از بين مؤلفههاي تحريف شناختي نيز به ترتيب “برچسب زني”(01/0>p، 362/0=r)، “تفکر همه يا هيچ”، (01/0>p، 349/0=r)، “شخصي سازي”(01/0>p،342/0=r)،”نتيجه گيري شتابزده “(01/0>p، 328/0=r)، “بي توجهي”(01/0>p، 315/0=r)، “استدلال حسي” (01/0>p، 266/0=r) و “درشت بيني-ريزبيني” (05/0>p، 217/0=r)، روابط مستقيمي با ناکارآمدي تحصيلي دانشجويان دارند که با توجه به پايينتر بودن سطح معنيداري از 05/0 ، (05/0P<) روابط ياد شده معنيدار است و ميتوان گفت هر چه ميزان برچسب زني، تفکر همه يا هيچ، شخصي سازي، نتيجه گيري شتابزده، بي توجهي، استدلال حسي و درشت بيني –ريزبيني در دانشجويان بالاتر باشد، ميزان ناکارآمدي تحصيلي آنها نيز بيشتر است. اما همانطور که مشاهده ميشود ناکارآمدي تحصيلي با مؤلفههاي “تعميم مبالغه آميز”، “فيلتر ذهني” و “بايد/بهتر” رابطه معنيداري ندارد، چرا که سطح معنيداري روابط بدست آمده در اين موارد بالاتر از 05/0 است (05/0P>).
جدول 11-4: ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه بين تحريف شناختي و کل تحليل رفتگي آموزشي

تحريف شناختي
و مؤلفههاي آن
r P
تفکر همه يا هيچ **540/0 001/0
تعميم مبالغه آميز **403/0 001/0
فيلتر ذهني **262/0 003/0
بي توجهي **260/0 003/0
نتيجه گيري شتابزده **402/0 001/0