پایان نامه ارشد رایگان مدیریت : مربیان تربیتی

فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه تحقیق 8
بخش اول:عادت 9
بخش دوم:عمل………………………………………………………………………………………………………………….56
بخش سوم:پیشینه پژوهش 61
جمع بندی و چهارچوب نظری و مفهومی 68
فصل سوم:روش شناسی تحقیق 70
جامعه تحقیق 71
نمونه تحقیق 71
ابزارهای تحقیق 71
شیوه انجام تحقیق 72
شیوه تحلیل داده ها 72
فصل چهارم:یافته های تحقیق 73
سوال اول: مفهوم عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظرات موافق و مخالف آن در تربیت چیست؟74
سوال دوم: جایگاه عادت بر اساس نظریه انسان به منزله عامل در تعلیم و تربیت چیست؟ 82
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری 96
بررسی نتایج سوال اول 97
بررسی نتایج سوال دوم 100
بحث و نتیجه گیری 101
پیشنهادات 104
محدودیت های تحقیق 105
فهرست منابع 106
چکیده انگلیسی 110
فصل اول
کلّیات تحقیق
مقدمه:
انسان اشرف موجودات هستی و والاترین نشانۀ حکمت و قدرت خداوند متعال است که توانایی دست یابی به مقامات عالی را داراست، زیرا دارای حقیقتی روحانی و ملکوتی است. آدمی به دلیل صفت مختار بودنش می تواند به درجات مختلفی از مقامات برسد؛ امّا باید توجّه داشت که دست یابی انسان به مقامات عالیه ای که هدفِ آفرینشِ وی نیز بوده است، تنها با تربیت صحیح است که می تواند به دست آید. تعلیم و تربیت در هر جامعه ای از ضروری ترین امور است. به همین دلیل است که در طول تاریخ، پادشاهان و حکومت های مختلف، اهمیت ویژه ای به آن می دادند و بودجۀ عظیمی را برای بخش آموزشی اعم از نظامی و علمی اختصاص می دادند. با گذشت زمان اهمیت تعلیم و تربیت، بیش از پیش برای افراد جامعه و مسئولان امر مشخص گردید، زیرا آنان به اهمیت تربیت نسل جوان و نوجوان بر طبق سیاست های کشور، حزب حاکم و دین رایج پی بردند. آموزشی که در طول قرن ها به تحصیلات آکادمیک و مدرسه ای تبدیل شده است. اما هر تعلیم و تربیتی آدمی را به سرمنزل مقصود نمی رساند. تعلیم و تربیت و آموزشی باید به کار گرفته شود که آدمی با بهره گرفتن از آن بتواند حقیقت وجود خویش را به درستی و به شکل یقینی و شهودی بیابد، و در راستای شناخت حقیقی ای که به دست می آورد، به شناخت خداوند متعال، به عنوان قادر مطلق دست یابد. در این میان با بررسی و پزوهش در میان جنبه های مختلف در بحث تربیت می توان به نگاهی ژرف تر و عمیق تر پیرامون مباحث تربیتی دست یافت.
مسئله ی عادت در تعلیم و تربیت از دیرباز مورد توجه صاحبنظران تربیت بوده است و بررسی نسبت این مسئله ی تربیتی با نظریه ی عاملیت انسان می تواند راهگشای امر خطیر تعلیم و تربیت باشد.
بیان مسئله:
با توجه به آرای فلاسفه و مربیان تربیتی پیرامون روش تربیتی عادت در تعلیم و تربیت می توان به اهمیت و جایگاه این روش در تربیت و تفاوت دیدگاه های صاحبنظران تربیت پی برد ،آرای اخوان الصفا این است که : عادت به معنای رفتاری است که در اثر تکرار برای انسان ملکه می شود و از او به سادگی جدا نمی گردد(فقیهی،1377 :215)

