منبع مقاله درباره آزادی قراردادها

0 Comments

، این شرط فاسد و مفسد عقد است.
مقتضای اطلاق عقد، اثری است که ارتباطی با ماهیت و ذات عقد ندارد و می توان خلاف آن شرط کرد. مثلاً مقتضای اطلاق عقد بیع آن است که ثمن به صورت نقدی پرداخت گردد؛ یعنی اگر شرطی در رابطه با نحوه پرداخت ثمن نشده باشد، ثمن باید نقداً پرداخت گردد (ماده 344 ق.م.).
بنابراین، شرط خلاف مقتضای ذات عقد باطل و مبطل عقد است؛ ولی شرط خلاف مقتضای اطلاق عقد باطل نیست.
3- شرایط صحت شرط ضمن عقد
شرایط صحت شرط ضمن عقد به صورت کامل در فقه پیش بینی شده است. در قانون مدنی ایران نیز برخی از این شرایط ذکر شده است.
به طور کلی، شرایط صحت شرط ضمن عقد عبارتند از؛
1- انجام شرط بایستی مقدور باشد ومستلزم محال نباشد(مثل شرط بیع مبیع به بایع، به این معنا که، در بیع شرط شود،خریدار مبیع را به فروشنده بفروشد) و اجرای آن در توان طرفین قرارداد یا مشروط علیه باشد
2- شرط باید دارای نفع و فایده باشد، یعنی لغو و بیهوده نباشد و غرض عقلایی داشته باشد
3- شرط باید مشروع باشد، یعنی مخالف الزامات شارع نباشد. در صورت شک در الزامی بودن قانون معیّن، آن شرط نافذ است
4- شرط مخالف با مقتضای ذات عقد نباشد
5- شرط باید معلوم باشد و مجهول نباشد
6- شرط، مخالف کتاب الهی و سنت نباشد
7- شرط موجب تعلیق عقد نباشد
10- مشروط علیه در حین عقد مکره نباشد
11- در ضمن عقدی از عقود باشد، خواه بیع باشد خواه نه (یعنی مورد التزام در متن عقد باشد نه در خارج از عقد با بنای عقد بر آن، و مشروط علیه در ضمن عقد به شرط ملتزم شود)
12- خارج از عوضین باشد
13- مدلول شرط باید الزام و التزام باشد. پس شرط فلسفی خارج گردید
14- سالب اهلیّت عاقد نباشد
15- منجّز باشد
با بیان شرایط صحت شرط ضمن عقد، می توان صحت و فساد هر گونه شرط ضمن عقد را با استفاده از این شرایط استنباط و شرط صحیح را از شرط باطل احصا کرد.
4- عقد مشروط و ارتباط شرط با عقد مشروط
شرط و عقد مشروط ارتباط کاملی با یکدیگر دارند. ابتدا عقد مشروط را تعریف و سپس ارتباط شرط با عقد مشروط را بررسی می نماییم.
4-1- عقد مشروط:
عقد مشروط، عقدی است که یکی از شروط صحیح در آن درج شده باشد. گاهی ممکن است مفاد شرط مندرج در عقد مشروط، ایجاد یک عمل حقوقی جدید یا لازم کردن یک عقد جایز باشد.

4-2- ارتباط شرط با عقد مشروط:
عقد، ماهیتی مستقل دارد و از اجزای مختلفی تشکیل شده است. شرط نیز یکی از اجزاء غیر مستقل و وابسته به این مجموعه واحد و هماهنگ می باشد. همان گونه که در تعریف شرط آمده است، شرط ماهیتی غیرمستقل، وابسته به عقد و جزئی از عقد می باشد؛ که ارتباط کاملی با عقد منعقد شده دارد.
رابطه عقد و شرط در مواردی که یکی از آنها باطل و فاسد باشد، یکی از مباحث بحث انگیز و اختلافی در فقه و حقوق را تشکیل می دهد.
اساساً شرط وابسته به عقد مشروط است؛ پس اگر عقد مشروط، باطل باشد، شرط نیز به تبع آن باطل خواهد بود. در رابطه بین شرط و عقد، بیشتر اختلافات مربوط به سرایت یا عدم سرایت بطلان و فساد شرط به عقد مشروط است.
4-2-1- نظرات مختلف در فقه، در رابطه میان شرط و عقد:

دیدگاه های مختلفی در بین فقها وجود دارد که در ذیل به صورت خلاصه فقط به آنها اشاره می‌نماییم؛
1- شرط جزئی از عوضین است:
به نظر بر خی فقها شرط جزئی از مورد معامله یا در حکم آن است. همان گونه که در برابر هر جزئی از مبیع، بخشی از ثمن قرار گرفته، در برابر شرط نیز قسمتی از ثمن قرار می گیرد.
2- شرط جزئی از عوضین نیست و ثمن بر آن تقسیط نمی شود:
بیشتر فقها از این نظریه پیروی می ‌کنند. «شرط از آن حیث که شرط است هر چند مرتبط با عقد محسوب می شود و نوعی علاقه و رابطه بین آن دو همانند رابطه اصل و فرع وجود دارد، با این همه شرط در مقابل ثمن ومثمن قرار نمی‌گیرد و جزئی از یکی از عوضین را به خود اختصاص نمی‌دهد.»

3- نظریه تعلیقی بودن عقد مشروط:

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بر اساس این نظریه، «شرط قید عقد نیست تا فساد آن موجب فساد عقد باشد، بلکه شرط همان تعلیق است که در عقود مختلف به صورت های گوناگون جلوه می کند. بر اساس این نظریه باید میان انواع عقد مشروط تفاوت قائل شد.»
4- نظریه تقیید:
نظریه تقیید مورد معامله، این است که «شرط قید یکی از دو عوض است و درنقصان یا افزایش قیمت دخالت دارد، بدون آنکه در برابر آن، مستقیماً بخشی از ثمن قرار گیرد.» مثلاً فروش نان به شرط‌ دادن سوخت، نان به ضمیمه سوخت است.پس دلیل لزوم وفای به عقد شامل شرط نیز شده است.
5- نظریه ظرفیت:
نظریه دیگری که در خصوص عقد مشروط بیان شده است، «نظریه ظرفیت است که بر اساس آن شرط یک قرار مستقل در برابر قرار اصلی محسوب می گردد که عقد را تشکیل داده است، لکن در صورتی عنوان شرط محقق می شود که این قرار مستقل در ضمن عقد درج شود؛ ولی این بدان معنا نیست که شرط قید دو عوض، یا قید انشاء، یا قید مُنشأ باشد.»
در برخی از کتب حقوقی نظریه های دیگری هم مطرح شده است که تقریباً شبیه نظریۀ های مطرح شده می باشد.
فصل دوم

مفهوم و مبانی شرط فاسخ

طرح مبحث: همان گونه که در فصل اول گفته شد، تعلیق ممکن است در ایجاد، یا در انحلال عقد باشد. یکی از اسباب انحلال قهری قرارداد، انفساخ قهری ناشی تراضی یا شرط فاسخ می باشد. اینکه آیا طرفین قرارداد می توانند با تراضی و توافق شرطی در ضمن قرارداد درج نمایند که انحلال و انفساخ آن را به تحقق رویدادی خاص در آینده موکول سازند به نحوی که با تحقق معلّق عیله، قرارداد خود بخود منحل و منفسخ گردد؟
با توجه به کلیاتی که در فصل اول بیان شد، و سکوت قانون گذار در رابطه با شرط فاسخ، در این فصل ضمن بیان مفهوم شرط فاسخ، مبانی و ادله صحت آن و همچنین ماهیت های یکسان با شرط فاسخ، در سه گفتار مورد بررسی قرار می گیرد.
گفتار اول: مفهوم و تعریف شرط فاسخ

