خودناتوانسازی تحصیلی

مقدمه و بیان مسئله
پس از پایانیافتن دوره کودکی، فرد وارد مرحلهای میشود که شرایط آن با شرایط دوره قبل کاملاً متفاوت است. این دوره به نوجوانی معروف است (اکبری 1381). در فرهنگ و بستر انتقال از مرحله کودکی را به مرحلهی بالندگی در دورهای تدریجی از جریانزندگی، نوجوانی میگویند که با تحول عمیق در جسم و روان و قدرت تجسم و تخیل زیاد همراهاست. دوره نوجوانی تقریباً از 12سالگی شروع میشود و تا آخر دههی دوّم زندگی انسان ادامه مییابد. در نوشته های پاپیروس مصری حدود 4000 سال پیش، نسبت به وضع نوجوانان اظهار نگرانی شدهاست و نیز در قدیمیترین مطالعاتی که در زمینه نوجوانی به عمل آمدهاست، فلاسفه بزرگ یونان، جایگاه خاصی را به خود اختصاص دادهاست. (شرفی،1383)

دوران نوجوانی از ادوار پراهمّیت در فرآیند رشدفردی و اجتماعی محسوب میشود. قدمگذاردن به این دوره معمولاً با بلوغ آغاز میشود شکوفایی غریزه جنسی، تثبیت و تحکیم علایق و منافع شغلی و اجتماعی، میل به آزادی و استقلال از ویژگیهای مهم این دوره است. از یک سوء فشار غرایز و میل به تبعیت از ارزشهای نوجوانی، و فشارهای گروهی میل به ابراز وجود، پیریزی زندگی مستقل او را در یک بحران فکری و یک آشفتگی روانی قرار میدهد. (فروعالدین و همکاران ،1382)
یکی از عواملی که بر پیشرفت و وضعیت تحصیلی دانشجویان تأثیر دارد استفاده از راهبرد خودناتوانسازی است. خاستگاه خودناتوانسازی را باید در نظریّههای شخصیت و بهویژه در دیدگاه روانکاوی جستوجو کرد. موری(1983) معتقداست هر فردی نیازدارد که در برابر انتقاد و سرزنش، حمله و هجوم به دفاع از خود پرداخته و یا با دلیلتراشی به توجیه آن بپردازد. آدلر (1907) نیز براین باور است که هرانسانی با ظرفی بالقوه به دنیا میآید که گاه آن نقص را برای خودداری از انجام کارهای دشوار یا توجیه شکست بهانه میکند و از این طریق به بهانهتراشی میپردازد.
پس از این پژوهشگران بسیاری از نیازها و انگیزههای انسان را به بوتهی آزمایش گذاشتند و بدین وسیله نظریههای جدیدی مطرح شد، یکی از این نظریهها نظریه اسناد میباشد. مطابق با این نظریه افراد تلاش میکنند که در مواجه با دیگران، شکست را به عوامل بیرونی مانند شانس و دشواری تکلیف و موفقیت را به عوامل درونی مانند استعداد و توانایی نسبتدهند. (هایدر ،1958)
بعد از آن دو پژوهشگر به نامهای برگلاس و جونز(1978) متوجه شدند برخی مواقع افراد به جای اینکه پس از دریافت بازخورد عملکرد به توجیه آن بپردازند، از پیش راهبردهایی را به کار میگیرند تا با توجه به آن شکست احتمالی بعدی را توجیه نمایند. آنها این راهبردها را راهبردهای خودناتوانسازی نام نهادند، چرا که استفاده از آنها به تضعیف عملکرد میانجامد.
راهبردهای خودناتوانسازی، دستهای از شرایط پیشایندی هستند که افراد فراهم میسازند، به این امید که جانشین عواملی شوند که در آینده ممکناست شایستگی آنها را مورد تردید قراردهند.
اخیراً پژوهش پیرامون خودناتوانسازی به حیطهی آموزشگاهی نیز وارد شدهاست. به نظر میرسد که برخی از دانشجویان و دانش آموزان عالماً و عامداً تلاش نمیکنند، مطالعه خود را به آخرین لحظه موکول میکنند، شب قبل از امتحان را به بطالت میگذرانند و یا از دیگر راهبردهای خودناتوانسازی استفاده میکنند تا از تلویحات منفی شکست احتمالی بکاهند. (شکر کن، 1384)
استفاده از راهبردهای خودناتوانسازی با سن دانشآموز درارتباط است، چرا که برای استفاده هدفمند از این راهبرد باید سنی برسد که قابلیت شناختی لازم برای تشخیص بین تلاش و توانایی را کسبکنند، که معمولاً کودکان از سنین نوجوانی به بعد به این باور میرسند که عملکرد خوب بدون تلاش، یا با تلاش اندک نشانهای از توانایی بالاست، و یا بالعکس، شکست به دنبال تلاش زیاد نشانه فقدان توانایی است (نیکولز و میلر 1984). خودناتوانسازی از قبل در مورد وضعیتهایی استفاده میشود که احتمال موفقیت در آن کمباشد.
یکی از مهارتهای اجتماعی که در روانشناسی نوین به ویژه روانشناسی سلامت تأکید زیادی بر آن صورت میگیرد، جرأتورزی است که از بنیانهای دستیابی به رفتار سالم فرض میشود (شعبانی پور 1386)
مبحث ابراز وجود سابقهای طولانی در رفتاردرمانی دارد و سرآغاز آن به کارهای سالتر (1949) و ولپه(1975) باز میگردد. اینان متوجه شدند برخی از انسانها نمیتوانند حق خود را بگیرند، در نتیجه این دو محقق کوشش کردند مهارت ابراز وجود را به آنها بیاموزند.
جرأتورزی شامل احقاق حقوق خود، ابراز افکار و عقاید و احساسات خود به شیوهای مناسب و مستقیم و صادقانه است، به گونهای که حقوق دیگران را از بین نبریم و همچنین رفتاری است که شخص را قادر میسازد تا به نفع خود عملکند، بیهیچگونه اضطرابی رفتاری متکّی به خود داشتهباشد، احساسات واقعی خود را صادقانه ابرازکند و با توجه به حقوق دیگران، حق خود را به دستآورد. (هارجی،2005)
به اعتقاد ولپه (1982) جرأتمندی عبارت از بیان مناسب و صحیح هرنوع هیجانی به غیر از اضطراب نسبت به فرد دیگری است. وجود چنین رفتاری در فرد سبب میشود که احساسات و هیجانات خود را در برابر رفتار دیگران که میتواند طیف وسیعی از تحقیر تا تحریک را همراه داشتهباشد بدون ترس و به شکلی صحیح ابراز دارد.
آلبوتی و آمونس (1975)رفتار جرأتمندانه را ایستادگی در حفظ شأن انسانی و نفوذ میدانند و به این طریق میان این مفهوم با رفتار پرخاشگرانه مرز قاطعی میکشند.
بی شک حوزه درمان آلام بشری یکی از چالش انگیزترین عرصه های تخصصی است و روان درمانی نیز به واسطه ارتباط مستقیمی که با سلامت جسمانی و روانی دارد، در زمره مهمترین آنها به شمار میآید. حوزه (رواندرمانی) از قدمتی به فراخنای خلقت آدمی و عمری به جوانی رشته های روانپزشکی و روانشناسی برخوردار است. (کوری 2001، ترجمه بهاری و دیگران، 1386)
اوّلینبار که نظریه تحلیل تبادلی ارائه و به عموم عرضه گردید در سال 1975 و در یک کنفراس حرفهای در شهر لسآنجلس بود. برن در سال 1961 کتاب تحلیل تبادلی در رواندرمانی را منتشر کرد و در آن رئوس اصلی دیدگاه خود را شرح داد. پیروان او مطالب دیگر به آن اضافهکردند و کنش عملی آن را تصحیحنمودند. در تحلیل تبادلی نقش محیط و ارتباط اجتماعی از اهمّیت فراوانی برخوردار است. با این حال نهایتاً افراد مسئول زندگی و رفتار خود هستند و فرد باید این مسئولیّت را پذیرا باشد و به نقش خود در زندگی بیش از هرعامل دیگری توجهنماید. (فیروز بخت، 1386)
درمان شیوه تصمیمگیری مجددبر اساس مفاهیمی چون احکام، تصمیمهای اولّیه و تصمیمهای جدید استوار است. درمان تصمیمگیری مجدد شکلی از تحلیل تبادلی است که برای درک نحوه گسترش یادگیری دوران کودکی به بزرگسالی، چارچوب مفیدی ارائه میکند. این رویکرد بر این فرض استوار است که بزرگسالان بر اساس فرضهای گذشته که زمانی برای ارضای نیازهای حیاتی آنها مناسب بود امّا دیگر ارزشمند نیست، تصمیمگیری میکنند. این رویکرد بر ظرفیت تغییردادن تصمیمهای اولّیه تأکید میکند و به سوی افزایش آگاهی فرد، با هدف تواناساختن مراجعان برای تغییردادن دوره زندگیشان جهتگیری شدهاست. در درمان تصمیمگیری مجدد، مراجعان میآموزند که چگونه قواعدی که در کودکی دریافت و ترکیب کردهاند، اعمال آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. (کوری 2001، ترجمه اعتمادی و هاشمی اذر،1385)
گلدینگ1978)) خاطر نشان میسازد که تصمیمهای اولّیه نه بر اساس یک وضعیت فکری بلکه بر اساس یک وضعیت احساسی گرفته شدهاست. بنابراین، برای خروج از پیشنویس باید با آن احساسهای کودک که در زمان تصمیم اولّیه تجربه کردهاست، دوباره تماس حاصلکند، با بیان احساسها آن وضعیت را خاتمه بخشند و تصمیم اولّیه را با یک تصمیم مجدد مناسب و نو عوضکند. این کار را میتوان از طریق تخیّل و تصوّر یا رؤیاپردازی انجامداد و یا کار برروی صحنه اولّیه که در آن مراجع به گذشته برمیگردد تا یک صحنه اولّیه آسیبرسان را به یادآورد و آن را دوباره تجربهکند. (استوارت و جونز،1987، ترجمه داد گستر، 1386)
اهمّیت و ضرورت پژوهش
نوجوانی دوره پیچیدهای از رشد انسان است که دامنه آن از 12 تا 18سالگی امتداد دارد. در واقع، صرف نظر از دوره نوزادی در هیچ دورهای از زندگی تغییراتی به اندازه دوره نوجوانی در فرد روی نمیدهد. نوجوان با دگرگونیهای مهمّی مواجه شده و باید نقشهای تازه در محیط اجتماعی سازگار شود. تجربه نوجوانی ممکن است با استرس و فشار همراه باشد. در این سن، نوجوانان دلبسته تجربه های خود شده و فاقد یک دیدگاه باز هستند و ممکن است تعارضات و ناکامیهایی را تجربه کنند که به جای آنکه نشاندهند پاسخهای بهنجار نوجوان نسبت به رشد باشد، از آشفتگیهای روانی حکایتکند. (بیابانگرد،1384) برای رویارویی با این مشکلات، دستیابی به توانمندیها و مهارتهایی ضروری است. از جمله این توانمندیها بهرهمندی فرد از جرأتورزی است.
از آنجا که استفاده از راهبردهای خودناتوانسازی تحصیلی، یکی از موانع مهم پیشرفت دانشآموزان است و مدرسه از جمله مکانهایی است که دانشآموزان سالهای مدیدی از زندگی خود را در آن حضور دارند و بعد از پایانیافتن تحصیل در مدرسه به دوران جدیدی از زندگی ( دانشگاه، کار، ازدواج) وارد میشوند، که در آنجا با چالشها و موقعیّتهای استرسزای بیشتری روبرو میشوند که باید منطقی و آرام و بادرایت بدون آنکه تسلیم شوند، چارهاندیشی کنند. همچنین راهکارهایی را به دانشآموزانی که با پیامهای منفی والدینی که از کودکی با خود حملکردهاند و اکنون با آنها زندگی میکنند ارائه دهد تا بتوانند به افرادی تبدیلشوند که تصمیمات جدیدی را اخذکنند تا در نهایت بتوانند به انسانهای مفید و سازنده در زندگی خود و جامعه تبدیلشوند. از اینرو پژوهشگر درصدد است با آموزش مهارتهای تصمیمگیری مجدد به کاهش خودناتوانسازی تحصیلی برای کمک به پیشرفت تحصیلی و افزایش مهارت جرأتورزی برای مقابله با استرسهای دوره نوجوانی کمککند.
اهداف پژوهش
-بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش خودناتوانسازی تحصیلی و افزایش جرأتورزی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان.
– بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش نمره ابعاد خودناتوانسازی تحصیلی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان.
– بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش نمره کل خودناتوانسازی تحصیلی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان.
– بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر افزایش نمره جرأتورزی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان.
-بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش خودناتوانسازی بیشتر است و یا افزایش جرأتورزی.
سوألهای پژوهش
-آیا آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش خودناتوانسازی تحصیلی و افزایش جرأتورزی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان مؤثر است؟
– آیا آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش نمره کل خودناتوانسازی تحصیلی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان مؤثر است؟
– آیا آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش نمره ابعاد خودناتوانسازی تحصیلی دانش اموزان پسر سال سوم هنرستان مؤثر است؟
– آیا آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر افزایش جرأتورزی دانش اموزان پسرسال سوم هنرستان مؤثر است؟
– آیا آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش خودناتوانسازی تاثیر بیشتری دارد و یا افزایش جرأتورزی ؟
فرضیه های پژوهش
– آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد موجب کاهش خودناتوانسازی و افزایش جرأتورزی میشود.
– آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد موجب کاهش نمرات ابعاد خودناتوانسازی میشود.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد موجب کاهش نمره کل خودناتوانسازی میشود.
– آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد موجب افزایش نمره جرأتورزی میشود.
-آموزش مؤلفه های تصمیمگیری مجدد بر کاهش خودناتوانسازی تأثیر بیشتری دارد و یا افزایش جرأتورزی.
متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل : رویکرد تصمیمگیری مجدد
متغیر وابسته : خودناتوانسازی و جرأتورزی
متغیر کنترل : در این تحقیق جنس و پایه تحصیلی به عنوان متغیرهای کنترل درنظر گرفته میشود.
تعاریف مفهومی و عملیاتی واژهها
تعریف نظری
رویکرد تصمیمگیری مجدد : رابرت و ماری گلدینگ (1979) مؤسسین مکتب تصمیمگیری مجدد هستند. رویکرد آنها ترکیبی از چارچوب شناختی نظریه تحلیل تبادلی به همراه تکنیکهای مؤثری است که ریشه در گشتالتدرمانی دارد. کاربرد نظریه تحلیل تبادلی به همراه تکنیکهای گشتالت با هدف رسیدن به قرارداد مراجع است و بر اساس مفاهیمی چون احکام تصمیمهای اولیّه و تصمیمهای جدید استوار است. در این رویکرد درمانگر به مراجع کمک میکند تا تصمیم اولیّه را با یک تصمیم مناسب و نو عوضکند. (استوارت، ترجمه عطار ها ،1391)
تعریف عملیاتی
رویکرد تصمیمگیری مجدد: منظور از رویکرد تصمیمگیری مجدد در این پژوهش مجموعه فعالیتهایی است که بر مبنای اصول و شیوه تصمیمگیری برای 8 جلسه 90 دقیقهای طراحی شدهاست. بر مبنای این رویکرد به افراد کمک میشود تا در ابتدا نسبت به پیشفرضها و بازدارندههای خود که زمانی برای ارضای نیازهای حیاتی از آنها استفاده میکردند، شناخت پیداکرده و در ادامه تصمیمات جدید و مناسب بگیرند. این کار را با افزایش آگاهی و توانایی خود برای تغییر انجام میدهند. اهمّ مطالب به شرح زیر است : جلسه اوّل انجام معارفه و آشنایی با مفهوم خودناتوانسازی و جرأتورزی ، جلسه دوّم آشنایی اعضا با رویکرد تصمیمگیری مجدد جلسه سوم آموزش مفهوم نوازشها، جلسه چهارم آشنایی با مفهوم نمایشنامه زندگی، جلسه پنجم توضیح در مورد رویکرد تصمیمگیری مجدّد و مفهوم عقد قرارداد، جلسه ششم شناسایی قواعد زندگی و بایدها و نبایدها، جلسه هفتم کار بر روی تصمیمهای اولیّه، و در نهایت جلسه هشتم جمعبندی و اجرای پسآزمون.
تعریف نظری

خودناتوانسازی تحصیلی : به نظر برگلاس و جونز (1978) خودناتوانسازی عبارتاست از هر عمل یا زمینه عملی که به فرد امکان میدهد تا شکست را به عوامل بیرونی (بهانه) و موفقیّت را به عوامل درونی به منظور کسب افتخار نسبتدهد. لازم به ذکراست این متغیر شامل سه خرده مقیاس شامل خلق منفی، تلاش و عذرتراشی است.
تعریف عملیاتی
خودناتوانسازی تحصیلی : نمره حاصل از اجرای مقیاس خودناتوانسازی (SHS) جونز و رودالت. (1982)
تعریف نظری
جرأتورزی : جرأتورزی شامل محکمبودن برای حقوق شخصی و اظهار عقاید، احساسات و باورها به طور کلی مستقیم، صادقانه و به طریقی مناسب، که به این گونهای است که به حقوق دیگران تجاوز نکند. (لانگ و جاکویسکی،1976، به نقل از یوشیوکاف 2000)
تعریف عملیاتی جرأتورزی : نمره حاصل از اجرای پرسشنامه جرأتورزی گمبریل وریجی (1975)

فصل دوم:
ادبیات پژوهش
نظریههای مربوط به خودناتوانسازی
هیگینز (1990، به نقل از نیکنام و همکاران،1389) بنیانهای اصلی رفتارهای خودناتوانساز را از گذشته تا روانشناسی عزتنفس آدلر دنبال میکند که طبق آن، انگیزههای افراد از نیاز به جبران احساسات ذهنی، حقارت و ضعف نشأت میگیرند. در سالهای اخیر نیز، نظریههای مختلفی از خودناتوانسازی تحت تئوریهای هدف (مارتین و همکاران،2003)، نیاز (الیوت و چرچ،2003)، انگیزش خودارزشی (کاوینگتون،1973)، خودتائیدی(سیگل و همکاران،2005) و خود تنظیمی(هندریکس و هیرت،2009) تعیین شدهاست.
نظریه آدلر
آدلر معتقد بود که احساسهای حقارت همیشه به عنوان یک نیروی برانگیزاننده در رفتار وجود دارند. او نوشت: انسانبودن یعنی خود را حقیر احساسکردن، چون این حالت در همه ما مشترک است، نشانه ضعف نا بههنجاری نیست. این احساسها منبع همه تلاشهای انسان برای غلبهکردن بر حقارت حتی واقعی یا تخیلیمان است. آدلر معتقد بود که کودک از قدرت و نیرومندی والدین خود و از نا امیدی تلاش برای مقاومت یا مبارزه با آن قدرت آگاه است. در نتیجه کودک نسبت افراد بزرگتر و نیرومندتر اطراف خود احساس حقارت را پرورش میدهد. اگر چه تجربه اوّلیه حقارت به کودکی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *