پایان نامه ارشد رایگان مدیریت : نصیر الدین طوسی-فایل تمام متن

ن اصل فرد در هر مرحله از رشد باید در تجربیات خود تجدید نظر کند و آنها را دوباره بسازد و سازمان دهد. از این طریق است که رشد دائما جریان پیدا می کند ( شریعتمداری ، 1386 : 131)
ویلیام جیمز یکی از فیلسوفانی است که درباره ی عادت نظریات خوبی ارائه داده ” او اهمیت عادت را در زندگی روزانه نشان می دهد. و آنگاه برای کسب عادت چهار قانون بیان می کند و می گوید: زندگی روزانه ی ما ،یعنی مجموعه جنبش های تن و روان که از ما سر می زند چیزی جز مجموعه ی عادات نیست. از خواب برخواستن تا شستشو کردن، لباس پوشیدن، لقمه به دهان گذاشتن و بلع کردن،همه یک سلسله عاداتند. وای به حال آن کس که در او این کارها عادی نشده باشد. چه در آن صورت آنچه صبح قبل از حرکت از خانه بدون فکر در چند دقیقه انجام می دهیم. همه روز ما را اشغال خواهد کرد و باید ساعتها را در اخذ تصمیم و ساعات بیشتری را برای اجرای کوچکترین کارها تلف کنیم.اگر کودکی را که تازه نوشتن می آموزد تماشا کنید. خواهید دید با چه جو خستگی آوری مثلا به نوشتن حرف ج مشغول است.چگونه همه افکار خود را بر سر این کار کوچک متمرکز کرده است و تا چه حد به عضلات خود فشار می آورد و با چه اشکال و اهستگی پیش می رود. وقتی رنج او را با سهولتی که شما و من در نوشتن حرف ج داریم مقایسه کنید،پی می برید که استعداد کسب عادت ما را از چه رنجهایی رهانیده و تا چه حد در وقت ما صرفه جویی کرده او زندگی را آسان ساخته است.حقیقت این است که به قول جیمز ما پشتواره ای از عادات هستیم.(صناعی 1367 :52-53)
بطوری که در مقدمه نیز اشاره شد آنچه که امری را همگانی می سازد مسلما نیاز عموم یا همگان به آن است،در مورد عادت نیز وضع به همین منوال است کسی نیست که بحث از عادت نکند ولو آشنا به چگونگی و ماهیت آن هم نباشد.
در بیان اهمیت و ارزش عادت همین قدر کافی است که بگوئیم عادت امری است که هیچ کس را از آن گریزی نیست، بعبارت بهتر امری همگانی است. در اهمیت عادت سه نکته بیشتر مورد توجه است: یکی نیرو یا قدرت عادت، دوم نیاز همگان به عادت سوم طبیعت ثانوی بودن عادت. اهمیت و ارزش عادت تا آن پایه است که غزالی یک چهارم کتاب عظیم احیا را با عنوان العادات اختصاص داده است.وی در این بخش آئین ها و آداب رفتارها و روابط جاری میان انسان با خویشتن و روابط مردم با یکدیگر و خوردن و نوشیدن و ماوی گزیدن و روابط مختلف دیگر را مد نظر قرار داده و از مطالعات او در این زمینه چنین استفاده می شود که بخش عمده ای از فضایل و رذائل اخلاقی محصول عادت ما می باشد اهمیت عادت از نظر غزالی از طرز نگرش او به اخلاق و رای و عقیده ی او درباره ی آن استفاده می شود. امام محمد غزالی در همان حال که عادت را یکی از عوامل تربیتی معرفی می کند، مانع از ابزاری و مکانیکی شدن اراده آدمی می شود.(حجتی،1377 :97)
همچنین غزالی می گوید: ((پس هر کاری که نیکوست عادت کند ، خلق نیکو اندر وی پدید آید، و سر اینکه شریعت به کار نیکو فرموده است این است ، مقصود از این ف گرویدن دل است از زشت به صورت نیکو، و هرچه آدمی به تکلف عادت کند طبع وی شود.(غزالی،48 : 11-12)
فلاسفه اسلامی:
اندیشمندان و فلاسفه اسلامی ضمن پرداختن به مسائل مختلف علمی در این زمینه نیز بحث های محققانه و عمیقی ارائه داده اند که مثل سایر زمینه های علمی از ویژگی های بارزی برخوردار است. البته به طوری که در مقدمه اشاره شد، تفکرات و اظهار نظرهای آنان ریشه در اندیشه اسلامی دارد،و دلیل بارز این ادعا تمسک جستن آنان به روایات اهل بیت علیهم السلام،تفاسیر و متون اسلامی است، و در واقع آرای انان بیانگر تفکر و نگرش اسلام در مسائل مختلف انسانی است. به همین لحاظ به نظریات پاره ای از علمای اسلامیاز جمله فارابی،ابن سینا،خواجه نصیر الدین طوسی و … در این زمینه اشاره می کنیم.
فارابی
فارابی تاکید می کند که اخلاق پسندیده و اخلاق ناپسند، هر دو در اثر ممارست کسب می شوند و اگر کسی را اخلاق پسندیده نباشد، می توان در اثر عادت ،آن را تحصیل کند. اخلاق اساسا با (( عادت و تمرین)) شکل می گیرد و فضائل اخلاق، همانند علم و معرفت حقیقی، هنگامی تحقق می یابد که (( ملکه)) راسخه حاصل شود. وی حالات نفسانی را تا وقتی که به وسیله عادت به شکل خصلت ثابتی در جان ادمی در نیاید فضیلت نمی داند ،عادت همه چیز با تمرین و تکرار در عمل حاصل نمی شود.(فارابی،1388)

 
 
فارابی بر اندیشه های افلاطون و ارسطو تاکید دارد. فارابی آدمی را تربیت پذیر می داند و با تاکید بر اکتسابی بودن همه ی خوی های نیک و بد ، عامل تغییر اخلاق را در آدمی (( عادت )) می داند که از نظر او تکرار یک کار در زمان طولانی و به دفعات است ( باغستانی و معینی ، 1388: 25)
به نظر فارابی برای تحصیل سعادت باید به ریاضت پرداخت. چنانکه می گوید: (( بر مردم واجب است که در راه شناخت حقایق، و تحصیل فضائل،ریاضت نفس و تمرین را پیشه کنند، تا حقیقت قانون را به خوبی بشناسند و در راه حق قدم بردارند.(میرزا محمدی،1382 :57)
عادت امری تحصیلی و اکتسابی است. صفات و خصوصیاتی که در اثر عادت به صورت ملکه در می آیند، به مراتب با ارزش تر از صفات و خصوصیات ذاتی هستند. عادت در تربیت انسان، می تواند نقش مهمی داشته باشد.
فارابی می گوید: سعادت ،آخرین هدف زندگی است و هرچه در این راه تلاش شود،کامل تر خواهد شد و سعادت جز با انجام و پیگیری کار نیک به دست نمی آید تا اینکه صفت نیک،به صورت ملکه در آید و به آسانی زایل نشود. از این رو اخلاق چه نیک و چه زشت با عادت ملکه می شود. عمل صالح نیز آن است که در حد اعتدال باشد: همانند شجاعت که حد اعتدال میان تهور و تجبن است و یا کرم که حد اعتدال بخل و اصراف است و یا عفت که حد اعتدال اعتزال و عنان گسیختگی است ( حسینی کوهساری،1382: 59)
ابن سینا
ابن سینا یکی دیگر از دانشمندان اسلامی که اندیشه ها و آراء او در علوم مختلف برای جهانیان آشناست درباره ی عادت چنین می گوید: عادت عبارت است از تکرار زیاد یک عمل در زمانهای نزدیک به هم که در دراز مدت ادامه می یابد.(حجتی،1377ص:96-99)
همان طور که ملاحظه می شود در تعریف ابن سینا عامل تکرار که رکن اساسی در روند تکوین عادت به شمار می آید، مورد توجه قرار گرفته است ( گودرزی ، 1377 :54)ابن سینا درباره تربیت می گوید : پیش از آنکه بچه به خوهای بد و عادات زشت آشنا شود ، صورت آنها در صفحه نفسش نقش بندد ، باید او را به اخلاق نیکو و صفات پسندیده و عادات ستوده مواجه ساخت( عطاران ، 1366 : 38).
جمع بندی نظرهای ابن سینا از نظر عادت این که با توجه به روح حقیقت جویی ایشان و این که در کتاب اشارات خود می گوید کسی که عادت کرده هرچه را شنیده بدون تجزیه و تحلیل بیان کند از فطرت انسانیت خارج شده و دیگر نام انسان بر او نمی توان نهاد ( شهرونی ، 1381 : 74 )
خواجه نصیر الدین طوسی
خواجه نصیرالدین طوسی یکی دیگر از حکمای مسلمان است که به اهمیت روش «عادت دادن» به ویژه در سال‌های اولیه دوران کودکی تأکید دارد . استقرار عادت مثبت در سال‌های اولیه زندگی، پایه‌های سعادت فردی را پی‌ریزی می‌ریزد و یادگیری ها و تربیت دوران بعدی زندگی را آسان‌تر می‌کند . بنابراین از دیدگاه او تربیت عبارت است از ایجاد عادات در متربی ، وی پس از بیان این نکته که « خُلق » گاهی مستند به اقتضای « طبیعت » روانی و گاهی به « عادت » است ، در این باره می‌گوید ، خُلق ملکه ای به سود نفس از مقتضی سهولت فعلی از او بی‌احتیاج با فکر و روایتی ، در حکمت نظری روشن شده است که از کیفیات نفسانی آنچه که سریع الزوال بود ، آنرا حال خوانند و اگر بطی الزوال بود آن را ملکه می‌گویند . سپس ملکه کیفیت بود از کیفیات نفسانی ، و این ماهیت خُلق است و اما لمیت او، یعنی سبب وجود او نفس را دو چیز باشد : یکی طبیعت و دوم عادت (گودرزی، 1377 : 54).
اما سبب وجود او نفس را دو چیز باشد ، یکی طبیعت و دوم عادت ،اما طبیعت چنان بود که اصل مزاج شخص چنان اقتضا کند که او مستعد حالی باشد از احوال ، مانند کسی که کمتر سببی تحریک قوت عصبی اوکند ، یا کسی که اندک آئازی که به گوش او رسد یا از خبر مکروهی ضعیف که بشوند. خوب و بدی بر او غالب شود ، یا کسی که از اندک حرکتی که موجب تعجب بود ،خنده بسیار بی‌تکلف بر او غلبه کند ، یا کسی که از کمتر سببی اندوه و به افراط بر او غالب آید ، خواجه در تعریف عادت می‌گوید : « و اما اما عادت چنان بود که در اول به رویت و فکر اختیاری کاری کرده باشد و به تکلف در آن شروع می‌نموده تا به ممارست متواتر و فرسودگی در آن به اُلف گیرد ،و بعد از اُلف تمام ، به سهولت بی رویت از او صادر می‌شود ،تا خلقی‌شود او را » (طوسی،1377) .
خواجه نصیرالدین طوسی به مسئله مهم تکرار اشاره نموده است و عادت را به عنوان یک طبیعت ثانویه به شمار آورده است (گودرزی ، 1377 : 55 )آری ،مراد حکمای اسلام از ایجاد عادات، این نیست که متربی یا فراگیر کورکورانه با تلقین و القاء عادت را بپذیرد ، بلکه در عادت ورزی باید از ابتدا مربی و متربی بر اساس آگاهی، اندیشه، تأمل ،خلق و شخصیتی را پسندیده ، آن را با عادت در طبیعت متربی جایگزین سازند. بعلاوه عادت ورزی به ویژه از نظر خواجه دامنه کاربردش بیشتر در دوران اولیه کودکی است و به تدریج که کودک بزرگ می‌شود باید به تقویت فکر و قوه فهم او همت گماشت . تا اموری را که در ابتدا به تقلید یاد گرفته‌اند به تدریج بر اساس درک و فهم بنا نهند و حکمت های آن را دریابند (رهنما ، 1378 :165) ،(اسکندری ،1383 :99).
خواجه درباره اینکه عادات زمینه سعادت و شقاوت فرد را در کوچکی فراهم می‌کنند می‌گوید : اگر انسانی در کودکی ودرایام طفولیت درست تربیت شده باشد این نعمتی است بزرگ و شکر آن واجب است زیرا که اساسی‌ترین و مهم‌ترین مرحله را طی کرده است واز این پس دست آوردن فضایل و کسب آنها برای او ساده است . اما اگر کسی در این مرحله و به خوبی تربیت نیافته باشد باید سعی شود که او را از عادت‌های ناپسند و اعمالی که ملکه ذهن او شد
ه‌اند جدا کرد هر چند این کار بسیار دشوار است اما ممکن است و اگر در این راه کوتاهی شود این عادت ها قوی‌تر شده‌ و انسان را به سوی تباهی می‌کشاند که در نهایت چیزی جز تأسف و تأثر دستگیر آدمی نخواهد شد (اسکندری ، 1383: 106) ، (کاردان ، 1353 : 102).
خواجه مانند ارسطو بر روش‌های تربیتی مبتنی بر طبیعت، عادت و خرد تأکید دارد ولی او همچنین در زمینه تربیت دینی می‌گوید : «پس سنن و وظایف دین در او آموزند و او را بر مواظبت آن ترغیب کنند و بر امتناع از آن تأدیب … » (کاردان، 1353 :223).
البته باید به این نکته توجه کرد که عادت دادن مورد نظر خواجه با شرطی سازی که امروزه روان‌شناسی کاربرد دارد قدری تفاوت می‌کند . عادت مورد نظر خواجه صرفاً تقلید کورکورانه نیست . بلکه از آن جهت مورد تأکید است که قوای نفسانی در ابتدای رشد و نشو و نمای خود باید به انقیاد قوت عاقله درآیند . بنابراین عادت مورد نظر خواجه عادت عقلانی است که ممکن است در ابتدا فرد بدون دلیل آنها را بپذیرد لیکن به تدریج با روشنگری عقل خود ، ضرورت آنها را احساس می‌کند و آن عادت را آگاهانه به کار می‌دارد.

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عادت دادن به معنای مورد نظر ، ضرورت اجتناب ناپذیر نائل آمدن به اخلاق فضیلت و صفات است چون صفت یا ملکه خاص اخلاقی فقط در سایه عادت مثبت که استقرار الگوهای عمل ثابت و راسخ در جهت معنی است حاصل می‌شود . به عبارتی روش اساسی اخلاق و صفات ، ایجاد و استقرار عادات مثبت و جلوگیری از عادات منفی است .روش عادت دادن به عنوان یک روش اساسی تربیت از نظر خواجه فقط در مرحله تأدیب کار برد دارد، در مرحله تعلیم نیز باید از روش‌های آموزشی مناسب استفاده کرد و بالاخره در مرحله تفهیم باید به پرورش قوه فهم و استدلال و اندیشه کودک توجه داشت . ( رهنما ، 1378 :166).ایشان هنگام صحبت درباره تربیت، آن را ایجاد ملکات ازطریق عادت می‌داند (گودرزی، 1377: 208)
محمد قطب
درباره ی اهمیت عادت چنین می گوید: عادت نقش بزرگ و مهمی را در زندگی بشربازی می کند،عادت برای اینکه کوشش انسان را در زندگی روزمره تبدیل به یک امر عادی آسانی کند، قسمت بزرگی از سعی و مجاهدت انسان را در بر می گیرد تا آنرا در میدانهای تازه کار و تولیدگذاشته نشده بود انسان همه ی عمر را صرف یاد گرفتن ،راه رفتن،و سخن گفتن یا آموختن حساب می کرد( جعفری 1381 :275-276)
اشکالی که در این نظر نهفته است، جنبه فطری دادن به عادت است، یعنی از این بیان چنین استفاده می شود که عادت در نهاد انسان وجود دارد و این تعبیر درستی نیست، بلکه استعداد عادت در انسان موجود است و بر اساس آن ما می توانیم در اثر ممارست و تکرار کارها عادت بدانها را در خود بوجود آوریم.همگان می دانند که عادت چیزی است که در اثر تکرار عملی به وجود می اید . اما در مورد مسائل دیگر چنین فراگیری وجود ندارد . در مورد قدرت عادت همه مردم مطابق شناخت و آگاهی شان اطلاعاتی دارند. در اهمیت قدرت عادت گفته اند : که ترک عادت موجب مرض است.مقصود این است که در انتخاب عادتها بسیار مراقب باشیم که اگر گرفتار عادت ناسالم و مضر شویم برای از دست دادنش مریض می شویم، چون قسمت اعظم شخصیت انسان عادتها و شرطی هایش هست چه سالم و چه ناسالم چه درست و چه نادرست.(قراچه داغی،1371 : 5)
ابن مسکویه
ابن مسکویه از دانشمندان اسلامی مشهور در اخلاق بوده که استاد علم و اخلاق و نخستین کسی که در عالم اسلام به تدوین عادت پرداخت و معاصر بوعلی سینا بود. ایشان همان اصول کلی و مبانی بنیادین انسان‌شناسی در فلسفه اسلامی که در آرای فارابی و بوعلی به آنها اشاره شد را قبول داشته است .ابن مسکویه عادت را حالتی می‌داند که در انسان او را به انجام عمل ، بدون نیاز به اندیشه و تأمل، سوق می‌دهد (هاشمیان، 1383: 84).
ابوعلی مسکویه در تهذیب الاخلاق ، که آن را به منظور شیوۀ‌ تحصیل خوی های که به سبب آنها افعال نیک به سادگی از انسان صادر شود . او خُلق را حالتی نفسانی می‌داند که آدمی را بدون هیچ اندیشه و تأملی برای انجام دادن افعال فرامی‌خواند و بردو قسم است : یکی طبیعی که ریشه در مزاج آدمی دارد و دیگری آنچه با عادت و تمرین حاصل می‌شود (با غستانی و معینی ، 1388 : 31)
ابن مسکویه درباره عادت می‌گوید : « عادت حالتی است در نفس که بر اثر تکرار و استمرار وصف یا فعل برای انسان پدید می‌آید ، افعال و صورت‌های حسی یا عقلی ، در آغاز برای نفس نامأنوسند، که در این زمان به آ‌ها «حال» می‌گویند ، سپس از مدتی بر اثر تکرار و استمرار ، نفس با آنها مرتبط گردید و در خزانه نفس مستقر گردیدند و نفس به آنها خو گرفت ، به آنها «عادات» گویند و موقعی که عادت کاملاً در جان رسوخ کرد و با روح متحد گردید ، به آن «ملکه »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *