اجتناب از مشکلات

042/0

614/0 وابستگي به ديگران

**241/0

006/0 نا اميدي نسبت به تغيير

**376/0

001/0 کمال گرايي

**368/0

001/0 باورهاي غير منطقي

**346/0

001/0

130 n=01/0 **p<و 05/0 *p<
با توجه به اطلاعات جدول 12-4 مشاهده ميشود که ضريب همبستگي پيرسون بين “کل باورهاي غير منطقي” و “خستگي هيجاني” رابطهاي متوسط به اندازه 35/0 نشان ميدهد. با توجه به اينکه سطح معنيداري همبستگي بدست آمده کمتر از 01/0 است (01/0>p، 346/0=r)، رابطه معنيدار بوده و ميتوان گفت که هر چه ميزان کل باورهاي غير منطقي در دانشجويان بالاتر باشد ميزان خستگي هيجاني آنان نيز بالاتر است. بنابراين فرضيه 4 تحقيق تأييد ميشود.
از بين مؤلفههاي باورهاي غير منطقي نيز به ترتيب “بيش نگراني توأم با اضطراب “(01/0>p، 398/0=r)، “کمال گرايي”، (01/0>p، 368/0=r)، “نا اميدي نسبت به تغيير” (01/0>p، 376/0=r)، “ضرورت تأييد از جانب ديگران”(01/0>p، 329/0=r)، “واکنش به ناکامي”(01/0>p، 324/0=r)، “انتظار بيش از حد از خود” (01/0>p، 188/0=r)، “تمايل به سرزنش خود” (05/0>p، 293/0=r) و “بي مسؤوليتي عاطفي” (05/0>p، 220/0=r)، روابط مستقيمي با خستگي هيجاني دانشجويان دارند که با توجه به پايينتر بودن سطح معنيداري از 05/0 ، (05/0P<) روابط ياد شده معنيدار است و ميتوان گفت هر چه ميزان مؤلفههاي ياد شده در دانشجويان بالاتر باشد، ميزان خستگي هيجاني آنها نيز بيشتر است. اما همانطور که مشاهده ميشود خستگي هيجاني با مؤلفه “اجتناب از مشکلات” رابطه معنيداري ندارد، چرا که سطح معنيداري رابطه بدست آمده، بالاتر از 05/0 است (05/0P>).
5-4-4فرضيه 5- بين باورهاي غير منطقي و بدبيني تحصيلي دانشجويان رابطه مثبت وجود دارد.
جدول 13-4: ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه بين باورهاي غير منطقي و بدبيني تحصيلي