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ارسطو تربیت را ” ایجاد فضائل” محسوب می دارد ( ارسطو،1356) و غزالی می گوید: پس هر کاری که نیکوست عادت کند، خلق نیکو اندر وی پدید آید، و سر اینکه شریعت به کار نیکو فرموده است این است،مقصود از این،گرویدن دل است از زشت به صورت نیکو ،هرچه آدمی به تکلف عادت کند طبع وی شود(غزالی،1368) در مقابل نظرات فوق گروهی که در صدر آنها می توان از روسو و کانت نام برد معتقدند که تربیت فن بر هم زدن عادت است.همچنین یکی از اولین کسانی که مفهوم عادت در تربیت را محکوم کرده است افلاطون بوده، او اساسا ریشه ی تربیت را در آگاهی و هوشمندی و اراده و اختیار می داند (یوسفی،1389) در اینجا می توان دریافت که مسئله ی عادت از دید دانشمندان حوزه ی تربیت دارای جایگاه متفاوتی می باشد از این رو تامل و بررسی در این زمینه می تواند راهگشای تحقق امر خطیر تعلیم و تربیت باشد.
طرحواره ی انسان به منزله ی عامل، بیانگر آن است که در اندیشه ی اسلامی ، انسان چون عاملی در نظر گرفته شده است که می توان ” عمل” های صادر شده از وی را به خود او منتسب ساخت و او را منشا عملش در نظر گرفت ( باقری،1388) از بررسی متون اسلامی به ویژه قرآن می توان نتیجه گرفت که مبانی عمل ، دست کم در سه نوع مبنای اساسی خلاصه می شود که می توان آن ها را مبانی شناختی، گرایشی و ارادی-اختیاری نامید.بر اساس این نظریه می توان روزنه هایی برای یافتن جایگاه عادت در تعلیم و تربیت یافت.

 
 
در رابطه با این موضوع پژوهش هایی انجام شده است که از جمله ی انها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
“کوکبی اصل”(1386) در پژوهش خود با عنوان مقایسه ی دو رویکرد عا دتی و عقلانی در تربیت دینی و ارزیابی راهنمای برنامه درسی دینی دوره ی متوسطه و پیش دانشگاهی بر اساس این رویکرد نتیجه گرفته است که رویکرد کتاب مذکور عقلانی بوده و با توجه به شرایط سنی انتخاب این رویکرد به جا بوده است.”باقری” (1388)در پزوهشی با عنوان بررسی تطبیقی طرحواره ی اسلامی عمل با انسان شناسی پسا ساختار گرا ، دیدگاه انسان به منزله ی عامل را دربردارنده ی دلالتهای مهمی در عرصه ی تعلیم و تربیت معرفی می کند .”علی رضا بیگی” (1392) در پژوهشی به تحلیل عاملیت انسانی در مواجهه با فضای مجازی بر اساس نظریه انسان عامل و پیامدهای تربیتی پرداخته است و به آثار این مواجهه در بحث تربیت اشاره کرده است.
با توجه به انچه در بالا بیان شد به نظر می رسد نیاز به پژوهشی با این عنوان احساس می شودکه ابتدا جایگاه عادت را به اختصار از دید فیلسوفان و مربیان تربیتی بیان کند و سپس به بررسی نظرات موافق و مخالف پیرامون آن بپردازد،و در ادامه با در نظر گرفتن مبادی سه گانه ی عمل و همچنین با توجه به رابطه ی انجام عمل و ویژگی های پیش نیاز آن در پایان به بیان دیدگاه خود از منظر نظریه ی فوق پیرامون عادت اقدام کند، زیرا نیاز به بررسی مسائل تربیتی و تبیین جایگاه انها بر اساس یک نظریه ی مشخص منجر به روشن تر شدن مبحث و همچنین نزدیک تر شدن ان به سوی عملیاتی شدن می باشدو به این پرسش پاسخ داده ایم که جایگاه عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظریه ی انسان به منزله ی عامل چیست؟
اهمیت و ضرورت تحقیق:
اهمیت و ضرورت نظری:
افزایش دانش نظری پیرامون مفهوم عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظریه انسان به منزله ی عامل
اهمیت و ضرورت کاربردی:
کمک به سیاست گذاران تربیتی در جهت تدوین و اصلاح خط مشی ها و راهبرهای اصولی پیرامون آموزش مبتنی بر عادت
کمک به مربیان و والدین در جهت تربیت صحیح مبتنی بر عادت
اهداف تحقیق:
هدف کلی:
تبیین مسئله عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظریه انسان عامل
اهداف جزئی:

ـ مشخص کردن جایگاه عادت در تعلیم و تربیت بر اساس آرای موافق و مخالف پیرامون آن در تربیت
ـ مشخص کردن جایگاه عادت در تعلیم و تربیت بر اساس نظریه انسان به منزله ی عامل
سوالات تحقیق:
آرای موافقان و مخالفان عادت در تعلیم و تربیت و دلایل آن ها چیست؟
جایگاه عادت بر اساس نظریه انسان به منزله ی عامل در تعلیم و تربیت چیست؟
تعریف مفاهیم تحقیق:
تربیت :به معنای پروردن و ادب و اخلاق را به کسی آموختن می باشد (فرهنگ معین) اما مراد از تربیت در پژوهش حاضر ، به معنای “گرداندن و پروراندن پی در پی چیزی تا حد نهایت” است(باقری،54:1388)
انسان عامل: خاستگاه انسان شناختی این دیدگاه عاملیت آدمی است. برآیند همه ی عناصر و نیروهای گوناگون در شخصیت انسان عمل اوست. عملی که از سویی از آن آدمی است و از سوی دیگر سازنده ی هویت او ست. در این رویکرد ، آدمی فعال است و هویت خود را با عمل خویش و با تعامل با محیط پیرامونش رقم می زند. چنین عملی دارای سه عنصر و مقوله ی اصلی شناخت ،میل و اراده است (سجادیه و همکاران،135:1391)
عادت:عادت در فرهنگ فارسی به(( خوی یا کاری که انسان به آن خو بگیرد و در وقت معین انجام دهد)) معنی شده است(فرهنگ عمید) و (( ابن مسکویه)) می گوید: (( حالتی است در روان انسان که اورا به انجام عمل بدون نیاز به اندیشه و تامل سوق می دهد)) (حجتی ،1361: 98 )
نظریهی اسلامی عمل:در این نظریه عمل آدمی مبتنی بر سه مبداء شناختی، گرایشی و ارادی است. این سه مبداء باید به ترتیب در انسان به وجود آید تا منجر یه عملی از سوی او شود. در این نظریه هر عمل دارای دو اثر است که در پی آن آفریده میشود که «اثر بازگشتی نوع اوّل» و «اثر بازگشتی نوع دوم» نامیده شدهاند. نوع اول آن ناظر به اثر عمل بر مبادی خودش است و نوع دوم ناظر به اثر عمل بر فرد موقعیت عامل. به عبارت دیگر، دستهای از آثار عمل به مبادی آن رجعت کرده، آنها را تحکیم میکنند و دستهای دیگر بر موقعیت عامل مؤثرند. این دستهی دوم نیز -در صورتی که فرد عمل خود را مورد اندیشه و تأمل قرار دهد- همچون دستهی نخست منجر به استحکام مبادی عمل میشوند. شناخت این اثرات برای شناخت جامعی از عمل ضروری است (باقری،1382 : 106-81 ).

فصل دوم
مبانی نظری
و پیشینۀ تحقیق
مبانی نظری:
بخش اول:عادت
معانی کلی عادت:عادت:رسم ،آیین،ج عادات،معمول ، متداول ، طبق عادت (معین،ج 2 :258) عادت در لغت نامه دهخدا: عادت.( د) ( ع ا ) فارسیان به معنی رسم و آیین نیز استعمال کنند. و با لفظ گردانیدن، نهادن، برداشتن، کردن، دادن و گرفتن مستعمل نمایند. اما ایزد عز ذکره بفضل خود ما را بر عادت خود بداشت(بیهقی). غلامان و ستوران افزون از عادت رسم خزیدن گرفتند.(بیهقی)(دهخدا: 5-6)عادت به فتح دال، خوی، کاری که انسان به آن خو بگیرد و در وقت معین انجام بدهد، جمع (عادات) (عمید: 723)
در کتاب اخلاق ناصری ، عادت چنین معنی شده : عادت این اصطلاح اخلاقی و فلسفی وروانشناسی است، و آنچنان بود که در اول به رویت فکر اختیار کرده باشد و به تکلف در آن شروع نموده تا به ممارست، تواتر و فرسودگی در آن، با ان کار الفت گیرد و بعد از الفت تمام به سهولت بی رویت از او صادر شود، تا خلق شود او را.(صبوراردوباری،1386)
در لغت نامه روانشناسی در مورد عادت چنین آمده : عادت شکل حرکتی حافظه ، که در فعالیت هایی که بر اثر تکرار آسان شده اند متظاهر می گردد. بدین معنی که اعمال پیچیده ای که غالبا تکرار شده باشند،به محض شروع ،تمایل دارند به صورت خود به خود و دقیق اجرا گردند و هر بار نیز آسانتر اغاز میشوند.(گودرزی،1377 :21)
آراء اخوان الصفا این است که : عادت به معنای رفتاری است که در اثر تکراربرای انسان ملکه می شود و از او به سادگی جدا نمی گردد( فقیهی،1377 : 215)ابن مسکویه می گوید: (( عادت حالتی است در نفس که بر اثر تکرار و استمرار وصف یا فعل برای انسان پدید می آید،افعال و صورت های حسی یا عقلی، در آغاز برای نفس نامانوسند،که در این زمان به آنها ((حال)) می گویند، پس از مدتی بر اثر تکرار و استمرار، نفس با انها مرتبط گردید و در خزانه نفس مستقر گردیدند و نفس به آنها خو گرفت، به انها ((عادت)) گویند و موقعی که عادت کاملا در جان رسوخ کرد و با روح متحد گردید، به ان ((ملکه)) یا ((سجیه)) گویند.(ابوجعفری،1381: 47)
عادت از دیدگاه فلاسفه غربی
برای بررسی مسئله عادت در تعلیم و تربیت فیلسوفان غربی از جمله سقراط، افلاطون، ارسطو، دکارت، کانت و دیوئی انتخاب شدند و آرای ایشان در این زمینه ذکر شده است.
سقراط
سقراط هدف از تعلیم و تربیت را جنگ بر علیه زشتی و تصنع و ریا می داند.سقراط با تربیت مبتنی بر عادت مخالف بود و به طور کلی سقراط معتقد است که هیچ کس از روی علم و عمد ،مرتکب گناه نمی شود و لذا فقط علم می تواند آدمی را به فضیلت کامل برساند (سپهری ، 1325 : 17)سقراط با تربیت مبتنی بر عادت مخالف بود،پوپر متفکر مشهور فلسفه علم درباره ی وی می گوید: (( به نظر من یکی از اصول اعتقادی بسیار بنیادی سقراط ، عقل گرایی او در اخلاقیات بود .)) به کمک همین اصل اعتقادی سقراط ، من دو نکته از نظریات او را می فهمم :
الف – همسان گرفتن نیکی با خرد. یعنی نظریه او در این باب که هیچکس خلاف معرفت خود عمل نمی کند و خطاهای اخلاقی معلول فقدان معرفتند ( به عبارتی این خطاها بر حسب عادتند).ب- این نظریه که می گوید: فضیلت اخلاقی را می توان تعلیم داد و این فضیلت به غیر از هوش عمومی و عادی مردم مستلزم وجود هیچ گونه قابلیت و استعداد اخلاقی دیگری نیست ، (فیروز آبادی،1390).

سقراط با وجود اعتقاد به تربیت مبتنی بر تعلیم و خرد این سوال را مطرح می کند که چرا در رشته هایی مانند هنر ، ریاضیات هندسه و …، متخصصصانی یافت می شوند که موضوع آن علوم را آموزش دهند ، ولی برای تربیت آدمی ما متخصصانی نداریم یا نیاز به وجود انها را احساس نمی کنیم.ارسطو در پاسخ استاد خویش چنین می گوید : (( تعجب شما خطاست ، اگر بگویید با وجود قابلیت تعلیم فضیلت )) چرا برای آن هیچ معلمی جهت خطا به تعلیم یافت نمی گردد ، چرا که معیارهای رفتار و سلوک مانند مهارت ، عناصری نظیری نیستند و لذا از خلال حفظ کردن امور و القا شده فراگرفته نمی شوند ، بلکه ما آنها را در ضمن تمرین و عمل می اموزیم (عطاران،1366)
افلاطون
افلاطون یکی از نوادر تاریخ علم و معرفت می باشد ، فیلسوفی که انوار اندیشه های فرا گیرش سر تا سر جهان هستی را منور می گرداند و بازتاب تفکراتش نقطه عطفی در تحول تاریخ بشر می گردد،افلاطون و سقراط از نقادان نظریه عادت می باشند.
البته افلاطون عادت را بیشتر از لحاظ تحقیر فضیلت موروثی و اکتسابی مورد بحث قرار می دهد تا بدین وسیله امتیاز فضیلت حقیقی که دانش است ، واضح تر گردد. وی معتقد است دانستن عمل کردن است و خوب عمل کردن دانستن است پس چگونه ممکن است فضیلتی که صرفا مبتنی بر عادت است مورد تحقیر ما نباشد ، این گونه فضیلت فضیلتی است عاری از تعقل بدون اساس و مشکوک ، مانند عقیده ای که بنیاد آن را تشکیل می دهد. و نیز آنهایی که صاحب این نوع فضیلت اند نمی توانند دیگران را از آن برخوردار سازند (سپهری ، 1379: 6)
بدین سان ، افلاطون که از سویی به پیچیدگی وجود آدمی توجه دارد چنانکه از جنبه بخرد و نابخرد روان سخن می گوید و از سویی دیگر آغازتربیت را همانا آغاز زندگانی می شمارد ، کار تربیت را با پدید اوردن عادت ها و آنچه امروز تربیت منش می نامیم آغاز می کند از اینروستکه برای او حتی بازی های کودکان نیز نقش تربیتی دارد. او نقش بازی را زمینه ای می داند برای شناختن توانایی های کودک (نقیب زاده ،1387 : 44)به طور کلی افلاطون عادت را بیشتر از افق جنبه های اخلاقی و معنوی مورد مطالعه قرار می دهد تا از سایر جهات ( صبور اردوباری ، 1360 : 10-12)
در کتاب فدن افلاطون اشخاصی را که فضیلت عامیانه و سیاسی را به نام عدالت پیروی می کنند به شکل زنبور عسل و مورچه می شناساند ، زیرا این فضیلت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *