*224/0

010/0 وابستگي به ديگران

**228/0

009/0 نا اميدي نسبت به تغيير

**348/0

001/0 کمال گرايي

**367/0

001/0 باورهاي غير منطقي

**273/0

002/0

130 n=01/0 **p<و 05/0 *p<
با توجه به اطلاعات جدول 14-4 مشاهده ميشود که ضريب همبستگي پيرسون بين “کل باورهاي غير منطقي” و “ناکارآمدي تحصيلي” رابطهاي متوسط به اندازه 27/0 نشان ميدهد. با توجه به اينکه سطح معنيداري همبستگي بدست آمده کمتر از 01/0 است (01/0>p، 273/0=r)، رابطه معنيدار بوده و ميتوان گفت که هر چه ميزان کل باورهاي غير منطقي در دانشجويان بالاتر باشد ميزان ناکارآمدي تحصيلي آنان نيز بالاتر است. بنابراين فرضيه 6 تحقيق تأييد ميشود.
همانطور که در جدول بالا مشاهده ميشود، همه باورهاي غير منطقي نيز با کل ناکارآمدي تحصيلي رابطه مستقيم و معنيداري دارند. در همه روابط سطح معني داري پايين تر از 05/0 است (05/0P<). بنابراين ميتوان گفت که هر چه ميزان مؤلفههاي باورهاي غير منطقي در دانشجويان بالاتر باشد ميزان ناکارآمدي تحصيلي آنان نيز بالاتر است. همچنين با توجه به اطلاعات جدول بالا، از بين مؤلفههاي باورهاي غير منطقي به ترتيب “کمال گرايي”(01/0>p، 367/0=r)، “نا اميدي نسبت به تغيير”، (01/0>p، 348/0=r) و “تمايل به سرزنش خود” (01/0>p، 292/0=r)، قوي ترين روابط را با ناکارآمدي تحصيلي دانشجويان دارند.
جدول 15-4: ضريب همبستگي پيرسون براي بررسي رابطه بين باورهاي غير منطقي و کل تحليل رفتگي آموزشي

باورهاي غير منطقي
و مؤلفههاي آن
r P