پایان نامه روانشناسی در مورد : ابراز وجود-فروش و دانلود پایان نامه کامل

عظیم و کوشش در راه حل مشکلاتشان از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است (کیامرثی، 1392).
بیان مسأله
دوران نوجوانی از ادوار پراهمیت در فرایند رشد فردی و اجتماعی محسوب می شود. قدم گذاردن به این دوره معمولا با بلوغ آغاز می شود شکوفایی غریزه جنسی ، تثبیت و تحکیم علایق و منافع شغلی و اجتماعی ، میل به آزادی و استقلال از ویژگی های مهم این دوره است.از یک سو فشار غرایز و میل به تبعیت از ارزش های نوجوانی ،و فشارهای گروهی میل به ابراز وجود ، پی ریزی زندگی مستقل او را در یک بحران فکری و یک آشفتگی روانی قرار می دهد (فروع الدین و همکاران ،1382 )، ازسوی دیگر صرف نظر از تمامی این تغییرات ایجاد شده می بایست نوجوانان خود را برای اخذ تصمیمات اساسی که آینده وی را رقم می زند ، آماده سازد. این در حالی است که هرگونه اهمال کاری در این زمینه ممکن است به از دست رفتن فرصتها و در نتیجه سرخوردگی و احساس شکست بیانجامد.
انسان در طول زندگی، پیوسته در حال تصمیم‏گیری های ساده و پیچیده می باشد.به طور طبیعی هر تصمیم به تناسب پیچیدگی و سادگی خود، میزانی از تنش و فشار روانی را به فرد وارد می‏کند ، لذا داشتن مهارت های مقابله‏ای برای کاهش تنش و احساس رضایت از فرایند تصمیم‏گیری و داشتن مهارت حل مساله ضروری است .
افراد از راهبردهای مختلفی برای تصمیم‏گیری استفاده می‏کنند.برخی تصمیمات به واسطه ارزیابی نظام‏دار گزینه‏های مختلف اتخاذ می شود. در حالی که در اتخاذ برخی تصمیمات تجزیه و تحلیل رسمی، کمتر دخالت دارند (رینالد ،کروزیر و اسونسون 1997). در این‏باره محققان سبک‏های تصمیم‏گیری متفاوتی را ارائه نموده اند. یکی از این محققان، اسکات و بروس (1995) هستند که پنج سبک تصمیم‏گیری مدیران را که شامل تصمیم‏گیری عقلایی، شهودی، اجتنابی، آنی و وابستگی است، را مطرح نموده اند و معتقدند این پنج سبک تحت تاثیر ویژگی های درونی و شخصیتی افراد است که به عنوان الگو در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد.
سبک تصمیم‏گیری عقلانی: در این سبک تصمیم‏گیری فرد از همه راه حل‏ها مطلع است و می‏داند که هر تصمیمی به چه نتیجه ای می‏انجامد و می تواند نتایج حاصل از تصمیم‏گیری را بر حسب اولویت (بیشترین نفع) مرتب و سازماندهی کند (ابرلین،2005)، تا با بهره گرفتن از یک استراتژی بهینه‏سازی حصول به اهداف را به حداکثر رساند (هی و میسکل، 2008). بنابراین افراد در این سبک تمامی راه حل‏های ممکن را تعیین و ارزشیابی نموده و با تعیین عواقب هر یک از این راه حل‏ها بهترین راه حل را انتخاب می کنند.
سبک تصمیم‏گیری شهودی: رابینز (2009) معتقد است که این سبک، فرایندی ناخودآگاه تصمیم‏گیری است که در سایه تجربه‏های استنتاج شده به‏دست می آید. و مبنتی بر احساسات و یادگیری ضمنی افراد است و الزاماً سوای تجزیه و تحلیل معقول عمل نمی کند، بلکه این دو مکمل یکدیگراند. پس در این شیوه تصمیم‏گیرنده از یک رویه نظام‏مند استفاده نمی‏کند و در هنگام اتخاذ تصمیم از تجربه و آگاهی های ضمنی خود سود می جوید.
سبک تصمیم‏گیری وابستگی: پارکر و همکاران او (2007) معتقدند که این سبک بیانگر عدم استقلال فکری و عملی تصمیم‏گیرنده و تکیه بر حمایت‏ها و راهنمایی‏های دیگران در هنگام اتخاذ تصمیم است (هادی مقدم زاده و طهرانی، 1387) و آگاهی‏های دیگران در هنگام این نوع تصمیم‏گیری نقش اساسی دارد (اسکات و بروس، 1995).بنابراین در این شیوه تصمیم‏گیرنده متکی به عقاید دیگران بوده و نقش منفعلی دارد.
سبک تصمیم‏گیری آنی: بیانگر شرایط اضطراری است که فرد بدون پشتوانه فکری قبلی، بلافاصله در کمترین زمان ممکن تصمیم اصلی خود را اتخاذ می‏کند (اسکات و بروس، 1995). البته ممکن است این شیوه تصمیم‏گیری معلول شرایطی باشد که برای فرد ایجاد می‏شود. البته استفاده از این سبک به معنی گرفتن تصمیمات خام و ناپخته نیست، زیرا در این شیوه نیز مدیر بر اساس تجربه و اطلاعاتی که دارد تصمیم‏گیری می‏کند.
سبک تصمیم‏گیری اجتنابی: به عقیده پارکر و همکاران او (2007) این سبک به معنی، به تعویق انداختن تصمیم‏گیری در هنگام مواجهه با مشکلات و طفره رفتن از واکنش نسبت به مساله رخ داده شده می‏باشد. در این شیوه تصمیم‏گیرنده تمایل دارد که از هر گونه اتخاذ تصمیم اجتناب کرده و تا حد امکان از موقعیت تصمیم‏گیری دوری جوید (هادی مقدم زاده و طهرانی، 1387). به گونه ای که می‏توان گفت افراد از گرفتن تصمیم وحشت داشته و نگران عواقب تصمیم خود می‏باشد. نکته قابل ذکر آن است که تصمیم‌گیری میتواند به مثابه مغز و سلسله اعصاب سازمان در نظر گرفته شود و تحت شرایطی میتواند موجب رشد و موفقیت سازمان گردد. در عین حال بر عکس تحت شرایط دیگری می تواند باعث شکست آن گردد. به علاوه تصمیمات در سطوح مختلف سازمان به شکلهای گوناگون گرفته میشود. برخی تصمیمات راهبردی است که ضرورت دارد تا در اسرع وقت به سرعت پیرامون آنها اخذ تصمیم شود. برخی دیگر بسیار کوچک و ناچیزند و بیشتر در ارتباط با فعالیتهای روزانه کاری میباشند. برخی نیز ممکن است پس از ماه‌ها جمعآوری اطلاعات و بررسی آنها، و یا در زمان کم و بدون بررسی اتخاذ شود، از این رو، تصمیمات بر حسب میزان اهمیتی که دارند متفاوتند (دفت، 2001).
اگر شخصیت را به عنوان ترکیبی از اعمال ، افکار ، هیجانات و انگیزش های فرد بدانیم ، مولفه‏های سازنده ی آن ممکن است در افراد گوناگون متفاوت باشد . از سوی دیگر امکان دارد این مولفه‏ها از راه‏های گوناگون ترکیب شده باشند ؛ به گونه‏ای که الگو‏‏های شخصیتی گوناگونی را به‏وجود آورند .یکی از این ویژگی های شخصیتی، کمال‏گرایی است.
کمال‏گرایی یک سبک شخصیتی چند بعدی است که با شمار زیادی از مشکلات روان شناختی و بین فردی ارتباط دارد. کمال‏گرایی یک اختلال نیست اما عامل آسیب‏زایی است که مشکلاتی را برای بزرگسالان ، نوجوانان و کودکان به‏وجود می‏آورد. اغلب مردم، کمال‏گرایی را با موفقیت‏طلبی و وظیفه‏شناسی اشتباه می‏گیرند حال آنکه کمال‏گرایی با این نگرش‏ها تفاوت دارد. کمال‏گرایی یک الگوی نابهنجار از رفتارهاست، که می‏تواند منجر به اختلالات زیادی شود در صورتیکه موفقیت‏طلبی و وظیفه‏شناسی دربرگیرنده انتظارات ملموس و مناسب ( اهداف بسیار دشوار اما دست‏یافتنی ) است و حس رضایت و شادکامی را موجب می‏شود. در حالی‏که کمال‏گرایی مستلزم سطوح نامناسبی از انتظارات و اهداف ملموس و فقدان دائمی خشنودی، صرفنظر از عملکرد است (هیویت، 2009) .
با توجه به اینکه سالهاست درباره کمال‏گرایی مطالبی به عنوان عامل استرس‏زای موثر در اختلالات ناسازگارانه نوشته شده است، ولی در دهه‏های اخیر است که پژوهشگران توجه تجربی جدی بر روی این پدیده مبذول داشته‏اند. پژوهشهای کمی درباره چرایی نادیده گرفتن کمال‏گرایی به عنوان یک مشکل در گذشته صورت گرفته است شاید به این دلیل که کمال‏گرایی شیوع بسیار غیر قابل تصوری دارد. همچنین در دهه‏های اخیر پیشرفت جامعه‏ها از لحاظ تکنولوژی و تغییرات بسیار سریع باعث شده که افراد ساعات طولانی مشغول به کار باشند و همین فشار کاری و کمبود زمان برای تطبیق با تغییرات سبب شده که به پدیده‏هایی همچون کمال‏گرایی بیشتر توجه شود.
کمال‏گرایی به افکار و رفتارهای خود تخریب گرایانه ای اشاره می‏کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدت افراطی غیر واقع‏بینانه است. این در حالی است که مطالعات اخیر نشان میدهد نگرش کمال‏گرایانه موجب اختلال در موفقیت می‏شود. آرزوی کامل بودن هم احساس رضایت را از خود می گیرد و هم فرد را در معرض ناکامی قرار میدهد برنز(1980؛ به نقل از اشبی، رایس، 2002) معتقد است کمال‏گرایان کسانی هستند که در راستای اهداف غیر‏ممکن و غیر واقع‏بینانه به گونه‏ای اجباری تلاش می‏کنند.
مبحث ابراز وجود را نخستین بار اندرو سالتر (1949)، مطرح کرد. او از افکار پاولف درباره برانگیختگی و بازداری ، تأثیر پذیرفته بود، سالتر عقیده داشت که بعضی از افراد بیشتر متمایل به عمل مداری هستند و حالت برانگیختگی زیادی دارند. بعضی دیگر بیشتر به حالت نوروتیک متمایل‏اند، یعنی حالت بازداری در آنها بیشتر است. منظور سالتر از برانگیختگی، حالتی است که در آن افراد می‏توانند تمام توان های خود را چه از نظر شناختی و چه از نظر عاطفی به فعل برسانند(فقیرپور، 1377).به عقیده جاکوبسکی (1973) افرادی که رفتار خودابرازی نسبتا پایینی نشان می دهند باور ندارند که در احساسات، باورها یا عقایدشان حقی دارند. این افراد این اصل را که احساسی شبیه دیگران دارند، رد می کنند در نتیجه آنها نمی توانند زمینه های اعتراض علیه سوء استفاده یا بدرفتاری را پیدا کنند. این امر نشان می دهد که ادراکات، عقاید، احساسات و خواسته هایشان را نسبت به دیگران کمتر مهم یا درست می دانند(دیویس، اشلمن و مک کی، 1998)
آموزش ابراز وجود، یکی از روشهایی است که ممکن است به افراد کمک کند تا مهارت‏های مورد نیاز در تعاملات اجتماعی را فراگیرند و بتوانند احساسات و خواسته هایشان را با در نظر گرفتن احساسات و خواسته های دیگران بیان کنند. عابدی(1378) روش های مورد استفاده در آموزش ابراز وجود را شامل روش های شناختی و رفتاری می داند.در تکنیک های شناختی این اصل مورد توجه قرار می گیرد که فرد به علت شناخت های غلط و تحریفات شناختی، از انجام رفتار ابراز وجود امتناع می کند. روش های رفتاری بر آموزش گام به گام و تدریجی رفتارهای توأم با ابزار وجود تأکید می کند. روش های شایع مورد استفاده در آموزش ابراز وجود شامل:
روش تمرین رفتار ، روش حداقل پایین مؤثرو روش شدت بخشی می‏باشد.
فرانکوئیز و همکاران (1999)، بهبود رفتار دانش آموزان در کلاس را با بهره گرفتن از راهبردهای انظباط خودابرازانه نشان داده اند. این محققان تعدادی از دانش آموزان را که دارای مشکلات رفتار گسیخته، نداشتن انگیزیش و موقعیت تحصیلی ضعیف بودند، انتخاب کردند. مداخلات به صورت چند عاملی انجام شد و شامل انضباط خودابرازانه و شیوه های آموزشی بود. اطلاعات پس از مداخله آشکارکرد که این راهبردها تأثیر مثبت و معنی داری بر متغیرهای مورد مطالعه داشته است. تامسون و همکاران(1996)، یک برنامه درسی آموزش ابراز وجود را به 22 دانش آموز دبیرستانی ارائه دادند. مؤلفه شناخت و نگهداری اطلاعات رمزی خودابرازی با پیش آزمون ها و پس آزمون های چند گزینه ای اندازه گیری گردید. مؤلفه های عملکرد، جنبه های کلامی و غیرکلامی رفتار خودابرازی را در بر می گرفت که در موقعیت های بازی نقش اندازه‏گیری می‏شد. هنگامی که گروه های آزمایش با گروه های گواه در ارزیابی شناختی مقایسه شدند، تأثیرات معنی داری برای درمان، ارزشیابی و تعامل آنها به‏دست آمد. کومئو و هایبرت (1997)، نیز در بررسی مفهوم سازی درباره خصیصه‏هایی از ابراز وجود که با تعداد 9 شرکت کننده در آغاز و پایان یک برنامه آموزش گروهی ابراز وجود مورد ارزیابی قرار می گرفت، متوجه شدند، شرکت کنندگانی که در آموزش شرکت کرده بودند، تا حد زیادی از برنامه های ابراز وجود استفاده نمودند. در بررسی دیگری استوارت و لی وایس(1986)، تأثیر آموزش ابراز وجود را بر رفتار خودابرازی و عزت نفس دانش آموزان دبیرستانی سیاهپوست مورد تحقیق قرار دادند. نتایج تفاوت معنی داری بین نمرات پسران و دختران در ثبت اندازه های ابراز وجود به دست داد.
بهرامی(1375)، جرأت‏ورزی را به عنوان یک روش صرفا رفتاری و نیز تلفیقی از جرأت‏ورزی و بازسازی منظم منطقی، بر روی سه گروه از دانش آموزان مضطرب اجتماعی دوره راهنمایی اجرا نمود. نتایج نشان داد که مداخله جرأت‏ورزی به تنهایی به عنوان یک تکنیک رفتاری و نیز تلفیقی از مداخله‏های جرأت‏ورزی و درمان شناختی، هر دو در بهبود نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی مؤثر می باشند.
با توجه به اینکه جرات‏مندی رفتاری متاثر از شرایط محیطی و وابسته به یادگیری است، زمانی‏که رفتارهای جرات‏مندانه جزء عادات و ذخایر رفتاری فرد نباشد ،آموزش این مهارت ضروری است. از این‏رو درمانگران و پژوهشگران علاقمند به این حیطه با توجه به رویکردهای نظری خود ، شیوه‏های آموزشی و درمانی گوناگون را برای اصلاح و بهبود رفتارهای غیر جرات‏مندانه به کار برده اند.(جلالی ،1380)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به اعتقاد ولپی (1982 )جرات‏مندی عبارت از بیان مناسب و صحیح هر نوع هیجانی به غیر از اضطراب نسبت به فرد دیگری است.وجود چنین رفتاری در فرد سبب می شود که احساسات و هیجانات خود را در برابر رفتار دیگران که می تواند طیف وسیعی از تحقیر تا تحریک را همراه داشته باشد بدون ترس و به شکلی صحیح ابراز دارد . اهمیت مباحث فوق به خصوص در قشر نوجوان که در مرحله انتخاب و تصمیم‏گیری و گذر از کودکی به بزرگسالی است لزوم بررسی و پژوهش در این زمینه را دو چندان می سازد.
در چنین شرایطی، آموزش رفتار جرات‏مندانه به کودکان و نوجوانان ، به منظور تقویت و بهبود ارتباط مثبت با خود، ارتباط مثبت با دیگران و زندگی (دنیا) و نیز افزایش علاقه و موفقیت تحصیلی آنان بسیار مفید و سودمند بنظر می‏رسد. آموزش این مهارت‏ها به دانش آموزان کمک می‏کند تا خود و توانایی هایشان را بهتر بشناسند. در آموزش رفتار جرات‏مندانه دانش آموزان تشویق می شوند تا تجربه‏های مثبت و خوب خود را باز شناسند و نقش آن را در افزایش و ارتقای علاقه و خودکارآمدی بازشناسی کنند و بااین حال، توانایی شناخت جنبه‏های مثبت دیگران را پیدا کنند آنان همچنین می‏آموزند تا در جهان موضعی فعال اتخاذ کنند و زندگی خود راشکل دهند، نه این‏که هر آنچه به سرشان می آید به گونه‏ای منفعل بپذیرند.
اهمیت و ضرورت پژوهش
مبنای بسیاری از تصمیم های ما رفتار خود ماست. انتخابها وتصمیمهای ما از اطلاعاتی متاثرند که اثر خود را از طریق ساز و کارها و فرایندهای ناخودآگاه گوناگون اعمال می‏کنند (نیزبت و ویلسون ،1997 ).
به تاخیر انداختن تصمیم رفتاری است که شیوع فراوانی در جوامع مختلف دارند و روند رو به رشد آن بسیار گسترده است. این عادت با تاخیر در انجام دادن کار و مسئولیت توام است و در نتیجه پیامدهای ناخوشایندی به همراه دارد. اگرچه ممکن است پیامدهای منفی این عادت در زندگی روزمره نباشد اما زیان های برخاسته از شیوع این رفتار در بین افراد گروه‏های مختلف مهم و قابل ملاحظه است و هین امر ضرورت جلوگیری از چنین رفتاری را نمایان می‏سازد (گلدبرگ ،1998 ،به نقل از کرمی 1388 )

در طول دو دهه گذشته، تعداد رو به افزایشی از پژوهش‏ها به نقش کمال‏گرایی به عنوان ساختاری روشنگر، مهم و موثر در ارتباط با مسائل بسیاری از جمله ضعف سازگاری اشاره کرده‏اند. جذابیت موجود در موضوع کمال‏گرایی به این خاطر است که نه تنها در گسترش و رشد، بلکه در حفظ مشکلات روانشناختی دخالت دارد. مثلا پژوهش‏ها نشان داده ‏اند که کمال‏گرایی با علایم افسردگی، اضطراب، فکر خودکشی (استوبر و هیوارو ،2009) اختلال خوردن (دور و ترن،2011 ) رضایت از زندگی و عاطفه مثبت (فلت، بلنکستین و هویت، 2009) اضطراب اجتماعی بیشتر و بهزیستی روان‏شناختی کمتر( لارنتی ، براچ وهانس ، 2008 ) ارتباط دارد.
از نظر فلت (2012)، بین کمال‏گرایی بهنجار و روان آزرده تمایز وجود دارد. کمال‏گرایی بهنجار به عنوان تلاش برای معیارهای معقول و واقعی تعریف شده است،کمال‏گرایی روان‏آزرده تمایل به تلاش برای معیارهای بسیار بالا است که با ترس از شکست و تمرکز بر مایوس‏کردن دیگران است. تجربه احساس گناه تنها در کمال‏گرایی نابهنجار دیده می‏شود در حالیکه کمال‏گرایی سازگار ،با تجربه احساس غرور همراه است (لی و همکاران ، 2012 )
لزوم کاربرد راه های شناختی_رفتاری در راستای اصلاح پیامدهای کمال‏گرایی همچون افسردگی، احساس گناه و استرس و مشکلات تحصیلی و نیز پیشگیری از بروز آنها احساس می‏شود، چرا که در صورت عدم تعدیل آن، این پیامدها باعث اختلال در عملکرد فرد می شود و مشکلاتی را برای او ایجاد خواهد کرد.
در پژوهشی که توسط پشت‏مشهدی و همکاران (1382 ) صورت‏گرفته است ، به بررسی تعیین میزان اثربخشی برنامه مداخلاتی شناختی-رفتاری