طرح موضوع: در این گفتار ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی شرط فاسخ را بیان می نماییم؛ سپس اصطلاح شرط فاسخ در کشورهای اروپایی و عربی را بررسی می نماییم.
1- مفهوم لغوی و اصطلاحی شرط فاسخ
شرط فاسخ به صورت لغوی در جایی معنا نشده است؛ پس با توجه به یکسان بودن ماهیت شرط انفساخ با شرط فاسخ، با استفاده از معنای لغوی انفساخ، معنای لغوی شرط فاسخ را بیان می نماییم. تعریف اصطلاحی شرط فاسخ هم با اصطلاحات مختلف در برخی از کتب حقوقی آمده است که در ذیل به آنها اشاره می نماییم.
1-1- مفهوم لغوی شرط فاسخ:
واژه «فاسخ» به معنای برانداختن، متلاشی شدن، گسیختن، منفسخ شدن، فسخ کننده. یا «عاقدی را گویند که به استناد حقّ خیار، عقد را فسخ کند.»
1-2- مفهوم و تعریف اصطلاحی شرط فاسخ:
در برخی از کتب حقوقی، شرط فاسخ با الفاظ متفاوت و مترادف، تحت عناوین مختلف همچون، شرط انفساخ، انحلال قهری، انفساخ قهری، تعلیق در انحلال عقد، شرط معلّق، تعلیق زوال عقد، تعلیق انفساخ، شرط انتفای حق، شرط انحلال عقد، تعلیق فاسخ و شرط فاسخ، تعریف شده است. هر چند الفاظ و تعاریف ارائه شده متفاوت می باشد، اما مفهوم همه آنها یکی می باشد؛ که مشابه و یا مترادف با ماهیت شرط فاسخ هستند.
در ذیل به برخی از تعاریف ارائه شده از شرط فاسخ و واژه های مشابه آن، اشاره می نماییم؛ سپس تعریف نسبتاً کاملی از آن ارائه می نماییم.
«شرط فاسخ، تراضی است که دو طرف دربارۀ انفساخ احتمالی عقد در آینده می کنند و بدین وسیله تعهد های ناشی از عقد را محدود به زمان معین یا عدم وقوع شرایط خاص می سازند.»
شرط فاسخ، یعنی طرفین می تواند در ضمن عقد شرط نمایند در صورت تحقق یک امر خاص، عقد منحل باشد. مثلاً فروشنده بگوید: «اگر ثمن را در مدت معینی دریافت نکردم، بیع منفسخ باشد».
شرط انحلال عقد ( که ماهیتاً شرط فاسخ است)، شرطی است که عقد را در معرض انحلال و اضمحلال در آینده قراردهد؛ مثلاً اگر در عقد بیع شرط شود که خریدار نسیه تا موعد معین، ثمن را ندهد بیع خود بخود منحل شده باشد؛ که این شرط صحیح است.

با توجه به تعاریف مختلفی که ارائه شد، در ذیل تعریف نسبتاً کاملی از شرط فاسخ ارائه می شود؛
تعریف اصطلاحی: «شرط فاسخ»، از جمله شروط ضمن عقد است که طرفین با تراضی و توافق یکدیگر انحلال و انفساخ احتمالی عقد را در مدت معین معلّق بر تحقق اسباب و حوادث خاص، رویداد ویژه، واقعه معین، انجام یا عدم انجام فعلی یا تعهدی که مورد نظر آنها بوده می نمایند؛ تا در صورت وقوع آن امر محتمل الوقوع، عقد قهراً و خود بخود بدون نیاز به اعمال اراده یا انشای جداگانه منحل گردد.
1-2-1- مثالهایی از شرط فاسخ:
امروزه اکثر قراردادهایی که بین اشخاص حقیقی و حقوقی و سازمان ها و نهادها منعقد می گردد، ثمن به صورت نقد و اقساط و یا مؤجل می باشد. درج شرط فاسخ در ضمن این گونه قرارداد ها که ثمن به صورت اقساط می باشد، جهت تحکیم قرارداد و ضمانت اجرای تعهدات قراردادی رواج پیدا کرده است.
در ذیل مثالهایی از شرط فاسخ، در قالب عقد بیع، اجاره و سایر عقود بیان می نماییم تا مفهوم شرط فاسخ مشخص گردد.
شخصی در قالب عقد بیع اتومبیل، خانه، مزرعه یا زمین خود را می فروشد و بخشی از ثمن معامله را به صورت مؤجل و طی چند فقره چک با تاریخ های معین دریافت می کند. طرفین در ضمن عقد با تراضی و توافق یکدیگر شرط می نمایند، در صورتی که یکی از چک ها منجر به صدور گواهی عدم پرداخت از ناحیه بانک محال علیه گردد، قرارداد منحل و منفسخ گردد.
طرفین عقد اجاره، در ضمن عقد اجاره به شرط تملیک یک خانه یا یک اتومبیل، با توافق یکدیگر شرط می نمایند، در صورتی که مستأجر در تاریخ های معین، چند قسط از اقساط اجاره بها را به صورت متوالی یا متناوب پرداخت ننماید، عقد خود به خود منحل و منفسخ گردد.
در قراردادهای اجاره اراضی دولتی یا فروش آنها (به صورت اقساط) شرط می شود، در صورت واگذاری به غیر یا بلاکشت گذاشتن زمین یا عدم پرداخت به موقع اقساط، قرارداد منفسخ باشد.
برای فروش سهام شرکت های بزرگ از طریق بورس اوراق بهادار شرط می شود، در صورت عدم پرداخت یک سوم از ثمن معامله به صورت نقد در مدت 10 الی 30 روز پس از معامله، معامله منفسخ باشد.
قراردادهایی که ناشی از مزایده کالا می باشد، در ضمن آنها شرط می شود تا مدت معین می بایست مبلغ کالا و هزینه ها نقداً پرداخت گردد و در غیر این صورت معامله منفسخ می گردد.
بانک ها و موسسه های مالی، در قراردادهای فروش اقساطی، قرض الحسنه و جعاله، شرط می نمایند که در صورت تأخیر در پرداخت هر قسط بیش از ده روز یا عدم انجام تعهدات مندرج در قرارداد موجب حال شدن کلیه مطالبات و منفسخ شدن قرارداد می گردد.
در شرایط عمومی مربوط به بیمه بدنه اتومبیل، آئین نامه شمارۀ 53 مصوبۀ شورای عالی بیمه، قسمت الف از ماده 19 و تبصره های آن آمده است؛ موضوع بیمه موقعی به کلی از بین رفته تلقی خواهد شد که حداکثر 60 روز پس از سرقت پیدا نشود یا به علت حوادث مشمول بیمه به نحوی آسیب ببیند که مجموع هزینه های نجات از 75 درصد قیمت آن در روز حادثه بیشتر باشد. اگر بیمه گر خسارت کلی پرداخت کرد قرارداد بیمه خاتمه می یابد و چنانچه مدت قرارداد بیمه بیش از یک سال باشد حق بیمه سالهای بعد به بیمه گذار مسترد می شود. در اینجا بیمه گر در قرارداد بیمه متعهد شده که در صورت بروز حادثه، خسارات وارده را جبران نماید. و شرط می کند که اگر خسارت کلی پرداخت کرد قرارداد بیمه خاتمه و منحل می گردد.
مثالهای فراوانی از درج شرط فاسخ در ضمن قراردادها وجود دارد؛ مثل، قراردادهای واگذاری زمین یا خانه دولتی به شرط نداشتن زمین یا خانه، فروش اقساطی کالا، اجاره عادی، قراردادهای متنوع بیع کالا، لیزینگ خودرو و … .
2- اصطلاح شرط فاسخ در حقوق کشورهای اروپایی و عربی
شرط فاسخ، با واژه های مختلف و احکام متفاوت یا یکسان در حقوق برخی کشورهای اروپائی و عربی وجود دارد. واژه شرط فاسخ در برخی از این کشورها به شرح ذیل می باشد؛
در حقوق فرانسه، شرط فاسخ معادل «condition resolutoire» و به معنای شرط باطل کننده، شرط مبطل و شرط فسخ کننده می باشد.
در آثار برخی از حقوقدانان نیز، شرط فاسخ معادل «condition resolutoire» به کار رفته است؛ که به معنای تعلیق فاسخ و تعلیق انحلال عقد می باشد.
شرط فاسخ در حقوق انگلیس، معادل واژه های، «Condition subsequent» یعنی شرط متأخر و
«resolutory condition» به معنای شرط فاسخ و «dissolving condition» یعنی شرط انحلال.
شرط فاسخ در حقوقی برخی از کشورهای عربی معادل واژه هایی همچون، «الشرط الفاسخ»، «الأجل الفاسخ»، «الشرط الغاء» و «فسخ اتفاقی» می باشد.
گفتار دوم: مبانی و ادله صحت شرط فاسخ

طرح موضوع: در این گفتار، مبانی و ادله صحت شرط فاسخ در، قرآن، فقه، احادیث و روایات، حقوق موضوعه، دکترین حقوقی، رویه قضایی، عرف، حقوق کشورهای خارجی و استفتاء از علما و مراجع، به صورت جداگانه بررسی خواهد شد.
1- مبانی و ادله صحت شرط فاسخ در قرآن
قرآن، کتاب آسمانی و معجزه پیامبر گرامی اسلام (ص)، سرشار از قوانین، پندها، و تمام مسائلی که انسان به آن احتیاج دارد می باشد. در حقوق ایران بسیاری از قوانین موضوعه از جمله، قوانین جزائی و مدنی، از قرآن کریم گرفته شده است.
در قرآن کریم برخی از آیات، پایبند بودن به عهد و پیمان منعقد شده را بیان کرده اند و تراضی و توافق را بالاتر از الزامات دیگر معرفی می نمایند. همچنین، برخی از آیات شکستن عهد و پیمان را مورد نکوهش قرار داده و ضمانت اجرای شدیدی برای آن بیان کرده است. با استفاده از مفهوم این آیات، می توان صحت شرط فاسخ را استنباط کرد.
آیات ذیل، نمونه ای از آیاتی هستند که به عهد و پیمان و تراضی اشاره کرده اند و به عنوان مبانی اصل آزادی قراردادها در حقوق اسلامی از آنها نام برده می شود.
1-1- «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ»
«اى کسانى که ایمان آورده اید به پیمان ها و قراردادها[ى خود] وفا کنید.»
واژه های «أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ» در این آیه بسیار مهم هستند و تفسیر و فهم دقیق آیه وابسته به آنهاست و در بسیاری از آیات قرآن این واژه های تکرار شده اند.
این آیه از دلایل مهم و مورد استناد فقها و حقوقدانان است. و مبنای برخی از قواعد فقهی و حقوقی، از جمله، «اصل حاکمیت اراده و آزادی قراردادها» می باشد.
اهمیت وفای به عهد و پیمان و قراردادها آنقدر مهم است که، یکی از اهداف اصلی سوره مائده دعوت به وفای به عهد و پیمان های درست می باشد. بر همین اساس، سورۀ مائده با توصیه به عهد و پیمان آغاز می شود.
در خصوص آیه یک از سوره مائده، مفسران این نکته را ذکر کرده اند که منظور از پیمان ها و قراردادها، همۀ پیمان هایی است که انسان می تواند ببندد؛ اعم از پیمان با خداوند، پیمان مردم با پیامبر یا امامشان، پیمان انسان با خودش و پیمان های بین مردم مانند قراردادهای مالی، قرداد ازدواج و … . با دقت در اجتماع انسان ها در می یابیم که اساس یک جامعه بر قراردادها و پیمان ها استوار است؛ از کوچک ترین جامعه یعنی خانواده گرفته تا جوامع بزرگی مثل کشور. به همین جهت، قرآن به شدت بر وفای به عهد و پیمان تأکید کرده است. حتی پس از فتح مکه که قدرت به دست مسلمانان افتاد و قرآن حکم کرد که مرکان، یا مسلمان شوند یا خونشان ریخته شود، قید فرمود که با مشرکانی که با آنها عهد بسته اید، کاری نداشته باشید تا هنگامی که مدت عهدشان تمام شود(آیات ابتدایی سورۀ توبهآیآیی). البته روشن است که وفای به عهد تا زمانی درست است که طرف مقابل به آن وفا کند. پیشوایان معصوم (ع) نیز تأکید فراوانی بر وفای به عهد کرده اند. از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است: «کسی که به پیمان خود وفادار نیست، دین ندارد». در روایت دیگر از امام صادق (ع) آمده است: «سه چیز است که خداوند به هیچ کس اجازۀ مخالفت با آن را ندارد است: 1- ادای امانت در مورد هر کس؛ نیکوکار

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *