گذر از اقتصاد توسعه نیافته، نیازمند سرمایه گذاری است. هدایت سرمایه های مردم به سوی بازارهای سرمایه، مستلزم جلب اعتماد سرمایه گذاران است. برای این منظور، سرمایه گذاران نیازمند اطلاعاتی هستند که آن ها را در انتخاب بهترین سرمایه گذاری و مناسب ترین سبد سهام یاری کند.

یکی از مباحث مهمی که تصمیمات سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار می دهد، بازده سهام است؛ زیرا ماهیت زیادی در افزایش ثروت سهامداران دارد. به همین دلیل محققان و دانشمندان مالی در پی یافتن متغیرهایی هستند که از طریق آنها، بازده سهام را در دوره های آتی پیش بینی کنند. نسبت های بازار گروهی از این متغیرها می باشند که برای پیش بینی بازده سهام و سبد سهام در بازارهای سرمایه کاربرد دارند. در این راستا این پژوهش سعی بر آن دارد که به بررسی رابطه بین نسبت های بازار سهام (حجم، ارزش دفتری به ارزش بازار) و بازدهی آن سبد بپردازد.

در فصل اول این پژوهش، کلیات پژوهش شامل مساله، هدف، فرضیه ها و روش پژوهش، جامعه آماری و واژگان کلیدی پژوهش ارائه شده است.

1-2.                       لزوم انجام تحقیق

با توجه به شرایط رو به رشد بازار سرمایه در ایران و تلاش مسئولین و دولت به گسترش این بازار و تلاش به خصوصی سازی در چند سال اخیر خصوصا از طریق بورس و اوراق بهادار، نیاز است که تحقیقات منسجم و سازماندهی شده در این بازار انجام شود، که این تحقیقات از یک سو می تواند فراهم کننده الگوهایی برای مسئولین و دولت در راستای دست یابی به اهداف آن ها باشد و از سوی دیگر راهنمایی برای سرمایه گذاران در این بازار باشد. در این میان نقش حسابداری و متغیرهای آن در تمام بازارهای سرمایه دنیا انکار ناپذیر است و با توجه به نبود یا کمبود سایر منابع اطلاعات جایگزین یا مکمل در بازار سرمایه ایران این نقش حسابداری را بسیار پررنگ تر می نماید. لذا تحقیقاتی که ارتباط متغیرهای حسابداری و نسبت های مالی را با روند و معادلات بازار سرمایه نشان می دهند، بسیار حائز اهمیت اند.

از میان متغیرهای بازار سرمایه، قیمت سهام عادی شرکت ها به دلایل ویژگی های خاص و پیچیدگی هایش از یک سو و از آن جا که اغلب مبنای تخصیص منابع محدود اقتصادی است همیشه مد نظر بوده و از جنبه های مختلف محققین به آن پرداخته اند. از میان متغییرهای حسابداری، سود حسابداری برخاسته از سود و زیان با توجه به نقش آن در فرآیند قراردادها و تصمیم گیری های سرمایه گذاران بسیار مورد توجه تمام استفاده کنندگان بوده است.(واتس و زیمرمن؛1986) و فراوانی جنبه های مختلف این متغییر، در بازارهای سرمایه معتبر دنیا، گواه روشن بر این مدعاست. از دیگر متغییرهای حسابداری که در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته است ارزش دفتری به عنوان متغییری برخاسته از ترازنامه شرکت می باشد که این متغییر به تنهایی یا در کنار سایر متغییرها از جمله سود حسابداری توانسته است توجیه کننده و پیش بینی کننده برخی از معادلات بازار و رویدادهای موجود در بازار سرمایه ایران باشد به گونه ای که ارتباطات بین بازار و حسابداری را روشن تر می کند.

1-3.                       شرح و بیان مساله پژوهشی

پیشرفت وتوسعه صنعتی هر کشوری به میزان توسعه یافتگی بازار سرمایه و بورس اوراق بهادار آن وابسته است و هرچه بازار سرمایه ی  کشوری توسعه یافته تر باشد کارایی آن نیز بیشتر خواهد بود. همچنین یکی از آرمان های بازار سرمایه تخصیص بهینه و درست منابع مالی است؛ بدین معنی که منابع مالی متوجه مناسب ترین و پربازده ترین بخش های بازار شود. با توجه به این امر و همچنین علاقه و نیاز سرمایه گذاران به دستیابی به معیارهایی مناسب برای ارزیابی سهامی پر بازده و سرمایه گذاری در شرکت هایی که از آینده مالی بهتری برخوردار باشند؛ استفاده از نسبت های مالی و به خصوص استفاده از نسبت های بازار در بازار سرمایه ی کشورهای مختلف رواج گسترده ای دارد. آشنایی با این نسبت ها و میزان ارتباط آن ها با بازدهی آینده شرکت ها و سهام آن ها برای سرمایه گذاران امری ضروری است.

هدف از ارائه ی صورت های مالی آگاه نمودن سهامداران و سایر ذینفعان از عملکرد شرکت است که به وسیله ی آن بتوانند نسبت به عملکرد گذشته و آینده ی پیش روی سازمان قضاوت کنند. در صورت های مالی، وضع مالی شرکت در یک مقطع مشخص زمانی (ترازنامه) و عملیات شرکت طی دوره گذشته (صورت سود و زیان جریان نقدی) گزارش می شود. ارزش واقعی صورت های مالی در این نهفته است که می توان با استفاده از آن ها سود خالص و سود تقسیمی آینده را پیش بینی کرد. از دیدگاه یک سرمایه گذار، پیش بینی آینده همان موضوعی است که بدان سبب صورت های مالی تجزیه و تحلیل می شوند. ولی از دیدگاه مدیریت، تجزیه و تحلیل صورت های مالی از این جهت مهم سودمند هستند که می توان با استفاده از آن ها شرایط آینده را پیش بینی کرد و مهم تر این که می توان بدان وسیله برای عملیاتی که بر رویدادهای آینده اثر خواهند گذاشت برنامه ریزی نمود.

هدف از محاسبه نسبت های مالی این است که بتوان بدان وسیله درباره یک صورت مالی قضاوت کرد. نسبت های بازار که گروهی از نسبت های مالی هستند؛ به نسبت هایی گفته می شود که از ارتباط بین قیمت بازاری(مانند قیمت یک سهم) و محرک ارزشی شرکت (مانند درآمد، سود و غیره) به دست می آیند. بنابراین نسبت های مذکور، یک مقیاس ترکیبی هستند که اطلاعات کلی درباره ارزش شرکت را در مقایسه با شرکت های رقیب فراهم می کند.

پژوهش های گسترده ای در زمینه تشریح رفتار بازده سهام عادی صورت گرفته است که حاصل این پژوهش ها ارائه مدل هایی است که دستخوش انتقادها و حمایت های مختلفی بوده است. یکی از معروف ترین این مدل ها، مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای است. نتایج پژوهش های گذشته در آمریکا، ژاپن و سایر کشورهای پیشرفته حاکی از این است که این مدل توانایی لازم برای پیش بینی بازده سهام را ندارد و باید علاوه بر بتا متغییرهای دیگر را در نظر گرفت. نتایج این پژوهش ها نشان می دهد که متغیرهایی مانند اندازه، نسبت سود به قیمت سهام، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، نسبت جریان نقدی به قیمت سهام و غیره بازده سهام را بهتر از مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای پیش بینی می کند.

توضیحات گوناگونی در زمینه قدرت پیش بینی کنندگی این متغیرها برای پیش بینی بازدهی سهام ارائه شده است. به عنوان مثال فاما و فرنچ1993، معتقد هستند که صرف ریسکی که به کمک مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای شارپ ولینتنر به عنوان پاداش منطقی ریسک در نظر گرفته می شود به طور کامل قابل توضیح نیست و ارتباطی که بین متغیرهای بنیادی و بازدهی سهام وجود دارد، نشانگر پاداش تحمل ریسک است. استفاده از نسبت های بازار برای پیش بینی بازدهی سهام رواج زیادی دارد که می تواند بنابر دلیل زیر باشد:

    • برای محاسبه آن به زمان کمتر و منابع کمتری نسبت به تنزیل جریان های نقدی نیاز است.
    • کاربرد آن ها آسان تر است.
    • دفاع از آن آسان تر است.
    • وضعیت حال حاضر بازار را منعکس می کند.

پژوهش های زیادی در مورد بررسی توانایی نسبت های مالی و بازار در ارزیابی وضع مالی شرکت ها و پیش بینی آینده مالی آن ها در بازارهای پیشرفته مالی دنیا همچون پژوهش باربی و همکاران صورت گرفته است. ارتباط معنی داری که بین متغیرهای بازار و بازدهی سهام وجود دارد؛ دلالت بر این دارد که کاربرد این متغیرها برای پیش بینی آینده سودمند است. از طرف دیگر تفاوتی که بین قدرت پیش بینی کنندگی این متغیرها وجود دارد حاکی از آن است که برخی از این متغیرها برای پیش بینی آینده سهام نسبت به سایر متغیرها از اهمییت نسبی بیشتری برخوردار هستند. اما پژوهش هایی که در زمینه ی ضرایب بازار در ایران صورت گرفته بسیار اندک و ناچیز بوده و کاربرد بسیاری از این نسبت ها در بازار سرمایه ایران هنوز ناشناخته است.

از آنجایی که بسیاری از سرمایه گذاران در بازار سرمایه ایران با این نسبت ها آشنایی ندارند و با دانستن این موضوع که اهمیت مدیریت سبد سهام نسبت به تجزیه و تحلیل تک تک سهام، با ظهور سازمان های مالی و صندوق های سرمایه گذاری در بازار سرمایه ایران روز به روز بیشتر می شود، این پژوهش سعی دارد به بررسی ارتباط بین نسبت های بازاری و بازدهی سهام بپردازد.

1-4.                       اهداف تحقیق

بدون شک نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذار یکی از مهم ترین عوامل تعیین قیمت سهم به شمار می رود. یکی از مشهورترین مدل هایی که در این زمینه ارائه شده مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای است. که در این مدل تنها ریسک بازار در نظر گرفته شده است ولی در این تحقیق عوامل اندازه شرکت و ارزش دفتری به ارزش بازار به عنوان عوامل ریسک در نظر گرفته می شود که در واقع بررسی مدل فاما – فرنچ در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. هدف تحقیق عبارت است از بررسی رابطه بین هر یک از عوامل موثر بر بازده منتظره سهام (اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار) با بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

میزان توجه بازار سرمایه به ارائه اطلاعات مالی و نحوه ی انعکاس آن ها در قیمت سهام می تواند مورد توجه قرار گیرد. توجه به ارزش دفتری به عنوان یک عامل تاثیرگذار بر قیمت سهام که در ادبیات حسابداری ایران کمتر مورد توجه بوده است و وارد کردن موثر این فاکتور به عواملی که باید به هر ترتیب مورد توجه قرار گیرد.

یکی از اهداف تحقیق پاسخ به نیاز سرمایه گذاران در سهام شرکت ها، مدیران شرکت ها و موسسات، سازمان بورس اوراق بهادار تهران، کارگزاران بورس اوراق بهادار، دانشجویان و محققان، صاحبان سهام شرکت ها وغیره می باشد.

1-5. سوالات تحقیق

الف) آیا بین اندازه شرکت (ارزش بازار) با بازده سهام رابطه معنی داری وجود دارد؟

ب) آیا بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام و بازده سهام رابطه معنی داری وجود دارد؟

1-6. فرضیه های تحقیق

در این تحقیق رابطه بازدهی سهام با اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار مورد بررسی قرار می گیرد. بر همین اساس، فرضیات ذیل در رابطه با عوامل یاد شده مطرح می گردد:

    • بین اندازه شرکت با بازده سهام رابطه معنی داری وجود دارد.
    • بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام و بازده سهام رابطه معنی داری وجود دارد.

1-7.  متغییرهای تحقیق

متغییر وابسته در این تحقیق، بازده سهام شرکت های مورد مطالعه؛ و متغیرهای مستقل، اندازه بازار و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام می باشد. بنابراین متغیرهایی که باید محاسبه گردند بازدهی ماهانه، ارزش حقوق صاحبان سهام، ارزش دفتری به ارزش بازاری سهام، اندازه شرکت، صرف اندازه یا v، صرف ارزش دفتری به ارزش بازاری سهام می باشند.همچنین تمامی این متغیرها از نوع کمی فاصله ای می باشند. بنابراین برای محاسبه آن ها از تعریف عملیاتی آن ها استفاده گردیده است.

1-8.. مدل مفهومی تحقیق

مدل این تحقیق برگرفته از مدل فاما و فرنچ 1993می باشد. در واقع مدل این تحقیق پیاده سازی مدل فاما و فرنچ در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. با توجه به متغیرهای ذیل می توان مدل تحقیق را بیان کرد :

ارزش دفتری: book value

بازده سهام: return

ارزش بازار: market value

Return=f( book value, market value)

Rerurn=α+β* book value+ + ƛ * market value+ε

که در آن ε جزء اختلال مدل رگرسیونی است. همچنین α عرض از مبدا است. هدف از تحلیل به دست آوردن ضرایب تاثیر متغیرهای بنیادی (ƛوβ) بر بازده سهام می باشد.

1-9. روش شناسی تحقیق

روش تحقیق، از نوع همبستگی می باشد یعنی بررسی وجود رابطه و همبستگی بین متغیرها از طریق رگرسیون و روش شناسی تحقیق از نوع پس رویدادی (با استفاده از اطلاعات گذشته) می باشد. همچنین این پایان نامه از روش حداقل مربعات معمولی برآورد می گردد.

1-10. جامعه آماری

در این تحقیق جامعه آماری متشکل از شرکت هایی است که دارای ویژگی های زیر(صفت مشخصه) باشند:

    • سهام شرکت از سال 1387 تا 1392 (5 سال) در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده باشد.