۲-۴- سازو کارهای موثر بر راهبری شرکتی

 

پژوهشهای انجام شده حاکی از آن است که، دستیابی به اهداف راهبری شرکتی با سازوکارهای برون و درون سازمانی زیر تحقق می یابد. به عبارت دیگر سازو کارهای راهبری شرکتی بر دو نوع است (حساس یگانه ۲۴،۱۳۸۷):

 

 

    • سازو کارهای برون سازمانی

 

  • سازو کارهای درون سازمانی

 

۲-۴-۱ سازوکارهای برون سازمانی

 

این سازوکارها عمدتا شامل موارد زیر است:

 

 

    • نظارت قانونی: شامل تدوین، تصویب و استقرار قوانین نظارتی مناسب

 

    • نظام حقوقی: قوانین موجود در یک کشور میتواند اثر زیادی بر حمایت از سرمایهگذاران داشته و تعیین کننده نوع حاکمیت شرکتها در یک کشور باشد.در عمل، مطالعاتی که شواهدی از یک کشور خاص ارائه می کنند، محدوده کمی برای مطالعه روی اثرات سیستم حقوقی در نظر میگیرند، زیرا تمام شرکتهای موجود در نمونه تحت تاثیر یک سیستم حقوقی قرار دارند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • کارایی بازر سرمایه: شامل گسترش بازار سرمایه و تقویت کارایی آن.

 

    • نظارت سهام داران عمده:احترام به حقوق اقلیت و مجاز بودن نظارت اقلیت بر فعالیت شرکت
    • تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

    • نظارت سهام داران نهادی: تشویق و گسترش سرمایهگذاران نهادی

 

    • نظارت سهام داران اقلیت: احترام به حقوق اقلیت و مجازبودن نظارت اقلیت بر فعالیتهای شرکت.

 

    • الزامی کردن حسابرسی مستقل: با توجه به نقش بر جسته نظارتی آنها.

 

  • فعالیت موسسات رتبه بندی: ایجاد تسهیلات برای فعالیت موسسات رتبه بندی.

 

۲-۴-۲ سازوکارهای درون سازمانی

 

این سازوکارها نیز عمدتاً شامل موارد زیر هستند:

 

 

    • هیات مدیره: انتخاب و استقرار هیات مدیره توانمند، خوشنام و بی طرف

 

    • مدیریت اجرایی: تقسیم مسئولیت ها بین مدیریت اجرایی

 

    • مدیریت غیر اجرایی: ایجاد کمیتههای هیات مدیره از مدیران مستقل و غیر اجرایی (کمیته حسابرسی، حقوق و غیره).

 

    • کنترلهای داخلی: طراحی، تدوین و استقرار کنترلهای داخلی مناسب (مالی، حقوقی، ریسک، حسابرسی داخلی و غیره).

 

  • اخلاق سازمانی: تدوین و گسترش آیین رفتار حرفه ای و اخلاق سازمانی

 

در بالا توضیحاتی در خصوص حاکمیت شرکتی بیان گردید، در ادامه به بیان یکی از عوامل موثر بر حاکمیت شرکتی که موضوع مورد بحث در این پایان نامه میباشد تحت عنوان هیات مدیره خواهیم پرداخت:
قبل از ورود به مبحث هیات مدیره لازم است تعاریف ذیل ارائه گردد:

 

 

  1. مدیر مستقل: به مدیری گفته می شود که:

 

الف)منصوب سهامدار عمده یا نماینده او در مجمع نباشد.
ب) منصوب گروهی از سهامداران نباشد که از طریق ائتلاف آنها در مجمع، اکثریت اعضای هیات مدیره تعیین میشود.
ج) بیش از سه دوره عضو هیات مدیره ی شرکت نبوده باشد.
ه) در استخدام شرکت اصلی یا شرکت فرعی و وابسته آن نباشد.

 

 

    1. مدیر غیر موظف: عضو پاره وقت هیات مدیره است که فاقد مسئولیت اجرایی در شرکت میباشد.

 

    1. سهامدار جزء: سهامداری است که مستقلاً نتواند یک عضو هیات مدیره را منصوب کند.

 

    1. کنترل: عبارت است از توان هدایت سیاستهای مالی و عملیاتی واحد تجاری به منظور کسب منافع اقتصادی از آن.
    2. عکس مرتبط با اقتصاد

 

  1. مدیران اصلی: اشخاصی که اختیار و مسئولیت برنامه ریزی، رهبری و کنترل فعالیتهای واحد تجاری را بطور مستقیم یا غیر مستقیم برعهده دارند و شامل مدیران موظف و غیر موظف داحد تجاری میباشند.

 

۲-۵- هیات مدیره و وظایف آن

 

هیات مدیره از جمله سازو کارهای داخلی راهبری شرکتی است که تاثیر زیادی بر عملکرد شرکت و رعایت حقوق ذینفعان بنگاه اقتصادی دارد. نقش هیات مدیره شرکتها در نظارت بر نحوه اداره شرکت در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده و هدایت مدیریت اجرایی بسیار تعیین کننده است. تا جایی که در مواردی، راهبری شرکتی مناسب به واسطه ترکیب و عملکرد هیات مدیره سنجیده میشود.
هیات مدیره علاوه بر هدایت استراتژیک شرکت، مسئولیت مهمی در نظارت بر عملکرد مدیریتی و دستیابی به بازده مناسب برای سهامداران، رعایت قوانین و مقررات و در عین حال جلوگیری از بروز تضاد منافع و ایجاد توازن بین انتظارات از شرکت بر عهده دارد.
اصل ششم راهبری شرکتی سازمان همکاری اقتصادی و توسعه تا جایی که در مواردی، راهبری شرکتی مناسب به واسطه ترکیب و عملکرد هیات مدیره سنجیده می شود.
هیات مدیره علاوه بر هدایت استراتژیک شرکت، مسئولیت مهمی در نظارت بر عملکرد مدیریتی و دستیابی به بازده مناسب برای سهامداران، رعایت قوانین و مقررات و در عین حال جلوگیری از بروز تضاد منافع و ایجاد توازن بین انتظارات از شرکت بر عهده دارد.
اصل ششم راهبری شرکتی سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (۲۰۰۴)، هیات مدیره را ملزم به ایفای وظیفه امانت داری[۳] میداند که شامل دو عنصر اصلی وظیفه مراقبت[۴] ووفاداری[۵] است .
وظیفه مراقبت حرفهای ایجاب میکند اعضای هیات مدیره بر اساس اظلاعات کامل، با حسن نیت و مراقبت و پشتکار کافی به ایفای تعهداتشان بپردازند.
وظیفه وفاداری نیز اهمیت ویژهای به سبب تاکید بر اجرای موثر دیگر اصول راهبری شرکتی این سازمان درمورد رفتار یکسان با سهامداران، نظارت بر معاملات با اشخاص وابسته و تدوین سیایت تعیین دستمزد مدیران اجرایی اصلی و اعضای هیات مدیره دارد (رهبری خرازی ۱۳۸۷، ۳۸ ).
شرکت باید دارای هیات مدیره ای کارامد، منطبق با ویژگیهای مطرح شده در موارد ذیل باشد و مسئولیت های هیات مدیره و مدیران اجرایی باید به گونه ای شفاف تفکیک و مشخص شود: (پیش نویس آیین نامه حاکمیت شرکتی ۱۳۸۶، ۴و۵).

 

 

    • رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت نباید شخص واحدی باشد . وظایف اختیارات و مسئولیت های رییس هیات مدیره و مدیرعامل باید بطور صریح و روشن مشخص شود و هیچگونه تداخلی با یکدیگر نداشته باشند.

 

    • تعداد و ترکیب اعضای هیات مدیره باید به گونه ای باشد که تحلیل و بررسی وجوه مختلف موضوع شرکت را برای تصمیم گیری منطقی امکان پذیر می سازد. در شرکت های بزرگ تعداد اعضای هیات مدیره باید حداقل ۷ نفر باشد.

 

    • اکثریت اعضای هیات مدیره باید از مدیران غیرموظف باشند. موظف شدن اعضای هیات مدیره با تصویب هیات مدیره می باشد و مدیر ذینفع در این مورد حق رای ندارد. در ترکیب هیات مدیره باید حداقل یک عضو مالی غیر موظف و مسلط به گزارشگری مالی عضویت داشته باشد.

 

    • در شرکتهای بزرگ حداقل ۲ نفر و در سایر شرکتها حداقل ۱ نفر از اعضای هیات مدیره باید اط مدیران مستقل باشند.

 

    • اعضای موظف هیات مدیره نمی توانند در شرکت دیگر، مدیرعامل یا عضو موظف هیات مدیره باشند، اما می توانند حداکثر در هیات مدیره ۳ شرکت ، عضو غیرموظف باشند. اعضای غیرموظف هیات مدیره می توانند حداکثر در هیات مدیره ۴ شرکت دیگر عضو غیرموظف باشند.

 

  • هیات مدیره باید دبیرخانه ای داشته باشد که مسئولیت اجرایی تشکیل جلسات هیات مدیره، جمع آوری اطلاعات، انجام امور کارشناسی مورد درخواست اعضای هیات مدیره و حصول اطمینان از انجام تکالیف قانونی هیات مدیره را بر عهده گیرد.

 

طبق تحقیقاتی، لفرت[۶] (۲۰۰۷) با بهره گرفتن از اطلاعات ۴ سال برای تعداد ۱۶۰ شرکت به این نتیجه رسید که افزایش در تعداد اعضای غیرموظف هیات مدیره باعث افزایش ارزش شرکت می شود. زمانی که نسبت اعضای غیرموظف و اعضای حرفه ای بطور جداگانه مورد بررسی قرار میگیرند فقط نسبت اعضای غیرموظف هیات مدیره است که ارزش شرکت را تحت تاثیر قرار میدهد (ایزدی نیا و رسائیان ۱۳۸۹، ۵۵).
دو راهکار برای ارتقای کارآیی هیات مدیره می توان بیان کرد:

 

 

    1. رویکرد مدیر امین. اعضای هیات مدیره به نحوی انتخاب که استقلال آن ها توسط مدیران اجرایی تضعیف نشود. در ضمن اعضای کمیته حسابرسی نباید بر مبنای قیمت سهام و یا سود شرکت پاداش دریافت نمایند. در واقع باید وضعیتی پدید آورد که ایشان نسبت به میزان قیمت سهام و سود شرکت منافع شخصی نداشته باشند.

 

    1. افزایش مسئولیتهای اعضای هیات مدیره. ایجاد مسئولیت اعضای هیات مدیره در صورتی که وظیفه شان (علی الخصوص در مورد عملکرد نظارتی شان) را زیر پا بگذارند. این امر از چند راه قابل انجام است:

 

    1. توسعه دامنه مواردی که مدیر مشمول جریمه است.

 

  1. محدود کردن مواردی که مدیر تبرئه می شود.

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *