تواند به طور کلی به عنوان آرمان های اصلی هر یک از روش های برنامه ریزی ذکر شدهی قبلی باشد. مفهوم توسعه پایدار به وجود آمده در پاسخ به نگرانی های گسترده بین المللی از مسائل زیست محیطی و به عنوان راه حل ممکن برای جلوگیری از تخریب منابع زیست محیطی و اجتماعی توسط این صنعت بوده و به دلیل این واقعیت است که صنعت گردشگری به منابع وابسته است (کوپر 1995، مورفی 1998). با این حال، رویکرد پایدار برای برنامه ریزی گردشگری باید جهت گیری استراتژیک و بلند مدت داشته باشد و به موجب آن برنامه ریزی استراتژیک جایگزین رویکرد های مرسوم برنامه ریزی شود (هال 2000، سیمپسون2001، داتون و هال 1989).
1-5-4-2 مدل فرآیند برنامه ریزی راهبردی استونر و فریمن
استونر 9 مرحله را برای برنامه ریزی راهبردی پیشنهاد می کند:
1. تعیین هدف؛ 2. شناسایی هدف های کنونی؛ 3. تجزیه و تحلیل محیط؛ 4. تجزیه و تحلیل منابع؛ 5. شناسایی فرصت های استراتژیک و تهدید ها؛ 6. تعیین میزان تغییرات استراتژیک؛ 7. تصمیم گیری استراتژیک؛ 8. اجرای استراتژیک و 9. اندازه گیری و کنترل پیشرفت

نمودار 1-2: مدل برنامه ریزی راهبردی استونر و فریمن
2-5-4-2 مدل برنامه ریزی راهبردی برایسون
برایسون یک فراگرد هشت مرحله ای برای برنامه ریزی راهبردی تدوین نموده است، مراحل فراگرد مورد نظر به شرح زیر است:
1- آغاز فراگرد برنامه ریزی و حصول تفاوق درباره آن
2- تعیین و شناسایی دستورهای زمانی
3- روش ساختن رسالت و ارزش های سازمانی
4- ارزیابی محیط خارجی: فرصت ها و تهدیدها
5- ارزیابی محیط داخلی: قوت ها و ضعف ها
6- شناسایی مسائل راهبردی که سازمان با آن مواجه است
7- تنظیم رابردهایی برای مدیریت مسائل راهبردی و
8- برقراری دیدگاه سازمانی کارساز برای آینده.
این 8 مرحله باید به نتیجه گیری و ارزیابی عملکرد برنامه منتهی شود. همچنین نویسنده در کتاب تأکید می نماید که اقدام، نتیجه گیری و ارزشیابی باید در هر مرحله از فراگرد صورت پذیرد. به بیان دیگر، نباید تا پایان فراگرد منتظر ماند. ولی باید توجه داشت که این امور، بخشی تفکیک ناپذیر و جزئی از فراگرد محسوب می شود.
نمودار 2-2: مدل فرآیند برنامه ریزی راهبردی برایسون
3-5-4-2 مدل فرایند برنامه ریزی راهبردی کاتلر
در مدیریت بازاریابی، کاتلر یک مدل مشابه ارائه کرد(نمودار 3-2). گروس و نیبر (2004) این مدل را به عنوان پایه ای برای مدل مدیریت دارایی های غیر انتفاعی قرار دادند.
تجزیه و تحلیل
خارجی
ماموریت کسب و کار تدوین و اهداف تدوین تدوین اجرا بازخورد و
استراتژی برنامه کنترل

تجزیه و تحلیل
داخلی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *