پایان نامه با کلید واژه های انگیزه پیشرفت، مهارتهای اجتماعی، سلسله مراتب، آموزش مهارت

س حمایت کننده‏ای را ایجاد کنند که نیازها و تمایلات دانش‏آموزان را ارضا کند(سید محمدی، 1385).
کاربرد نظریه انگیختگی در تعلیم و تربیت بستگی به کنترل معلم بر متغیرهای تاثیرگذار برانگیختگی دارد، اما دو مشکل وجود دارد:
1)احتمالا همه اعضای کلاس دریک سطح انگیختگی نیستند.
2)معلم سطح دقیق هر دانش‏آموز را نمی‏داند.
2-8 آموزش مهارتهای ارتباطی و اجتماعی
(کله،پیتر و جان، لورنا10 1997 به نقل از اکبرزاده 1385) معتقد است برای اینکه دانش‏آموزان را به مرحله آموزشی بالاتر برسانیم، بایستی ببینیم آنها در کجا و چه حالتی هستند و به آنها مهارت‏ها و منابعی بدهیم که بتوانند با عوامل فشارزا مقابله نمایند یا کنار بیایندی تا آنگاه بتوانند بهتر به یادگیری بپردازند. بدون این مهارتهای اجتماعی _ هیجانی، منابع فشار غلبه می‏کنند و مانع رسیدن دانش آموزان به ظرفیت بالقوه تحصیلی خود می‏گردند. من از برنامه‏ای حمایت می‏کنم که مهارتهای اجتماعی را به عنوان قسمتی از برنامه جامع و مداوم آموزش می‏داند. تا این برنامه برای همه دانش‏آموزان اجرا شود(اکبرزاده،1383).
مهارتهای اجتماعی یعنی توانایی ارائه و انتخاب از میان تعدادی رفتارها و اعمال هنگام رویارویی با یک موقعیت اجتماعی(جوادیان،1376).
برای آموزش مهارتهای اجتماعی سه مرحله وجود دارد:
ارائه الگو: رفتارهای مناسب بعنوان الگوهای رفتاری ارائه می‏گردد که دانش‏آموز را از طریق آنها قادر می سازد تا موقعیت‏های مشکل آفرین را با موفقیت حل کند. باید دانست که دانش آموزی که در مهارت اجتماعی ضعف دارد بیشتر ترک تحصیل می‏کند، بیشتر به بزهکاری کشانده می‏شوند و در بزرگسالی نیز با مشکلات روانی روبروست.
نقش بازی: از نوجوانان خواسته می‏شود تا درباره آنچه دیده یا شنیده‏اند بحث کنند، بارها آنرا در زندگی شخصی خود ، بخصوص در مواقعی که اجرای آن مهارت در زندگیشان مشکل بوده است، تمرین کنند. مهارت را بصورت نقش بازی، تمرین کرده و تا آن را در زندگی واقعی بکار برند.
نمایش بازخوردی: بازخورد را از سایر اعضای گروه بصورت تشویق ، تایید و انتقاد سازنده دریافت ‏کنند(جوادیان،1376).
2-9 آموزش مهارتهای تحصیلی «روش مطالعه» و خود کارآمدی تحصیلی
بنابه گفته (الیوت 1995 به نقل از سالجوس 1997)11 مهارتهای مطالعه با میزان انگیزش و موفقیت تحصیلی رابطه دارد. در طی مطالعات وسیع انجام شده در زمینه یادگیری دانشگاه ادینبرگ12 1997، دانش‏آموزان سه رویکرد در مورد مطالعه دارند که با تکمیل پرسشنامه مربوط به رویکرد مهارت‏های مطالعه دانش آموزان می‏توان به میزان مهارت روش مطالعه کردن دانش‏آموزان دبیرستان پی‏برد.
طبق این تحقیقات دانش‏آموزان سه رویکرد به مطالعه دارند.
الف)رویکرد عمیق که افراد به جستجوی معنی استفاده از شواهد می‏پردازند.
ب)رویکرد استراتژیک که افراد به سازماندهی مطالعه، مدیریت زمان ، تقاضا از دیگران برای ارزشیابی هوش ، تمایل به موفقیت و توجه به توصیه و اخطارهای لازم می‏پردازند.
ج)رویکرد سطحی که افراد دارای فقدان هدف، بدنبال حفظ کردن مطالب بی‏ربط و محدود علمی در ذهن ، هستند. این رویکرد در واقع سنجشی برای عدم انگیزه تحصیلی افراد است (سالجوس 1997).
2-10 روشهای سنجش میزان انگیزش تحصیلی
در سال 1996 لیان هوانگاچو13 (به نقل از مسدود 1373) تحقیق در مورد مقایسه‏های انگیزش انجام داد و سپس چندین عمل روان‏سنجی روی داده‏های او انجام شد تا به پنج سازه‏ی انگیزشی رسیدند این سازه‏ها کمتر به هم مربوطند یعنی سازه‏هایی انگیزشی هستند که میزان انگیزش تحصیلی را می‏سنجد که شامل:
1)جهت‏گیری مثبت نسبت به یادگیری مدرسه را که در برگیرنده پایداری سطح بالای آرزو، دارا بودن خود پنداره ی مثبت از لحاظ تحصیلی و احساسات مثبت نسبت به کارکرد گذشته ی او در مدرسه دارد.
2) نیاز برای شناخت و پذیرش اجتماعی (تلاش برای کسب تقویت مثبت از معلم ، رقابت تحصیلی با همکلاسان تا آنها او را دانش‏آموز خوبی بدانند).
3)انگیزه‏ی پرهیز از شکست (ترس از شکست، اضطراب زیاد از آزمون)
4)کنجکاوی “هم تجربی و هم ادارکی”.
5)همنوایی (کارکردن به این سبب که توسط معلم یا والدین و توسط فشار همسالان خواسته شده است) (مسدود، 1373).
کارشناسان و مشاوران آموزشی با در دست داشتن معیارهای زیر می‏توانند میزان انگیزش تحصیلی دانش‏آموزان را بسنجند:
A: عادت‏های مطالعه: مدت زمان و میزان تلاشی که آنها صرف تکالیف درسی می‏کنند.
B: علایق هوشی: میزان لذتی که افراد از فرآیند یادگیری می‏برند.
C: اعتماد و اطمینان کلامی میزان احساس خودکار آمدی: عزت نفس و اعتماد کلامی افراد را سنجید.
D: میزان نمراتی که افراد از ریاضی و علوم دریافت می‏کنند.
E: میزان تمایل افراد برای رفتن به دانشگاه و اتمام آن.
F: نحوه نگرش آنان به معلمان – مدیران دبیرستان (استراتیب،2000).14
بنا به نظر پینتریچ15 در بررسی تئوری‏های انگیزش ما به چهار عامل کاربری برخورد می‏کنیم که توجه و جواب دادن به این مباحث ما را با میزان تفاوت انگیزش‏ها آشنا می‏کند:
I. چرا افراد یک فعالیت را از فعالیت دیگر بیشتر انتخاب کرده و آن را ترجیح می‏دهند.
II. چرا افراد به میزان کمتر یا بیشتر در وظایف خود درگیر می‏شوند و به جزئیات انجام امور توجه دارند.
III. چرا بعضی افراد روی انجام وظایف خود تلاش به خرج داده و در انجام آن پافشاری می‏کنند.
IV. چه نوع اسنادهایی افراد راجع به یادگیری ی
ا موفقیت خود بکار می‏برند.
(رینودس.میلر2001)16

2-11 نظریه‏های انگیزش
2-11-2 -نظریه مزلو
مزلو معتقد است طبقه بندی نیازها در افراد مختلف متفاوت است باید دانست که احتیاجات هرشخصی دارای مراتب و درجاتی است و بعضی از آن احتیاجات بر بعضی دیگر مقدم است و باید دانست که با پیدا شدن احتیاجات تازه، انگیزه‏های تازه ایجاد می‏گردد(پورمقدس،1367).
سلسله مراتب نیازهای مزلو از پایه هرم به بالا شامل:
1-جسمانی یا فیزیولوژیک
2-نیاز به احساس امنیت و اطمینان خاطر ” حفاظت از بیماری ، خطر و نظم و ترتیب داشتن”
3-عشق و تعلق داشتن ” عواطف و محبت به کسی”
4-عزت و احترام ” نیاز به استقلال و رضایت خاطره”
5-خودشکوفایی ” نیاز به استقلال و رضایت خاطر”
6-فهمیدن و درک ” کنجکاو بودن”
7-زیبایی شناسی یا هنر شناسی (ناهیدی،1384)
مزلو در فاصله سالها 1943 _1970 معتقد بود سرانجام جهت انرژی‏های افراد نمیتواند فقط در حد ارضا نیازهای زیستی یا کاهش تنش باشد، بلکه هدف آخر رسیدن به خود شکوفایی است.
این نظریه بر شناخت، تقویت معنوی و مثبت بودن تاکید دارد. از نظر مزلو نیازهای کمبود و رشد به رفتار انسان انرژی و توان فوق‏العاده‏ای برای حرکت می‏دهد (دیسی، 2004).
مزلو معتقد بود که زندگی آدمی با تمایل به رشد و خودشکوفایی آغاز می‏شود اما یادگیری ، تحولات طبیعی و افراد یا حوادث موثر این فرایند را تسهیل می‏کند. انگیزش نقش مهمی در آشکار ساختن نیاز‏ها و تمایلات اساسی معینی دارد که توسط محیط مورد حمایت یا ممانعت قرار می‏گیرد(ابراهیمی قوام،1384).
نظریه سلسله مراتب مزلو به فهم این مطلب کمک می‏کند که چرا دانش‏آموزی به طور ناگهانی درس خواندن را مشکل می‏داند یا احتمالا شور و اشتیاق قبلی را از دست داده است. اگر کودک در هر سنی با رویدادی مواجه شود که احساس امنیت او را تضعیف کند مثلا مرگ یکی از نزدیکان یا جدایی و طلاق والدین ممکن است دچار این مشکل شود که تمرکز بر رشد شخص و یادگیری‏اش را از دست بدهد (ناهیدی،1384).
نیاز به یک حالت ناشی از کمبود یا محدودیت در موجود زنده گفته می شود . نیاز های انسانی در طبقه بندی مازلو به دو دسته کلی تقسیم شده است:
نیازهای کمبود یا کاستی و نیازهای رشد یا بالندگی , مازلو نیازهای کمبود را نیازهای اساسی و نیازهای دسته دوم را فرا نیازها نام گذاری کرده است.
نیازهای اساسی یا نیازهای کمبود که در زمان کمبود ارگانیزم برانگیخته می شود و شامل چهار دسته نیاز می باشد:
نیازهای جسمانی شامل: آب , غذا , خواب, حرارت و ….
نیاز به ایمنی , داشتن محیطی امن و به دور از تهدید.
نیاز به عشق و تعلق , ایجاد روابط متقابل با دیگران و محبت کردن و مورد محبت واقع شدن.
نیاز به عزت نفس یا احترام به خود, شامل احساس کسب توفیق و تایید و شایستگی در خود.
فرا نیازها, نیازهایی هستند که نیرویشان را از میل آدمی به رشد و بالندگی کسب می کنند. شامل نیازهای خودشکوفایی یا تحقق خویشتن میباشد . البته خودشکوفایی را یک فرایند توصیف می کند, فرایند شدن و بالیدن نه یک حالت.
برای رسیدن به بالاترین حد این نیازها در فرد باید تمام نیازهای اساسی به صورت سلسله مراتب, ارضا و بعد از آن به مراتب بالاتر برسد.
مازلو معتقد است تنها انسان هایی به بالاترین مرتبه نیازها می رسند که دارای شخصیت سالم باشند و تنها یک درصد مردم به آن دست می یابند و علت آن را عدم شناسایی توانایی های بالقوه خود فرد می داند که خود را تابع الگوهای قالبی فرهنگی خود کرده و به لحاظ امنیتی قدرت خطرکردن و تجربه موارد تازه را ندارد.

2-11-3 نظریه واینر و پیشرفت
یکی از فرض ها ی عمده نظریه اسناد این است که جستجو برای درک فهم امور و علل رویدادها مهم ترین منبع انگیزش انسان است . بنابراین هدف این نظریه پیدا کردن راهنمایی است که در آن افراد به توضیح و تبیین رویدادها و روابط علت و معلولی بین آن ها می پردازد.

اصطلاح اسناد یا نسبت دادن به علت هایی که فرد برای تبیین رویدادها و یا نتایج برمی گزیند و جنبه استنباط شخصی دارند, اشاره می کند. اجزای مهم نظریه نسبت دادن عبارتند از:
الف) تبیین های فرد برای علل موفقیت ها و شکست های خود.
ب) ویژگی های این تبیین ها یا استنباط های علمی .
ج ) نقش واکنش های عاطفی از این استنباط ها در تعیین رفتارهای بعدی.
تبین هایی که افراد به طور معمول برای موفقیت ها و شکست های خود انتخاب می کنند به توانایی شخص , سعی و کوشش , سطح دشواری تکلیف, بخت و اقبال , حالت روحی و بیماری وافراد دیگر نسبت داده می شوند. این تبیین ها در ابعاد یا ویژگی های منبع علیت , ثبات و کنترل پذیری متفاوتند. این ابعاد انتظارات متفاوتی برای آینده فرد ایجاد می کنند و منجر به واکنش عاطفی می شوند که این ها به نوبه خود رفتارهای فرد را دستخوش تغییر می سازند.

مطابق نظریه واینر اغلب علت هایی را که دانش آموزان , موفقیت ها و شکست های خود را به آن ها نسبت می دهند می توان در سه بعد مشخص کرد:
منبع یا مکان : درونی یا بیرونی بودن علت برای شخص.
ثبات : این که علت در آینده باقی می ماند یا تغییر می کند.
و کنترل پذیری : این که فرد قادر به کنترل علت است یا خیر.

2-11-4 نظریه اتکینسون و پیشرفت

بعد از این که مک کله لند به ایجاد نظریه خود در باب انگیزه پیشرفت پرداخت, اتکینسون نیز شروع به تکوینی دیگر از نظریه انگیزش کرد. به نظر او تفاوت در شدت نیاز به پیشرفت در افراد مختل
ف را میتوان با فرض یک نیاز مخالف یعنی پرهیز از شکست ترجیح داد. چنانچه بعضی از مردم موفقیت دارند, ولی بعضی از مردم از شکست دچار اضطراب می شوند. اتکینسون با انجام آزمایش هایی نشان داد که فرد موفقیت مدار احتمالا هدف هایی را برای خود تعیین می کند که از نظر دشواری متوسط است ( یعنی امکان موفقیتش 50 درصد است).
حال آن که فرد مضطرب هدف هایی را انتخاب می کند که یا خیلی بالا یا خیلی پایین است ( اگر در انجام کار سخت موفق نشود کسی نمی تواند او را سرزنش کند و او تقریبا مطمئن است که در انجام کار آسان موفق خواهد شد).
اتکینسون معتقد است که تمایل رسیدن به موفقیت , از احتمال موفقیت و جاذبه رسیدن به آن متاثر میشود . اگر فرد شکست های مداومی را تجربه کند و با اهدافی بالاتر از توان خود را در نظر بگیرد ممکن است نیازی نیرومند در او ایجاد شود که از شکست پرهیز کند.
اتکینسون که خودش از همکاران مک کله لند بود, تدوین نظریه معاصر انگیزه پیشرفت را ادامه داد و انگیزه پیشرفت را همان طور که قبلا بیان شد, با الگوی جدیدی مطرح کرده و آن را مرکب از دو جز دانست:
امید به موفقیت و ترس از شکست. برخی از افراد به گونه ای رفتار می کنند که گویی نیاز زیادی به پیشرفت و موفقیت و رسیدن به معیاری از برتری دارند و بعضی دیگر طوری رفتار می کنند که گویی ترسشان از شکست بیشتر از میلشان به موفقیت است.
اتکینسون مشاهده کرد, گرایش به موفقیت تحت تاثیر احتمال موفقیت و جذابیت آن است و در مقابل نیاز به پرهیز از شکست, زمانی پدید می آید که افراد شکست مکرر را تجربه کرده باشند.

نظریه نیاز هنری موری و انگیزه پیشرفت

پدر نظریه نیاز نوین هنری الکساندر موری است وی نخستین فردی بود که در کتاب شخص شناسی خود موضوع نیاز به پیشرفت را مطرح کرد . وی اگر چه اولین نفری نبود که معتقد بود نیازهای بنیادی نقش تعیین کننده ای در شخصیت برجای می گذارند ولی به علت تلاش های وی اورا به عنوان بانی نظریه نیاز نوین مطرح می کنند. موری به عنوان یک روانکاو نتیجه گیری نمود که عقاید فروید در تاکید بر روی نیروهای انگیزشی ناخودآگاه کاملا صحیح و مهم ترین نیروهای شخصیت از نظر او عبارتند از :
نیازها ( انگیزه های درونی ) و فشارها ( محرک های بیرونی).
موری در کتاب خود از نیازهای بیست گانه انسان نام می برد . او یکی از مهم ترین نیازها را نیاز برای پیشرفت می داند. موری برای سنجش این نیاز و همین طور سایر نیازهای خود از مجموعه تصاویر مبهمی استفاده می کرد که موقعیت های معمولی گوناگونی را مجسم می کنند که آزمون اندر یافت موضوع یا TAT نام داشت.
موری فهرستی از بیست نیاز , که به نظر او عمده ترین نیازهایی هستند که جنبه انگیزشی دارند, تنظیم کرد.
یکی از این نیازها که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و پژوهش های متنوعی را به دنبال داشته است, نیاز به پیشرفت است که به اعتقاد واینر نشانه های رفتاری زیر را به همراه دار:
برای به انجام رساندن کاری دشوار به گونه ای پردوام, سخت, پیگیر و بی امان تلاش کردن.
در راستای هدفی دوردست و بزرگ همه مساعی خویش را به کار گرفتن و با همه وجود تان خود را وقف آن هدف کردن.
در برنده شدن مصمم بودن.
برای به انجام رساندن هرکاری به بهترین شیوه تلاش کردن.
از رقابت جدی لذت بردن .
به واسطه حضور دیگران بر پیشگام بودن , برانگیخته شدن.
نیروی اراده خویش را به کار بستن و برملالت و خستگی چیره شدن.
موری نیازهای انسانی را شناسایی کرد و آن ها را به دو

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *